آذر نفیسی: راه آزادی پایان ندارد

آذر نفیسی یک جا بند نمی شود. گاه برای خلوت کردن به گورستانی متروک در محله جُرج تاون واشنگتن می رود؛ و گاه برای دیدن بازی نور روی آب به کنار رودخانه پُتُمَک؛ گاهی هم برای مزه مزه کردن نوستالژی، به بستنی فروشی کوچکی می‌رود که صاحبش ترکیه‌ای تبار است اما آن قدر صمیمی است که او را به یاد بستنی فروشی‌های میدان تجریش می‌اندازد.

آن روز هم دوست داشت نقاط مورد علاقه‌اش در غرب واشنگتن را نشانم دهد. بعد از گشتی کوتاه در گورستان قدیمی، پیاده ازکوچه پس کوچه‌ها به سمت کتاب‌فروشی رفتیم که صاحب آمریکایی‌اش از طرفداران کتابهای خانم نفیسی بود. در راه می‌گفت: "یک شهر را نمی‌توان با رانندگی کردن در خیابان‌هایش شناخت؛ باید پیاده در کوچه‌هایش قدم زد و از بوی مطبخ‌ها گرفته تا سر و صدای اهالی‌اش را بویید و شنید."

کافی است با او کمی در مورد ایران و خاطرات گذشته صحبت کنید، روحش پر می‌کشد به میدان بهارستان و نان خامه‌ای‌های قنادی یاس؛ بعد هم می رود به سمت خیابان سعدی و مخبرالدوله تا از ایام کودکی‌اش و قنادی نوشین و شیرین یاد کند؛ عاقبت هم از لاله‌زار و قنادی فرد سر در می‌آورد.

برایم جالب بود که کودکی او هم در حوالی میدان بهارستان شکل گرفته؛ جایی که به خاطرات کودکی من رنگ و لعاب می‌دهد. باغ سپهسالار؛ سیراب و شیردان فروشی هوس؛ پاساژ صفوی؛ کوچه ارشاد و چاپخانه‌ای که کتابهای تن‌تن و میلو را منتشر می کرد. آن روزها از طرفی به خودم مغرور بودم چرا که می‌توانستم ماجراهای تن‌تن و میلو را پیش از توزیع و روی دستگاه‌های چاپ بخوانم. از طرفی خجالت می کشیدم چرا که مجبور بودم به جای خرید کتابها، آنها را روی دستگاه چاپ بخوانم. به همین علت، چون ترتیب صفحات بزرگ چاپ بر اساس اندازه کاغذ و نیاز برش‌های صحافی تنظیم می‌شد، من همیشه داستان را درهم و عقب جلو می‌خواندم؛ در آخر هم باید در ذهنم صفحات را مرتب می‌کردم و ترتیب زمانی وقایع را دوباره می‌ساختم.

فکر نمی‌کنم خانم نفیسی هیچگاه فقر را دست کم در دوران کودکی تجربه کرده باشد اما می گوید تمول و سرشناس بودن خانواده‌اش هرگز او را از "بدنه جامعه" دور نگه نداشته و برعکس او را علاقمند به داستان زندگی مردم عادی کرده است.

"در داستانهای من همیشه قصه آدم‌های گمنام برجسته است چرا که فکر می‌کنم در زندگی آنها همیشه یک راز و یک قصه نهان می‌ماند."

وقتی از کتابفروشی مورد علاقه خانم نفیسی به بستنی فروشی مجاور آن رفتیم، شاگرد مغازه که نامش وَلی و اهل ترکیه بود از ما پذیرایی ویژه‌ای کرد؛ علاوه بر پر ملات کردن بستنی‌هایمان، روی میز دو بطری آب معدنی هم گذاشت و پولش را نگرفت. هر کدام می‌شد یک دلار و ۲۵ سنت (به پول خودمان حدود ۴-۵ هزار تومان). هر چند در واشنگتن یک دلار رقمی محسوب نمی‌شود اما این جور لوطی‌گری‌ها اینجا آن قدر نایاب است که یک بطری آب تعارفی هم می‌تواند شما را به وجد بیاورد.

آذر نفیسی هم عاشق همین ارتباطات بین فردی است و می‌گوید گاهی که نیاز به خلوت و خزیدن به کنجی دارد، برای دیدن چهره‌ای آشنا یا لبخندی بی‌ریا دلش تنگ می‌شود به جاهایی مثل همین بستنی فروشی می‌آید.

Image caption آذر نفیسی در بخشی کتاب جدیدش از چگونگی 'سانسور' کتاب در آمریکا سخن می گوید

آذر نفیسی تاکید دارد که "ادبیات نباید در سیاست خلاصه" شود. به همین علت هم گفته‌هایش در مورد دموکراسی و آزادی بیان در ایران و آمریکا از مرز یک دولت و یک نظام فراتر می‌رود و بیشتر در محدوده یک تاریخ و چند سده پرسه می‌زند.

"به همین تاریخ کوتاه آمریکا نگاه کنید؛ در این مملکت برای آزادی جنگ‌ها شده، مبارزه‌های طولانی؛ ابتدا برای استقلال از بریتانیا؛ برای حقوق سیاهپوستان، حقوق زنان و حقوق سایر اقلیت‌ها؛ مردم خون‌های بسیار برای کسب آزادی داده‌اند؛ این طور نبوده که حالا فکر کنیم آمریکا یک شبه از زیر بوته آزاد به دنیا آمده."

"آزادی از نظر من فرآیندی نیست که حاصل شود و بتوان نقطه پایانی برای تلاش در راه کسب آن گذاشت. به تعبیری، معنای زندگی می تواند به تلاش برای آزادی تعبیر شود. هر چه پیش‌تر می رویم آگاه‌تر می شویم و هر چه آگاه‌تر می شویم نیاز به آزادی بیشتر داریم."

می‌گوید به همین دلیل است که او دلبسته به "سابقه مردم" و نه "آمدن و رفتن یک رژیم". از ناباکوف، نویسنده مورد علاقه‌اش نقل می کند که: "دولت‌ها می‌آیند و می‌روند. آنچه می‌ماند نبوغ، هنر و ادبیات است و البته تاریخی که مردم رقم می‌زنند."

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

چمدان آذر نفیسی در دو قسمت تنظیم شده است. قسمت اول این گفتگو را اینجا بشنوید.

قطعات موسیقی که در این گزارش استفاده شده به ترتیب عبارتند از "باغ مخفی" از مری لمنت (Mary’s Lament)؛ لاکامپانا (زنگ کوچک در زبان ایتالیایی) اثر نیکولو پاگانینی که توسط سالواتوره آکاردو باز اجرا شده است؛ و قطعه آخر با نام "تولدی دیگر" اثر سهیل نفیسی.

برای اظهار نظر درباره برنامه چمدان لطفا به آدرس bamdadi@bbc.co.uk ایمیل بفرستید.