هشت سال، هجده چهره؛ حاشیه‌های بیشتر از متن در سینمای ایران

Image caption در این سالها حاشیه‌های سینما بیش از خود سینما خبرساز شد

دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به پایان رسید.

چهارسال اول این دوران بیشترین فیلم های سینمایی در تاریخ ایران توقیف شدند یا فرصت اکران نیافتند- بیش از ۷۰ فیلم- و چهارسال دوم آن با تصدی جواد شمقدری بر امور سینمای ایران و وعده های او و مدیرانش آغاز شد.

این دوران هرچند در ابتدا با رفع توقیف چند فیلم همراه بود اما در نهایت به غائله خانه سینما، موج تولید فیلم های "فاخر" با بودجه های نجومی دولتی و دعوای وزارت ارشاد و حوزه هنری بر سر اکران فیلم ها انجامید.

در عین حال در همین سالها افتخارات بین المللی ارزشمندی نیز به نام سینمای ایران ثبت شد که چشمگیرترین آنها کسب نخستین جایزه اسکار توسط اصغر فرهادی برای فیلم "جدایی نادر از سیمین" بود- هرچند این فیلم به دشواری توانسته بود مجوز ساخت لغو شده خود را بازیابد.

این مطلب نگاهی است به سینما در دو دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و برخی از چهره های سینمایی که در این هشت سال خبرساز شدند.

اصغر فرهادی

طی سال های اخیر اصغر فرهادی دو فیلم مطرح را در داخل ایران کارگردانی کرد، اما هر دو این فیلم ها برای اینکه رنگ پرده سینماهای جهان را ببینند، مسیر پیچیده ای را پشت سر گذاشتند: "درباره الی" به دلیل حضور بدون حجاب گلشیفته فراهانی در فیلم ریدلی اسکات و ممنوع التصویری او، با مشکلات بسیاری مواجه شد و در نهایت با نامه مستقیم محمود احمدی نژاد به وزیر ارشاد از محاق بیرون کشیده شد. اندکی بعد در اقدامی بی سابقه، وزارت ارشاد مجوز ساخت فیلم "جدایی نادر از سیمین" را در میانه فیلم برداری لغو کرد و جواد شمقدری دلیل این موضوع را سخنان فرهادی در جشن خانه سینما و ابراز امیدواری وی برای بازگشت افرادی مانند بهرام بیضایی، گلشیفته فراهانی و فیلم ساختن امیر نادری و جعفر پناهی در ایران اعلام کرد.

البته فرهادی توانست با پاره ای رایزنی ها و عنوان کردن این موضوع که سخنانش به درستی "نقل و تعبیر" نشده است، فیلم را به سرانجام برساند و نخستین جایزه اسکار تاریخ سینمای ایران را از آن خود کند.

جواد شمقدری

او که سازنده فیلم های تبلیغاتی احمدی نژاد در انتخابات سال های ۸۴ و ۸۸ بود، ابتدا به عنوان مشاور هنری رئیس جمهور به دولت پیوست اما در دولت دهم بالاترین سمت سینمایی کشور را به دست آورد. او و تیم همراهش که از ابتدا مدعی در اندختن طرحی نو بودند، اندکی پس از روی کار آمدن، با وارد کردن اتهاماتی نظیر "سیاسی کاری" و "همسویی با جریان های معاند" مشغول انحلال خانه سینما شدند تا به گفته سینماگران ضمن نشانه گرفتن سینمای مستقل، خانه سینما را از نهادی صنفی به یکی از زیر مجموعه های دولت تبدیل کنند.

تحت مدیریت شمقدری که طی مصاحبه های متعدد، از انحصاری سی ساله به نفع افراد غیر انقلابی در سینمای ایران سخن می گفت، با شعار حمایت از "فیلم های فاخر"، بودجه های چندین میلیاردی صرف فیلم هایی نظیر "قلاده های طلا" و "پایان نامه" (هر دو در مورد حوادث پس از انتخابات) و "لاله" شد. علیرغم اصرار محمود احمدی نژاد در آخرین روزهای ریاست جمهوری اش برای حل مسئله خانه سینما در دولت خودش و بازگشایی آن، شمقدری همچنان مقاومت کرد و در مقابل اعضای خانه سینما کوتاه نیامد.

رخشان بنی اعتماد

رخشان بنی اعتماد که طی انتخابات سال ۸۸ به صراحت از میرحسین موسوی حمایت کرده بود، بعد از انتخابات نیز ساکت نماند: او و دخترش باران کوثری در آخرین جشن خانه سینما با شال و نمادهای سبز رنگ روی سن آمدند، اندکی بعد، در جمع مادران داغدار پارک لاله نیز حاضر شد و از اینکه دوربینش نمی تواند اندوه آنها را نمایش بدهد ابراز شرمساری کرد؛ علاوه بر آن، هنگامی که برنده جایزه هانری لانگ لوا از جشنواره فیلم ونسن شد گفت که این جایزه را به "مادران عزادار وطنش" تقدیم می کند.

به دنبال انتشار سخنان فرج الله سلحشور که طی آنها سینمای ایران را "فاحشه خانه" خوانده بود، در کنار نامه اعتراضی بازیگران جوانی چون پگاه آهنگرانی، باران کوثری و نگار جواهریان، جوابیه ای کوبنده خطاب به او نوشت. اقداماتی از این دست به همراه حمایت وی از خانه سینما باعث شد بنی اعتماد عملا طی چهار سال گذشته هیچ فیلمی نسازد جز "قصه ها"- اثری تحسین شده که بنی اعتماد اعلام کرد به دلیل به رسمیت نشناختن مسئولان سینمایی، برای آن درخواست مجوز نکرده است و پس از رایزنی های فراوان در نهایت طی مجوزی عجیب، به وی تنها این امکان داده شد که آن را در محافل خصوصی نمایش بدهد.

فرج الله سلحشور

او یکی دیگر از فیلمسازانی است که طی چند سال اخیر بارها خبر ساز شد. او که از طرفداران پر و پا قرض محمود احمدی نژاد بود و وی را "مالک اشتر زمان" می نامید، در دوره اول ریاست جمهوری وی موفق به ساخت سریال "یوسف پیامبر" شد که بنا بر روایتی، نیمی از بودجه ۱۲ میلیارد تومانی آن توسط صداوسیما و بقیه آن توسط شهرداری تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وزارت اقتصاد و دارایی و.. تامین شده و بابت آن رهبر ایران نیز طی مراسمی از کارگردان و گروه تهیه کننده تقدیر و تشکر کرد.

از سوی دیگر همین سریال پای کارگردانش را به دادگاه کشیده شد تا در برابر اتهام سرقت ادبی از خود دفاع کند. این تنها شکایت مطرح شده بر علیه سلحشور نبود، اظهارات او در مورد بازیگران ایرانی و "فاحشه خانه" خواندن سینمای ایران نیز اعتراضات گسترده ای را به خصوص در میان بازیگران زن برانگیخت و به شکایت رسمی خانه سینما از وی منجر شد، هرچند پرونده با عذرخواهی وی مختومه شد.

او که خانه سینما را "مسجد ضرار سینمای ایران" و "اتحادیه ای برای ضد انقلاب" خوانده، از طرفداران پر و پا قرص و همراه مدیران سینمایی در تعطیلی این نهاد صنفی بوده است.

محمدرضا شریفی نیا

حضور محمدرضا شریفی نیا در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد در سال ٨٨ برای بسیاری غیر منتظره بود اما آخرین حرکتی نبود که منجر به برانگیختن اعتراض ها علیه او شد؛ حضور پررنگ و موثر او در روند ساخت سه فیلم "اخراجی ها" - خصوصا نقش آفرینی او در "اخراجی های ۳" و "قلاده های طلا" که هر دو در مورد انتخابات سال ٨٨ بودند و با حمایت های گسترده دولتی ساخته شدند - و همین طور حضورش در جلسات دیدار با رهبر ایران نیز عکس العمل های بسیاری را موجب شد.

