'تهران بدون مجوز' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'تهران بدون مجوز' ساخته سپیده فارسی به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم 'تهران، بدون مجوز'

تا حالا به حس و حال خیابان ها و آدم ها ی شهری که در آن زندگی می کنید ، فکر کردید؟ هر کدام از این آدم هر لحظ یک قصه و یک حرف برای گفتن دارند. سپیده فارسی ، فیلمساز مقیم پاریس در سفری به تهران سه ماه قبل از حوادث خشونت بار انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ ، دوربین کوچکی را به کار گرفته و با نگاهی مشاهده گر ،چند روز قبل از عید نوروز، تصویری از تهران را ثبت کرده است. او در پایان فیلم قصه هایی کوچک و نامرتبط از تهرانی ها را در یک کولاژ تصویری در کنارهم قرار داده تا به تصویر بزرگتری از تهران معاصر برسد.

ویژگی فیلم

فیلم 'تهران، بدون مجوز' ساخته سپیده فارسی مستندی مشاهده گر با قصه هایی بی آغاز و پایان و پراکنده از شمال و جنوب یک شهر پرتضاد و در عین حال پر از زندگی و انرژی متراکم است. برای فیلمبرداری این فیلم تماما از یک دوربین کوچک عکاسی و موبابل استفاده شده و فیلمساز توانسته تصاویر منحصر به فردی از مردم کوچه و بازار و خانه های مردم تهران در این فیلم ارائه دهد.

درباره کارگردان

Image caption سپیده فارسی، کارگردان

سپیده فارسی کارگردان ایرانی الاصل مقیم پاریس متولد ۱۳۴۴ در تهران است. وی در دهه هشتاد میلادی ایران را به مقصد پاریس با هدف تحصیل در ریاضیات ترک کرد اما به سمت هنرهای تصویری و به ویژه عکاسی و بعد هم سینما کشیده شد. وی چندین و چند فیلم کوتاه و بلند ساخته که با آنها حضوری موفق در جشنواره های بین المللی داشته است. بعضی از فیلمهای او عبارتند از: خانه زیر آب(۲۰۱۰) ، تهران بدون مجوز(۲۰۰۸) ، هرات (۲۰۰۸) ، نگاه (۲۰۰۷)، خواب خاک(۲۰۰۲)، سفر مریم (۲۰۰۲) ، مردان آتش(۲۰۰۱) ، دنیا خانه من است(۲۰۰۰) . خانم فارسی اکنون در حال اتمام جدیدترین فیلم داستانیش با نام 'گل سرخ' می باشد.

آینده سینما چیست؟ .....دوربین های جیبی

کارولین رنار

سپیده فارسی در روایت فیلمش از تنوع ، حرکت و سرعت استفاده می کند. سکانسهای " تهران بدون مجوز" بسیار کوتاه هستند، فیلم با ضرباهنگ تندی تدوین شده است . سپیده فارسی پنج سال پیش هم برای ساخت فیلم "هرات " از تصاویری که با تلفن همراهش گرفته بود، استفاده کرده بود. فیلم "هرات" روایت سفرش به افغانستان، زادگاه پدربزرگ مادریش است. در این فیلم سپیده فارسی برای ضبط صحنه های عبور از مرز ایران و افغانستان از دوربین تلفن همراهش استفاده کرده ، بدون آنکه توجه کسی را جلب کند. بعد از این تجربه بود که تصمیم گرفت با استفاده از دوربین تلفن همراه مستندی درباره پایتخت ایران بسازد. با استفاده از این دوربین هم خود را از توجه مسئولین حکومتی مصون داشت و هم توانست به شخصیتهای فیلمش نزدیکتر شود. فیلم "تهران بدون مجوز" در آستانه سال نو ایرانی و یک سال قبل از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ساخته شد.

صحنه ها بدون واسطه و مقدمه چینی ضبط شده اند. این صحنه ها، اماکن عمومی مانند خیابانها، کافه ها، رستورانها، سالنهای زیبایی و مغازه ها را به نمایش می گذارند. فیلمساز تلاش کرده چهره ای کلی از شهر و ساکنینش را در زمانی کوتاه به نمایش بگذارد. در صحنه ای از فیلم ترک یک موتور سوار مسافر کش نشسته است و بدون آنکه راننده موتور متوجه شود، از انعکاس چهره اش در آینه موتور سیکلت فیلمبرداری کرده: تنها جایی که چهره فیلمبردار را هم در آینه می بینیم.

سپیده فارسی تلاش کرده که سوژه ها رفته رفته حضور دوربین را فراموش کنند. کوچکی و سبکی دوربین نه تنها حرکت و جابجایی او را تسهیل کرده بلکه کمک کرده تا در زندگی روزمره سوژه هایش دخیل شود : به راحتی خرید کند، پولش را بپردازد و همچنان به گفتگویش با فروشنده ادامه دهد.این سبک از سینمای مستند در طول تدوین شکل می گیرد. فیلمساز تعمداً از دنبال کردن یک فیلمنامه مشخص پرهیز کرده و در مقابل، سوژه ها را با توجه به روند طبیعی اتفاقات دنبال می کند.

تدوین فیلم بسیار سیال است و برشها در طول حرکت انجام شده است: چیزی که به سیال بودن فیلم کمک کرده است. فیلمساز از استفاده بیش از حد از جزییات بصری پرهیز نموده است. پراکندگی تصاویر به گذار دو سویه بین واقعیت و برداشتهای ذهنی بیننده، کمک شایانی کرده است.

محو تدریجی دوربین، باعث شده سوژه ها با فیلمبردار، احساس همدلی بیشتری بکنند؛ فیلمبرداری که در واقع تنها یک نفر است؛ اما در مواجهه با سوژه ها، در قالب شخصیتهای گوناگونی فرو رفته؛ درست مثل ساکنین تهران!

خلاصه فیلم هفته گذشته 'امتحان' ساخته ناصر رفایی

Image caption نمایی از فیلم امتحان

کنکور همیشه صحنه حضور کسانی بوده است که با یک دنیا آرزو چشم به آینده دارند. آدم هایی از همه طبقات اجتماعی جامعه با مشکلات و انگیزه ها و دلایل متفاوت. برای یک جامعه شناس حوزه امتحانی کنکور و رفتارهای آدم هایی که در آن جا جمع می شوند، مثل هر جای دیگری می تواند تصویر دقیقی از شرایط یک جامعه ارائه دهد. ناصر رفایی فیلم ساز ایرانی با همین نگاه به سراغ موضوع کنکور رفته و اولین فیلم بلندش را با نام امتحان در همین زمینه ساخته است. فیلمی که در ایران کمتر دیده شد. این فیلم درباره اتفاقاتی است که در یک حوزه امتحانی دخترانه کنکور کمی قبل از شروع امتحان می افتد.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

زهرا

فیلم خوبی نبود. هیچ کس قبل از امتحان کنکور کارهایی که در این فیلم نشان می داد که شخصیتهای فیلم انجام می دادند، را انجام نمی دهد.

بابک

فیلمی غیر منتظره، بامیزانسن هایی چشمگیر. علی رغم استفاده از انبوه نابازیگران- ارتباط وحرکت از یک قصه به قصه دیگر بسیار هوشمندانه انجام گرفته بود.

ارمغان

به نظر می رسد که کارگردان به شرایط برگزاری ' کنکور ' و حال و هوای 'کنکوری ها' اشراف کامل داشته است. بنابراین چیدن این همه رخداد کنار هم ، بهانه ای بوده برای به تصویر کشیدن نوع زندگی،طرز فکر و روحیه دخترانه(آن دهه خاص، احتمالا اوائل دهه هفتاد) و یقینا برای زیبا تر کردن اثرش از اندکی نماد و رگه های سورئالیستی و طنز هم بهره گرفته است. او یک مجموعه ناب از طبقات مختلف اجتماع را در صحن حوزه امتحانی گرد هم جمع کرده و با اینکه همه برای یک منظور،آنجا حاضر شده اند، برنامه هایشان برای آینده، متفاوت است.همه چیز برای نوجوان- به خصوص آن دههِ خاص- مبهم و نا معلوم است.حتی 'کنکور' یک جزء بزرگ ِاین کل، نتیجه اش نا مشخص است! دنیای پیرامون و همه مختصاتش برای دختر ها بکر است و او بنا به اقتضای سن و بی پروائی نوجوانی مایل است به هر طریق آن را ' امتحان ' کند. هرچند که 'آزمون و خطا' باشد. درست مثل آزمودن نا بهنگام ِ پرواز آن جوجه گنجشک که البته در خاتمه قصه به لانه اش می رسد. دغدغه ها و شوخی ها و صحبت ها بیشتر حول و حوش ازدواج و رابطه با جنس مخالف است. اتفاقات فیلم بدون نگاهی تحقیر آمیز و شاید حتی با دیدی دلسوزانه عدم بلوغ و اسارتِ دختر و زن ایرانی را گوشزد می کند. این که تمام مدت در حال شنیدن تهدید است،از هر سو، از جانب خانواده،همسر، برگزار کنندگان کنکور یا حتی بلندگوئی که با لحنی تهدید آمیز،داوطلبین را به رعایت ضوابط و موازین فرا می خوانند. صحنه پایانی فیلم و رفتن آن مادر جوان و کودکش و به دنبال آن سیاه شدن تصویر و شنیدن ترمز اتومبیل و صدای کوبیده شدن در آهنی - که باز نمی شود- پایان وهم انگیز و بجائی است که شوربختانه رقم می خورد. سوای این که حوادث و سکانسها به مذاق ما خوش آمده باشد یا نه، فیلم برای نسلی که پوشیدن جوراب سفید و استفاده از عینک آفتابی،جرمی نا بخشودنی برای او محسوب می شد،قابل باور ، لمس شده و تحسین برانگیز است.

مهشید

شما با برنامه دیشب تان من را به گذشته ها بردید. جایی که شروع اولین روز تحصیلم بود. بله من در آن مدرسهای که در فیلم نشان می داد، درس خواندم و در آن شهرکی که داستان فیلم در آن می گذشت، زندگی کردم .دقیقا چیزی حدود ۲۰ سال پیش.

عماد

به نظر من اگر فیلم بصورت مستند ساخته می شد بهتر بود. ارزش دیدن را نداشت. برای من که حرف جدیدی نداشت. خیلی جاهای فیلم واقعی نبود. بازیگر هایش که آماتور و در هر حال خوب نبودند و این فیلم نگاه جامع و خوبی ارائه نمی داد.

مونا

فیلم بدی نبود. اما بعضی دیالوگهای لوس و خنده های مصنوعی و بیش از اندازه، سطح فیلم را خیلی پایین آورده بود. فیلم از همان دقایق ابتدایی نشان میداد کارگردان شناخت کافی از موضوع و دنیای زنان نداشته و به همین دلیل به خوبی نتوانست دنیای آنان را به تصویر بکشد. البته از اواسط فیلم روند بهتری پیدا کرد و پایان بندی خوبی داشت.

ارغوان

بسیار فیلم زیبایی بود. مدت ها بود چنین فیلم عمیقی ندیده بودم. وقتی در انتهای فیلم دیدم نویسنده و کارگردان فیلم، یک مرد است، واقعا متعجب شدم. علاقه مند شدم بقیه آثار ایشان را هم ببینم. ترجیح می دادم در پایان با یک روانشناس یا تحلیل گر مسائل اجتماعی ایران مصاحبه می کردید چون این فیلم حقیقتا ابعاد اجتماعیش برای یه بینندهخیلی مهم تر از عوامل زیبایی شناسی فیلم بود.

آرش

فیلم خوبی نبود. زن متصدی در فیلم اجازه نمی دهد دختر دانش آموز از حوزه خارج شود، بعد مرد دستفروش را که شانه می فروشد در داخل مدرسه شانه می فروشد.عد همه میرند خرید. پنج دقیقه تمام درب مدرسه را نشان می دهد در حالی که اتفاقی نمی افتد. تحلیل کارشناس شما هم من را راضی نکرد. گیر داده بود به موزائیک ها. شما مگر تا به حال امتحان کنکور شرکت نکرده اید؟

کیوان

تحلیل فیلم توسط عسل باقرى بسیار نکته سنج و عمیق بود.

نیوشا

فیلم فوق العاده ای بود. از اول تا به آخر فکر شده بود. در یک محیط زنانه (حوزه امتحانی) اینقدر سایه مردان بزرگ و تاثیر گذار بود که جای خالی شان حتی در این جا نیز احساس نمی شد.

نیلوفر

دید واقع بین فیلم را نمی توان انکار کرد،اما حرکت ابتدا تا به انتهای آن بر خطی صاف استوار بود. بی فراز و نشیب، بازیگران بازی اغراق آمیزی داشتند که به علت آماتور بودن آن هاطبیعی است.هیچ جریانی بیننده را به دیدن ادامه ی فیلم ترغیب نمی کرد و این موضوع را در همان ابتدا از مکث طولانی دوربین بر صحنه هایی معمول و بی معنا،می توان فهمید. در کل فیلمی خسته کننده بود با تابلویی تحت عنوان: "لطفا بپذیرید که یک مستند می بینید."

مانی

این فیلم از پایه به مسائل غیر واقعی می پردازد و به نظر من، از ۱۰ امتیاز تنها نمره ۲ می گیرد. آن هم به خاطر وقت و هزینه صرف شده برای فیلم.

سپهر

فیلم جالب و درگیرکننده ای بود با روایتی ساده و پر مغز. استفاده از نابازیگران هم در نوع خود هوشمندانه بود. هر چند که بعضی سکانسها، مصنوعی و نمایشی بود ولی در کل فیلم خوبی بود.

نرگس

فیلم عالی بود، مخصوصا بازی بازیگرانش. همین طور حضور طبقه های مختلف و تمام قشر ها در فیلم و نگاه متفاوتش به مسئله کنکور.

نادیا

فیلم خوبی بود.لذت بردم. من را برد به زمان کنکور و دبیرستان خودم. آن زمان دختری که عینک آفتابی می زد و بلند می خندید , دختر خوبی نبود. جدا از بعضی از صحنه ها ,مثل حضور خانوادها در صحن مدرسه و قسمت خرید کردن بچه ها که خیلی به واقعیت نزدیک نبود ,کل داستان فیلم واقعی وملموس بود. خیلی از قسمتهایش حتی برای من اتفاق افتاده بود.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط