کیمیای اشک؛ مروری بر رمان تازه پیتر کری

فقط سه نویسنده تاکنون توانسته اند که دو بار جایزه معتبر بوکر را دریافت کنند: کوئتزی، فارِل و هیلاری منتال.

آخرین کتاب پیتر کری به نام «کیمیای اشک» است که بار دیگر نگاه منتقدان را به خود جلب کرده است.

پیتر کری نویسنده استرالیایی (متولد ۱۹۴۳) خالق رمان‌هایی چون «اسکار و لوسیندا»، «تاریخ واقعی دسته کِلی» (که هر دو جایزه بوکر را بردند)، «طوطی و الیور در آمریکا»، «زندگی جعلی من» است که اسم او در لیست جایزه نوبل ادبی هم آمده است.

رمان از اینجا آغاز می‌شود که زنی به نام کاترین، که سال‌های آغازین چهل سالگی را طی می‌کند، در موزه‌‌ای در لندن به کار مشغول است، اما یکباره دچار اندوه شدیدی می‌شود. او مدت سیزده سال به طور مخفیانه معشوق همکار عیال وار خود بوده اما ناگهان مرد در مترو دچار حمله قلبی می‌شود و می میرد.

جهان برای کاترین ویران شده است. کاترین پنهانی و به تنهایی در عالم خود به شدت غمناک است اما نمی‌تواند آن را بروز دهد.

او محافظ موزه است، از چیزهایی باید محافظت کند که درون خود اسراری دارند. مثل وضعیت خودش به‌عنوان معشوق مردی متاهل که باید اسراری را در خود محافظت کند. «او مرده است و هیچ کس به من نگفت...من و متیو تیندال سیزده سال عاشق هم بودیم. او راز من بود و من راز او.» (ص ۳)

در این حین مدیر کاترین متوجه افسردگی او می‌شود، یا از سر خیرخواهی یا به خاطر آبروداری، به کاترین کاری را محول می‌کند.

پدر بزرگ آلمانی کاترین، سازنده یا تعمیرکننده ساعت‌های کوکی بوده است، ساعت‌ها و یا وسایلی که با چرخنده‌ها و اهرم سر و کار دارند. و خود کاترین نیز یک زمان‌سنج یا ساعت‌سنج است کسی که دقت اندازه‌گیری وسایل کوکی (یا امروزه دیجیتالی) که زمان‌دار هستند، را تنظیم می‌کند یا آنها را می‌سازد. بدین‌ترتیب، کاترین با مفهوم زمان نیز رو در روست.

رئیس موزه، به کاترین، قطعاتی از یک اسباب بازی کوکی متعلق به قرن نوزدهم می‌دهد تا آنها را سوار کند. کاترین با وضع روحی که دارد از این کار دلخور است اما به تدریج به آن علاقمند می‌شود. ابتدا فکر می‌کند که این اسباب بازی کوکی، یک میمون است اما از روی دفترچه یادداشت کهنه هنری درمی‌یابد که اردک است.

رمان دو راوی عمده دارد: راوی اول کاترین است و راوی دوم هنری که کاترین از روی دفتر یادداشت او پی به عملکرد اسباب بازی می‌برد. هر چند در بعضی مواقع نویسنده به عنوان دانای کل ظاهر می‌شود. (من مردی متمول بودم، هنری نوشت و کاترین خواند .ص۸۷)

هنری، فردی متمول متعلق به قرن نوزدهم است، دوره ویکتوریا. او پسری مریض دارد که در حال مرگ است. روزی طرحی از اردک اسباب بازی را به پسرش نشان می‌دهد. و پسرک برق زندگی در نگاهش پیدا می‌شود. هنری تصمیم می‌گیرد به «بلک فارست» در آلمان برود که سرزمین سازندگان ساعت‌های کوکو هستند. همانطور که گفته شد آلمان سرزمین آباء و اجدادی کاترین هست.

رمان با ورود شخصیت‌های دیگر پیش می‌رود. کاترین عموما از گریه‌ کردن‌های خود در فراق معشوق و از پیشرفت کارش در ساختن اسباب‌بازی حرف می‌زند.

رمان «کیمیای اشک» را در دو سطح می شود بازخوانی کرد.

یک سطح درباره بدن و ماشین است و سطح دیگر سوگواری است.

