دردسرهای تئاتری بودن؛ هشت سال فرازو نشیب در تئاتر ایران

Image caption 'خشکسالی و دروغ' از جمله تئاترهایی که توقیف شد

در دوران هشت ساله حاکمیت دولت محمود احمدی نژاد بر سیاست ایران، تئاتر نیز همچون دیگر شاخه‌های فرهنگی و هنری، بیش از گذشته تحت فشار قرار گرفت و در نتیجه سیاست‌های فرهنگی اعمال شده از سوی دولت، لطمه‌های فراوانی دید.

ضعف مدیریت و استعفاهای پی در پی مدیران تئاتری، تشدید سانسور و ممیزی، درجه بندی بی ضابطه آثار، اعمال سلیقه و نظر شورای حمایت از تئاتر، انحلال انجمن نمایش، مشکلات صنفی اعضای خانه تئاتر و نداشتن امنیت شغلی آنان، عدم شفافیت بودجه و تقسیم آن، تعلل در پرداخت دستمزد گروه‌های تئاتری، بی توجهی به مجموعه تئاتر شهر و تخریب قسمت‌هایی از آن، افزایش برگزاری جشنواره‌های متعدد و عاری از خاصیت، به ویژه جشنواره‌های مناسبتی، از جمله مهم‌ترین آسیب‌هایی بود که عرصه را بیش از پیش برای هنرمندان تئاتر تنگ‎تر و آنها را دچار یاس و بلاتکلیفی کرد و بسیاری از آنان را به انزوا کشاند.

خانه تئاتر، به عنوان تشکل صنفی غیر دولتی که وظیفه آن دفاع از حقوق صنفی – اجتماعی، مادی، معنوی و امنیت شغلی اعضای آن است، در سال‎های گذشته، بارها در بیانیه‎ها و نشست‌های خود، خواهان شرایطی همچون تعریف تئاتر به عنوان یک شغل، افزایش بودجه حداقل تا دو برابر، اجرای بی‌قید و شرط قرارداد تیپ و مردود دانستن شیوه‌نامه شورای حمایت، ممانعت از دخالت نهادهای غیرمسئول و بی ربط با تئاتر شده بود، اما این درخواست‌ها همواره با بی‌اعتنایی مسئولان دولتی مواجه گردید.

بودن یا نبودن

ممیزی، سانسور متن‌ها و توقیف اجراهای نمایشی در دوران هشت ساله گذشته، نسبت به دوران اصلاحات، شدت بیشتری یافت.

شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی در سال‎های اخیر، نه تنها برای اجرای برخی آثار نمایشی، مجوز صادر نکرد بلکه مجوز اجرای برخی از این آثار را که در دولت قبل، یا توسط مدیران قبلی شورای نظارت همین دولت صادر شده بود هم لغو کرد. نظارتی ویران کننده که خود نه تنها هرگز مورد بازبینی قرار نگرفت، بلکه به مصوبه‌های قانونی‌ای که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی تعیین شده بود، وفادار نماند.

بیشتر بخوانید: لغو مجوزهای صادرشده از سوی وزارت ارشاد درباره کتابها

بهزاد فراهانی، بازیگر و کارگردان، در این باره گفته بود: "متاسفانه سانسورهایی که بر نمایش‌ها اعمال می‌شود مرز ندارد و اجرایی و قانونمند نیست. هفت یا هشت بار بازبینی برای یک اثر نمایشی فاجعه محسوب می‌شود."

بیشتر بخوانید: اعتراض نویسندگان به سانسور در هشت سال دولت احمدی نژاد

تشدید نظارت و فضای بسته همچنین منجر به قهر هنرمندان و چهره‌های صاحب اندیشه‌ای چون حمید سمندریان، بهرام بیضایی، محمد رحمانیان، علیرضا نادری، محمد رضایی راد و بسیاری دیگر شد. اگرچه پس از بازسازی و بازگشایی مجدد تئاتر شهر، حمید سمندریان و بهرام بیضایی، نمایش های "ملاقات بانوی سالخورده" و "افرا" را در سالن اصلی این مجموعه و تالار وحدت به صحنه بردند، اما بعد از آن هیچ گاه نتوانستند نمایش‌های دیگر خود را اجرا کنند.

Image caption بهزاد فراهانی: متاسفانه سانسورهایی که بر نمایش‌ها اعمال می‌شود مرز ندارد و اجرایی و قانونمند نیست. هفت یا هشت بار بازبینی برای یک اثر نمایشی فاجعه محسوب می‌شود

علیرضا نادری نیز با ممیزی فراوان "کوکوی کبوتران حرم" را به صحنه برد اما از میزان ممیزی تحمیل شده بر نمایش اش، ناراضی بود.

نمایش‌های "خشکسالی و دروغ" به کارگردانی محمد یعقوبی، "هدا گابلر" به کارگردانی وحید رهبانی، "دادالوس و ایکاروس" به کارگردانی همایون غنی‌زاده، "اتللو" به کارگردانی عاطفه تهرانی و "قصه‌‌های از نظر سیاسی بی‌ضرر" به کارگردانی رضا حامدی‌خواه، از جمله آثاری بودند که در سال های گذشته قادر به عبور از زیر تیغ ممیزی نشدند و سرانجام از اجرای بر صحنه و برخورد نفس‎های گرم و مشتاق تماشاگرانشان محروم شدند.

همچنین در سال ۸۸، پس از آنکه محمد رحمانیان مجوز تئاتر"هامون بازها" را دریافت نکرد، مشغول آماده سازی و تمرین نمایش دیگری به نام "روز حسین" برای اجرا در سالن ایرانشهر شد اما این نمایش هم، در آستانه اجرا مجوز نگرفت و توقیف شد.

بیشتر بخوانید: مروری بر فراز و نشیب تئاتر در سالهای گذشته

شورای حمایت

Image caption در این سالها دولت از آثار به اصطلاح ارزشی با مضامین 'دفاع مقدس' و دینی حمایت ویژه ای کرد

در سال‎های گذشته، وزارت ارشاد، ظاهرا به منظور "ساماندهی و ارتقای کیفیت حمایت از آثار نمایشی"، تشکیلاتی دولتی به نام "شورای حمایت" را ایجاد کرد که یکی از وظایف آن، تعیین حق بهره‌مندی هنرمندان تئاتر از بودجه دولتی بود، بودجه‌ای که خود با عدم شفافیت و شیوه تقسیم شدنش در میان گروه‎های تئاتری، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و دل مشغولی‌های اهالی این هنر بدل شد.

اما هنرمندان و اعضای خانه تئاتر، این شورا را به رسمیت نشناختند و به برخورد سیاسی، ممیزی در تئاتر، مانع آفرینی، اعمال سلیقه، تضییع حقوق هنرمندان و زیرپانهادن شیوه نامه پرداخت دستمزدها در حوزه تئاتر (قرارداد تیپ خانه تئاتر)، متهمش کردند و خواهان انحلال آن شدند.

از سوی دیگر سخت گیری‎های نظارتی و حذف آثار بسیاری از نمایشنامه نویسانی که پیش برندۀ جریان نمایشنامه نویسی ایران بودند، منجر به روی آوردن کارگردانان به متن‌های غیرایرانی برای دستیابی به اجراهای بی‌دردسرتر شد. ضمن این که حمایت همه جانبه دولت از آثار به اصطلاح ارزشی و سفارشی همچون آثاری با مضامین دفاع مقدس و دینی، زمینه تولید و رشد این نمایش‌ها را بیشتر از همیشه فراهم کرد که خود باعث تنزل سطح کیفی آثار راه یافته به جشنواره‌های تئاتری از جمله جشنواره بین المللی تئاتر فجر و به تبع، آن اجراهای عمومی سالانه شد.

بیشتر بخوانید: انتقاد هنرمندان از تئاتر کودک و نوجوان

نابسامانی سالن های تمرین و نمایش

Image caption هامون بازها به کارگردانی محمد رحمانیان، از تئاترهایی که مجوز نگرفت- پشت صحنه تمرین

در هشت سال گذشته، هرچند سالن‌هایی ساخته شد که تعداد زیادی از آنها به همت شهرداری تهران راه اندازی شدند، اما به دلیل نبود مدیریت اصولی و تخصصی در تئاتر و برنامه‌ریزی منسجم، از برخی از آنها چندان استفاده بهینه‌ای نشد و در مواردی حتی اقدامی به موقع برای سالن های قدیمی که در معرض تخریب یا تعطیلی بودند، صورت نگرفت.

درسال ۹۱ معاونت هنری وزارت ارشاد دولت احمدی ن‍‍‍ژاد، اعلام کرد که تصمیم دارد سالن‌های تئاتری با ظرفیت‌های محدود اما با هدف انتقال تئاتر به محلات شهر تهران در مناطق مختلف پایتخت تاسیس کند. نخستین قدم در این راه تاسیس خانه نمایش شماره ۲ در خیابان لارستان تهران بود، اما پس از گذشت چند ماه این برنامه نیز با شکست مواجه شد و باعث از بین رفتن بخشی از بودجه مصرف شده برای راه‌اندازی این سالن تئاتری شد. به دنبال شکست این پروژه، طرح معاونت هنری برای راه‌اندازی خانه‌های نمایشی بعدی در مناطق دیگر شهر تهران نیز به دست فراموشی سپرده شد.

در همین سالها بود که مجموعه تئاتر شهر، به عنوان یکی از اصلی‌ترین بناهای تاریخی و حرفه‌ای تئاتر، وضعیت نابسامانی پیدا کرد. حفاری و احداث ایستگاه مترو در ضلع شمالی این بنا به دلیل نبود تعامل میان شهرداری و دولت نهم، خسارت فراوانی به این مجموعه وارد آورد. حتی علی رغم توافقی که بین سازمان مترو و خانۀ تئاتر مبنی بر نامگذاری این ایستگاه به نام "تئاتر شهر" صورت گرفته بود، نام این ایستگاه "ولی عصر" نهاده شد و تنها ورودی آن "تئاتر شهر" نام گرفت. اما پس از چند ماه تعطیلی این مجموعه برای مرمت و بازگشایی مجدد، سرانجام مشخص شد که این بازسازی نه تنها باعث تقویت بنا نشده است، بلکه با وجود تغییر در نمای داخلی، امکانات پیشین نظیر آکوستیک سالن‌ها، نمای داخلی و سالن شمارۀ ۲ تئاتر شهر و برخی امکانات دیگر از بین رفته و حتی تأسیسات داخلی نیز تعویض و نوسازی نشده است.

ساختمان اداره برنامه‌های تئاتر واقع در خیابان پارس میدان فردوسی نیز که سال‌ها به عنوان مکان و سرپناهی برای تمرین گروه‌های تئاتری بود، به بهانه ترمیم و تعمیرات درش بسته و پس از گذشت مدتی به حال خود رها شد. هرچند به دنبال اعتراض هنرمندان تئاتر، دولت مکان استیجاری دیگری را در همان حوالی جایگزین این ساختمان کرد، اما ظرفیت این مکان تازه نمی‎توانست پاسخگوی نیاز گروه های تئاتری باشد.

بنابراین به همت برخی هنرمندان این حوزه، پلاتوهایی خصوصی و با سرمایه شخصی بنا شد که هرچند توانست مشکل نبود سالن تمرین را تا حدودی حل کند، اما به دلیل غیر استاندارد بودن برخی از آنها و صرف هزینه توسط خود گروه برای اجاره ساعتی این مکان‌ها، مشکلات تازه‌ای بر مشکلات قدیمی افزود.

از جمله سالن‌های تازه تاسیس که در سال‌های اخیر با هزینه‌های شخصی و به همت خود جامعه تئاتری یا ارگان‌های نیمه خصوصی راه اندازی شده‌اند، می‌توان به تماشاخانه‌های پارین ،آوا و باروک اشاره کرد- سالن هایی که برخی از آنها به تازگی دچار مشکلات تازه ای شده اند.

بیشتر بخوانید: تئاتر ایران در بحران

آنکه گفت آری و آنکه گفت نه

Image caption تماشاخانه ایرانشهر- پیش از اجرای نمایش هملت

بسیاری از منتقدان و دست اندرکاران تئاتر، معضل کنونی این هنر را دولتی بودن آن و راه گریز از این وضعیت را در خصوصی کردن آن می‌دانند.

از جمله تلاش‌های هنرمندان برای گام نهادن در راه استقلال تئاتر می‌توان به به راه‌اندازی تماشاخانه ها و سالن‌های خصوصی با هزینه‌های شخصی یا با حمایت دیگر ارگان‌ها از جمله شهرداری، اشاره کرد.

تماشاخانه ایرانشهر که طرح ساخت آن در دوره مدیریت بهروز غریب پور در خانه هنرمندان ارائه شده بود، توسط شهرداری تهران ساخته شد و در سال ۸۸ با مدیریت مجید جوزانی فعالیت خود را آغاز کرد.

بر مبنای اساسنامه این مجموعه، گروه‌ها با پرداخت مخارج تولید اثر و داشتن مجوز اجرا از سوی شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی و با اتکا بر فروش بلیت از طریق گیشه می‌توانند در دو سالن حرفه‌ای این مجموعه اجرا داشته باشند.

اما به گفته بسیاری از منتقدان، خصوصی شدن تئاتر در ایران می‌تواند به سبب اهمیت بازگشت سرمایه، این هنر را به ابتذال بکشاند و باعث ایجاد جذابیت‌های کاذب همجون استفاده از چهره‌ها و ستاره‌های سینما و تلویزیون برای جلب مشتری و کسب درآمد بیشتر شود.

با این حال نمی‌توان اجراهای موفق و نیمه خصوصی آثار هنرمندانی چون رضا بابک، امیررضا کوهستانی، آروند دشت‌آرای، حسن معجونی، رضا حداد، حمید مظفری و همایون غنی‌زاده را که سبب جذب طیف جدید و متفاوتی از مخاطبان هنر نمایش شد، نادیده گرفت.

اما واقعیت این است که ایده خصوصی کردن تئاتر به آن صورت که در تئاتر جهان در جریان است، در ایران تحقق پیدا نکرده است چرا که نظارت متن همچنان به عهده شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی است.

ایوب آقاخانی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر در انتقاد از ایده خصوصی سازی تئاتر کشور گفته است: "در تئاتر خصوصی دنیا، تمام این کارها به عهده آن مجموعه تئاتری است. آنها می‌دانند نباید متناقض با قوانین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه‌شان کار اجرا کنند. آنها قوانین کلی‌نگری دارند و به اندازه ما درگیر جزئیات نیستند و رعایت آن قوانین کار سختی نیست، اما رعایت قوانین فرهنگی سیاسی و اجتماعی در کشور ما بسیار دشوار است، برای اینکه یک بام و چند هوا در اینجا معنی پیدا می‌کند."

ایران و بین الملل

راه یابی به فستیوال‌های خارجی شاید راهی برون رفت از معضل سانسور، برای برخی گروههای نمایشی به ویژه هنرمندان جوان در این سال‌ها بود. بنابراین اغلب گروه‌های جوان به مدد رایزنی‌های شخصی خود توانستند تا اندازه‌ای در عرصه بین الملل فعال باشند.

