'سیاه بازی' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'سیاه بازی' ساخته مریم خاکی پور به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم "سیاه بازی"

'سیاه بازی' ، فقط بازی بازیگر نقش سیاه نیست بلکه راهی برای گفتن خیلی حرف ها است.در شرایط تشدید فشارها و سانسور ، طنز و جوک هایی که بین مردم رد و بدل می شود، به سرعت تبدیل به وسیله ای می شود، برای بیان ابراز مخالفت با حاکمان. سیاه بازی هم همیشه جایی برای تخلیه روحی این تلخی های اجتماعی بوده است .در نمایشنامه رو حوضی معمولا دو تیپ حضور دارند. یکی حاجی یا حاکم که معمولا تجلی حکومت وقت است و دیگری سیاه که معمولا اسمش 'مبارک' است و به نحوی سمبل مردم زجر دیده آن دوران به حساب می آید. سیاه با گستاخی های خودش حرف های خارج از قاعده می زند و انتقادهایی می کند که ممکن است طرح آنها برای آدم های دیگر گران تمام شود. نمایشنامه های رو حوضی یا سیاه بازی با این که ریشه در دوره صفویه دارند، اما از حدود صد سال پیش در ایران پا گرفته اند. قدیمی ترها یادشان هست که زمانی بنگاه های شادمانی برو بیایی داشتند و بازارشان گرم بود ولی بعد از انقلاب، سیاه بازی و نمایش روحوضی با بسته شدن تئاترهای معروف لاله زار رو به زوال رفت. آخرین نسل بازیگران معروف این نقش هم سعدی افشار بود که شهرتی فراگیر داشت اما به تازگی در شرایطی سخت و مهجور در گذشت.

در فیلم سیاه بازی مریم خاکی پور به سراغ تئاتر نصر، یکی از قدیمی ترین تئاترهای ایران رفته و تصویری منحصر به فرد از وضعیت بازیگران نمایش سیاه بازی در ایران ترسیم کرده است.

ویژگی فیلم

'سیاه بازی' از معدود فیلمهایی است که زوال نسلی از نمایشگران و هنرمندان ایرانی را به خوبی روایت می کند. فیلم خیلی خوب روایت خودش را پیش می برد، و همچون یک جستجو گر ناپیدا به دنبال مکانها و نمایشگران این رشته می رود و در شادیها و غمهایشان حضور پیدا می کند.سکانس آخر این فیلم به ویژه به لحاظ حسی بسیار تاثیر گذار بود. فیلم در ابعادی وسیع تر به بی توجهی و ضدیت حکومت و متولیان فرهنگی و هنری با ترویج فرهنگ شادی و شادمانی در بعد از انقلاب می پردازد.

البته بعد از ساخت این فیلم، این گروه اجراهای مختلفی در کشورهای اروپایی داشته است. تاتر نصر هم قرار شد که تبدیل به موزه تاتر شود اما سالهاست که به همین شکل مانده و خبری از موزه تاتر هم نیست و همچنان مشکل اصلی این هنر، یعنی نداشتن حمایت سر جای خودش با قی است.

Image caption مریم خاکی پور، کارگردان

درباره کارگردان مریم خاکی پور مستند ساز متولد تهران و دانش آموخته رشته تاتر از دانشکده هنرهای دراماتیک، داشنگاه هنر تهران است. وی هم اکنون در فرانسه زندگی و کار می کند و فیلم 'سیاه بازی' اولین فیلم او در مقام کارگردان است که در سال ۲۰۰۴ میلادی ساخته شده است.

نگاه کارگردان

سعدی افشار گنجینه زنده از یک نسل بود و مرگ او فقدان بزرگی در تاریخ تاتر ایران محسوب خواهد شد. این فیلم سرگذشت یک هنر سنتی ایرانی در گذر زمان را به ما نشان می دهد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که زمانی که فیلم " عمله گان طرب" (نام دیگر این فیلم) درباره او و گروهش در اروپا و فرانسه به موفقیت چشمگیری دست یافت، آریان موشکین، تاتریسین شهیر فرانسوی از سعدی و همکارانش دعوت به عمل آورد که برای اجرا به فرانسه سفر کنند. زمانی که سعدی با صدای فراموش نشدنی اش مانند یک گربه روی صحنه آنجا می خزید و برنامه اجرا می کرد و قهقهه های بی وقفه فضای آنجا را انباشته بود، من احساس غرور می کردم. ما مجبور بودیم برای این که مخاطب اروپایی متن نمایش را بفهمد از زیر نویس استفاده کنیم ولی در هر اجرا سعدی سخنی نو ابداع می کرد و سر صحنه می گفت. واقعا او یک بازیگر خلاق و نو آور روی صحنه بود. در زندگی روزمره او همواره ساکت بود ولی به محض این که روی صحنه می آمد او به شخصیت دیگری بدل می شد. انگار که خودش نبود. ما بدون شک از فقدان کسی که هنر و انسانیتش را بین ما تقسیم کرد دلتنگ خواهیم شد و لحظاتی که برای فیلمبرداری این فیلم با او گذشت برای من هیجان انگیزترین لحظات کل عمرم بوده است.

