'همه مادران من' و 'کولاجو' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات دو فیلم 'همه مادران من' ساخته ابراهیم سعیدی و زهاوی سنجاوی و 'کولاجو، قلب من تیره شد' ساخته هلنا آپیو به نمایش در می آید.

در چند دهه گذشته کردها در ایران، عراق، ترکیه و سوریه همواره با حکومت های مرکزی بر سر کسب حقوقشان برخورد داشته اند . احزاب و گروه های جنگ جوی مختلفی در مناطق کردنشین در طول سا لها شکل گرفته و این گروه ها به شکل های مختلف به مبارزه با دولت های مرکزی پرداختند، از حرکت های خشونت آمیز گرفته تا مذاکرات صلح . نتیجه این اتفاقات برخوردهای بسیارخشنی بوده که معمولا دولت های مرکزی با کردها داشتند. یکی از خشن ترین و بی رحمانه ترین این برخوردها در عراق و در دوران حکومت صدام حسین اتفاق افتاد . در نسل کشی که به انفال معروف شد و در سال های ۱۹۸۳ و ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸ میلادی در کردستان عراق اتفاق افتاد، بسیاری از مخالفان کرد حکومت صدام، قتل عام شدند. این هفته در دو فیلم از نگاه دو فیلمساز - یکی ایرانی و یکی فیلمساز غربی به به این واقعه می پردازیم .

درباره فیلم 'همه مادران من'

حق نشر عکس aparatallmymothers
Image caption نمایی از فیلم 'همه مادران من'

'همه مادران من' یا 'دایکانی من' ساخته ابراهیم سعیدی و زهاوی سنجاوی ، یک روایت سینمایی از واقعه اول انفال در سال ۱۹۸۳ است.این دو فیلمساز سال ها بعد از این فاجعه به کردستان عراق سفر کردند و حاصل این سفر و دیدار با بازماندگان فیلم 'همه مادران من' است. فیلم به سراغ زنان روستایی این مناطق می رود. زنانی که بار اصلی زندگی پس از این واقعه بر دوش آنها بوده و زنانی که همچنان چشم به راه بازگشت شوهران ، پسران و برادران مفقود شده شان هستند .

ویژگی فیلم

'همه ماردان من ' روایتی، سینمایی و زیبا از یک قتل عام تلخ و یکی از مستندهای برگزیده و مهم در سینمای مستند ایران است. فیلمسازان این فیلم با تصاویر درخشان و تدوینی بسیار خلاق و دقیق از صدا و تصویر ، بیننده را با خودشان همراه می کنند و بدون این که به ورطه احساسات گرایی بیفتند داستان رنج و حرمان بازمانده های این واقعه را بازگو می کنند. فیلم یک کلاس خیلی خوب برای تدوین خلاقانه است.

درباره کارگردانان

حق نشر عکس aparatsaeedi
Image caption ابراهیم سعیدی ، کارگردان فیلم

ابراهیم سعیدی زاده مهاباد و فارغ التحصیل رشته سینما از دانشکده سینما تاتر، دانشگاه هنر تهران است. وی بیش از ۲۵ سال سابقه کار در حوزه های مختلف فیلمسازی( کارگردانی، مونتاژ، فیلمبرداری و فیلمنامه نویسی ) دارد. حاصل این ها کارگردانی چهار فیلم کوتاه 'مرثیه پریشانی' ، 'روژگیران' ( به همراه مهرداد اسکویی ) ، 'ژوان' و 'ژیله مو' و ساخت فیلم مستند 'همه مادران من ' و فیلم سینمایی 'ماندوو ' است. آخرین کار او فیلم مستند 'هیلین' نام دارد که در مراحل پایانی ساخت می باشد.

حق نشر عکس aparatsanjavi
Image caption زهاوی سنجاوی، کارگردان

زهاوی سنجاوی متولد اربیل عراق است. وی به همراه خانواده اش در سال ۱۳۵۴ به خاطر جنگ در کردستان به ایران پناهنده می شود.وی دانش آموخته سینما در سوئد و روسیه است. در کارنامه هنری او به غیر از 'همه مادران من' فیلم های مستند 'پرواز شب' و 'کرکوک ۱۹۹۱' و چند فیلم کوتاه و مستند دیگر به چشم می خورد.

نگاه کارگردان

از دوران نوجوانی از مردم می شنیدم که در باره کشتارهای دست جمعی در کردستان عراق و ویران کردن روستاها صحبت می کردند. چیزهایی می شنیدم که برای عقل ناقص من کم سن وسال، باور کردنش بسیار سخت بود. مگر می شود حکومت یک کشور با مردمش این چنین رفتار کرده باشد. اگر چه بعدها نمونه های بیشتر را در مورد بمبارانهای شیمیایی حلبچه و سردشت و مناطق مسکونی و جنگی ایران و کوچ دسته جمعی میلیونها شهروند کرد عراقی را هم دیدم که با هراس از تکرار همین کشتارها به قصد کشورهای هم جوار، کشورشان را ترک کردند. با توجه به دلبستگیهای انسانی و حرفه مستندسازیم همیشه در پی فرصتی بودم تا بتوانم بیشتر به این موضوع بپردازم.

زمانی که با مساعدت تهیه کننده این فیلم عباس غزالی فرصتی پیش آمد و از نزدیک با این موضوع آشنا شدم. تازه با عمق فاجعه و تراژدی اصلی آشنا شدم. به زندگی زنانی وارد شدم که در طول زندگی خو،د بسیار کم لحظاتی را به آسودگی در زیر سرپناهی در کنار خانواده خود سپری کرده بودند. ۱۸۲ هزار نفر رفتند و برنگشتند، اما فاجعه اصلی بر سر آنانی فرود آمد که پس از این حوادث بجای ماندند و سالها بار سخت زندگی در تنگنا و انتظاری بی پایان را بدوش کشیدند. هر کدام از این زنان برای خود حکایتی شگرف از گذشته خود داشتند که برای بازگویی گوشه هایی از هر کدام باید فیلم ها ساخت و یا کتابها نوشت.

حقیقتش در ابتدا نمی دانستم با این حجم عظیم فاجعه چه باید کرد، می دیدم و می شنیدم، گیج بودم، خدایا چه فیلمی باید ساخت که بتواند این حجم عظیم درد را در خود بازگوید، با دوست همکارم زهاوی سنجاوی بحث می کردیم و فقط راش می گرفتیم و جمع می کردیم. پس از آن بارها و بارها راشها را می دیدم و می دیدم. تصاویر مملو از اشک و آه و بازگوی حوادث و بدبختیهای گذشته بود. میدانستم که بیننده امروز سینمای جهان دیگر کم طاقت تر از آن است که بنشیند و علاوه بر ناکامیها و بدبختیهای خود گوش به بازگویی این تراژدی بزرگ بسپارد. لذا مرحله مونتاژ برای طراحی ساختار فیلم اهمیت بسیاری پیدا کرد تا بتواند ساختار را به گونه ای بکار گیرد تا فیلم تنها ذکر مصیبتی نباشد، بلکه فرم هم برای بیننده چیزی برای گفتن داشته باشد، که در این راستا موسیقی استاد علیزاده کمک بزرگی برای دست یافتن به ساختار روایی فیلم شد. در این مرحله سعی شد تا از میان انبوه راشهای گرفته شده بنا را بر جستجوی زندگی در زمان حال، بدور از گریه و بازگویی اصل حادثه بگذاریم، چرا که صورت ظاهر زنان خود گویای همه چیز بود.

ابراهیم سعیدی

درباره فیلم 'کولاجو، قلب من تیره شد'

حق نشر عکس aparatkulajo
Image caption نمایی از فیلم 'کولاجو، قلب من تیره شد'

'کولاجو، قلب من تیره شد' هم در ارتباط یا حادثه انفال است اما از زاویه ای دیگر و در منطقه ای دیگر از عراق اتفاق می افتد و همچنین از نگاه یک فیلمساز غربی است . کولاجو نام روستایی کرد نشین در عراق است که روزگاری حدود ۳۰۰ نفر جمعیت داشت. در پایان دوره قتل عام نیمی از جمعیت این روستا کشته شدند . در این فیلم بازماندگان آن ماجرا ازجمله جوانی که در دادگاه صدام حسین حاضر شد و علیه او شهادت داد، از این واقعه و تاثیرش بر زندگی شان سخن می گویند.

ویژگی فیلم

فیلم شیوه دیگری از روایت گری همراه با گفتار متن را انتخاب کرده است. این فیلم از مواد آرشیوی خیلی خوبی بهره برده است. شخصیت های جالبی برای روایت جلوی دوربین قرار گرفته اند و لحظه های حسی در آن ، خیلی خوب از کار در آمده است و پایان درخشان و بسیار تاثیر گذاری دارد.

درباره کارگردان

حق نشر عکس aparathelena
Image caption هلنا آپیو، کارگردان

هلنا آپیو فیلمساز شناخته شده بریتانیایی است که درباره موضوعات مختلفی از مسایل زنان و کودکان در آفریقا گرفته تا عراق و نقاط دیگر جهان فیلم ساخته است . او نزدیک هجده سال تجربه تولید تلویزیونی من جمله در بی بی سی دارد. برخی از کارهای او که بعضی از آنها سازنده اش را صاحب جایزه نیز کرده است عبارتند از: دوران مدرن، ۴۰ دقیقه ، داستا ن درون ، این را تصویر کن، کودکان بیمارستان و لندن میان دیگران.

خلاصه فیلم هفته گذشته 'وقت چیدن گردوها' به کارگردانی ایرج امامی

در فیلم 'وقت چیدن گردوها' ایرج امامی سازنده این فیلم به سراغ یک طلبه جوان رفته که به مکانی مقدس در یک روستا سفر می کند و در آنجا به دختر متولی آنجا دل می بندد.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

مجتبی

فیلمبرداری فیلم بسیار زیبا و جذاب بود. دیالوگ ها علاوه بر داشتن نیش و کنایه از سادگى خاصى برخوردار بودند که بیشتر با موضوع بى پناهى دختر و طلبه جوان هماهنگ شده بود. نشان دادن پدر دختر وعنوان متولى براى من نکته اصلى بود که به سادگى توانست فرد معتقد و حتى متعصب را نسبت به خرافات و ظلمى که بر سرایدار و دختر و البته به طیفى از جامعه روا مى شود ،روشن کند. از دیدن فیلم و نقد ان لّذت و استفاده بردم.

فرزین

فیلم بسیار ضعیفى بود. به جز معمارى و طبیعت چیزی نداشت. من که آخر فیلم را نفهمیدم. بجاى عشق من در آن آخوند جوان، ساده لوحى و فداکارى دیدم.

سیمین

فیلم از نظر موضوع و ساخت عالی بود. با توجه به زمان ساخت ، این فیلم جزو اولین تابو شکنان محسوب می شود. آهنگ ابتدای فیلم برای مردم روستا و فرهنگ شرقی کاملا آشنا و دلنشین بود و درباره صحبتهای منتقد فیلم باید بگویم: طلبه های جوان معمولا بچه هایی ساده و بی ریا هستند. اکثرا برای این که آخوند روستا شوند به طلبگی روی می آورند. بعد که تبدیل به غولهای اقتصادی می شوند، از دین و باورهای مردم نهایت سوء استفاده را می کنند تا جایگاهشان را از دست ندهند و این فیلم به خوبی آن را نمایش داد. البته طلبه جوان اگر به دخترمتولی می رسید از پدر زنش چیزی کم نمی آورد بلکه جلو هم می زد.

مهرنوش

برای ساختن یک فیلم خوب، غیر از دو چهره جوان و زیبا و مطرح، نیاز به کارگردانی هم هست.صحنه های کشدار و بی هدف فیلم هیچ پیامی برای بیننده نداشت و از ضعفهای واضح فیلم بود. علیرغم عمل مثلا انقلابی و روشنگرانه طلبه فیلم، می بینیم که خودش هم در مقابل مشکل دختر متولی، دقیقا دست به دامن "انشالله" و "دلم روشنه" و از این نوع برخوردها می شود، یعنی به نوعی خودش درگیر همان تفکر غالب است. مسئله جفت کردن کفشها، می توانست ته مایه طنزی هم در فیلم داشته باشد، تا عشق و طنز و چالش دینی و فریب را در کنار هم به یک فیلم جذاب تبدیل کند که متاسفانه در نطفه کور شد. حضور منتقد در کنار کارگردان کاملا دست و پای او را بسته بود .

منصور

کارگردان فیلم در مصاحبه چندین بار به این موضوع اشاره می کند که این فیلم را در شرایط خیلی خاص ساخته است و لازم نمی بیند به آن اشاره کند ولی منتقد ، فیلم را کلا از زاویه دیگری نقد می کند.

علی

موضوع فیلم خوب و تاثیر گذار بود ، اما پرداخت فیلم می توانست بهتر باشد. مثلا اتفاقهای آخر فیلم یک مقدار سریع و مبهم بودند. اما از نکات مثبت فیلم که نسبتا بخوبی نشان داده شده بود این است که عشق یک اتفاق است ، در شرایطی که اصلا انتظارش نیست ، یک روحانی شیفته آواز دختری می شود. در کل من حس خوبی از فیلم دارم.

مریم

به نظر من فیلم خوب و نسبتاً خوش ساختی بود ولی موضوعی که خود کارگردان آن را موضوع اصلی می دانست عشق طلبه بود،که در پروردن آن در فیلم غفلت فاحشی رخ داده بود و صرفاً به شعری که در انتهای فیلم خوانده شد قناعت کرده بودند.اما باید به زمان ساخت فیلم و محدودیت های زمانی و مکانی آن هم توجه داشت. به نظر من موسیقی فیلم خوب بود ولی میتوانست به نحو حساب شده تری مخاطب را تحت تأثیر قرار بدهد و به سکانس های مختلف این فیلم روح بیشتری بدهد..

نکته ی دیگر اتفاقات انتهای فیلم بود که صرفاً با توضیحات ایشان در ذهن من شکل گرفت. شاید بهتر بود دیالوگ این بخش آهسته تر و واضحتر عنوان می شد.چیز دیگری که به نظرم تأکید نکردن برآن فیلم را ضعیف جلوه می داد لهجه ی خانم مستوفی بود. ایشان نقش دختر روستایی که با اجتماع همان روستاهم ارتباط چندانی ندارد را ایفا میکردند. درحالی که بالهجه و تیپ یک دختر شهری در فیلم ظاهر شدند ولی در کل فضای فیلم حس بی نظیری را در من زنده کرد،انتخاب کادرهای زیبا در فیلم برداری باعث جذابیت بیشتر این فیلم شد و موسیقی زیبای برگزیده شده از نقاط قوت این فیلم بود.

گیتی

موضوع فیلم جالب و بحث برانگیز است ولی متاسفانه خوب پرداخت نشده است. می توانست خیلی بهتر ازین باشد. فیلم گویا قرار بوده یک فیلم عاشقانه باشد ولی چنین چیزی در فیلم زیاد مشهود نیست . در ابتدا که بیشتر به یک مبارزه با باورهای غلط مذهبی شبیه است که به یک باره و به شکل شتاب زده ای به یک داستان عشقی تبدیل می شود و به این ترتیب این فیلم در هر دو زمینه ضعیف باقی می ماند، ولی در مجموع من از تماشای این فیلم به دلیل داستان فیلم و فضا و حال هوای خاص و موسیقی فیلم و بازی آقای پارسا پیروز فر لذت بردم.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط