'خانه ای روی آب' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'خانه ای روی آب' ساخته بهمن فرمان آرا به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption رضا کیانیان در نمایی از فیلم 'خانه ای روی آب'

سال ۱۳۸۰، بهمن فرمان آرا تصمیم می گیرد، تصویری از اتفاقات اطراف اش و تضادهای موجود در جامعه ایرانی را ترسیم کند. حاصل کار فیلم 'خانه ای روی آب' است که به عنوان بهترین فیلم بیستمین جشنواره فجر از سوی داوران انتخاب می شود و تماشاگران هم این فیلم را به عنوان بهترین فیلم آن سال انتخاب می کنند. این فیلم داستان دکتر سپید بخت، پزشک متخصص زنان است که در میانسالی دچار بحران روحی شده و در ورطه مشکلات مختلف پدیده آمده از روابط اش با زنان دیگر و نیز با بیماران اش، با چالش هایی جدید روبه رو است. همسرش سالها قبل او را ترک کرده و همراه تنها فرزندشان، مانی به آمریکا رفته است. پدرش نیز در خانه سالمندان زندگی می کند.

ویژگی فیلم

'خانه ای روی آب' بعد از فیلم 'بوی کافور عطر یاس'، دومین اثر بهمن فرمان آرا در مورد مرگ است اما این بار مذهب و اعتقادات هم به داستان اضافه شده است. در این فیلم سرشار از انگاره های سمبولیک و استعاری، فیلمساز با به کار گیری داستانک ها و شخصیت های فرعی که شخصیت اصلی با آنها مواجه می شود، می کوشد تصویری از شرایط و وضعیت یک جامعه روبه اضمحلال را ارایه دهد. فیلمساز آگاهانه می کوشد که فیلم را از مسیر فیلم های جنایی دور کند و رگه های فرا واقعیت و رخداد های اجتماعی پیرامون اش را درهم گره بزند.

درباره کارگردان

بهمن فرمان آرا در سوم بهمن ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در مدرسه هنرهای دراماتیک درس خواند، سپس برای آموختن فیلمسازی و کارگردانی راهی آمریکا شد. در سال ۱۳۴۵ به ایران برگشت و در سال ۱۳۴۷ به استخدام تلویزیون ملی ایران درآمد. اما تلویزیون جایی نیست که او را راضی کند. به سراغ مستند سازی می رود؛ دو مستند 'نوروز و خاویار 'و 'تهران کهنه' را می سازد و در سال ۱۳۵۱ کارگردانی را با فیلمی به عنوان 'خانه قمرخانم' تجربه می کند. تجربه ای نه چندان خوشایند که بهمن فرمان آرا هنوز هم تمایلی به یادآوری اش ندارد و آن فیلم را فیلم خودش نمی داند.

در سال ۱۳۴۸ هوشنگ گلشیری داستانی به نام 'شازده احتجاب' را منتشر می کند و بهمن فرمان آرا این رمان را می خواند و شیفته بیان تصویری این اثر می شود. او 'شازده احتجاب' در سال ۵۳ می سازد، فیلم برای سازنده اش جوایز جشنواره ای بسیار، از جمله جایزه بهترین فیلم در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران را به همراه می آورد و در جشنواره کن سینمای ایران را نمایندگی می کند.

بهمن فرمان آرا بعد از این موفقیت، ریاست تولید شرکت گسترش صنایع سینمای ایران را بر عهده می گیرد و رو به تهیه کنندگی می آورد. این شرکت در این زمان نقشی مهم را در گسترش موج نو سینمای ایران ایفا می کند و با مسوولیت بهمن فرمان آرا بسیاری از فیلم های مهم این سینما تهیه می شود. فیلم های 'کلاغ' ساخته بهرام بیضایی، 'گزارش' ساخته عباس کیا رستمی، 'شطرنج باد' ساخته محمدرضا اصلانی، 'ملکوت' ساخته خسرو هریتاش از جمله این این فیلم ها هستند.

Image caption بهمن فرمان آرا، کارگردان

در فضای سیاسی و روشنفکری آن روزگار، در سال ۱۳۵۶ بهمن فرمان آرا بار دیگر جذب قصه ای کوتاه از هوشنگ گلشیری می شود و بر اساس داستان 'معصوم اول'، فیلم 'سایه های بلند باد' را می سازد. فیلمی پر از سمبل ها و ایهام ها که در هر دو حکومت شاهنشاهی و جمهوری اسلامی توقیف می شود.

بعد ازانقلاب بهمن فرمان آرا درسال ۱۳۵۹، با خانواده اش به کانادا می رود و یک فستیوال بین المللی فیلم کودکان در ونکوور راه می اندازد. بعد با تاسیس یک شرکت به پخش فیلم روی می آورد و فیلم های مهمی را پخش می کند از جمله 'باغ وحش شیشه ای' (پل نیومن)، 'مادام سوزاتسکا' (جان شله زینگر)، 'تاک رادیو' (الیور استون) ، 'آخرین وسوسه مسیح'(مارتین اسکورسیزی) و بسیاری دیگر.

مقصد بعدی آقای فرمان آرا، لس آنجلس است در آمریکا. بهمن فرمان آرا در این دوره در کار تولید فیلم فعال می شود و با فیلمسازان بزرگی مثل ماتین اسکورسیزی، جیمز آیوری، استیون فریرزو ژان کلود لوزان همکاری می کند. بعد به ایران برمی گردد. اما ده ساله اجازه فیلم ساختن نمی یابد سرانجام پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات اجازه کار می گیرد و به این ترتیب 'بوی کافور، عطر یاس ' در سال ۱۳۷۹ساخته می شود تا بهمن فرمان آرا باز متولد شود. فیلم بیشتر جوایز و سیمرغ های اصلی جشنواره فجر را درو می کند و راه برای ساختن 'خانه ای روی آب ' در سال ۱۳۸۱هموار می شود. این فیلم هم که تصویری می دهد از تضادهای جامعه ایرانی، جایزه بهترین فیلم را از جشنواره فجر می گیرد اما در عین حال برای بهمن فرمان آرا مخالفان و منتقدان بسیاری هم دست و پا می کند.

تا این زمان بهمن فرمان آرا با چهار فیلمش، سه بار جایزه بهترین فیلم در ایران را به دست آورده، اما فیلم بعدی اش 'یک بوس کوچولو' که در سال ۱۳۸۶ و دوران زمامداری محمود احمدی نژاد و همفکران اش می سازد، برای او موفقیتی درپی ندارد.

علاقه بهمن فرمان آرا به ایران و فرهنگ ایرانی که در این سالها به تدریج در فیلم هایش با وضوح بیشتری به نمایش در می آید در فیلم 'خاک آشنا ' به اوج می رسد. این آخرین فیلمی است که بهمن فرمان آرا در سینمای ایران تا این لحظه ساخته است. فیلم در سال ۱۳۸۶ ساخته شد اما مقامات ممیزی اداره ارشاد رغبتی به فیلم نشان ندادند و 'خاک آشنا' دو سال در محاق توقیف گرفتار شد. سرانجام فیلم در سال ۱۳۸۸ با حذف چهار سکانس اصلی، به شکلی نامفهوم به نمایش درآمد. آن هم در شرایطی که خیابان های ایران در تب و تاب اعتراضات به نتایج انتخابات و صحنه برخوردهای شدید با تظاهرکنندگان بود.

بعد از خاک آشنا بهمن فرمان آرا، که با توجه به سیاست های سینمایی دولت امکان یا تمایلی برای ساخت فیلم سینمایی در ایران نیافت یا نداشت، رو به ساخت فیلم مستند آورد و فیلمی ساخت درباره پرویز یاحقی با عنوان 'کنسرتی که اجرا نشد'. او از آن پس کوشیده که در این سالها فیلمنامه ای به نام 'سفر به تاریکی' را در خارج از ایران تبدیل به فیلم کند، اما هنوز این امکان فراهم نشده است. ضمن آن که به دلایلی که اعلام نشده، بهمن فرمان آرا ممنوع الخروج شده و نمی تواند از ایران بیرون بیاید.

خلاصه فیلم هفته گذشته 'زمستان است' به کارگردانی رفیع پیتز

Image caption نمایی از فیلم 'زمستان است'

مردی ميانسال که از كار بيكار شده است، تصميم می گيرد برای کار به خارج از ایران برود. زن و فرزند را ترك می كند، پاييز است. غريبه ای كه تعميركار اتومبيل است به جستجوی كار به شهر می آید. به زن که خبر مرگ همسرش رسیده است بر می خورد. کاری می یابد و به زن دل می بازد ولی دوامی نيست. کار کفاف او هم مانند همسر قبلی زن تصمیم می گیرد که برای گذران زندگی به خارج از ایران برود تا درآمدی بدست آورد.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

داود رحیمی

در مجموع فیلم خوبی بود و رفیع پیتز همانطور که کارشناس برنامه می گفت، به خوبی توانسته است سه زمان در تاریخ معاصر را با هم مطرح و مخرج مشترک آن سه زمان را شفاف نماید و تکمیل کننده این هدف فیلم، رنگ فیلم است. این فیلم 'چند لایه است ' زمانی که خیاط خانه و چهره های دوزنده گان و در ادامه کارگران تعمیرگاه به دنبال هم ادیت می شود و از نظر من این یک لایه ، وقتی زنی شوهر از دست داده فرزندش دختر است و در همان خانه مادری حضور دارد که شکوه از شانس نسبت به شوهر دارد ، و در کل زن شوهر از دست داده، ادامه و بقاء خودش را بر داشتن شوهر (یک مرد بالا سرش ) می داند. و به عبارتی مادر زن گذشته اوست و خودش هم زمان حال و طبعاً نگاه دختر بچه ، فرزندش در اول فیلم یعنی آینده او و سرنوشتی که نسل به نسل گریبان طبقه کارگر را خواهد گرفت ، منتظرش است. لایه سوم سکوت کارگران در هنگام کار و دیالوگهای مرحب و رفیق ش که نشان از روحیه معترض مرحب دارد نسبت به اوضاع و تکمیل این لایه، سفرهای مرحب که اول شمال بوده و حالا آنجاست و نجات را در مهاجرتی دیگر می داند و همچنین الگو سازی دیگر در فیلم عمل می کند و آن شوهر اول زن است که آینه ایست از راهی که قرار است مرحب طی کند و به نظر من می خواهد بگوید تا معضل بی ثباتی و کارگری وجود دارد هر جا که باشی دنیا همین رنگ است. ریلهای راه آهن هم در این فیلم و حرکتش ایفای نقش داشتند و پیوند زدن فیلم را به جای جای تاریخ معاصر معنی می کنند و نمادیست از هجرت و دربدری این طبقه از جامعه . شکستن شیشه های اتومبیلها و یا سرکشی مرحب هم می تواند به اعتراض طبقه حق از دست داده تعریف شود . البته در این فیلم ابهاماتی نیز وجود دارد و چند مورد بی ربط و بی جهت به کار گرفته شده، مثلا زنی که نماد از زن خیابانی دارد . آخر یک فیلم خوب را دیدیم با مطرح کردن معضلات کارگری.

ناهید

فیلم فوق العاده بود. فرامدرن بود (پست مدرن).بازی ها بسیار متفاوت بود. در این فیلم زن، مرد، کودک، مادر، همسر، عاشق، فضا، رنگ آمیزی، سکانس ها بسیار بسیار دگرگونه بود. «رها»یی رفتاری و کرداری و اندیشیدگی شخصیت های فیلم بسیار محسوس بود. انگاری هیچ کدام - در عین «حس»های فراوان «انسانی»، اما اسیر وابستگی های تابویی سنتی جامعۀ ما نبودند. «بلاتکلیفی»، «بی هدفی»، «سرگردانی» و همه مولفه های موجود در جامعۀ «بی سامان» جهان امروز، انگاری یک جا در این فیلم به نمایش درآمده بود؛ آن قدر که «عشق» و «مهر مادری» و «یاد همسری» و «کار» و «مزد و حقوق»و هیچ چیز برای هیچ یک از تنابندگان در فیلم «جدی» نبود. من، هم ساختار فیلم، هم سناریو و هم بازی ها را سخت، دوست داشتم. فضای فیلم و رنگ آن، برف و سرما و خانۀ تاریک و همیشه دور از دید - که چیزی از «خانه» یا home به مفهوم فضایی تعریف شده در جامعه شناسی مدرن در آن نمی توانستی یافت - همه و همه شکلی از ذهن مردمان آن ده/ روستا / شهرستان/ شهر را داشت. همه چیز و همه کس و همه فضا و همه مکان و حتی اشیاء نیز، همه با هم، به نظر می رسید یک هارمونی سیستماتیک از سرما و بی حسی و بی تفاوتی و سکون - که در همه فیلم نمایان بود - داشتند.خیلی لذت بردم.

عاطفه

خیلی تلخ بود. از ایران می گوید، از زمستانی که حتی عشق هم یخش را آب نمی کند. فیلمنامه، موسیقی، بازیگری و فضاسازی عالی بود.

محمد

فیلم متفاوت و زیبایی بود ولی کارگردان نکات مبهم زیادی را باقی گذاشته بود.

حامد

فضاي سرد فيلم و صداي استاد شجريان از آلبوم 'زمستان است' در روايت داستان بسيار تاثير گذار است.

بابک

رفیع پیتز امکانات خوبی همیشه داشته اما در استفاده از آنها کمی خونسرد عمل کرده.

جان

فیلم خوبی بود. امان از بیکاری ومشکلات اشتغال.

صدرا

کلاً این فیلم هویتش خراسانی الاصل است. شعر اخوان، داستان محمود دولت آبادی و آواز شجریان.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط