'زنان بدون مردان' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'زنان بدون مردان' ساخته شیرین نشاط به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption نمایی از 'زنان بدون مردان'

اتفاقی که در سال۱۳۳۲ در ایران رخ داد یعنی سرنگونی دولت ملی محمد مصدق، وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران را برای همیشه تغییر داد، اما این اتفاق و شرایط اجتماعی آن روزها، به دلایلی مشخص کمتر در ادبیات و سینما مورد توجه قرار گرفت. شهرنوش پارسی پور ، نویسنده شناخته شده ایرانی که سال هاست در آمریکا اقامت کرده در تابستان سال ۵۷، سالی که به انقلاب منجر شد ، رمانی نوشت درباره آن روزها و شرایط زنان در آن دوران. یک رمان به سبک و سیاق رئالیسم جادویی به نام 'زنان بدون مردان'. این رمان البته دردسرهای زیادی برای شهرنوش پارسی پور به وجود آورد . از زندان رفتن در جمهموری اسلامی گرفته تا محرومیت های دیگر . سال ها بعد , در سال ۲۰۰۹ میلادی شیرین نشاط، روایت خودش از این کتاب در محاق توقیف مانده را تبدیل به فیلم کرد .شیرین نشاط فیلم نامه این فیلم را به همراه همسرش شجاع آذری نوشته است. بخش عمده فیلم در مراکش ساخته شد و با حضور بازیگرانی مثل شبنم طلوعی و شهرنوش پارسی پور و آریتا شهرزاد . 'زنان بدون مردان' محصول مشترک آلمان و فرانسه است.

خلاصه داستان

داستان فیلم حول محور چهار شخصیت اصلی زن و در فضای تهران در سال ۱۳۳۲ شکل می گیرد. مونس که یک فعال سیاسی است گریزان از برادر متعصب مذهبی اش امیر و در پی محبوب کمونیستش علی بارها می میرد و زنده می شود.

فائزه دختری سنتی که عاشق امیر برادر مونس است، با ناکامی در عشق به باغ فرخ لقا پناه می برد. زرین که در یک روسپی خانه کار می کند، به باغ فرخ لقا می گریزد و فرخ لقا زنی سر خورده از ازدواج در میان سالی، از همسرش جدا می شود و در پی باز یافتن عشق سالهای دور و دستیابی به آرامش، باغی در بیرون شهر اختیار می کند و دختران گریخته از جامعه سنتی و پدر سالار را در پناه خود می گیرد.

ویژگی فیلم

فیلم 'زنان بدون مردان' ، برداشتی از رمانی به همین نام از شهرنوش پارسی پور، نویسنده شناخته شده ایران، فیلمی است پر از ایجازهای تصویری و شاعرانه از بخشی از تاریخ ایران و با فشردگی ها و پیچیدگی های یک اثر فرا واقعی و پر از تصاویر درخشان و خاص سینمای شاعرانه. فیلمساز که از دنیای عکاسی و همچنین ویدئو آرت به سینما کشیده شده، سعی کرده تجربه های زیبایی شناختی خود در این دو هنر را کاملا در فیلم به کار بگیرد. حرکات دوربین، استفاده از طبیعت و به کارگیری نمادها و نشانه های سوررئالیستی در یک درام تاریخی، فیلم 'زنان بدون مردان' را در نوع خودش تبدیل به اثری منحصر به فرد کرده و البته فیلم یکی از موفق ترین فیلم های فیلمسازان ایرانی است که در خارج از ایران ساخته شده . فیلم در مقایسه با رمان تغییرات چشمگیری دارد.