در واقع این کتاب نوعی سوگواری و راه نجات است. هنری که دارد پسرش را از دست می‌دهد هم دارد گام‌های نخستین سوگواری را طی می‌کند و هم از این طریق آن دنبال نجات است؛ شاید نوعی از نجات و رستاخیز مسیحی.

پیتر کری عموما در رمان‌های خود از تاریخ مدد می‌گیرد و رمان‌های او همیشه از کنار مقوله‌ای تاریخی عبور کرده‌اند.

در رمان «اسکار و لوسیندا» که مربوط به جابه‌جا کردن یک کلیسای واقعی و قدیمی بر روی تپه است، در «طوطی و الیور در آمریکا» از زندگی دوتوکویل یاری گرفته است.

نیز می‌توان همواره رد داستان‌هایی که به طور عامیانه در میان مردم جهان شهرت یافته را در آثار او گرفت.

به عنوان مثال، در این رمان، داستان «آخرین برگ» نوشته هنری که مربوط به کودک بیماری است که همسایه نقاش او سعی می‌کند با کشیدن برگی رو دیوار بر درخت، به او امید زندگی دهد، هنری هم با ساختن این اسباب‌بازی می‌خواهد برق زندگی را در چشمان پسر بیدار نگه دارد.

کاترین نیز با ساختن این وسیله می‌خواهد با طی مراحل سوگواری،و با تصفیه و پالایش خود، امید به زندگی را در خود احیاء کند. همه اینها مضمونی از نجات مسیحایی در خود دارد.

Image caption پیتر کری نویسنده استرالیایی (متولد ۱۹۴۳) خالق رمان‌هایی چون «اسکار و لوسیندا»، «تاریخ واقعی دسته کِلی» (که هر دو جایزه بوکر را بردند)، «طوطی و الیور در آمریکا»، «زندگی جعلی من» است که اسم او در لیست جایزه نوبل ادبی هم آمده است

این طی کردن مراتب برای بهبود و استفاده از تم‌های داستان‌های مشهور، در جایی دیگر از رمان خود را نشان می‌دهد. آنجا که اردک مورد بحث، که قرار است واقعا اردک باشد، در انتها درمی‌یابیم که قو از آب در آمده است.

اولین لایه‌ای که از این تبدیل شدن اردک به قو به ذهن می‌رسد، داستان «جوجه اردک زشت» است نوشته هانس کریستین اندرسن.

جوجه‌ای زشت که همه او را طرد می‌کنند، اما با طی مراحل رشد، قوی بسیار زیبایی می‌شود که همه موجودات دیگر مرغزار حسرت او را می‌خورند. کری در این رمان، مراحل تکامل و تغییر و تبدیل را بازگو می‌کند.

به این ترتیب مسئله مرگ و زندگی بار دیگر خود را در این رمان نشان می‌دهد. کاترین عزیزین کس زندگیش را از دست داده، اما ملزم به زندگیست.

هنری نیز با مسئله مرگ و زندگی فرزند درگیر است. کری این دو را با فاصله قریبت صد و پکجاه سال، بهم وصل می‌کند تا در عمل سوگواری آنها را شریک یکدیگر کند. کاترین با خواندن دفتریادداشت هنری، به نوعی با او زندگی می‌کند.

سطح دیگر که در رمان پیتر کری شاهد آن هستیم: مسئله ماشین و بدن است.

دکارت، حیوانات را ماشین‌های بدون روح تلقی می‌کرد. در این رمان این تقابل بین روح و ماشین دیده می‌شود. عنوان کتاب که واژه شیمی را در خود دارد، نیز اشاره به فرایندی دارد. اشک‌ها از احساسات آدمی برمی‌خیزند که با طی فرایند شیمیایی، تبدیل به موجودیت مادی می‌شوند.

کری در رمان «شیمی اشک‌ها» بار دیگر مسئله بدن، روح و ماشین و نوع ارتباط بین آنها را برای ما بازمی‌کند.

شاید اسباب‌بازی اردک یا قو اشاره به دکارت داشته باشد: حیوانات، ماشین‌های بدون روح هستند. اما در عین حال، چه بسا، پیتر کری در تقابل با این گفته دکارت باشد زیرا اولا این اردک-قو را واسطه بین کاترین و هنری در دو قرن مختلف می‌کند که قرار است مقوله سوگواری را رهنمون کند؛ ثانیا تبدیل شدن اردک به قو، برخلاف نظر دکارت، نشانگر عنصری جاندارد با روح است.

