روح فراموش شده جشنواره‌های موسیقی

Image caption جشنواره گلاستنبری بزرگترین جشنواره موسیقی در بریتانیاست

چه بر سر جشنواره‌های موسیقی آمده است؟ این سوال را همه طرفداران پر و پا قرص موسیقی که دوران جوانی خود را در دهه‌های ۱۹۷۰ میلادی گذرانده‌اند از خود می‌پرسند. آیا اصلا چیزی در این سال‌ها تغییر کرده است یا جشنواره‌ها هنوز هم همانی هستند که سال‌ها پیش بودند؟

برای پاسخ به این سوال نیازی نیست در رویای شیرین وودستاک فرو بروید که در سال ۱۹۶۹ با شعار «سه روز صلح و موسیقی» در آمریکا برگزار شد و چهار دهه پس از آن، مجله رولینگ استونز از آن به عنوان یکی از ۵۰ لحظه سرنوشت‌ساز موسیقی راک نام برد.

این روزها در اروپا جشنواره‌های موسیقی فراوانی برگزار می‌شود که بیشتر آنها در ماه‌های تابستان به اجرا در می‌آیند. بریتانیا یکی از مراکز اصلی این رویدادهای هنری است اما از هر گوشه و کنار می‌شود صدای غرولند آنهایی را شنید که حالا در دهه‌های چهارم یا پنجم زندگی خود هستند و می‌گویند که این جشنواره‌ها چیزی کم دارند.

آنچه به عنوان کمبود این جشنواره‌ها از آن یاد می‌شود چیزی نیست جز فراموش شدن روح اصلی موسیقی و تجاری شدن هر چه بیشتر این برنامه‌ها.

جشنواره‌ای در باغچه

Image caption جشنواره موسیقی بستیوال در جزیره وایت از دیگر جشنواره های مهم موسیقی در اروپاست

میراندا ساویر در این باره می‌گوید:‌ "وقتی ۱۹ ساله بودم برای اولین بار به یک جشنواره رفتم: جشنواره گلستنبری، در سال ۱۹۸۶. سه نفر بودیم که شب‌ها در یک چادر دو نفره می‌خوابیدیم. گلستنبری، دنیایی بود که تا پیش از آن، هیچ وقت تجربه نکرده بودیم."

او ادامه می‌دهد: "حالا در دوره ۴۰ سالگی هستم و دیگر از این می‌ترسم که سه روز را در میان آدم‌های مست و گل‌آلود سر کنم تا بتوانم اجرای رولینگ استونز را از هزار مایل دورتر تماشا کنم. همه هم نسل‌های من از این می‌نالد که جشنواره بیش از اندازه تجاری و شلوغ است و به دردسرهایش نمی‌ارزد."

اگر از یکی از جشنواره‌روهای قدیمی این نسل بپرسید که آیا به گلاستنربی می‌روند یا نه، بعید نیست که با این جواب مواجه شوید: "به جای گلاستنبری به باغچه پشتی خانه‌ام می‌روم و یک بطری آبجو روی سر خودم خالی می‌کنم و بین آشغال‌ها دراز می‌کشم و با آیپادم به موسیقی گوش می‌دهم."

خاطرات به یاد ماندنی

اما این بدگمانی‌ها به جشنواره‌های موسیقی معاصر تا چه اندازه صحت دارد؟ تردیدی نیست که جشنواره‌ای مانند گلاستنبری که به عنوان مادر جشنواره‌های موسیقی بریتانیا شناخته می‌شود از سال ۱۹۸۶ با تغییرهای فراوانی روبرو شده است.

اگر یک دهه عقب‌تر و به سال‌های اولیه دهه ۱۹۷۰ برگردیم با تغییرات بیشتری در این جشنواره مواجه می‌شویم که در اولین دوره بلیط‌هایش را به قیمت یک پوند به فروش رساند. این جشنواره مانند دیگر جشنواره‌های موسیقی جهان در طول دهه‌های گذشته بزرگتر، امن‌تر، محلی برای اجرای گروه‌های معروف‌تر و البته بسیار گران‌تر شده است.

راب دبانک، از برگزار کنندگان جشنواره گلستنبری و دو جشنواره دیگر با عنوان‌های بستیوال و کمپ بستیوال، با این انتقادها موافق نیستند و عقیده دارد "شاید برخی از عناصر خلاقانه از دست رفته باشد" اما "از بسیاری از مسائل وحشتناک سال‌های گذشته نیز خلاص شده‌ایم. ضمن اینکه باید با زمان خود حرکت کنیم و حالا می‌بینیم که توقعات مردم خیلی بیشتر از قبل است."

یکی از جنبه‌های که دبانک از آن نام می‌برد، مسایل بهداشتی است. او می‌گوید:" تا همین پنج سال پیش ممکن بود کسی به سرویس‌های بهداشتی کثیف اهمیتی ندهد اما حالا اگر کسی در جشنواره با چنین چیزی مواجه شود همه از روی توییتر و فیس‌بوک از آن با خبر می‌شوند و اعتبار جشنواره از بین می‌رود."

دبانک برای بهتر برگزار کردن جشنواره گلاستنبری به کشورهای زیادی برای دیدن جشنواره‌های موسیقی سفر کرده است و بر این موضوع تاکید می‌کند که با وجود اهمیت خیلی زیاد گروه‌هایی که برای اجرای موسیقی به یک جشنواره می‌آیند، یکی از جنبه‌های مهم این جشنواره‌ها نیاز مردم به تجربه کردن شکلی دیگر از زندگی است.