درباره کارگردان

Image caption شیرین نشاط کارگردان ، به همراه همسرش شجاع آذری نویسنده ، تهیه کننده و همکار پدیدآورنده فیلم 'زنان بدون مردان'

شیرین نشاط عکاس، ویدئو آرتیست و کارگردان ایرانی الاصل ساکن نیویورک ، زاده ۱۳۳۶ درقزوین و دانش آموخته هنر در دانشگاه برکلی ایالت کالیفرنیای امریکا است. او در طول دهه ۸۰ میلادی مدیر شرکت نمایشگاه هنر و معماری نیویورک بود. در این دوره او با برگزاری نمایشگاه‌هایی به تحلیل نقش جنسیت در تعیین فضاها (و برعکس) معناهای فضای فیزیکی پرداخت، موضوعی که به همهٔ فیلم‌های او راه یافت. او در سال در ۱۹۹۰ که برای نخستین بار به ایران بازگشت، تحت تاثیر تغییرات بنیادی در ایران، تصمیم گرفت به ثبت دریافت‌هایش از این تغییرات، به‌ویژه دربارهٔ وضع زنان بپردازد. او رشته‌عکس‌های زنان الله را به این مناسبت تهیه کرد. او در این عکس‌ها که خود در آن‌ها نقش‌آفرینی می‌کرد، با کنار گذاشتن کلیشه‌های رایج در بارهٔ زن مسلمان، به بررسی موضوع شهادت در اسلام پرداخت. در سال‌های بعد او سه چیدمان ویدیوِِیی سیاه و سفید ساخت. عصیانگر (Turbulent-۱۹۹۸)، جذبه (Rapture- ۱۹۹۹) و اشتیاق (Fever - ۲۰۰۰). این سه‌گانه به موضوع پویایی رابطهٔ زن و مرد در جوامع اسلامی می‌پردازد. او به گفتهٔ خودش در این فیلم‌ها با قرار دادن موضوع در بافتی جدید و درون بافتی فلسفی و شاعرانه، به واسازی آن می‌پردازد.

در سال ۲۰۰۱ فلیپ گلاس آهنگساز معاصر آمریکایی از او خواست فیلمی بسازد که او برای آن آهنگ بسازد. او تحت تاثیر مشاهده تصاویر تلویزیونی برخوردهای فلسطینی‌ها و سربازان اسرائیلی، فیلم رنگی یازده و نیم دقیقه‌ای گذرگاه خمیده (passage)، را ساخت که با موسیقی گلاس همراه شد. در همین سال او چیدمان سیاه و سفید ویدیوئی دیوانه (possessed) را دربارهٔ جدایی و شور، و نبض (Pulse) را در بارهٔ هویت‌های خصوصی و عمومی ساخت. از آثار دیگر او می‌توان از یک اثر تلفیقی بر مبنای داستان 'منطق‌الطیر' عطار، نام برد. شیرین نشاط در سال ۱۹۹۹برنده جایزه بین‌المللی ۴۸امین دوسالانه ونیز(یک شیر طلایی) شد. شیرین نشاط برای کارگردانی فیلم «زنان بدون مردان»، در سال ۲۰۰۹ میلادی در شصت و ششمین جشنواره بین‌المللی سینمایی ونیز، تندیس شیر نقره‌ای بهترین کارگردانی را به دست آورد. از فیلمهای دیگر او می توان به زرین (۲۰۰۵) ، مهدخت( ۲۰۰۳)، واپسین واژه ( ۲۰۰۲) و طوبی(۲۰۰۲) اشاره کرد.

نگاه پدیدآورندگان فیلم

شجاع آذری

وقتی یک فیلمساز یک رمان را برای ساخت یک فیلم به دست می گیرد ، این علاقه او را به آن داستان نشان می دهد. متاسفانه زبان سینما و ادبیات خیلی فرق می کند و این خودش را به اثر تحمیل می کند .

ما فیلمساز هستیم و تمام تلاشمان را می کنیم تا روح اثر حفظ شود. رمان خانم پارسی پور یک رمان به سبک رئالیسم جادویی بود و این بدترین زبان برای برگردان به فیلم است و از این نظر ما به خودمان اجازه دادیم که در رمان دخل و تصرف کنیم.

روزی که شیرین این رمان را دستش گرفت و به من گفت این را بخوان که آن را فیلمش بکنیم . من خواندم و گفتم فراموشش کن. به خاطر این که رئالیسم جادویی سخت ترین زبان برای برگردان فیلم است ولی این خانم دیوانه است و می خواست که این کار را به پیش ببرد و ما به هر حال راه حل آن را پیدا کردیم، فکر می کنم پیدا کردیم.

