شیرینی دولتی روز قلم و کام تلخ نویسندگان و ناشران مستقل

Image caption صفار هرندی، وزیر وقت ارشاد، در ضيافت شام به مناسبت روز قلم در سال ۸۷

یازده سال است که از نامگذاری چهاردهم تیرماه به عنوان «روز قلم» در ایران می‌گذرد؛ با وجود این، این روز هنوز نه انتظارات بانیان آن را برآورده کرده، نه از سوی نویسندگان مستقل و نهادهای غیردولتی پذیرفته شده است.

هر نظام سیاسی، هر چند که از سوی نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری متهم به نقض آزادی‌ بیان و فشار بر نویسندگان باشد، تلاش می‌کند تصویری از خود ارائه دهد که در آن، نویسندگان و اهل قلم جایگاه ویژه‌ای دارند.

بر این اساس، دولت جمهوری اسلامی ایران نیز از سال ۱۳۸۱ به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، چهاردهم تیرماه را به عنوان «روز قلم» وارد تقویم رسمی این کشور کرده است.

علاوه بر این، مقام‌های جمهوری اسلامی بر این باورند که این نظام بر اساس حکومت‌داری به شیوه اسلامی تشکیل شده و می‌گویند در روایات اسلامی و همچنین متن کتاب مقدس مسلمانان، «قلم» اهمیت بارزی دارد.

از همین روست که سال گذشته محسن پرویز، معاون پیشین وزیر ارشاد و سخنگوی انجمن قلم، گفت که پیشنهاد اولیه این انجمن «ثبت روز جهانی قلم در جهان اسلام» بود.

همچنین به گفته آقای پرویز،‌ این انجمن تلاش داشت در همان سال ۸۱، به بهانه ریاست ایران در کنفرانس سران کشورهای اسلامی، جایزه‌ای را به عنوان «جایزه جهانی قلم» با توافق این کشورها پایه‌گذاری کند، که این پیشنهاد سرانجامی نداشت.

پنج سال پیش نیز، محمدرضا سرشار، نویسنده و از مسؤولان انجمن قلم، به مناسبت ۱۴ تیر گفت که به آقای خاتمی پیشنهاد شده بود در کشوری که میزبان سران کشورهای عضو کنفرانس اسلامی است اجلاسی هم از اهالی قلم کشورهای اسلامی تشکیل شود.

به گفته وی، این پیشنهاد از طرف وزارت ارشاد به شورای فرهنگ عمومی ارجاع داده شد و روز قلم به روزی ملی «تقلیل» پیدا کرد.

روز قلم و روشنفکران و نویسندگان مستقل

روز قلم در ایران در شرایطی متولد شد که علاوه بر نزدیکی سازمان پیشنهاددهنده این روز (انجمن قلم ایران) به حکومت، از نویسندگان و شاعران و روشنفکران مستقل این کشور در این زمینه نظری خواسته نشد.

همچنین از مدت‌ها قبل، زمینه‌ها برای فعالیت آزادانه اهل قلم محدود شده بود؛ از محدودیت برای کانون نویسندگان ایران و اعمال سانسور دولتی بر کتاب گرفته، تا جلوگیری از برگزاری جایزه مستقل «قلم زرین» به همت مجله گردون به سردبیری عباس معروفی و قتل‌ زنجیره‌ای نویسندگان و روشنفکران.

انجمن قلم ایران، که مدعی است «به هیچ حزب، گروه و تشکیلاتِ سیاسی و دینی، اعم از دولتی و غیردولتی، داخلی و خارجی» وابسته نیست تلاش کرد با الگوبرداری از رفتار نویسندگان مستقل، مثل تعیین روز قلم در نیمه ماه تیر و تأسیس جایزه‌ای به همان نام «قلم زرین»، تلاش‌ها برای بزرگداشت قلم در ایران را در انحصار خود گیرد و دولت را نیز در این زمینه هدایت کند.

جالب این جاست که «انجمن قلم ایران» که اعضای اصلی‌اش از جمله محمدرضا سرشار آن را برای «مرزبندی با کانون نویسندگان ایران» تشکیل دادند و این کانون را به «مجعول و غیر قانونی» بودن متهم می‌کردند، خود تا همین ماه گذشته، یعنی خرداد ۱۳۹۲ «پروانه فعالیت» نداشت.

پنجم خرداد گذشته، خبرگزاری‌های ایران نوشتند که انجمن قلم ایران، سرانجام پس از چهارده سال فعالیت موفق به دریافت پروانه فعالیت از وزارت ارشاد شده و دلیل تأخیر در صدور این پروانه، «عدم ارائه مدارک از سوی برخی از اعضای هیئت مؤسس» به وزارت ارشاد بوده است.

همچنین انجمن قلم ایران، در مقاطع مختلف، از جمله پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، با صدور بیانیه، نشان داده که موضع‌گیری‌های سیاسی به نفع جریان حاکم در ایران دارد.

تلقی حکومتی از «روز قلم»

اما صرف نظر از چگونگی شکل‌گیری روز قلم در ایران، مرور آن چه به بهانه این روز در ایران اتفاق افتاده یا گفته شده، بیانگر تلقی دولت و همچنین نویسندگان نزدیک به حکومت درباره این روز و اساسا مقوله «نویسندگی» است.

در حالی که در کشورهای غربی، بزرگداشت قلم و کتاب، با تأکید بر حفظ و گسترش آزادی بیان و یادآوری حقوق معنوی نویسنده برگزار می‌شود، روز قلم در ایران بیشتر به مسائل مادی و گاه تلاش برای مشخص کردن حد و مرز نویسنده از سوی دولت مربوط است.

نامهایی که طی سال‌های گذشته به عنوان مهمانان «ضیافت شام اهالی قلم» منتشر می‌شود، نمونه‌ای از مرزبندی دولتی میان نویسندگان و شاعران است.

در این مهمانی که از سوی وزارت ارشاد و به مناسبت چهاردهم تیر برگزار می‌شود، علاوه بر حضور برخی از چهره‌های سیاسی حکومت، مثل سخنگوی شورای نگهبان در مهمانی سال ۸۸، عمدتا تعدادی از شاعران و نویسندگان نزدیک به دولت شرکت دارند.

یا جوایز جشنواره «قلم زرین» که از سوی انجمن قلم ایران به این مناسبت برگزار می‌شود، در اغلب موارد به همین شاعران و نویسندگان نزدیک به دولت اهدا شده است.

با این حال، این نویسندگان و شاعران، از فرصت این روز بهره می‌برند تا خواسته‌های بیشتری را که همانطور که اشاره شد، جنبه‌های مالی دارد مطرح کنند.

به عنوان نمونه، راضیه تجار، دبیر انجمن قلم ایران در سال ۱۳۸۷ به مناسبت روز قلم، از «اجرایی نشدن طرح معافیت مالیاتی اهل ‌قلم» انتقاد کرد. یا در همان سال، ابراهیم حسن بیگی به مناسبت روز قلم گفت: «تا وقتی که نویسندگی شغل نباشد، وضعیت اهل قلم بهتر نخواهد شد.»

بر اساس نظر این افراد، دولت باید شرایط یک «شغل» را برای نویسندگان فراهم کند، اما مهم‌ترین انتقاد به این طرح این است که چگونه می‌توان عدم تبعیض از سوی دولت درباره اجرای این طرح را تضمین کرد؟

سابقه دولت در زمینه اجرای طرح‌های مشابه، که اتفاقا آنها نیز به پیشنهاد انجمن قلم ایران بوده، مثل «اعطای مدرک معادل»، «تسهیل در چاپ آثار» یا «سفرهای خارج از کشور» نشان می‌دهد که به نویسندگان و شاعران مستقل یا منتقد چندان توجهی نمی‌شود.

اما طبعا، فراهم آوردن امکانات مالی یک روی سکه است؛ روی دیگر، انتظاراتی است که با ارائه خدمات به نویسندگان حکومتی، در دولتمردان ایجاد می‌شود.

سال گذشته، محمد حسینی، وزیر ارشاد، در مراسم اهدای جایزه قلم زرین از نویسندگان حاضر در مراسم خواست تا در جهت فرهنگ «مهدوی» حرکت کنند.

همچنین در روز قلم سال ۱۳۹۰، علی شجاعی صائین، از مسؤولان وزارت ارشاد از تدوین «منشور اخلاقی» برای نویسندگان خبر داد؛ گرچه بلافاصله این طرح با واکنش حتی برخی از نویسندگان مورد قبول دولت مواجه شد.

برای نمونه، مصطفی رحماندوست، شاعر، گفت که نوشتن قانون جدیدی در حوزه نوشتن، علاوه بر قانون مطبوعات، «موجب تفسیرهای تازه و نفاق‌انگیز» خواهد شد.

اقدامات و اظهارات به مناسبت روز قلم، در حالی است که تا کنون به مناسبت این روز، بسیاری از مسائل اصلی نویسندگان و ناشران ایران مطرح، و گامی در جهت حل آنها برداشته نشده است.

به نظر می‌رسد ممیزی کتاب، محدودیت برای ناشران مستقل، و گاه تعطیلی کتابفروشی‌ها، از جمله پدیده‌های تلخ عمیقی است که هرگز با شیرینی دولتی روز قلم جبران نخواهد شد.

مطالب مرتبط