او می‌گوید: "جشنواره‌ها درباره خاطرات به یادماندی هستند، درباره دیدن آدم‌هایی که تا پیش از آن از وجودشان هم خبر نداشتید، انجام دادن کارهایی که دوست دارید و احساس رهایی."

بلیط‌های گران قیمت

یکی دیگر از انتقادهایی که در ارتباط با جشنواره‌های موسیقی این روزها مطرح می‌شود، گرانی قیمت بلیط‌های آنها است. در حالی که چهار دهه پیش جشنواره‌های موسیقی با قیمت‌هایی ارزان برگزار می‌شد که تقریبا هر فردی امکان حضور در آنها را پیدا می‌کرد، حالا گروه‌هایی مانند دانشجوها برای شرکت در جشنواره‌ها چاره‌ای غیر از این ندارند که با انجام کارهای داوطلبانه در همان جشنواره‌ها بخشی از هزینه‌های خود را تامین کنند.

جف الیس، از برپاکنندگان جشنواره T in the park که کار خود را از سال ۱۹۹۴ در اسکاتلند آغاز کرده است تاکید می‌‌کند که در دوران حاضر، جشنواره‌های موسیقی دیگر فقط به لذت بردن از موسیقی محدود نمی‌شوند.

از دیدگاه او به دلیل برپایی گسترده‌تر جشنواره‌ها و افزوده شدن بخش‌های هنری دیگر به هر کدام از این رویدادها، نیازهای مالی تازه‌ای نیز به وجود آمده است که برای برآورده کردن آنها چاره‌ای جز بالا بردن قیمت بلیط‌ها وجود ندارد.

او می‌گوید:" انجام کارهایی مانند حصارکشی به دور محل برگزاری جشنواره، ساخت ۱۱ سن برای اجرای موسیقی، در اخیار گرفتن فضای کافی برای چادر زدن ۷۰ هزار نفر، به کار گرفتن نیروهای پلیس، فراهم کردن کمک‌های پزشکی، نور، برق و حمل و نقل همه و همه نیازمند سرمایه‌گذاری وسیع هستند. به تمام این هزینه‌ها باید قیمت نجومی گروه‌های موسیقی برای اجرای برنامه را نیز اضافه کرد."

هزینه‌ای که باید به پلیس برای برقراری امنیت جشنواره‌ها پرداخت شود، یکی از دردسرهای همیشگی جشنواره‌ها به شمار می‌رود. برای مثال در سال ۲۰۱۰ جشنواره Glade dance در وینچستر به همین دلیل تعطیل شد. در آن سال هزینه پلیس از ۲۹ هزار پوند در سال ۲۰۰۹ به ۱۷۵ هزار پوند افزایش یافته بود.

Image caption چادرها در گلاستنبری

این هزینه برای تمام جشنواره‌ها یکسان نیست و هر جشنواره با توجه به تعداد مخاطبان و محل برگزاری باید مبلغ متفاوتی را پرداخت کند. برای مثال در سال ۲۰۱۰ هزینه برقراری امنیت در جشنواره گلاستنبری حدود ۱.۴ میلیون پوند برآورد شده بود در حالی که دست اندرکاران جشنواره وومد در همان سال ۲۵۰ هزار پوند برای این امر پرداخت کردند.

جایی برای چادر زدن

غیر از اهمیت جنبه‌های تجاری که موجب پدید آمدن تفاوت بسیاری بین جشنواره‌های موسیقی در آمریکا و اروپا شده است، یکی دیگر از این تفاوت‌ها به میل به چادر زدن مربوط می‌شود. به نظر می‌رسد حالا دیگر آمریکایی‌ها اشتیاقی برای چادر زدن و ماندن در محل برگزاری جشنواره ندارند در حالی که برای اروپایی‌ها چادر زدن در محل هر جشنواره یکی از برنامه‌های اصلی به شمار می‌رود.

جشنواره سیگت در بوداپست جایی است که در آن می‌توان شاهد اشتیاق جشنواره‌روها به چادر زدن بود. این جشنواره از سال ۱۹۹۳ به شکل جشنواره‌ای دانشجویی شروع شد و حالا یکی از معروف‌ترین جشنواره‌های اروپایی به شمار می‌رود و در جزیره‌ای روی رود دانوب برگزار می‌شود.

سیگت حالا ۴۵۰ هزار علاقه‌مند به موسیقی را به خود جلب می‌کند و آنچنان گسترده شده که حتی بیمارستانی نیز در محل برپایی جشنواره بنا شده است. چادر زدن یکی از برنامه‌های اصلی علاقه‌مندان به این رویداد هنری است و خیلی از مخاطبان این جشنواره به جای ماندن در هتل‌ها و مهمانسراهای داخل بوداپست ترجیح می‌دهند در چادرهای خود بخوابند.

فروزینا زپ، مدیر برنامه‌های این جشنواره بر این باور است که چادر زدن و زندگی در فضای آزاد به یکی از جنبه‌های اصلی جشنوار سیگت تبدیل شده:" اینجا جزیره آزادی است. شما از یک پل کوچک می‌گذرید و به دنیایی دیگر وارد می‌شوید و همه چیز را پشت سر خود فراموش می‌کنید."