صلح از صمیم قلب؛ چند قدم جلوتر

هنگام ورود به نمایشگاه "صلح از صمیم قلب" در گالری اپرای لندن یک نقاشی ۱۳۰ در ۱۶۰ سانتیمتری نظر شما را جلب می‌کند؛ کاری از نقاشی جوان به نام افشین ناغونی. افشین نقاشی "سرباز جهانی" را در صندلی چرخدار کشیده است. او حدود بیست سال پیش در اثر حادثه‌ای دچار ضایعه نخاعی شده، اما پس از مدت‌ها تلاش توانسته است قلم مو نقاشی را در دست بگیرد و نقاشی کند.

افشین یکی از ۵۸ هنرمند ایرانی شرکت‌کننده در این نمایشگاه است و نقاشی او در میان آثار هنرمندان بنامی مثل پرویز تناولی، احمد مرشدلو و عباس کیارستمی می‌درخشد.

چهره سربازی که صورتش شطرنجی شده است؛ کاری کاملا مدرن که اگر کسی قبل از نسل دیجیتال یا تلویزیون، آن را ببیند شاید چیز زیادی دستگیرش نشود. پیام این نقاشی با تمام تعاریفی که تلویزیون و عصر دیجیتال برای ما ارائه داده، قابل رمز گشایی است.

افشین می‌گوید: "سربازها مگر چه کسانی هستند؟ من و شما و فامیل‌های ما. آدم‌های معمولی که اسلحه در دست می‌گیریم و به طرف هم شلیک می‌کنیم. اگر ما از کشیدن ماشه خوداری کنیم و اسلحه دست نگیریم، هیچ جنگی انجام نمی‌شود."

Image caption سرباز جهانی، اثر افشین ناغونی

گالری اپرا در خیابانی قرار دارد که مرکز تجارت و فروش بریتانیا و شاید هم بتوان گفت اروپاست، اما کمی دورتر اُلد استریت، پاتوق دانشجویان هنر و هنرمندانی است که آثارشان قیمت‌های نجومی نمایشگاه‌های شیک خیابان آکسفورد و باند استریت را ندارند. آثاری که گاهی بسیار درخشان و بی‌نظیر هستند. یکی از همین نمایشگاه‌ها گالری کوچکی به نام گُفیگوراتیو است که برای دو ماه محل نمایش نقاشی‌های افشین ناغونی است.

نقاشی‌هایی که در گالری گُفیگوراتیو به نمایش گذاشته شده‌اند، فرق عمده‌ای با "سرباز جهانی" دارند. نقاشی‌ها عمدتا فیگورهای زنان هستند. زنان نیمه‌برهنه غربی در مقابل زنان شرقی با حجاب‌های اسلامی!

نقاشی‌هایی که به نظر برای فروش خوب در بازارهای اروپایی کشیده شدند. زنانی که فقط چشمانشان در میان حجاب و روبنده دیده می‌شود یا زنانی که سینه‌ها و اندام‌های عریانشان چشم را به خود جلب می‌کند. در میان این تناقض عجیب، نوعی وحدت معنا نهفته است که با تماشاگر بازی ظریفی می‌کند. معمولا برای دیدن نقاشی و درک زیبایی آن باید با فاصله‌ای مناسب از تابلو نقاشی ایستاد. اما در نقاشی‌های افشین، دو فاصله دید لازم است تا زیبایی آنها را درک کرد؛ فیگور نقاشی را در فاصله مناسبی می‌بینید و چند قدم که جلوتر بروید، پیام کلی آن را دریافت می‌کنید.

تماشاگر با دیدن فیگور اصلی هر قدر به نقاشی نزدیک‌تر شود در بافت آن، فیگور ده‌ها تصویر دیگر را خواهد دید که مجموعه این تصاویر، تصویر اصلی نقاشی را شکل داده‌اند. به بیان ساده‌تر نقاشی‌های افشین کلاژ زیبایی است که فیگور واحدی را شکل داده‌اند.

زمانی تماشاگر غافلگیر می‌شود که ببیند بافت اصلی زنان محجبه نقاشی‌هایش را مدل‌های نیمه‌عریان غربی تشکیل داده‌اند و برعکس در بافت سینه‌ها و ران‌های عریان فیگورهایش کلاژی از زنان با روسری و روبنده دیده می‌شود. مثلا در نقاشی "برقع یا روبنده" بر بازوهای زن محجبه، زنان عریان مجله‌های غربی نهفته‌اند یا در نقاشی "بازگشت از خواب و خیال" که دختری عریان با وحشت دستانش را روی سینه‌هایش گره کرده است، تصویر زنان باحجاب، پوست بدنش را شکل داده‌اند.

شاید این ترکیب متناقض یک پیام واحد را در ذهن ایجاد کند؛ اینکه زنان در جهان امروز چه در غرب و چه در شرق، همچنان اسیر طمع‌های مردانه هستند.

اگرچه نقاشی‌های افشین در گالری گُفیگوراتیو آن پیام صلح "سرباز جهانی" را ندارند، اما پیام دردناک اسارت بشری در جهان مدرن امروز محتوای بیشتر آنها است و ارزش آن را دارد که به تماشای این زیبایی‌های تلخ بنشینیم و بیاندیشیم که صلح باید در درون انسان‌ها آغاز شود.

مطالب مرتبط