خلاصه فیلم هفته گذشته 'خانواده در تبعید' ساخته آرش ریاحی

Image caption نمایی از فیلم 'خانواده در تبعید'

فیلم 'خانواده در تبعید ' ساخته آرش ریاحی ، فیلمی است در ارتباط با پناهندگان سیاسی که ایران را ترک کردند و امکان بازگشت به ایران و دیدار اقوام و خویشاوندان را ندارند. این فیلم ماجرای این دلتنگی و تلاش یک خانواده تبعیدی برای دیدار با اقوامشان را روایت می کند. خانواده و اقوام این پناهجویان که هر کدام درکشورهایی مثل آمریکا ،کانادا ، ایران و اروپا زندگی می کنند، تصمیم می گیرند همدیگر را در جایی غیر متعارف و خارج از ایران ببیندند. این فیلم درباره این ملاقات و درباره موضوعات قبل و بعد از این ملاقات است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

پریچهر

مستند بسیار خوبی بود. ولی بیشتر از اینکه به جامعه نیمه مدرن و نیمه سنتی ایران بپردازد، کشمکش و دغدغه های خانواده ای که دچار بحران های سیاسی اند، در این فیلم خودنمایی می کرد. به نظرم آن گریه ها و عواطف هم نوعی از فرهنگ ماست. ما ایرانی ها که اغلب احساساتی هستیم و آن پلان آخری هم که راجع به آن دختر بچه کارشناس برنامه گفت،خیلی خوب در آخر فیلم نشسته بود. من آن را یک جور تیتراژ پایانی برای فیلم محسوب کردم که البته صدای آن دختر بچه موسیقی خوبی هم داشت. در کل مستندی بود که از بطن یک خانواده و مشکلاتشان بیرون آمده بود. پرداخت خیلی کمی داشت که به طبیعی بودن و مستند بودنش خیلی کمک کرد.

زان زی

به نظرم یک فیلم مزخرف بود. پسره در فیلم همینطوری دوربین دستش گرفته بود و دم به دم بیهوده فیلم گرفته بود. هیچی هم ازش در نمی آمد. اصلا اینها متوهم سیاسی بودن داشتند. در حالی که نهایت فعالیت سیاسی اینها این بود که جز اون ۸ هزار ایرانی طرفدار 'هخا' بودند. والا اگر می آمدند ایران هیچ کس کاری به آنها نداشت.

شیری

من از تماشای این فیلم به دلایل زیر لذت بردم: اول این که در این فیلم بخشی از چالش ها هر روزه ما به تصویر کشیده شده بود. دوم این که واقع بینانه و صادق بود. سوم این که آقای ریاحی توانسته بود بخشی از حالات و اضطرابهای درونی پدر و مادر خود را نشان دهد.

مریم

متاسفانه فیلم ارزش هنری نداشت و تنها یک تریبون بود برای فریاد. ایرادی هم به فریاد نیست. فقط ای کاش به استانداردها کمی نزدیک بود.

نرگس

برخلاف نظر کارشناس برنامه ، تقابل سنت و مدرنیته درفیلم مد نظر نبوده بلکه دوستی و آشتی این دو است که در فیلم بیشتر به چشم می خورد. به یاد بیاورید در سال های اول انقلاب چه گسیختگی بارزی در خانواده های ایرانی بود، و حالا بعد از سالها دوری این آشتی، مهر و مدرا است که دوباره ما را دور هم جمع کرده و کعبه بهانه است .آشتی ، مهر و مدارا شاید تنها الترناتیو ما برای برون رفت از وضیعت فعلی باشد. و ما باید بیاد بیاوریم با تمام اختلاف هایی که با هم داریم همه مان انگشتان یک دست هستیم.

مهسا

جدا از برداشتهای سیاسی فیلم که محور اصلیش بود، قسمت های نابی هم داشت درباره مذهب. مثلا جایی که آن دختر از اعضای خانواده اش درباره اینکه چرا نماز می خوانند یا دلیل خواندن قرآن می پرسید و متاسفانه جواب روشنی برایش نداشتند و میخندیدند، می شود گفت پذیرش کورکورانه دین را قشنگ نشان داده بود.

آرش

تیپ خاله ای که در امریکا بود چقدر ملموس بود و می شد کاملا باهاش ارتباط برقرار کرد ، مخصوصا این اعتیاد به دیدن سریال و توضیحش با لهجه شیرین اصفهانی که ناخوداگاه لبخند رو لب آدم می نشاند. شخصیتهای این فیلم چقدر شبیه ما بودند و چقدر با گریه هاشان بغض کردیم و با شوخی و خنده هاشان خندیدیم. کاش یک روزی بیاید که هرکس در کنار خانواده اش چای بنوشد و خوشحال باشد. فیلم خوش ساخت و خاطره انگیزی بود .

حسین

هر چند باری که این مستند پخش شده دیدمش و هر دفعه تحت تاثیر روایت صادقانه و بدون اغراق فیلمساز قرار گرفته ام.

لقمان

فیلم بسیار زیبا و زیرکانه ای بود ، به ذهن کمتر کسی می آمد که از فیلمهای خانوادگی چنین استفاده ای بکند. مطمئنا خیلی ها همچنین فیلمهایی دارند و امیدوارم با دیدن این فیلم در آینده شاهد فیلم های اینچنینی باشیم. من با دیدن فیلم احساس می کردم خودم یکی از افراد خانواده هستم و شدیدا تحت تاثیر فیلم قرار می گرفتم و گاهی احساس می کردم از گوشه ای نظاره گر زندگی انها هستم یا به نحوی به حریم خصوصی شان سرک می کشم.از طرفی چیزی که فیلم را کمدی کرده بود استفاده درست تضاد موقعیت بود. با وجود تمام موقعت های کمیک بیننده همزمان با خندیدن، گریه هم می کرد. این فضای غم و خنده تاثیر بسزایی در موفقیت فیلم دارد.

بهار

بسیار از فیلم خانواده در تبعید لذت بردم چون ما هم یک خانواده اصفهانی هستیم و دو عموی من بعد از انقلاب به فرانسه رفتند و یک عمه من به آمریکا مهاجرت کرد.من خودم یک برادر بیشتر ندارم که بعد از ماجراهای ۸۸ به آمریکا رفت و ما تقریبا در ایران کسی را نداریم. با دیدن این فیلم به یاد آنها افتادم و بسیار گریه کردم.

فرناز

'خانواده در تبعید' چقدر دلنشین بود . فکر می کنم قبلا هم از همین برنامه آن را دیده بودم اما به دوباره دیدنش حتما می ارزید . به خصوص که گفتگوی بعد از فیلم هم خیلی خیلی خوب بود .

روزبه

فیلم بسیارآگاهی دهنده بود و ضمن نشان دادن تقابل سنت ومدرنیته،مشکلات خانواده های مهاجر را نیز نشان می داد. معمولا پس از هر نمایش برنامه آپارات ما و همکارانمان در محل کار به بحث و بررسی و نقدفیلمهایتان می پردازیم.

مجید

در مورد فیلم منتقد فیلم همه نکات را به خوبی بیان کردند فقط پایان فیلم برای من شعاری و اضافه نبود. به نظرم به غنای فیلم می افزود. فیلم فوق العاده بود وترکیب حس طنز وتلخی با هم فیلم را جذاب کرده بود. من با تمام اعضای خانواده فیلم را دیدیم و همگی لذت بردیم.

نصیر

این یک فیلم فوق العاده بود که ما را در تمام طول فیلم مشتاق دیدنش نگاه می داشت. ما با این فیلم خنیدیدم ، اشک ریختیم و بسیار از این خانواده آموختیم. تمام شخصیتهای این فیلم بسیار به خانواده خود ما شباهت داشتند و ما به خوبی به آنها اعتماد می کردیم و آنها را می فهمیدیم.

بهناز

دختر خانواده با این که دین را قبول ندارد، با این حال پا شده رفته مکه برای دیدن نزدیکانش. آیا کشور دیگه ای برای این کار نبوده است؟ او همواره غر می زند که اینها اینجوری هستند و اونجوری هستند . موقع خداحافظی هم از زیر قرآن رد می شود .او نمونه ای از مردمِ جامعه ی امروز ماست. چیزی رو قبول ندارند ولی همیشه به آن تن می دهند.

احسان

خلاقیت یک فیلم به هزینه ساختش نیست. این فیلم یک فیلم ساده و کم خرج ولی بسیار درخشان بود.

کیوان

فیلم خیلی صمیمی بود و شخصیت ها واقعی و باورپذیر بودند. شخصیت دختر جوان(خواهر) را خیلی دوست داشتم. چون نمایندگی نسلی را می کرد که بیش تر به عقلانیت اعتقاد دارند تا خرافه پرستی و چه کار زیبایی بود این جمع شدن خانواده و اشاره به هویتی که نباید فراموش شود.انسان بدون گذشته و بدون تعلق انسانی تنهاست.

محمد

حرف ایرانى هایى که در این فیلم بودند و هرچند به دین معتقد بودند ولى با ذهن باز به حقوق بشر و آزادى هاى مدنى نگاه میکردند، نشان میدهد ایرانى ها هرچند دین دار باشند ، دیدشان به مذهب و مسایل اجتماعى عوض شده است.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط