حکایت پرفراز و نشیب تله‌فیلم‌های تلویزیونی در ایران

نمایی از فیلم سنگ اول ساخته ابراهیم فروزش
Image caption سنگ اول ساخته ابراهیم فروزش یکی از تله‌فیلم‌هایی بود که بیشتر جایزه‌ها را برد

تولید فیلم‌هایی که اسمشان سینمایی است، اما برای پخش در تلویزیون ساخته می‌شوند در همه دنیا مرسوم است. خیلی از کارگردانان بزرگ، فعالیت حرفه‌ایشان را از همین فیلم‌های تلویزیونی آغاز کردند. مهم‌ترین تفاوت این فیلم‌ها با آثار سینمایی در بودجه خیلی پایین‌ترشان است. در ایران، اما تا اواخر دهه هفتاد خورشیدی، این‌گونه فیلم‌ها تقریبا وجود نداشت و همه فیلم‌ها سینمایی بودند.

مهرداد خوشبخت و مسعود آب‌پرور به نوعی آغازگران این محصول بودند که اسمش شد تله‌فیلم. تک‌فیلم‌هایی برای تلویزیون که مهم‌ترین تفاوتشان با فیلم‌های سینمایی‌ در دوربین فیلمبرداری بود. هر فیلمی با دوربینی غیر از دوربین ۳۵ میلیمتری، شد تله‌فیلم. و برخلاف نمونه‌های مشابه در سینما-تلویزیون دنیا، تفاوت بودجه آن‌قدر فاحش نبود.

اما تفاوت دیگری بین فیلم‌های سینمایی و تله‌فیلم‌ها وجود داشت و آن هم میزان سانسور، یا آن‌طور که در ادبیات جمهوری اسلامی مرسوم است "ممیزی" بود. سانسور در تلویزیون به وضوح بیشتر از سینما بود. در واقع یکی از دلایل اصلی تولد و رونق گرفتن تله‌فیلم‌ها همین مسئله سانسور بود.

از اواخر دهه هفتاد خورشیدی و به دلیل فضای بازی که دولت محمد خاتمی برای سینماگران به وجود آورده بود، اختلاف سطح سانسور بین فیلم‌های سینمایی و آن‌چه از تلویزیون قابل‌پخش بود، روز به روز بیشتر می شد.

خیلی سوژه‌ها بودند که در تلویزیون حتی نمی‌شد بهشان اشاره کرد و در سینما شده بود مد روز. فیلم‌های متولد ماه مهر (ساخته احمدرضا درویش و با محوریت اعتراضات دانشجویان)، قرمز و دو زن (به ترتیب ساخته فریدون جیرانی و تهمینه میلانی، و هر دو در نقد قوانین تبعیض‌آمیز مربوط به زنان)، و سگ کشی (ساخته بهرام بیضایی و در نقد فساد اجتماعی-اقتصادی و بی‌پناهی زنان در جامعه) مربوط به آن دوره‌ از سینما هستند.

Image caption مهرداد خوشبخت یکی از اولین تله‌فیلم‌سازها در ایران بود

تا پیش از آن تلویزیون ایران، مثل بیشتر تلویزیون‌های دنیا، فیلم‌های ایرانی را مدتی بعد از اکران می‌خرید و پخش می‌کرد. اما کم‌کم کار به جایی رسید که تلویزیون حتی تبلیغ‌های یکی دو دقیقه‌ای فیلم‌های سینمایی در زمان اکران هم پخش نمی‌کرد، چه رسد به پخش کامل فیلم. و در همین زمان بود که مدیران تلویزیون ایران به فکر تولید فیلم‌هایی صرفا برای پخش در تلویزیون افتادند.

تولید انبوه

تله‌فیلم‌ها کم‌کم به تولید انبوه رسیدند. آن‌قدر که در تلویزیون زمان پخش ثابت برایشان درنظر گرفتند که یکی از مهم‌ترین‌ زمان‌هایش همان جمعه عصر از شبکه یک شد که گویی از بدو تولد تلویزیون به نمایش فیلم سینمایی اختصاص داشت. سه‌شنبه‌شب‌ها در شبکه دو هم یکی از زمان‌های ثابت پخش فیلم سینمایی بود که آن هم تا مدت‌ها به پخش تله‌فیلم اختصاص پیدا کرد.

اتفاقا همین تصمیم و همزمان شدنش با هجوم فیلم‌های دارای زیرنویس‌فارسی به داخل ایران، یکی از دلایل از رونق افتادن این دو زمان ثابت در بین مردمی شد که بیش از بیست‌سال به تماشای فیلم‌های موردعلاقه‌شان در آن ساعات عادت کرده بودند.

الان دو سه سالی است که گروه‌های فیلم و سریال در شبکه‌های مختلف تلویزیون ایران به دو بخش تقسیم شده‌اند: یک بخش برای سریال‌ها، و یک بخش برای تله‌فیلم‌ها. تمرکز تله‌فیلم‌ها هم بر روی مناسبت‌های مذهبی و سیاسی است و آمار مخاطبشان خیلی کمتر از فیلم‌های قدیمی یا سریال‌های تلویزیونی. که دلیل این آخری می‌تواند کیفیت پایین این تولیدات باشد.

همیشه توقع مدیران از کیفیت تله‌فیلم‌ها پایین بوده. این است که وقتی بعضی تله‌فیلم‌ها کیفیتش از حد معمول بالاتر درآمد، دلشان نیامد آن را برای رسانه خود خرج کنند و آن را به فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری تبدیل کردند و آماده برای نمایش در سینماها.

اتفاقی که اولین بار با فیلم‌های اتوبوس شب (ساخته کیومرث پوراحمد) و روز برمی‌آید (ساخته بیژن میرباقری) در سال ۸۵ افتاد. که هردو به فیلم سینمایی تبدیل شدند و در بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فجر به رقابت با سایر آثار تولیدی در سینما پرداختند. حتی خانه سینما هم که فقط به اعتبار کار در فیلم‌های سینمایی اعضا را به صنوف مختلف می‌پذیرد، فیلم های تبدیل شده به ۳۵ میلی‌متری را جزو فیلم‌های سینمایی به حساب آورد و بهشان جایزه هم داد.

از آن به بعد راه این اتفاق باز شد. کارگردان‌های صاحب‌نام که فرصت فیلم‌‌سازی برایشان فراهم نبود و تا پیش از این حاضر نبودند در تلویزیون کار کنند، فیلم‌های تلویزیونی می‌ساختند و سر بزنگاه جشنواره، به سینمایی تبدیلش می‌کردند. و تلویزیون تبدیل شد به یکی از تهیه‌کننده‌های فیلم‌های سینمایی.

از این رو برگزارکنندگان جشنواره فجر که در دولت جدید همسو با سیاست‌های تلویزیون بودند، تصمیم گرفتند با قرار دادن بخش فیلم‌های تلویزیونی در جدولی جداگانه و اختصاص جایزه‌های اندکی به آن‌ها از تبدیل فیلم‌ها به ۳۵ میلی‌متری جلوگیری کنند. طوری که از اول معلوم باشد کدام فیلم‌ها ویدئویی‌اند و کدامشان سینمایی. چند سالی هم به این منوال گذشت.

تاثیر تحریم ها

اما تحریم‌های کشورهای غربی علیه ایران تاثیری هم روی سینما و تله‌فیلم‌ها گذاشت که احتمالا کمتر کسی جز عوامل سینما از آن باخبر است. تحریم‌ها باعث کم شدن ارز و به تبع آن کم شدن شدید واردات مواد اولیه لازم برای فیلمبرداری با نگاتیو و دوربین ۳۵ میلیمتری شد، و اندک مواد وارد شده هم به "فیلم‌های فاخر" داده شد.

جشنواره سال ۹۱ جشنواره‌ای تمام‌دیجیتال شد و به این ترتیب مهم‌ترین تفاوت بین فیلم سینمایی و تله‌فیلم هم از بین رفت و فقط ماند میزان ممیزی، اندازه حجاب بازیگران زن و پرداختن یا نپرداختن به سوژه‌های ملتهب ممنوع در صدا وسیمای جمهوری اسلامی.

Image caption تله‌فیلم پیش خواهد آمد هم در چندین رشته نامزد دریافت جایزه شد

از آن طرف وزارت ارشاد هم تمهیدی برای این دور زدن دولت و ساختن فیلم در تلویزیون اندیشید. یک پروانه ساخت ویدیویی در نظر گرفت و هنگام صدور آن، بندی در قرارداد اضافه کرد که فیلمسازی که پروانه ساخت ویدیویی دارد، حق ندارد برای اکران فیلمش در سینماها پافشاری کند. فقط می‌تواند فیلمش را بسازد و بعد از ساخت، برای ارائه آن به تلویزیون، موسسه رسانه‌های تصویری (یا همان ویدئو کلوپ‌ها)، جشنواره‌های داخلی و خارجی تصمیم بگیرد. شاید هم سیاست اکران تغییر کند و بتواند فیلمش را روی پرده ببرد.

امسال فیلم پرویز (ساخته مجید برزگر) از آن جمله بود که در بخش‌های رقابتی جشنواره حضور نداشت و اکران بسیار محدودی - سه تک سانس- در جشنواره داشت و برای منتقدان سینمایی هم به نمایش درنیامد. و اساسا این نوع اکران، سرنوشت خیلی از فیلم‌های مستقل سینمایی است، اگر از مرحله پروانه ساخت که حالا برایشان تبدیل به یک آرزو شده بگذرند.

دلگرمی به جایزه

نتیجه این که امروز، انبوه تله‌فیلم‌ها مخاطب کمی دارند. در واقع بسیاری از همین فیلم‌های مستقل که با بودجه حداقلی ساخته می‌شوند جای نمایششان تلویزیون است. به نظر می‌رسد ممیزی صدا و سیما بیش از هر عاملی قاعده بازی را به هم ریخته است. فیلم‌های تلویزیونی درخور سر از سینما درآورده‌اند، و تله‌فیلم‌های موجود هم انگار نه برای مخاطب که برای مدیران تلویزیون ساخته می‌شوند. بهمن ماه سال ۹۱ هم جشنواره‌ای با عنوان جام جم برگزار شد که مهم‌ترین بخش آن داوری فیلم‌های تلویزیونی بود. تا دست‌اندرکاران این تولیدات که واکنش مخاطبان را ندارند، دست کم به جایزه‌ای دلگرم شوند.

Image caption تله فیلم داستان ما قصه تو که به موضوع کودکان کار و خیابان می‌پردازد از معدود تله‌فیلم‌های جذاب

اما داوری‌های همین جشنواره هم نشان از کیفیت پایین آثار داشت. از بین صدها تله‌فیلم ساخته شده، تنها پنج فیلم در همه رشته‌ها نامزد دریافت جایزه شدند و بقیه این همه تله‌فیلم‌هایی که در طول دوسال گذشته تولید شدند، به چشم داورهای تلویزیون هم نیامدند. ‎آن پنج فیلم عبارت بودند از پیش خواهد آمد (بهروز شعیبی)، سنگ اول (ابراهیم فروزش)، مسافر بهشت (فریدون جیرانی)، ساعت به وقت صفر (احمد معظمی) و نیمه‌شب (سیامک صرافت).

در این میان شبکه چهار مدتی است تلاش می‌کند تله‌فیلم‌هایی اجتماعی‌تر، متفاوت‌تر و باتوجه‌تر به مخاطب تولید کند. نوروز امسال تله‌فیلمی به نام «داستان ما قصه تو» به کارگردانی رضا بهشتی از همین شبکه پخش شد که به سختی توانسته بود درعین حال که از ممیزی عبور می‌کند، به معضل بچه‌های کارو خیابان هم بپردازد و مساله کار کودک را زیر سوال ببرد و جذاب هم باشد؛ با بازی هومن سیدی که از بازیگران گزیده کار در سینما و تلویزیون است. شاید یکی از دلایل این وسواس در شبکه چهار این است که تولید سریال در مجموعه کارش نیست و تمرکز بخش نمایش آن فقط بر روی تله تئاتر و تله‌فیلم است.