داستان تلخ هنرمند و زندان؛ 'بازداشت آی وی وی'

آی وی وی را گاه شناخته شده ترین فرد چینی زنده در جهان می خوانند؛ هنرمند پر سروصدایی که بخاطر آثار جنجالی اش در جهان مشهور شد و دستگیری او در سال ۲۰۱۱ بر شهرت جهانی اش افزود؛ هنرمندی که با آثاری چون عکس معروف اش در میدان تیان من (محل کشتار دانشجویان) که در آن با انگشت میانی بالا آمده اش به معنای رکیکی این کشتار را به تمسخر می گیرد، خشم دولت چین را برانگیخت.

ماجرای دستگیری آی وی وی و در پی آن اعلام دولت چین مبنی بر بازداشت او به دلیل عدم پرداخت مالیات و پس از آن کمک های جهانی مردم برای بازپرداخت مالیات ادعایی دولت چین، لایه ظاهری یک دستگیری سیاسی است که حالا در یک سالن تئاتر در لندن به روی صحنه رفته است.

«بازداشت آی وی وی» در سالن تئاتر همستد، بیش از آن که قرار باشد به جنبه های هنری و زندگی آی وی وی نگاهی داشته باشد، مستقیم به سراغ قضیه بازداشت او می رود و تا انتها یعنی زمان آزاد شدن او را روایت می کند. این نمایشنامه بر اساس داستانی است که بارنابی مارتین از خود آی وی وی شنیده و به عنوان یک کتاب به چاپ رسانده است. زمانی که آی وی وی در حال تعریف این ماجرا بوده، به مارتین می گوید: « این می تونه تئاتر خوبی بشه...»

بر اساس این روایت، با نمایشنامه ای از هوارد برنتون روبرو هستیم که جیمز مک دانلد کارگردانی آن را به عهده گرفته است.

نمایش از فرودگاه آغاز می شود. آی وی وی که می خواهد به هنگ کنگ پرواز کند، دستگیر می شود. ویژگی اجرا این است که شکل مدرنی از طراحی صحنه برای آن در نظر گرفته شده که در عین حال با دوربین مدار بسته و دو تلویزیونی که رو به تماشاگر قرار گرفته اند، پیوند خورده و فضا را به چیدمان و ویدئوآرت نزدیک می کند.

این چیدمان در واقع در صحنه های مختلف تغییر می کند. چند نفر که به عنوان ناظر در تمام ماجرا وجود دارند با لباس های مدرن غربی بر روی صندلی های کناری صحنه می نشینند و تمام بازجویی ها را تماشا می کنند، ضمن آن که گاه عکس یادگاری می گیرند و در تغییر شکل صحنه مشارکت می کنند. این ناظرها به شکلی مفهومی نمادین هم می یابند و به جهان باز و آزادی که از دورتر ناظر ماجراست اشاره دارد.

همه چیز در اتاق بازجویی می گذرد. اتاق چوبی ای برای مرکز صحنه طراحی شده که در ابتدا از چهار طرف بسته است و مفهوم زندان و خفقان آن را با تماشاگر در میان می گذارد. تمهید اندیشیده شده برای ادامه ماجرا این است که ناظران صحنه، سه سوی این اتاق را باز می کنند و ما حالا داخل اتاق را می بینیم و با بازجویی ها همراه می شویم؛ با این فرض ذهنی پذیرفته شده که سه سوی دیگر دیوارها وجود دارند و با فضای بسته تلخ و تنگی روبرو هستیم.

روند بازجویی دقیقاً مشابه روندی است که تمام دولت های دیکتاتوری در پیش می گیرند: تهمت زدن و خرد کردن هنرمند و تلاش برای اعتراف گیری درباره کارهای نکرده و در نهایت- در پی فشارهای بین المللی- تلاش برای وانمود کردن این که جرم هنرمند دسنگیر شده سیاسی نیست. این روند را شماری از هنرمندان و نویسندگان داخل ایران هم تجربه کرده اند؛ در نتیجه همذات پنداری تماشاگری از نوع ایرانی - که با این داستان ها آشناست- با اثر به راحتی امکان پذیر است، اما برای تماشاگر غربی غرابت موضوع و فضا چشمگیرتر است.

شاید برای شکستن این غرابت و نزدیک کردن تماشاگر است که نویسنده به طنز پناه می برد. از همان صحنه های ابتدایی تا انتها با آن که با فضای تلخی روبرو هستیم، اما نمایش به بهانه های مختلف تماشاگر را می خنداند: از شروع بازجویی و دو بازجوی بخش جنایی که چیزی درباره آی وی وی نمی دانند و می خواهند که او فقط به یک جنایت اعتراف کند، تا دستشویی رفتن او که دو نگهبان همراهی اش می کنند و ما در تلویزیون ها می بینیم که حتی در حال تماشای ادرار کردنش هستند. حرف زدن با بازجوها درباره آشپزی و داد زدن های خنده دار نگهبانان و حرکات آنها، بخش دیگری از فضای طنزی است که نمایش بر آن بنا می شود.

اما نمایشنامه نویس خود را محتاج توضیح روشن و واضح همه چیز می بیند و شاید نمایش از این رو لطمه می بیند. در واقع نمایشنامه نویس راه را برای مشارکت ذهنی تماشاگر می بندد و می خواهد همه چیز را برای مخاطبی که فرض گرفته شده چیزی درباره چین و دولت هایی از این دست نمی داند، به زبان ساده توضیح دهد.

شاید از همین جاست که مهمترین مشکل نمایش خود می نمایاند: بیانیه نهایی آی وی وی که یک بیانیه شعاری در رسای آزادی بیان است، جایش در انتهای این نمایش نیست. در حالی که عمل شکستن کوزه در نهایت (کوزه ای که در صحنه پایانی یعنی پس از آزاد شدنش، در خانه، از گوشه ای برمی دارد)، شگفت انگیز است و تمام مایه های نهفته در آن و حرف های پنهان و آشکارش را در یک حرکت نمادین خلاصه می کند.

"بازداشت آی وی وی" تا ۱۸ مه ۲۰۱۳ در سالن تئاتر همستد روی صحنه خواهد بود.

مطالب مرتبط