'زمستان است' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'زمستان است' ساخته رفیع پیتز به نمایش در می آید.

دباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم 'زمستان است'

فقر، بیکاری و مهاجرت در همه جا نسبت مستقیمی با همدیگر دارند. محمود دولت آبادی در سال ۱۳۵۱ اولین رمان بلندش به نام "سفر" را با همین دست مایه می نویسد . مهدی اخوان ثالث هم در توصیف شرایط اجتماعی و سیاسی ایران سالها قبل از این در سال ۱۳۳۵ شعری زیبا سروده بود با عنوان "زمستان" . ۴۵ سال بعد، در سال ۱۳۸۰ هم حسین علیزاده موسیقی برای این شعر می نویسد و آلبوم "زمستان است" با صدای محمدرضا شجریان به بازار عرضه می شود. سه سال بعد از آن رفیع پیتز کارگردان، در فیلمی با همین عنوان 'زمستان است' ، دست به ترکیب این سه اثر هنری می زند.

وِیژگی فیلم

فیلم 'زمستان است' فیلمی شاعرانه و پر از ایجاز است با فضا سازی درخشان. حرکت و ریتم کند فیلم، فضای سرد، استفاده بسیار کم از دیالوگ و سود جستن از تصویر و کاربرد بالای زبان موسیقی، بخشی از شاخصه های ساختار این فیلم است.

درباره کارگردان

Image caption رفیع پیتز، کارگردان فیلم

رفیع پیتز کارگردان ایرانی ، زاده ۱۳۴۵مشهد و دانش آموخته رشته فیلم و عکس از دانشگاه وست مینستر لندن است. وی از پدری انگلیسی و مادری ایرانی زاده شد. مادر وی ملک جهان خزاعی طراح صحنه و لباس سینما و تئاتر ایران است. او دوران کودکی خود را در تهران گذرانیده است و از سال ۱۹۸۱ به همراه خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت می نماید.

پیتز در سال ۱۳۷۵ به ایران باز می گردد و اولین فیلم بلند خود را با نام "فصل پنجم" را در سال ۱۳۷۶ کارگردانی می کند. این فیلم به گفته وی اولین همکاری سینمایی ایران و فرانسه پس از انقلاب اسلامی است و وی خود را اولین کارگردان ایرانی مقیم خارج از ایران می داند که پس از انقلاب در ایران فیلم ساخته‌است. فیلمهای دیگر او عبارتند از:

شکارچی(۱۳۸۹)، زمستان است(۱۳۸۵)، آبل فرارا: مجرم نیست(مستند، ۱۳۸۲)، صنم(۱۳۷۹)، فصل پنجم(۱۳۷۵)، سلندر(کوتاه، ۱۳۷۳) در تبعید(کوتاه، ۱۳۷۰)

درباره منتقد

Image caption ناصر زراعتی، منتقد فیلم

ناصر زراعتی نویسنده و منتقد فیلم زاده تهران و دانش آموخته سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک در ایران است. وی پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه در سال ۱۳۵۵ فیلم مستند/آموزشی «پُست» را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می سازد و کتاب «نشانه ها و معنا در سینما» نوشتۀ پیتر والن را به فارسی ترجمه می کند. وی چندین سال سابقه کار در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همکاری با عباس کیارستمی در سمت های مختلف را داشته است. همکاری که تا فیلم 'خانه دوست کجاست؟' ادامه پیدا می کند. در این سالها، مقالات، نقدها و نوشته ها و داستانهای او در بسیاری از نشریات و گاهنامه های هنری داخل ایران به چاپ می رسد. وی مدتی نیز به تدریس سینما در دانشکده سینما تاتر تهران می پردازد. وی از سالهای اول دهه هفتاد به اجبار ایران را ترک و به سوئد مهاجرت می کند. از سال ۱۳۷۳، ساختنِ مستندهایی ویدئویی را در مورد شاعران و نویسندگان و شخصیت‌های ایران آغاز می کند. از این دسته اند فیلمهایی درباره سیمین بهبهانی، نصرت کریمی، سرهنگ جلیل بزرگمهر (وکیل مدافع دکتر مصدق)و فریدون مشیری.

او غیر از مستندسازی، در زمینه‌های گوناگون نوشته و ترجمه کرده‌ است: داستانِ کوتاه و بلند، نقد فیلم، نقد ادبی، نقد هنر، زندگینامه، سفرنامه، مقالات اجتماعی و [حتا به‌ضرورت] سیاسی و نیز آن‌چه که شاید بتوان آن را «ادبیاتِ مستند» نامید. خود او می گوید:

'.....چندبرابرِ آن‌چه انتشار داده‌ام، کارِ نیمه‌تمام دارم؛ هم در زمینۀ فیلم و هم در زمینۀ ادبیات و داستان... امیدوارم بتوانم سر و سامانی به این کارها بدهم... اگر هم نشد، خیلی مهم نیست... ماها همه در ادامۀ کودکی‌مان، بازی‌هایِ مختلفی می‌کنیم: این‌ها هم نوعی «بازی» است؛ خوشا آن بازی که شیرین باشد و لذتبخش و اگر خیرش به دیگران نمی‌رسد، دستِ‌کم ضررش نرسد.....'

نظر منتقد

- فیلم اقتباس دقیقی از داستان دولت آبادی نیست ولی فیلمنامه نویس و فیلمساز در این اقتباس موفق بوده است.

- از نظر صحنه پردازی و استفاده درست از رنگ آبی در صحنه های فیلم ، کارگردان بسیار درخشان کار کرده است. استفاده از برف و طبیعت و فضاسازی بازار بسیار خوب از آب در آمده ، جنس بازیهایی که در فیلم ارائه می شود منحصر به فرد است و در بعضی از صحنه های فیلم به ویژه ابتدا و انتها که در داستان اصلی پر از دیالوگ است ، در فیلم به خوبی ایجاز رعایت شده است. رابطه شخصیتها با هم دیگر و فضای کارگری ساخته شده در فیلم بسیار خوب از آب در آمده و از نمونه های کم یاب در سینمای ایران است.

- ابهام در یک اثر هنری یک وقتهایی می تواند یک ارزش باشد، ولی ابهامهای موجود در این فیلم ناشی از محدودیت ها و سانسور موجود در سینمای ایران است، چون تماشاچی نمی تواند به درکی از فیلم برسد و این باعث ضعف فیلم می شود.

- من تصور نمی کنم که لایه دیگری(کنایی و یا استعاری) غیر از لایه ظاهری موجود در این فیلم قابل تشخیص باشد.

خلاصه فیلم هفته گذشته "تهران، بدون مجوز" ساخته سپیده فارسی

Image caption نمایی از فیلم 'تهران، بدون مجوز'

تا حالا به حس و حال خیابان ها و آدم ها ی شهری که در آن زندگی می کنید ، فکر کردید؟ هر کدام از این آدم هر لحظ یک قصه و یک حرف برای گفتن دارند. سپیده فارسی ، فیلمساز مقیم پاریس در سفری به تهران سه ماه قبل از حوادث خشونت بار انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ ، دوربین کوچکی را به کار گرفته و با نگاهی مشاهده گر ،چند روز قبل از عید نوروز، تصویری از تهران را ثبت کرده است. او در پایان فیلم قصه هایی کوچک و نامرتبط از تهرانی ها را در یک کولاژ تصویری در کنارهم قرار داده تا به تصویر بزرگتری از تهران معاصر برسد.

نظر بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

رضا

این که کسی با موبایل فیلمی بسازد که قابل نمایش باشد ، نشانه خلاقیت کارگردانش است.

مریم

فیلم را دیدم. کمی پراکنده گویی در کار بود و کمتر می شد روند فیلم را یکسره باور کرد ولی کار بدی نبود.

حسین

تهران، کلان شهری است که هر بار لنز دوربین(چه حرفه ای چه آماتور) به سمت خیابان ها و کوچه پس کوچه های بیدارش خم شده جز این به مخاطب عرضه نکرده و مجال تفسیری تازه را برنتابانیده است. باز حکایت دختران فراری، کافه ، شب ، قصه ها و روایت های رانندگان تاکسی، باز معرکه گیران و شامورتی بازان این شهر ، باز سینما و هنر زخم خورده، باز مترو ،باز غم نان (که هیچ کدام تا کنون پاسخی در خور نیافته اند چون همیشه همه در یک پکیج واحد مطرح شده اند) و در کنار هم قرار گرفتن همه ی اینها قرار است یک کلمه را معرفی کند؛ "تهران". شاید از جمله مهمترین ویژگی های سینمای مستند خُرد نگری و ریز شدن در بطن و متن ماجراست آنچه که دیده نمی شود و خود را از نگاه سطحی روزمره پنهان می کند و به تبع آن پاسخگویی هم برای این مشکلات به تصویر آمده، طلب نمی شود . رسالت هنر را بایستی با کیفیت کار بجا آورد و گرنه جز تنقلاتی برای گذران وقت نخواهد بود. شاید بتوان گفت مهمترین ویژگی مستند "تهران بدون مجوز" همین عنوان فیلم باشد که به ما یاد آوری می کند؛ آنچه برای تماشایش مجوز و بهایی لازم نیست به عادت و بی تفاوتی بدل می شود.

علی رضا

" تهران بدون مجوز" فیلم جسورانه ای بود. فیلمساز بی مهابا دوربینش را به دست گرفته و به زیر پوست شهر رفته.

مائده

جامعه نهایت آشفته ای داریم ...خودمون توشیم بهش عادت کردیم.

حسین

فیلم برداری با تلفن همراه انجام شده و طبیعتا کیفیت صدا نمی‌توانست خوب باشد. سخنان فیلم‌بردار کاملا روشن بود و سخنان سوژه‌ها در بسیاری از موارد مبهم. این اشکال با زیرنویس فارسی (در موارد لازم) می‌توانست بر طرف شود. می‌توان حدس زد که نسخه‌هایی که به فستیوال‌های خارجی عرضه شده با زیرنویس بوده و منتقدان خارجی فیلم متوجه این نقص آن نشده‌اند. علاوه بر این، زمان و مکان وموقعیت بسیاری از صحنه‌ها مشخص نبود و می‌شد با سوتیتر این اطلاعات را به تماشاچی داد (که در برخی از موارد لازم و عموما مفید بود).

ناهید

بسیار عالی بود - گرچه در برخی بخش ها تنظیم صدای فیلم بسیار بد بود. رویهم رفته فیلم ساز نکته ها و سکانس های خوبی را برگزیده بود، در عین این که آنقدر در تهران «سوژه» می توان یافت که فکر می کنم اگر صد فیلم ساز هم، هریک از زاویه ای و با دیدگاه های خود از تهران مستند بسازند باز هم کم است. کاش دیگر دوستان تهیه کننده و مستندساز اقدام به چنین مهمی می کردند. تهران، این شهر خاکستری/سیاه، شهری که معمولا «انسان» میان آهن پاره ها و ستون های سیمانی گیر کرده است. از خانه که بیرون می روی در مسیر رفتن و بازگشتن می باید از میان جنگل انبوه آهن و سیمان بگذری. این مصیبت را کاش فیلم مستندسازی می توانست به تصویر بکشد. انباشت انبوه آهن پاره های مونتاژ شده که چونان کِرم نامیده بر خویش نام پر ابهت «برج» .

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط