محمد گلبن، نویسنده و پژوهشگر، درگذشت

Image caption محمد گلبن: وصیت کردم وقتی مُردم، تاریخ بیهقی را بگذارند زیر سر من.

محمد گلبن نویسنده، پژوهشگر، فهرست نگار، محقق و مصصح در ۷۸ سالگی درگذشت.

به گفته بهزاد گلبن، پسر او، محمد گلبن شامگاه جمعه پس از مدتی بیماری و در پی عارضه مغزی در تهران درگذشت.

آقای گلبن در سال ۱۳۱۴ در اردستان به دنیا آمده بود و در زمینه کتابشناسی، فهرست نگاری، تصحیح سفرنامه و پژوهش در حوزه تاریخ مطبوعات ایران فعالیت داشت.

تدوین کتاب‌شناسی زبان و خط فارسی، "زبان، خط و نگارگری در ایران"، "کتاب‌شناسی نگارگری"، و تصحیح چند سفرنامه از جمله سفرنامه‌های رکن‌الدوله، میرزا ابوالحسن‌خان‌ ایلچی و قائم‌مقام از جمله آثار اوست.

"فردوسی نامه بهار"، "بلندآفتاب خراسان"، "فهرست توصیفی مقالات جشن نامه‌ها و یادنامه‌ها"، "کتاب شناسی صادق هدایت" و "فهرست سی ساله سالنامه دنیا" از نوشته های اوست.

پژوهش عمده محمد گلبن در زمینه‌ تاریخ مطبوعات ایران مربوط به مطبوعات دوره‌ مشروطیت تا سال ۱۳۳۲ می شد و در این زمینه حدود ۴۰ مقاله تألیف کرده بود.

او چند سال پیش مجموعه کتاب های کتابخانه خود را، شامل حدود ۱۵ هزار جلد کتاب و ۲ هزار جلد نشریه، به کتابخانه شماره ۲ مجلس ایران (کتابخانه ایران‌شناسی) اهدا کرده بود ولی در گفتگو با سایت کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی گفته بود که شمار معدودی کتاب را برای خود نگه داشته: "بعضی از کتابها را گفتم نمی‌دهم و ۳۰ جلد در منزل باقی مانده است. یکی تاریخ بیهقی است که گفتم به هیچ وجه به کسی نمی‌دهم و آن را پدرم برای من خریده بود که حتی وصیت کردم وقتی مُردم، بگذارند زیر سر من. اینقدر به این کتاب علاقه دارم. یکی هم شاهنامه فردوسی است که آقای دکتر خالقی تصحیح کرده در ۱۲ جلد و از آمریکا برایم فرستاده‌اند."

محمد گلبن درباره علاقه اش به کتاب و جمع آوری کتاب گفته بود: "من از وقتی که مدرسه می‌رفتم و حدود ۱۳ سالم بود شروع کردم به جمع‌آوری کتابها. اولین کتابی که آن موقع خریداری کردم ۱۵ ریال قیمت داشت که دیوان ناصرخسرو علوی بود، که آن را از یک دست‌فروشی از خیابان بوذرجمهری از جلوی مسجد شاه که الان به آن مسجد امام می‌گویند خریدم، و آن را هنوز هم دارم."

فرزند او در گفت و گو با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) با انتقاد از عدم توجه مسولان به پدرش گفته است که در طی مدت بیماری او، "هیچ فرد مسئولی به دیدن وی نیامد و فقط یک بار دوستان وی از طرف کتابخانه مجلس به دیدنش آمدند."