کارگردان 'بنیادگرای ناراضی': می‌خواستم پاکستان واقعی را به غرب نشان بدهم

فیلم بنیادگرای ناراضی، را شاید می‌باید زمزمه ای از شعر معروف کیپلینگ «شرق شرق است و غرب غرب...و این دو هیچگاه به هم نمی‌پیوندند»، خواند.

میرا ناییر فیلمساز هندی تبار ساکن نیویورک، بمبئی و اوگاندا سال گذشته در مراسم گشایش فیلم تازه خود در جشنواره ونیز گفته بود:« من فکر می کنم به این جهان آمده ام تا داستان های آدم هایی مثل خودم را بازگو کنم. آدم هایی که بین دنیاها زندگی می کنند.»

اما در مراسم اکران فیلم بنیادگرای ناراضی در لس آنجلس، خانم ناییر از همزمانی «شوربختانه» وقایع بمبگذاری ماراتون بوستون با نخستین اکران فیلمش در سینماهای آمریکا ابراز دلسردی و نومیدی کرد: «ما می خواستیم نشان بدهیم که چه عواملی افراد را به مرز انجام یک عمل تروریستی می کشاند.»

میرا ناییر سازنده فیلم های "عروسی مونسون"، "می سی سی پی ماسالا"، "سلام بمبئی"، و "همنام" (بر اساس رمانی از جومپا لاهیری)، سال هاست که با موضوع برخورد بین فرهنگ ها سروکار داشته است. اما این بار شباهت و ارتباط وقایع فیلم بنیادگرای ناراضی با اخبار جاری، بیش از هر زمان دیگری او را با مسائل روز مرتبط کرده است.

در هفته های گذشته و پس از آنکه دو برادر چچن تبار مسلمان به عنوان مظنونان بمبگذاری های اخیر معرفی شدند، مسائل امنیت ملی و موضوع «ایدئولوژی» ذهن اغلب مردم آمریکا را به خود مشغول ساخته است.

میرا ناییر می گوید: «در شرایط وقوع تراژدی مردم غالبا روی جزئیات مسئله و این که چه اتفاقی افتاد تمرکز می کنند. در حالی که باید تمام مراحلی را که یک نفر را وامی دارد تا به چنین عملی دست بزند بررسی کرد. این که چرا برخی از افراد کاملا در آمریکا پذیرفته می شوند و برخی دیگر نه؟»

مشکلات تهیه فیلم

تهیه و ساخت فیلم بنیادگرای ناراضی از همان آغاز کار با مشکلات زیادی روبرو شد. میرا ناییر در این مورد می گوید: «ساختن این فیلم مثل هل دادن یک سنگ عظیم به قله یک کوه بلند بود.»

ابتدا لیدیا دین پلیچر، همکار قدیمی و سرمایه‌گذار بریتانیایی فیلم های ناییر، از او خواست تا هزینه فیلمی را که می بایست در دو قاره مختلف ساخته شود کم کند: «اما چطور؟ لیدیا معتقد بود برای صرفه جویی بهتر است در اطراف شهر نیویورک فیلمبرداری کنیم و به من گفت: بیاد داشته باش که قهرمان فیلمت یک پاکستانی مسلمان است.»

نهایتا انستیتوی فیلم دوحه، بخشی از سرمایه گذاری فیلم را تقبل کرد و فیلمبرداری بنیادگرای ناراضی با یک بودجه ۱۵ میلیون دلاری در نیویورک، استانبول و لاهور آغازشد.

خانم ناییر می گوید حتی اولین فیلمنامه نویسی که برای نوشتن فیلم انتخاب شد هم مصمم بود تا عنوان فیلم را عوض کند:«خود من اگر بمیرم حاضر نیستم به تماشای فیلمی بروم که کلمه 'بنیادگرا' در عنوان آن به کار رفته باشد.»

علاوه براین چالش ها، میرا ناییر بایست به عنوان یک شهروند هندی در پاکستان، فیلمی درباره تندروهای پاکستانی می ساخت: «ایده ساختن فیلم در پاکستان به دوران بچگی هایم برمی گردد. زمانی که پدرم در منطقه ای که بعد از سال ۱۹۴۷ جزو پاکستان محسوب می شد زندگی می کرد. او به من ترانه ها و فرهنگ پاکستانی را آموخت.»

بنیادگرای ناراضی برداشتی است از اولین رمان برنده جایزه محسن حمید نویسنده پاکستانی که مدت ها جزو فهرست ۱۰ کتاب پرفروش نویسندگان آسیایی روزنامه نیویورک تایمز قرار داشت. کتابی که روزنامه گاردین آن را مهم ترین کتاب یک دهه خواند.

بنیادگرایی و کاپیتالیسم

در فیلم، بنیادگرایی اسلامی روی دیگر سکه تهاجم کاپیتالیسم آمریکایی است و فیلمساز می کوشد این هر دو را در برابر مسئله اهمیت ارزش های معنوی زندگی قرار بدهد.

داستان فیلم ماجرای چنگیز (با بازی ریزاحمد)، یک جوان پاکستانی تحصیلکرده دانشگاه پرینستون است که در وال استریت زندگی حرفه ای موفقی دارد اما پس از وقایع یازدهم سپتامبر، رویای آمریکایی او به بیراهه کشیده می شود.

چنگیز علیرغم نفرتی که نسبت به بنیادگرایی دارد کم کم در محل کار و زندگی خود منزوی شده و نهایتا به پاکستان باز می گردد. اما در آنجا هم با ماموران سیا رویارو می شود که او را متهم به آدم ربایی و قتل یک آمریکایی می کنند.

هرچند سرنوشت چنگیز با دو مظنون بمب گذاری های بوستون تفاوت های فاحشی دارد، اما موضوع فیلم و روایت مرد مسلمانی از نواحی تندروی پاکستان با احساسات دوگانه نسبت به ایالات متحده آمریکا در همین نخستین روزهای اکران فیلم در این کشور به فروش گیشه آن لطمه زده است.

فیلم بنیادگرای ناراضی که اواخر ماه آوریل در جشنواره فیلم های هندی در لس آنجلس در کنار آثار فیلمسازان مستقل دیگر از جمله دیپا مهتا و فیلم «بچه های نیمه شب» او از روی رمان سلمان رشدی به نمایش درآمد، آزمون دشواری است برای سنجش مقدار تعصب تماشاگر. تماشاگری که در برابر مناظر اثرگذار فروپاشی برج های دوقلوی نیویورک قرارگرفته اما باید برای قهرمان پاکستانی تبار فیلم احساس همدردی و دلسوزی کند.

میرا ناییر ۵۵ ساله جهان وطن با ریشه های هندی، در فیلم بنیادگرای ناراضی، سینماگر کنجکاوی است در جستجوی پاسخ به سئوالی بس مشکل: «این چه چیزی است که ما را از هم متفاوت می سازد؟ متفاوت حتی در رابطه با بنیادگرایی اسلامی یا نزاع طلبی آمریکایی؟»

او می گوید فیلمش کاووشی است در این مسئله که چگونه می شود هویت نژادی، مذهبی و سیاسی تازه ای را آزمود: «از یک سو تفکر و دیدگاه غرب از شبه قاره و از سوی دیگر تصور و دیدگاه ما از غرب مثل الاکلنگی است که سال هاست به همان شکل بالا و پائین می رود و هیچکس در مورد حقیقتی که به دست داده شده، سئوالی نمی کند.»

در جلسه پرسش و پاسخ مراسم گشایش فیلم در لس آنجلس، میرا ناییر می کوشد در این مورد بیشتر توضیح بدهد: «ما همدیگر را نمی فهمیم. چرا؟ چون ما همدیگر را نمی شناسیم.»

«من می خواستم فیلمی درباره مرد جوانی بسازم که به رویای آمریکایی خود به بهترین وجه دست پیدا می کند و بعد ناگهان همه چیز زیر و رو می شود. فکر می کردم با نمایش این فیلم مردم به ریشه های درد پی خواهند برد.»

با این همه، فیلم میرا ناییر تصویری است از یک جهان گلوبالیزه شده تازه و کم و بیش خطرناک. او به ما نشان می دهد که چگونه ما آدم ها ازچیزهای نا آشنا و از «غیر» می گریزیم.

اما به خاطر حساسیت هایی که موضوع فیلم بوجود آورده، خانم ناییر از پاسخ به برخی از سئوالات در رابطه با مفهوم جغرافیایی - سیاسی فیلم خودداری می کند:«من نمی خواستم فیلمی درباره یازدهم سپتامبر بسازم. اما یازدهم سپتامبر یک نقطه عطف و تعیین کننده دوران تازه ای از زندگی همه ما بوده است.»

«انگیزه اصلی من برای ساختن فیلم نشان دادن پاکستان به غرب بود. فیلم من پنجره ای است برای مردم تا از طریق آن با هم دیالوگ برقرار کنند. پنجره ای که احساس می کردم در حال بسته شدن است و من مسئول بازکردن آن هستم.»