ما محدودیت های زیادی برای ساخت این فیلم داشتیم. ما محدودیت زبانی ، مکانی و مالی داشتیم . ما تنها هنرپیشه های اصلی مان ایرانی بودند ، آن هم ایرانی هایی که در خارج از ایران بزرگ شده بودند. پیدا کردن هنرپیشه خیلی سخت بود. هنرپیشه هایی که در مراکش انتخاب کردیم بیشتر آدمهای معمولی مراکشی بودند که بیشتر از دو سه کلمه را نمی توانستند از بر بگویند.

اگر ایجاز و شاعرانه بودن در فیلم در آمده باشد ما بسیار خوشنود خواهیم بود. یکی از خصوصیات شعر و هنر ابهام آن است و این جایگاه را به تماشاگر می دهد آن را برای خود باز کند و با آن زندگی کند. باز کردن این صحنه ها لازم نیست. من به این اعتقاد ندارم که هر چیز که آدم دید باید بفهمد. بعضی وقتها این اتفاق در ضمیر ناخودآگاه تماشاگر می افتد.

شیرین نشاط

اول که این کتاب را خواندم بلافاصله کشش من به این کتاب تصویرهایی بود که می شد از این ها ساخت.ولی من مشکلاتی با داستان و شخصیتها داشتم. برای من اصولا داستان "زنان بدون مردان" خیلی شباهت به کارهای قبلی من داشت.رابطه برقرار کردن بین زنها، مسائل اجتماعی، سیاسی ، مذهبی، عرفانی، استفاده از طبیعت همه از مشترکات کارهای ما بود.این قدر اینها برای من جذابیت داشتند که می دانستم که آن چیزی که در کتاب هست را ما نخواهیم توانست مو به مو بسازیم ولی می توانستیم آن را مال خود بکنیم.

شکی نیست که سالها فعالیتهای قبلی من در ویدئو آرت و به خصوص عکاسی خیلی کمک کرد که "زنان بدون مردان" ساخته شود. این که من به تصویر خیلی پافشاری می کنم و تا آنجا که بتوانم کلمه استفاده نمی کنم.این که برای من طراحی صحنه و حرکت دوربین و حتی رنگ این صحنه ها که حس آن صحنه را بیان می کند، بسیار اهمیت دارد.

هدف ما به خصوص با آوردن شعرهایی که در فیلم آمده بود، این بود که این تلاشهایی که این دخترها، زنها و ملت ایران می کنند برای کشف راه جدید (آزادی) ، ادامه پیدا می کند، زنده می شود و از بین می رود.برای من این یک شعر است بین زنده شدن و مردن و این نمونه ای از اتفاقی بود که برای مردم ایران می افتد. تواتری از امید و افسردگی.

من خیلی خوش شانس بودم که شهرنوش پارسی پور در اوایل سال ۲۰۰۳ در شمال کالیفرنیا زندگی می کرد. ما خیلی زود دوستان صمیمی شدیم و نهایتاً او به نیویورک نقل مکان کرد. در زمان ساخت فیلم او با ما به مراکش سفر کرد و در داستان زرین نقشی را بر عهده گرفت. او همیشه یکی از طرفهای اصلی بحث ما درباره این بود که "چگونه می توانیم یک داستان با سبک رئالیسم جادویی را تبدیل به یک فیلم کنیم؟". البته او مثل هر نویسنده دیگری به داستان و شخصیتهایش دل بسته بود ولی با گشاده رویی اجازه داد که برای تبدیل داستان به فیلم در آن دست ببریم. در آخر باید اضافه کنم که ملاقات با شهرنوش پارسی پور و این که شش سال از زندگی ام را با کتابش 'زنان بدون مردان' سر کردم ، یکی از بخش های مهم زندگی من بوده است. این را جای دیگر هم گفته ام و بار دیگر با یقین می گویم : "شهرنوش جواهری است : هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک هنرمند. من به عنوان یک ایرانی به او بسیار افتخار می کنم."

نظر کارشناس برنامه

مقصود صالحی دانش آموخته سینما و تاتر

Image caption مقصود صالحی، دانش آموخته سینما و تاتر

یک مقداری از تفاوتهای فیلم و داستان ناشی از این است که زبان ادبیات به زبان فیلم تبدیل شده ، زمان تغییر کرده و در چارچوب سینمایی باید بیان شود. یکی از شخصیتهای داستان به نام مهدخت و سرنوشت فرا واقعگرایانه ای دارد و در آخر داستان خودش را در آن باغ می کارد، تقریبا به طور کامل از فیلم حذف شده است. اما به نظر من آن چیزی که تغییر مهمتری است تغییر در لحن فیلم است. لحن داستان طنز دارد ، نویسنده خارج از اتفاقات تا حد زیادی می ایستد و قضاوت و تفسیری بر اتفاقات نمی کند.مثل یک قصه ساختار اپیزودهای کوتاه وجود دارد . قضاوت قاطعی برای خواننده کتاب بین زنان و مردان ، خوبها و بدها ، مقید کننده آزادی زنان و زنان وجود ندارد. رمان متکی به شخصیت است چون طرح داستانی خیلی پیچیده و منسجمی وجود ندارد که خانم پارسی پور خیلی به دقت و واقع گرایانه آنها را تصویر کرده است. بنابر این با شناخت خوبی خیلی خوب اینها ترسیم شده اند و یک دنیایی برایشان شکل گرفته است. فیلم خانم نشاط این شخصیتها را تبدیل به تیپ کرده . مثلا مردی که نقش برادر مونس را بازی می کند بیشتر یک تیپ متعصب مذهبی زورگوست در حالی که همین شخصیت در رمان ، خواهرش را می کشد و ما قضاوتی که از این برادر قاتل داریم به تندی قضاوتی نیست که از این برادر در فیلم داریم چون او در یک موقعیت کنایی و طنزآمیزی تصویر شده است.

مسئله اصلی در رمان نقش طبیعت است. رمان در نگاهش به طبیعت به سمت یک فراواقع گرایی می رود. در فیلم هم همین طور است. طبیعت حضور دارد . نقش مهمی دارد. نوع تصویر پردازی خانم نشاط که یک هنرمند هنرهای تجسمی شناخته شده و بین المللی است هم بر همین تاکید دارد و از این لحاظ فیلم موفق بوده است.

به نظر می آید که رمان در زمینه مفهوم آزادی کمی بد بینانه تر از فیلم است . اولا به دنبال آزادی به این معنای اینقدر اجتماعی اش نیست. آزادی شخصی، آزادی در تجربه کردن و آموختن از دنیا و آموختن از خود را معنی آزادی می داند. فیلم به نظر من خوشبینانه تر است و آزادی را اجتماعی تر می بیند و اگر نوشته آخر فیلم را هم جزوی از فیلم بدانیم، در واقع به این اشاره دارد که این خواستها همچنان ادامه دارد.

خلاصه داستان فیلم هفته گذشته 'ترانه تنهایی تهران' ساخته سامان سالور

Image caption نمایی از فیلم 'ترانه تنهایی تهران'

فیلم ، بازگو کننده داستان بهروز و حمید دو نصاب گیرنده ماهواره است که یکی مدعی حضور در جنگ است و دیگری سابقه ای در نصب و تعمیر تجهیزات مخابرات دارد ولی اکنون هر دو به علت بی کاری و ناچاری روی پشت‌بام خانه‌ها ماهواره‌ نصب می کنند. در جریان نصب ماهواره برای این دو شخصیت در شهر بزرگ تهران اتفاقات جدیدی می افتد.

نظرات بینندگان درباه فیلم هفته گذشته

امیر

دانشجوی دکترای تخصصی ژنتیک گوارش

واقعا بی نظیر بود و خیلی زیبا، ساده و معنادار هم تنهایی مردم تهران و هم مشکلات آدم های خاص را به تصویر کشیده بود. انسان هایی که علاوه بر مشکلات و معلولیت های ظاهری و ژنتیکی با هزاران مشکل مادی و معنوی دست به گریبان هستند. متاسفانه این قبیل فیلم ها در سینماها اکران نمی شوند و سینمای ما به این دسته فیلم ها نیازمند است.