اندکی پیش از این دوران، رسانه های اصولگرایی مانند رجانیوز و صبح صادق در مطالبی بسیار تند، او را رأس مافیای فیلم سازی در ایران نامیده و به اخذ مبالغ کلان از بازیگران تازه کار مرد و سوء استفاده از علاقمندان زنِ بازیگری متهم کرده بودند، اما این مطالب با مطرح شدن شریفی نیا به عنوان عنصری مطلوب و همراه دولت حذف شد. حضور محمدرضا شریفی نیا و بازیگر جوانی به نام رز رضوی در کاروان بازیگرانی که از سوی دفتر ریاست جمهوری به سفر حج فرستاده شده بودند نیز دوباره نام این بازیگر را بر سر زبانها انداخت.

جعفر پناهی

تنها چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری جعفر پناهی به اتهام تلاش برای ساخت فیلمی در مورد حواشی انتخابات که توسط مقامات "ضد نظام" تشخیص داده شده بود، دستگیر شد؛ اقدامی که با عکس العمل گسترده سینماگران و فعالان حقوق بشر و حتی شماری از دولت های جهان مواجه شد.

عباس کیارستمی در یکی از موضع گیری های نادر سیاسی خود ، برخوردهای صورت گرفته با او را محکوم کرد و در بیشتر جشنواره های مطرح بین المللی چهار سال اخیر مانند برلیناله و کن یادی از او و شرایط دشوارش نیز به میان آمد. آقای پناهی در خرداد ۸۹ با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد، اما به مدت ۲۰ سال از تمامی حقوق مدنی از جمله فیلمسازی، خروح از کشور و مصاحبه با رسانه ها محروم شد؛ با این حال فیلم مشترک وی و کامبوزیا پرتوی با نام "پرده" سال گذشته در برلیناله به نمایش در آمد و جایزه خرس نقره ای برای بهترین فیلمنامه را نصیب پناهی کرد، هرچند در بازگشت به کشور گذرنامه کامبوزیا پرتوی و بازیگراین فیلم که به نمایندگی در مراسم اهدای جوایز شرکت کرده بودند ضبط شد.

فاطمه معتمد آریا

حضور پر رنگ خانم معتمد آریا در فیلم های تبلیغاتی میرحسین موسوی و حمایت آشکار او از این کاندیدای ریاست جمهوری که پس از انتخابات نیز ادامه یافت در دوران دولت دهم برای او دردسرهای بسیاری ایجاد کرد. تنها چند ماه پس از انتخابات، وی به جرم دیدار از خانواده سهراب اعرابی، از کشته شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری، حضور در فیلم تبلیغاتی مهندس میرحسین موسوی و حمایت از جنبش سبز در مصاحبه های پس از انتخابات، به دادسرای زندان اوین احضار و به جریمه نقدی محکوم شد.

اندکی بعد وی که به همراه تعدادی دیگر از سینماگران به دعوت آکادمی اسکار روانه آمریکا بود، به همراه جعفر پناهی و مجتبی میر تهماسب ممنوع الخروج شد. با این حال هنگامی که موفق به خروج از کشور و حضور در جشنواره کن شد، بدون حجاب اسلامی و با مچ بندی سبز روی فرش قرمز حضور یافت که این امر به خشم شدید اصولگرایان انجامید و شخص رییس مجمع روحانیون مجلس شورای اسلامی، خواهان ممنوع التصویر شدن او شد. او در سال۲۰۱۱ برنده جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره مونترئال بابت ایفای نقشش در فیلم "اینجا بدون من" و در ۲۰۱۲ برنده جایزه هانری لانگلوا شد.

ابولقاسم طالبی

او که فعالیت های حرفه ای خود در سینما را با دستیاری در یکی ار فیلم های جواد شمقدری آغاز کرده، در سال ۹۰ فیلم "قلاده های طلا" را با موضوع حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ساخت که در آن همه آنچه رخ داد، ناشی از توطئه سازمان اطلاعات بریتانیا برای سرنگونی حکومت ایران معرفی می شود. طالبی که ابتدا هر نوع حمایت دولتی در ساخت این فیلم را رد می کرد، اندکی بعد اعلام کرد این فیلم را به دستور شخص آیت الله خامنه ای ساخته است و جواد شمقدری نیز در مصاحبه ای از کمک یک میلیارد تومانی وزارت ارشاد به این فیلم خبر داد.

روایت فیلم و فاصله آن از رخدادهای واقعی چنان بود که عکس العمل های بسیار منفی را برانگیخت- از جمله تندترین این عکس العمل ها ، سخنان دوست قدیمی طالبی، محمد نوریزاد بود که ضمن اشاره به عضویت آقای طالبی در وزارت اطلاعات، او را "کاتبی درباری" خواند که تاریخ را به نفع سلاطین تحریف کرده است. با این حال، حمایت های دولتی موجب شد بنا به ادعای تهیه کننده اش، این فیلم به فروشی معادل سه و نیم میلیارد تومان دست پیدا کند.

کمال تبریزی

او که در زمان انتخابات نهم، ساخت فیلم تبلیغاتی هاشمی رفسنجانی را برعهده داشت، یکی دیگر از کارگردانهایی بود که تقریبا هیچ یک از پروژه های سینمایی اش در چند سال اخیر به نتیجه ای نرسید. "پاداش" پس از ساخت توقیف شد و "خیابان های آرام" نیز که اشاره ای به حوادث پس از انتخابات داشت علیرغم اعمال اصلاحیه ها، در نهایت در حکمی بی سابقه از سوی وزارت ارشاد، در زمان اکران، اجازه هیچ نوع تبلیغاتی در تلویزیون و در سطح شهر نیافت.

ساخت سریال "سرزمین کهن" نیز در میانه فیلمبرداری به مدت یک سال متوقف شد و فیلم های "قبر دوطبقه" و "مادرم آسیه" نیز علیرغم تلاشهای کمال تبریزی هیچ یک به مرحله تولید نرسیدند.

آقای تبریزی که از حامیان خانه سینما به شمار می رود، پس از تعطیلی این نهاد در نامه ای طعنه آمیز، درایت وزیر ارشاد بابت " کشف و انحلال لانه فسادی به نام خانه سینما" را ستود و ضمن تقدیر از وی، او را به از ریشه کندن جرثومه سینما فراخواند. در جریان کسب جایزه گلدن گلوب توسط اصغر فرهادی نیز تبریزی در نامه ای طنزآمیز به وی نوشت دریافت جوایز مهمی از این دست را علنی نکند تا حسادت و تنگ نظری برخی، کار دست سینمای ایران ندهد.

بیشتر بخوانید: بحران در سینمای ایران؛ گلایه های تند سینماگران سرشناس

فریدون جیرانی

در سال ۸۹ پخش برنامه تلویزیونی "هفت" با کارگردانی و اجرای فریدون جیرانی آغاز شد تا طرفدران سینما نیز برنامه ای هفتگی مانند نود برای مطلع شدن از حواشی سینمای ایران داشته باشند، هرچند به دلیل حساسیت های موجود در مورد سینما، هفت هرگز آزادی عملی مانند نود نیافت و بعلاوه وجود منتقدی مانند مسعود فراستی و پاره ای دیگر از مسائل- از جمله پخش مصاحبه ای از فریماه فرجامی در حالت بیماری و پریشانی- انتقادات بسیاری نیز برانگیخت.

ماجرای فیلم "من مادر هستم" و جنجال اکران نوروزی سال ۹۱ موضوع دیگری بود که نام جیرانی را سر زبان ها انداخت. فیلم که به شدت از سوی انصار حزب الله و حوره هنری مورد حمله قرار گرفته بود، در برخی شهرستان ها مانند قم و مشهد و تبریز اجازه اکران نیافت، نشست خبری آن با درگیری فیزیکی مخالفان و موافقان فیلم همراه شد و بابت آن جیرانی، تهیه کننده فیلم و مدیریت سینمایی جواد شمقدری به دادگاه احضار شدند، اما فضای ایجاد شده چنان به کنجکاوی تماشاگران دامن زد که فیلم در نهایت علیرغم اکران محدود به فروشی بیش از یک میلیارد تومان دست یافت.

بیشتر بخوانید: حذف ناگهانی فریدون جیرانی از برنامه هفت

بیشتر بخوانید: سینمای ایران؛ قربانی جنگ بین اصولگرایان و دولت

هدیه تهرانی

در نشست خبری نمایشگاه عکس های هدیه تهرانی در خانه هنرمندان منتقدان و رسانه ها در نمایشگاه چنان به تهرانی حمله کردند که او با چشم گریان جلسه را ترک گفت، اما این انتهای دردسرهای این نمایشگاه نبود. انتشار تصویری از هدیه تهرانی و اسفندیار رحیم مشایی که طی نمایشگاه عکس های تهرانی در خانه هنرمندان ثبت شده بود، به اعتراض شدید اصولگرایان به مشایی و تذکر گرفتن وی از مجلس انجامید و به مذاق جامعه هنری نیز چندان خوش نیامد.

اندکی بعد شنیده شد خانم تهرانی برای برگزاری نمایشگاه مزبور وامی به مبلغ ۲۲۰ میلیون تومان و به روایتی دیگر ۱۲۰ میلیون از سازمان میراث فرهنگی به ریاست مشایی دریافت کرده است و گران قیمت ترین عکس نمایشگاهش نیز توسط آقای مشایی خریداری شده است. دردسر بعدی، شکایت طراح نمایشگاه از خانم تهرانی و به دادگاه کشیده شدن وی به علت عدم پردخت دستمزد سی میلیون تومانی طراح بود. هدیه تهرانی که به یک سال حبس و بازپرداخت مبلغ مزبور محکوم شده بود، ضمن فرجام خواهی اعلام کرد توانایی پرداخت ندارد و سازمان میراث فرهنگی که این مبلغ را تقبل کرده باید به تعهداتش عمل کند، هرچند سازمان میراث فرهنگی منکر هر نوع تعهدی در این مورد شد.

مسعود ده نمکی

Image caption اکبر عبدی و ده نمکی

او ساخت سه گانه اخراجی ها را در دولت احمدی نژاد آغاز کرد و با در اختیار داشتن آزادی عملی که در مورد فیلم های موسوم به ژانر "دفاع مقدس" بی سابقه بود، موفق به ساخت سه کمدی پربازیگر شد که رکوردهای تاریخی در گیشه به نام خود ثبت کردند. آخرین قسمت این سه گانه که به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ اشاره ای آشکار و مستقیم داشت، علیرغم عکس العمل منفی منتقدان، با کمک تبلیغات گسترده دولتی و حمایت های دیگر نظیر اختصاص بلیط رایگان این فیلم بعنوان هدیه نوروزی در بعضی مراکز نظامی و فرهنگی توانست بسیاری از کارکنان ادارات و دانش آموزان مدارس و سایر مردم را به سینماها بکشاند و درآمدی نزدیک به ۶ میلیارد تومان را نصیب سازندگان خود کند.،

پیش از آن اخراجی های ۲ نیز در شرایطی بیش و کم مشابه، با فروشی هشت میلیارد و پانصد میلیون تومانی عنوان پرفروش ترین فیلم سینمای ایران را به خود اختصاص داده بود.

ابراهیم حاتمی کیا

دولت دهم با وعده های پر طمطراق مدیران سینمایی برای رفع توقیف فیلم ها آغاز شد و یکی از نخستین فیلم هایی که بعد از چندین سال توانست رنگ پرده را ببیند "به رنگ ارغوان" بود. اما درست یک سال پس از انتخابات ریاست جمهوری پر تنش سال ۱۳۸۸، ابراهیم حاتمی کیا فیلمی به نام "گزارش یک جشن" را ساخت، فیلمی که می توان آن را روایت وی از حوادث پس از انتخابات دانست. هرچند ابتدا بنا شد این فیلم با مقداری جرح و تعدیل روی پرده برود اما در نهایت مجوز اکران آن هرگز صادر نشد.

بیشتر بخوانید: فیلم های اکران نشده در سینمای ایران

اما او این شانس را داشت که فیلمش توسط سازمان سینمایی خریداری شود تا به گفته آقای شمقدری، حاتمی کیا بتواند "با خیال راحت"، ساختن فیلم پر هزینه "چ" در مورد مصطفی چمران را آغاز کند.

موضوع دیگری که نام آقای حاتمی کیا را در این سالها به صدر اخبار کشاند، حمله تند غیر مستقیمش به اصغر فرهادی پس از دریافت خرس نقره ای جشنواره برلین و متهم کردن وی به ریاکاری و سیاه نمایی شرایط داخل کشور بود که با انتقادات بسیاری مواجه شد.

امین حیایی

Image caption امین حیایی در خبرگزاری فارس

امین حیایی که طی سال های اخیر به خوبی در جایگاه یک سوپر استار تثبیت شده بود، بابت بعضی از انتخاب های کاری چند سال اخیرش به دردسر افتاد.

حضور وی در اخراجی های ۳ و فیلم قلاده های طلا که هر دو با بودجه های کلان دولتی و در مورد حوادث پس از انتخابات ساخته شده بودند، چنان با عکس العمل های منفی مواجه شد که این بازیگر را به پاسخ گویی وا داشت. او ضمن رد شایعات مربوط به پناهندگی اش به بریتانیا که پس از اکران قلاده های طلا مطرح شده بود، کارگردان و نویسنده این فیلم را مسئولان واقعی محتوای فیلم و خود را صرفا یک بازیگر و فردی کاملا غیر سیاسی معرفی کرد که تنها دلیل ایفای نقشش در این فیلم علاقه او به سینمای اکشن بوده است و به طعنه ابراز امیدواری کرد بابت ایفای نقش یک کلاهبردار در فیلم بعدی اش به او تهمت کلاهبرداری نزنند.

در مصاحبه ای دیگر، او از کاهش تعداد پیشنهادات کاری اش پس از بازی در این فیلم گلایه کرد اما ظاهرا این توضیحات چندان نتوانست قانع کننده باشد زیرا حیایی در سال های اخیر جز در مجموعه های تلویزیونی یا فیلم های دولتی حاضر نشده است.

رامین پرچمی

رامین پرچمی ، بازیگری که اغلب با سریال تلویزیونی "در پناه تو" شناخته می شود، در ۲۵ بهمن ۸۸ و در جریان یکی از پرالتهاب ترین راهپیمایی های پس از انتخابات، هنگام فیلمبرداری از درگیری ها دستگیر شد. ظاهرا پیش از دستگیری تعدادی از ماموران لباس شخصی که وی را شناخته بودند از او خواسته بودند محل را ترک کند، اما او زیر بار این توصیه نرفت و در نتیجه دستگیر و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی، فیلمبرداری و اخلال در نظم عمومی از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد، هرچند رسانه های اصولگرا تمام تلاش خود را کردند که جرم وی را غیر سیاسی و دلیل محکومیتش را قاچاق مواد مخدر اعلام کنند.

او که تا چند ماه پس از دستگیری از حق مرخصی نیز برخوردار نبود، پس از گذراندن نیمی از حکم یک ساله خود، به زندانی در زادگاهش گیلان منتقل شد و پس از گذراندن بیش از یک سال و نیم در زندان، سرانجام آزاد شد.

بهمن قبادی

Image caption از راست: بهروز وثوقی، مونیکا بلوچی و بهمن قبادی در مراسم اکران فیلم فصل کرگدن

در سال ۸۸ قبادی فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد" را با همکاری رکسانا صابری – خبرنگار ایرانی آمریکایی که در ایران به اتهام جاسوسی بازداشت شد و قبادی در نامه ای سرگشاده ضمن درخواست آزادی وی، او را " نامزد، دوست و همراه" خود خوانده بود - به صورت زیرزمینی و بدون کسب مجوز در ایران ساخت. این فیلم که به موسیقی زیرزمینی در ایران می پردازد در جشنواره کن ۲۰۰۹ جایزه بخش نوعی نگاه را برای کارگردانش به ارمغان آورد و پس از این فیلم، آقای قبادی دیگر به ایران بازنگشت. "فصل کرگدن"، فیلم بعدی بهمن قبادی - که در خارج از کشور ساخته و به "فرزاد کمانگر" و "صانع ژاله"، دو فعال کرد کشته شده در ایران، تقدیم شده - نیز به دلیل ترکیب بازیگران (مونیکا بلوچی ، بهروز وثوقی ، آرش لباف) و تم عاشقانه – سیاسی آن توجهات بسیاری به خود جلب کرد.

براساس گزارش ها، تورج اصلانی فیلمبردار این فیلم که فیلمبرداری " کسی از گربه های ایرانی خبر نداره" را نیز بر عهده داشت، به خاطر همکاری در این دو پروژه مدتی ممنوع الخروج شد.

علیرضا سجاد پور

او از جمله مدیرانی بود که در دولت دهم و همراه با جواد شمقدری پا به معاونت سینمایی ارشاد گذاشت و تنها اندکی بعد علیرغم آنکه سمت اصلی اش معاونت شمقدری بود، به عنوان "مغز متفکر سازمان سینمایی" شناخته شد. او به عنوان یکی از پیگیرترین چهره ها در تعطیلی خانه سینما بارها از مدیران خانه سینما خواسته بود علیه "فتنه گران" موضع بگیرند و در طول مدیریت خود پیوسته به غربگرایانه بودن سیاست های سینمایی در سال های پس از انقلاب انتقاد می کرد و مدعی "ریل گذاری نو" در سینما طی دولت دهم بود و همین عامل را دلیل دشمنی سینماگران با خود می خواند. در جریان درگیری حوزه هنری و وزارت ارشاد بر سر سینما آزادی، آقای سجادپور که با کوتاه آمدن دولت در مقابل حوزه هنری موافق نبود با وزیر ارشاد دچار اختلاف نظر جدی و ناچار به استعفا شد. چند ماه پیش از این استعفا رسانه ها نوشتند که این مدیر سینمایی به دلایل تخلفات مالی رخ داده در زمان تصدی اش بر جشنواره فیلم پلیس به دادگاه احضار شده است ، اما نتیجه این پرونده تاکنون اعلام نشده است.

بیشتر بخوانید: پایان دوران سجادپور

اسدالله نیک نژاد

تا پیش از آنکه اسدالله (اسی) نیک نژاد در سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک با او ملاقات کند و قول ساخت فیلمش را از او بگیرد، کمتر کسی در ایران این کارگردان قدیمی را که در دهه ۶۰ به آمریکا مهاجرت کرده بود می شناخت، اما پروژه "لاله" که به زندگی لاله صدیق، قهرمان اتومبیل رانی ایرانی می پرداخت و بنا بود با بودجه پنج میلیاردی دولت ساخته شود رسانه ها را وادار به کنکاش در مورد جزئیات این فیلم و سازندگانش کرد. وجود چند اثر نیمه پورنوگرافیک در پرونده سینمایی آقای نیک نژاد و بودجه سنگین فیلم به اعتراض همزمان اصولگرایان و سینماگران انجامید، هرچند آقای نیک نژاد در مصاحبه های متعدد سعی کرد با اشاره به رفاقتش با مرتضی آوینی و انقلابی خواندن خود و نام بردن از ایران به عنوان "بهشت فیلمسازها" دل اصولگرایان را به دست بیاورد، اما فشار آنها برای چندین ماه این پروژه را تعطیل کرد و اندکی بعد تنها با اصرار دولت پروسه ساخت فیلم از سر گرفته شد، هرچند معلوم نیست با تغییر دولت چه بر سر این پروژه – که شخص احمدی نژاد و مدیران سینمایی اش- تنها حامیان آن بودند بیاید.

بیشتر بخوانید: جنجال های سینمایی سال ۹۱