کاترین در پایان کار می‌گوید: ماشین‌ها نمی‌توانند احساس کنند. روح‌ها، شیمی نیستند.

اما بار دیگر سوگواری؛ پیچشی در رابطه من با دیگری وجود دارد.

من، دیگری را دوست دارم و عاشق او هستم، بنابراین او برای من نه تنها تشکیل‌دهنده کل جهان، بلکه جهان من است.

فروید در این زمینه می‌گوید که باید بین الحاق کردن corporation و درون فکندن introjections فرق قائل شد.

او معتقد است سوگواری درون‌فکندن دیگری در خود، نه الحاق کردن او به خود همچون ضمیمه‌ای یا موجودیتّی خارجی است.

دریدا ضمن نقد فروید در رساله «کار سوگواری» برعکس آنچه فروید می‎گوید، معتقد است. درون‌فکن کردن دیگری در من، بدین معناست که من، دیگری را همانند خودم می‌سازم و به لحاظ استعاری گویی نوعی آدمخواری محسوب می‌شود.

فروید آن را خیانت به دیگری می‌داند اما دریدا به این بسنده نمی‌کند و این پیچش زمانی خود را نشان می‌دهد که می‌گوید: هر چه نفس، عنصر خارجی را درون خودش حفظ کند، آن را بیشتر از خود بیرون گذاشته و حذفش می‌کند.

سرانجام گویی سوگواری، هم الحاق دیگری است و هم درون‌فکندن او.

دیگری نه می‌تواند به ‌منزله عنصر خارجی در من محفوظ بماند، نه می‌تواند به‌طور تام در من درون فکنده شود. (دائره‌المعارف اینترنتی فلسفه، ژاک دریدا) بدین‌ترتیب، آنچه در رابطه عاشقانه من و دیگری باقی می‌ماند، مقاومت است.

از طرف دیگر، دو نفر وقتی همدیگر را دوست دارند، و زمانی که یکی از دست می‌رود، دیگری شروع به سوگواری می‌کند، دریدا می‌گوید در این سوگواری هم وفاداری هست، هم خیانت. از آنجا که سوگواری، وفاداری و تناهی‌بودن در قلب مقوله «دوستی» نهفته است، بدون ذکر آن دوستی نمی‌توان از سوگواری حرف زد.

اما چون وقتی دوستی را از دست می‌دهیم نه تنها او را از دست داده‌ایم بلکه بخشی از جهان احساسات خود را از دست داده‌ایم، این سوگواری هم وفاداری به اوست هم خیانت؛ چون تنها به خاطر او نیست که (همان که درونی من شده است) سوگواری می‌کنیم بلکه به خاطر خود هم به سوگ نشسته‌ایم. و این مسئله آخری، جهت سوگواری به سمت او را تغییر می‌دهد. به همین خاطر دریدا می‌گوید در عمل سوگواری، وفاداری و عدم وفاداری به طور همزمان مستتر است.

کاترین، برای سوگواری، دستگاهی را بازسازی می‌کند. دستگاهی که قریب صد وپنجاه سال پیش ساخته شده بود، حالا از هم باز شده. این عمل کاترین، یادآوری مقوله ای است: واسازی که قلب نظریه ژاک دریدا است. نه تنها دستگاه اردک سوار می‌شود بلکه این بار در مرحله‌ای والایش‌یافته بدل به قو می‌شود.

کاترین با سوگواری (عمل وفادری/ خیانت) نیز به‌نوعی اظهار اشباح از اعماق تاریخ را انجام می‌دهد، او نه تنها برای خود به خاطر عشق از دست رفته، بلکه به خاطر هنری دست به این عمل می‌زند؛ گذشته واسازی می‌شود تا عملِ نجات یافتن و رستگاری بر کنگره بشریت سرود سر دهد.

«... و زمان نمی‌تواند پایان یابد. پوست ما حامل میلیون‌ها دریافت‌کننده است. این تمام چیزی است که می‌دانم. دوستت دارم. تو را حفظ می‌کنم. برای ابد دلتنگم.» (کیمیای اشک، صفحه ۲۷۱ )

مطالب مرتبط