غلام

فیلم نتوانست من را راضی کند. به نظرم نقاط ضعف زیادی داشت به نظر من شخصیت پردازی در فیلم خیلی احساسی صورت گرفته بود. فیلم پر بود از دیالوگ های کلیشه ای و بی تاثیر که بیشتر شبیه مونو لوگ های تخیلی بودند. این که دونفر با این همه توهم و تخیل ،در کار نصب رسیور باشند، کمی دور از ذهن است. من هیچ گاه این دونفر را در قالب یک نصاب رسیور ندیدم. چند سکانس قدم زدن های شاعرانه ی زیر نور ماه ،برای ساختن یک فیلم کافی نیست.

سجاد

این فیلم با موضوع جذاب و پر کشش اش، من را به عنوان یک مخاطب همراه خودش کرد. ایراد های فنی فیلم در کنار اسم های حرفه ای که در تیتراژ کار وجود دارد به شدت به چشم می آید. نور پردازی بدون منطق در اتاق مهندس ، نور پردازی در پلان های شب در خیابان که به شدت بی منطق و می توان به جرات گفت بسیار ابتدایی است . یکی دیگر از اشکالات فیلم،ضعف روند داستان است. مهندس پسر خاله اش را به گونه ای به خانه اش می برد که انگار دفعه اول است که این کار را می کند اما بعد می بینیم چندین شب قبلا به این خانه وارد شده و نیازی به آن همه تاکید بر زمان و نحوه ورود نیست. بازی بی جان بهروز و عدم تمرکز حمید در بیان دیالوگهایش و بدتر از آن عدم کنترل نقطه دید توسط حمید در بازی ایشان به شدت جلب نظر می کرد . شاید گفته شود نابازیگر اند اما این حداقل استاندارد در یک فیلم داستانی است. با این همه این فیلم از آن دسته فیلم هایی است که خاطره اش در ذهن مخاطب می ماند و این دست آوردی بزرگ برای کارگردان این فیلم است.

علی رضا

فیلم جالبی نبود. با یک فیلم نامه درهم و بی سر و ته و نشان دادن بدبختی مردم نمی توان فیلم خوب ساخت. اشتباه زیاد داشت، مخصوصا لباسهایی که به بند رخت بودند و همه شان خط تای اول شان رویشان بود.

محمد

این فیلم ضد مهاجرت بود و از فضای حاکم بر شهر تهران به شدت سیاه نمایی شده بود.

استان

فیلم فوق العاده ای بود. این بازیگر سبزواری در فیلم چه استعدادی خوبی دارد. خیلی خوب و طبیعی بازی می کند.

الهام

فیلم گیرایی نداشت و صحبتهای نقش اصلی فیلم که با لهجه بود خیلی زیاد و تقریبا کسل کننده بود.

سوران

فیلم بسیار جالبی بود اما خیلی از صحنه ها به طور ابتدایی کار شده بود.

فریبا

خیلی فیلم سنگین و تاثیرگذاری بود ،چقدر درد داشت، تا مدتی بعد از دیدنش مثل آدمهای مسخ شده بودم.

نصیر

ضعف ها و کمبودهای فیلم بیشتر به نبود سرمایه و زمان کافی برمی گردد.

فاطمه

فیلم خیلی قشنگی بود. درعین بغض هایی که داشت طنزهای باحالی هم داشت.

بابک

کجای این فیلم شاعرانه بود؟ در این فیلم اگر کار فیلمبردار آن را حذف کنیم هیچ ارزش هنری باقی نمی ماند، نه در فیلم نامه و نه در محتوا. کارگردان با کلیشه نمادهای نخ نما می خواهد روایت را پیش ببرد. من شرمنده شدم که این فیلم در جشنواره کن نمایش داده شده است. کارگردان با نمایش بد قواره گی دوتا آدم می خواهد چه بگوید؟

شهاب

هردو شخصیت فیلم به نوعی دارای نقص فیزیکی و ذهنی بودند. این موضوع, باعث می شد که تماشاگران بیشتر با آنها هم دردی کنند و برای آنها احساساتی شوند.

عباس

فیلم سادگی بی نظیری داشت و همه چیز طبیعی و آرام جلو می رفت. گه گاه زندگی جدای این دو نفر خیلی جالب می شد . هر دو نفر در رویای های خودشان غرق بودند و واقعیت جامعه کنونی ما همین است. خیلی تلخ است اما جالب است.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط