چرا غزنی برای جهان اسلام اهمیت دارد؟

Image caption دارایی‌‌های فرهنگی و هریک از آفریده‌ها و تولیدات فرهنگی و فکری مال مشترک همه ملل جهان است

نامگذاری غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی اسلام در آسیا در سال ۲۰۱۳، موضوع مهم برای غزنی، مردم افغانستان و جامعه ملل که سهمی در اشتراکات فرهنگی دارند از اهمیت بالایی برخوردار است.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر به چشم می‌خورد که به پرسش‌های پیش آمده جواب بگوید.

پرسش‌های مانند اینکه آیسیسکو روی کدام دلیل غزنی را به این عنوان مفتخر ساخته است؟ یعنی غزنی از چه ویژگی‌های برخوردار بوده است تا در مرکز توجهات جهان اسلام قرار بگیرد؟ همچنین، این موضوع مشخصا برای غزنی و یا به طور کلی برای افغانستان چه اهمیت خواهد داشت؟

غزنی مرکز توجه جهان اسلام

یکی از دلایلی که غزنی را در مرکز توجه جهان اسلام قرار داده است، اهمیت تاریخی- فرهنگی غزنی است. چون غزنی در دوره امپراتوری‌های غزنوی و تیموری، در گسترش و انتقال علوم، معارف و فرهنگ اسلامی نقش بزرگی بازی کرده است.

Image caption کتابهای مال الهند، کشف المحجوب و آثار الباقیه هم یادگار این دوره تاریخی فرهنگی است

به نظر می‌رسد این تصمیم در واقع ارجگذاری به جایگاه فرهنگی و تاریخ درخشان غزنی است.

معرفی غزنی به عنوان پایتخت تمدن جهان اسلام تصامیم بعدی ملی و بین‌المللی را نیز به دنبال داشته است.

به طور مثال اعضای سازمان ایکو با اشتراک وزیران فرهنگ و اعضای بلند رتبه کشورهای عضو در کابل، به طور عمده روی بازسازی غزنی بحث کردند تا غزنی آن آمادگی را داشته باشد که با چهره بازسازی شده از مهمانان خود استقبال کند.

بازسازی غزنی درواقع بازسازی هویت جمعی مردم افغانستان و همچنین بازسازی مشترکات فرهنگی ملل جهان است. دولت افغانستان نیز همواره روی بازسازی غزنی و آمادگی پذیرایی از روز بزرگداشت همت گذاشته است.

وسعت ظرفیت‌های فرهنگی و فکری غزنی نه تنها اهمیت بومی داشته و دارد بلکه بخشی از تاریخ پر افتخار نظام‌های سیاسی در سطح دنیاست.

نظام سیاسی یا سرزمینی که روزی فرهنگ و تمدن اسلامی را در سرزمین‌های دیگر انتقال داد، اکنون فرصت یافته است تا به عنوان میراث مشترک ملل دنیا غنا و ژرفای فرهنگی و تاریخی خویش را بنمایاند.

عصر غزنویان عصر رشد فرهنگ بوده است. شهر غزنی در این دوره هزار باب مکتب داشته است. بزرگان فلسفه و علم، دانشمندان، نویسندگان و شاعران بزرگی چون ابوریحان بیرونی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، ابوالفضل بیهقی، عبدالحی گردیزی، حکیم ابوالمج مجدود بن آدم سنایی، هجویری، مسعود سعد سلمان، عنصری و فرخی سیستانی در آن زمان در شکوفایی و رونق فرهنگی سهم بسزایی ایفا کرده اند.

کتابهای مال الهند، کشف المحجوب و آثار الباقیه هم یادگار این دوره تاریخی فرهنگی است.

غزنی فرهنگ و معارف اسلامی را در عصر محمود سبکتگین تا پنجاب و لاهور و هندوستان انتقال داده است. از شکوه و اوج عظمت تاریخی این دیار نزدیک به ۴۰ بنای تاریخی به یادگار مانده است.

شهر غزنی قدمت ده هزار ساله دارد. از این دوره ده هزار ساله عصر غزنویان و تیموریان برای جهان اسلام از اهمیت خاص برخوردار است و از نظر فرهنگی و علمی جایگاه رفیع دارد.

Image caption عصر غزنویان عصر رشد فرهنگ بوده است

سالیان متمادی این شهر عالمان و ادیبان برجسته را تحویل جامعه بشری داده و برغنای علمی و ادبی افزوده است. هریک از شاهکارهای ادبیات فارسی مانند شاهنامه، تاریخ بیهقی، تاریخ گردیزی، حدیقه الحقیقه سنایی، دیوان عنصری و دیوان فرخی تحت حمایت غزنویان در غزنی پدید آمده است.

برجسته کردن شکوه تاریخی غزنی در زمانی که افغانستان درگیر بدترین شکل نابسامانی های تاریخی جنگ و تروریست است برای مردم جهان این مسئله را خاطر نشان خواهد کرد که مردم این دیار دارای تاریخ غنی هستند.

سرزمینی که روزگاری مهد آفرینش و مرکز فرهنگ، علوم و معارف بوده است، اگر فرصت بالندگی پیدا کند و از چنگال جنگ و تروریسم رهایی یابد می‌تواند نقش بسزایی در توسعه فرهنگ و معارف و علوم بازی کند.

اهمیت دیگر موضوع در این است که توجهات نظام سیاسی افغانستان و مراجع بین‌المللی را در یک اجماع عام فراخواهد خواند. بدین معنا که جامعه ملل در یک دیدگاه مشترک به میراث مشترک جهانی اهتمام خواهد گذاشت.

تمرکز روی این دیدگاه مشترک به آبادسازی و بازسازی شهر غزنی کمک خواهد کرد.

اهمیت اقتصادی

از ارزش اقتصادی غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نیز نباید چشم پوشید. بازسازی مراکز و مشترکات فرهنگی غزنی و تمرکز روی غزنی به عنوان میراث مشترک بشری جایگاه گردشگری غزنی را بیشتر مورد توجه قرار خواهد داد.

در اثر این توجه جاذبه‌های گردشگری غزنی سهمی در شکوفایی اقتصاد افغانستان، انکشاف صنایع دستی و بخش خصوصی، بهبودی اقتصاد و معیشت مردم ایفا خواهد داشت.

غزنی متعلق به تمام ملل جهان است. جزو دارایی‌های معنوی و مادی نه تنها جهان اسلام بلکه بشریت است. چون فرهنگ و دارایی‌های معنوی و مادی را نمی‌توان منحصر به سرزمین خاص و کشور خاص و مردم خاص دانست.

دارایی‌‌های فرهنگی و هریک از آفریده‌ها و تولیدات فرهنگی و فکری مال مشترک همه ملل جهان است. اگر آیسیسکو به چنین تصمیمی اقدام کرده است یقینا روی تعلق غزنی به تمام جهان است.

فقط این نکته قابل توجه است که دوره‌های درخشان تاریخی غزنویان و تیموریان و نوع حکومتداری، گسترش فرهنگی و حمایت منابع بشری فرهنگی و جذب و حمایت آنان، چه پیامی برای نظام سیاسی کنونی افغانستان و سیاستگذاران امروز افغانستان خواهد داشت.

حکومت کنونی افغانستان از تجربیات تاریخی و دیرینگی فرهنگی غزنه چه تجربه‌ای برای توسعه فرهنگی در نظر خواهد گرفت؟ بعلاوه شرکای فرهنگی غزنه یعنی جهان اسلام در استمرار حمایت، نگهداری، حفاظت و مرمت و بازسازی غزنه چقدر اهتمام خواهد گذاشت؟

مطالب مرتبط