'۲۰ انگشت' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم '۲۰ انگشت' ساخته مانیا اکبری به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم 'بیست انگشت'

جامعه ایرانی ، جامعه ای پر از تابوها یا ممنوعه ها درباره روابط بین زن ومرد است. فیلم '۲۰ انگشت' ساخته مانیا اکبری که در سال ۱۳۸۳ تولید شده ، از جمله قدم هایی است که در سینمای ایران برای طرح این مسائل ممنوعه برداشته شده است ، یک فیلم خاص و متفاوت.

ویژگی فیلم

'۲۰ انگشت' یک فیلم اپیزودیک و محصول دوران سینمای دیجیتال است. این فیلم از هفت بخش و یا اپیزود تشکیل شده و در آن فیلم ساز در هفت گفتگو ی بلند و بی انقطاع ، هفت موضوع مناقشه برانگیز بین رابطه زن و مرد در جامعه ایرانی را مطرح کرده است. فیلمی که داستان و شخصیت هایی به شیوه مرسوم ندارد و در آن مرد یا زن در واقع بخش هایی از خودشان را بازی می کنند.

این فیلم به لحاظ محتوا و موضوع و مسائل طرح شده، خیلی بی باکانه و خط قرمز شکن در چارچوب سینمای ایران است و مسائلی مطرح می کند که کمتر فیلمسازی به سراغش می رود . از طرف دیگر از لحاظ ساختار سینمایی روش خاصی را در پیش گرفته است: نماهای طولانی و بدون قطع در قاب بسته و در پس زمینه های متحرک.

درباره کارگردان

Image caption مانیا اکبری ، کارگردان

مانیا اکبری متولد ۱۳۵۳ در تهران است. وی کار هنری اش را با نقاشی آغاز کرده و اولین بار با حضور در فیلم 'ده' عباس کیارستمی اسمش به عنوان بازیگر بر سر زبانها افتاد. وی سپس به ارائه آثارش در قالب ویدئو آرت پرداخت و پس از آن با ساخت فیلم های سینمایی متفاوتی هم چون 'بیست انگشت' ، ' ده به اضافه چهار' و 'یک دو یک' خودش را به عنوان یک فیلمساز متفاوت در این حرفه مطرح کرد . فیلمهای او در بسیاری از جشنواره های بین المللی معتبر دنیا به نمایش در آمده اند و برای وی جوایزی هم به همراه آورده اند. وی هم اکنون در لندن کار و زندگی می کند و آخرین فیلم هایش 'در کشور من مردها سینه دارند' و 'از تهران تا لندن' را آماده نمایش دارد. از وی قبلتر فیلم '۳۰ دقیقه مانده به ۶ صبح' در آپارات به نمایش در آمده است.

نگاه کارگردان

- به هر حال هر انسانی مجموعه ای از تجربیات دارد که اگر این تجربیات و ایده ها که می تواند تجربه شخصی باشد و یا تجربه دیگری ، پتانسیل عمومی شدن داشته باشند و بتوانند عمومیت پیدا کنند، طوری که مخاطب در پاره ای از آن احساس هم ذات پنداری کند ، مسلما امکان به تصویر کشیده شدن هم دارند. بنابر این نمی توانم مرزی بین تجربه شخصی و تجربه دیگری در این فیلم تشخیص بدهم.

- لحظات مرده ای در زندگی روزمره وجود دارد که یکی از دغدغه های من این است که به این لحظات مرده در کادر سینما یک معنا و یک حیات دیگر ببخشم.

- تله کابین برای من یک نمادی است از ساختار قصه ام که هر کدام جدا جدا به یک نخ و بند وصل هستند. تک تک اپیزودها همان تله کابین هستند که در حالی که جدا هستند به یک نخی وصل هستند. امکان پرتاب شدن و قطع شدن ندارند ، قصه ها می توانند همدیگر را به حرکت وادارند و در همان حال به صورت مجزا قابل فکر باشند.

- خودم به طور کل نگران طولانی شدن نماها و یا ایجاد فاصله با مخاطب نیستم. زیرا دور و یا نزدیک شدن به یک مفهوم می تواند ایجاد سوال "چرا" کند. نگران فاصله و تعلیق بین مخاطب و حتی تولیدکننده و یا خود محصول نیستم و بعضی جاها این را نوعی دعوت غیر مستقیم می دانم.

- من اسم همه این کارهایم را گذاشته ام "سینما درمانی" . راه نجات من حداقل برای من همیشه هنر و در اینجا سینما بوده است.

درباره کارشناس برنامه

Image caption محمد عبدی ، منتقد سینمایی

محمد عبدی منتقد فیلم متولد ۱۳۵۳ در تهران و مقیم بریتانیا است. فعالیت حرفه‌ای در نوشتن نقد و مطالب سینمایی را از سال ۱۳۶۹ شروع کرده است. وی از آن سال به عنوان منتقد سینمایی و هنری با بسیاری از نشریه ها و رسانه های ایران و خارج از ایران همکاری داشته است و در اواخر دهه هفتاد سردبیر مجله 'هنر هفتم' بوده است. از وی تاکنون هشت کتاب در زمینه فیلم ، نقد فیلم و گفتگو با سینماگران و هنرمندان به چاپ رسیده است.

نگاه کارشناس

- مانیا از ابتدا این قرارداد را با مخاطب می گذارد که دارد کار متفاوتی می کند. از این لحاظ کارهای او را می توان در چارچوب فیلمهای تجربی تقسیم بندی کرد.

اولین کاری که می کند این است که دوربین را ثابت می گذارد و شخصیتها در نمای درشت با یکدیگر گفتگو می کنند. این کار خطرناکی است که قدرت تنوع تصویری را از کارگردان می گیرد و فیلم متکی می شود به دیالوگ.

تصویر ثابت از صورت آدمها گاه می تواند بسیار خسته کننده باشد. این گاه در طول فیلم که بازی گران بازی و یا دیالوگ کم می آورند، اتفاق می افتد. این شیوه ای که مانیا استفاده می کند برای نزدیک شدن به سینمای مستند و این شیوه ای که فیلمساز خود را در فیلم بیان می کند می تواند با این ساختار هماهنگ باشد ولی اینکه آیا مانیا در این کار موفق بوده یا نه موضوع دیگری است.

- ما در فیلمهای سینمای جهان شاهد نماهای طولانی هستیم که در لانگ شات و با حرکت دوربین می افتد که تواما بیننده را شدیدا به خود جذب می کند ولی اتفاقی که در '۲۰ انگشت' مانیا اکبری خود آگاه و ناخود آگاه می افتد، این است که نماها اکثراً ثابت هستند که این باعث می شود که عملا اتفاقی در قاب نمی افتد و دست و پای کارگردان بسته می شود و در نتیجه فیلم تبدیل به فیلمی می شود متکی به دیالوگ. حالا جاهایی که بداهه است، این جذابترش می کند و آنجایی که کارگردان خودآگاه می شود و می خواهد پیامی به مخاطب بدهد، به نظر من مشکل دارش می کند.

- مانیا یک کاری را با این فیلم شروع کرده و یا شاید از قبل از این با فیلم "ده" عباس کیارستمی این موضوع با مانیا شروع شده است. این نوعی خود درمانی است که می تواند نقطه قوتش باشد و یا نقطه ایرادش باشد. این به این ربط دارد که چقدر می تواند از خودش بیرون بیاید و آدمهای دیگر را ببیند و یا این که نمی تواند بیرون بیاید و در خودش می ماند.

درباره کارشناس برنامه

Image caption داریوش برادری، روان درمانگر و تحلیلگر فیلم

داریوش برادری روان درمانگر آزاد ساکن آلمان، متولد ۱۳۴۱ در ایران و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد روانشاسی از دانشگاه گوته شهر فرانکفورت است.

از وی مقالات متعدد و کتبی در زمینه روانشناسی و نقد فیلم به فارسی به چاپ رسیده است که «از بحران مدرنیت تا رقص عاشقان و عارفان زمینی» از این جمله است.

نگاه کارشناس برنامه

- فیلم چالش برنگیز است . برای همین بین ما بحث ایجاد شده است.،چون موضوع جذابی دارد. جامعه ما امروز در یک بحران عمیق عشقی ، زناشویی ، جنسی قرار دارد که ما از یک طرف چیزهای مدرن را می خواهیم و از یک طرف با چارچوبهای سنتی چه از بیرون و چه از درون مواجه هستیم. از این طرف فیلم جسورانه است چون فیلمساز بیان وضعیت خودش را می کند و هم نماینده ای از یک بیان اجتماعی است.

- اگر ما فقط به میزان بحران ها در ایران از طلاق گرفته تا خشونت جنسی گرفته تا روابط زن و مرد نگاهی بیندازیم، تکه هایی از آنها در این فیلم هست. از این فیلم جذاب است و باعث طرح سوال می شود.

- خانم اکبری در این فیلم با اینکه از دید یک زن به مسئله نگاه می کند و گاه ممکن است واکنشی خشماگین به مسئله که خود نیز بخشی از آن است داشته باشد ولی قصد دارد طرح سوال کند و قصد ندارد که تصویر وحشتناکی از مرد ایرانی ارائه دهد و خوشبختانه دچار حالت سیاه سفیدی نمی شود.

خلاصه فیلم 'سیاه بازی' ساخته مریم خاکی پور

Image caption نمایی از فیلم "سیاه بازی"

'سیاه بازی' ، فقط بازی بازیگر نقش سیاه نیست بلکه راهی برای گفتن خیلی حرف ها است.در شرایط تشدید فشارها و سانسور ، طنز و جوک هایی که بین مردم رد و بدل می شود، به سرعت تبدیل به وسیله ای می شود، برای بیان ابراز مخالفت با حاکمان. سیاه بازی هم همیشه جایی برای تخلیه روحی این تلخی های اجتماعی بوده است .در نمایشنامه رو حوضی معمولا دو تیپ حضور دارند. یکی حاجی یا حاکم که معمولا تجلی حکومت وقت است و دیگری سیاه که معمولا اسمش 'مبارک' است و به نحوی سمبل مردم زجر دیده آن دوران به حساب می آید. سیاه با گستاخی های خودش حرف های خارج از قاعده می زند و انتقادهایی می کند که ممکن است طرح آنها برای آدم های دیگر گران تمام شود. نمایشنامه های رو حوضی یا سیاه بازی با این که ریشه در دوره صفویه دارند، اما از حدود صد سال پیش در ایران پا گرفته اند. قدیمی ترها یادشان هست که زمانی بنگاه های شادمانی برو بیایی داشتند و بازارشان گرم بود ولی بعد از انقلاب، سیاه بازی و نمایش روحوضی با بسته شدن تئاترهای معروف لاله زار رو به زوال رفت. آخرین نسل بازیگران معروف این نقش هم سعدی افشار بود که شهرتی فراگیر داشت اما به تازگی در شرایطی سخت و مهجور در گذشت. در فیلم سیاه بازی مریم خاکی پور به سراغ تئاتر نصر، یکی از قدیمی ترین تئاترهای ایران رفته و تصویری منحصر به فرد از وضعیت بازیگران نمایش سیاه بازی در ایران ترسیم کرده است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

علی

موضوعی که در فیلم مطرح شده بود، درباره تعطیلی تئاتر نصر و محو شدن نمایش سیاه بازی در ایران بود که بی شک پیشینه ای در خور توجه داشته است و این موضوع بارها در جراید و گزارش های خبری و پاورقی روزنامه ها تکرار شده بود و متاسفانه نگاه تازه ای هم به این مقوله نشده بود .چیزی که من منتظرش بودم نگاه به شخصیت سیاه و سعدی افشار بود . سعدی آخرین نسل از سیاه بازانی بود که بیشتر از اینها باید دیده می شد . و اگر هم قرار است کسی از سیاه صحبتی کند سعدی افشار اطلاعات بیشتری به مخاطب می داد . سیاهی که تا وقتی روی صحنه است همه چشمها دنبال اوست و بعد از صحنه هیچ چشمی دنبالش نیست .

فریناز

واقعا این زندگی تلخ هنرمندان ایران زمین است.رحمت خدا بر این هنرمند مردمی باد.

فرزانه

بی نهایت زیبا بود. یاد و نام و خاطره عمو سعدی افشار و همه تاتریهای قدیمی جاودانه و گرامی باد .

بهروز

متاسفانه فیلم ساختار پراکنده ای داشت و باز هم متاسفانه خیلی سطحی بود .

زهرا

روحشان شاد باد. فیلم واقعا فوق العاده ای بود. واقعا کسلی و خستگی با دیدن این نوع فیلمها خوب از خانه ما رخت بربست.

نسترن

فیلم این هفته شما واقعا منقلبم کرد و احساساتم را برانگیخت. واقعا متاسفم برای کشورم و برای هنرمندانی که با تمام احساس و قلبشون سعی در خوشحال کردن مردمشان دارند ولی متاسفانه با آنها به بدترین و ظالمانه ترین شکل رفتار می شود.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط