«راستی هم ها!»

Image caption انواع حشرات سرخ کرده، آماده برای تناول.

سلام. راستی، این «راستی» هم از آن حرفهاست!

در موقعی که یکدفعه وسط حرفمان، که فرق نمی کند چی باشد و راجع به چی باشد، حرف دیگری می زنیم که ظاهراً ربطی به موضوع اصلی ندارد، امّا نمی شود گفت یک ندای آسمانی است که صاحبش به ما امر می کند حرفمان را قطع کنیم و پیغام او را به طرف صحبتمان ابلاغ کنیم و بعد اگر لازم بود و دلمان خواست، دنبالۀ صحبتمان را بگیریم، این حرفِ دیگر یا ندای آسمانی را معمولاً با اصطلاح «راستی» شروع می کنیم، که لابد اهل هر زبان دیگری هم، چون مثلِ ما فارسی زبانها «انسان» است و مصداقِ آیۀ شریفۀ «عَلَّمَهُ الْبَيَانَ»، اصطلاح مشابهی دارد، از آن جمله اهل زبان انگلیسی که معمولاً اصطلاحِ «بای دِ وِی» (by the way) را به کار می برند و مثلاً می گویند:

«... بای دِ وِی، شما اهل کجایید؟» (1)؛

یا «... بای دِ وِی، دلت می خواهد بیایی مادر مرا ببینی؟» (2)؛

یا «... بای دِ وِی، امشب چه کار می کنی؟» (3).

در هر کدام از این موردها می توانید همین طوری حدس بزنید که کی با کی حرف می زده است و موضوعِ صحبتشان چی بوده است، که یکدفعه یکی از آنها گفته است: «راستی...»

Image caption فروشندۀ سیّار حشرات سرخ کرده در تایلند.

و حالا من می گویم: «راستی، بعضیها چرا فکر نمی کنند که شاید خودشان احمق باشند که خیال می کنند مردم احمقند و هرکی هر چرندی به آنها بگوید، باور می کنند!»

ببینید می توانید حدس بزنید من با کی صحبت می کرده ام و موضوع صحبتمان چی بوده است؟ هر حدسی بزنید، از حقیقت دور نیست. یارو سر آشپز معروف تلویزیونی که علاوه بر اجرای برنامه های خوراک پزی، کارهای خارق العادۀ دیگری هم می کند، می رود به جایی مثل «تایلند» (4)، می بیند آنجا انواع حشرات را با چه زحمت و تلاشی می گیرند و با آنها غذاهای عجیب درست می کنند و می خورند.

می پرسید چه حشراتی؟ حشراتی مثل سوسک، زنبور، مورچه، عنکبوت، رطیل، عقرب، کرم پروانه، هزارپا، ملخ، جیرجیرک، تخم مگس، موریانه و امثال اینها.

بله، این آدم همه چیز دان و از همه چیز با خبر، می رود سر سفرۀ موجودهای خوشبختی که این حشرات را می خورند، می نشیند و از این غذاها می چشد و بَه بَه می کند و یکدفعه به ش نمی دانم الهام می شود یا وحی که: «راستی، آیا خوردن حشرات می تواند جهان را نجات دهد!» (5)

Image caption راستی، آیا خوردن حشرات می تواند جهان را نجات دهد؟

راستی، شما فکر می کنید در این دوره ای که ما داریم توی این دنیا زندگی می کنیم، هیچ لازم هست که این آقا، پیش از آنکه یک همچین برنامۀ تلویزیونیِ مفصّل و تفریحی و آموزنده ای دربارۀ نجات جهان و جهانیان با خوردن حشرات درست کند، از خودش بپرسد: «راستی چرا این مردم همه شان مثل اروپاییها و آمریکاییها گوشت گاو و گوسفند و خوک و ماهی و مرغ و بوقلمون و کبک و تیهو و قرقاول و خاویار و امثال اینها نمی خورند؟ »

اگر لازم می بود همچین سؤالی از خودش بکند و به فکر بیفتد، کافی بود که فقط به جدول مصرف سرانۀ گوشت در کشورهای دنیا (6) نگاه کند تا پیش از صدور اعلامیه نجات جهان از بحران یا کمبود موادّ غذایی، اندک بویی از دردِ اصلیِ بشریتِ امروز به مشامش بخورد.

راستی، بد نیست از جدول مصرف سرانۀ انواع گوشتها در کشورهای دنیا چند تایی را به اصطلاح ذکر بکنم. ارقام به صورت میانگین است، (7) یعنی مقدار کلّ مصرفِ هر کشور بخش بر کلّ جمعیت آن کشور:

آمریکا هر نفر 123 کیلو گرم در سال،

فرانسه 89 کیلو گرم،

آلمان 88 کیلو گرم،

تایلند 28 کیلو گرم،

پاکستان 13کیلو گرم،

و هند هر نفر 3 کیلو گرم در سال.

راستی، اگر فکر می کنید حرفم از اساس چرند است، بر من ببخشایید!

_____________________________________________________

1- By the way, where are you coming from?

2- By the way, would you like to come and see my mother?

3- By the way, what are you doing tonight?

4- تایلند (Thailand)، در مقایسه با «هند» و بعضی از کشورهای آفریقا، آدمهای مرفّه زیاد دارد.

5- عنوان انگلیسی برنامه این است: Can Eating Insects Save the World?

6- جدول مصرف سرانۀ گوشت در کشورهای جهان را ازhttp://chartsbin.com/view/bhyگرفته ام.

7- البتّه این بر همه معلوم و مبرهن است که میانگین مصرف سرانۀ گوشت در سال، مثل میانگین در آمد سرانه در سال است، یعنی مثلاً یک رانندۀ اتوبوس و یک رئیس بانک به طور میانگین در سال 2 میلیون و 12 هزار و 500 پوند حقوق و مزایا می گیرند. جداشان که بکنید، حقوق و مزایای رئیس بانک 4 میلیون پوند در سال است و حقوق و مزایای رانندۀ اتوبوس 25 هزار پوند.