Image caption پیتر بروک پس از انتخابات مناقشه انگیز ریاست جمهوری ایران، به دنبال تحریم جشنواره دولتی تئاتر فجر از سوی هنرمندان تئاتر، از سفر به ایران صرف نظر کرد

در این میان گروه‌هایی بودند که با رویکردهای نو و نگاه موشکافانه به مسایل روزجامعه، آثار قابل توجهی در عرصه جهانی اجرا کردند؛ آثاری که بعضا در داخل کشور برای اجرا با ممانعت‌هایی مواجه شده بودند یا بازماندگانی بودند از تئاتر در دوران اصلاحات. اما زاویۀ دیگر این اتفاق منجر به رونق شکل تازه‌ای از تئاتر در ایران شد؛ آثاری فستیوال پسند که عموما تهی از بن مایه‌های فکری و زیر ساخت‌های اجتماعی بود. بیشتر این نمایش ها فیزیکال و آثاری بودند که با تکیه بر نور، جلوه‌های ویژه بصری و موسیقایی چشم نواز، توانستند صحنه های فستیوال‌های خارجی را محسور خود کنند.

حضور آثار خارجی نیز در ایران، این سالها چندان قابل توجه نبود. چرا که اجراهای این گروهها نیز که همواره قربانی محدودیت‌ها و سانسور بود، این بار با افزایش فشارها و تنگ تر شدن فضاه، محدودتر گردید. بسیاری از جشنواره‌های داخلی تئاتر در ایران مانند جشنواره فجر نیز هرچند عنوان بین المللی را بر دوش خود حمل می کردند، اما نتوانستند میزبان اجراهای حرفه‌ای و تأثیر گذار تئاتر روز دنیا باشند. آن موارد معدودی نیز که بیشتر با رایزنی شخصی گروه‌ها یا مدیران جشنواره‌های ایران صورت گرفت، در بی‌خبری و سکوت اجباری در یک یا دو اجرای تقریبا خصوصی خلاصه شد.

حضور پیتر بروک، کارگردان سرشناس بریتانیایی، که قرار بود در بیست و هشتمین جشنواره تاتر فجر، نمایش "مفتش بزرگ" را اجرا کند با انصراف این کارگردان سرشناس، در همراهی با ایده تحریم جشنواره دولتی فجر، منتفی شد. در این دوره، به دنبال جریان "تحریم جشنواره دولتی تئاتر فجر" از سوی هنرمندان تئاتر، تعدادی از هنرمندان مطرح تئاتر ایران، طی نامه‌ای از پیتر بروک خواستار این شدند که در جشنواره تئاتر فجر شرکت نکند. در متن این نامه آمده بود: "تردید نکنید که برگزار کنندگان جشنواره شما را تنها برای آراستن جشنواره‌ای می‌خواهند که امسال با بحران آشکاری از سوی هنرمندان و مخاطبان مواجه است."

آنها اضافه کرده بودند: "فکر می‌کردیم از رویدادهایی که هر روز در سرزمین ما در جریان است آگاه هستید و همین امر سبب می‌شود تا موضعی جدی در برابر آن اتخاذ کنید"

به این ترتیب، فرزند ۱۵۰ سالۀ تئاتر کشور، اینک دارای جشنواره‌های کوچک و بزرگ بومی و بین المللی است اما مجال رفتار و گفتگوی خردمندانه برایش نیست و روند اداری تولید آن، با ضروریات ساده زمانه سر آشتی ندارد. هنری مهجور که در زیر پوسته ای از ارزشگذاری های رسمی دولتی، به سختی نفس می کشد- تئاتری که برنامه ندارد و ارزیابی نمی‌کند، شأن گروه‌ ها در آن جایگاهی ندارد و اندیشه ورزان و نقش آفرینانش، در تصمیم گیریهای مربوط به سرنوشت آن سهمی ندارند.