مدیر جشنواره لوکارنو: دوران طلایی سینمای ایران افت کرده است

کارلو شاتریان (Carlo Chatrian) سال های زیادی به عنوان منتقد فیلم برای نشریات مختلف در ایتالیا مقاله و نقد نوشته است.

همکاری با جشنواره های مختلف، او را به عنوان یکی از برنامه گذاران جشنواره لوکارنو تثبیت کرد و شاتریان از سال ها قبل با این جشنواره همکاری اش را ادامه داده است.

از امسال، او به عنوان مدیر جشنواره فیلم لوکارنو انتخاب شده است؛ جشنواره ای که طی چهل سال حدود صد فیلم از سینمای ایران به نمایش گذاشته و یکی از اصلی ترین نقش ها را در شناسایی و تقدیر از سینمای ایران به عهده داشته، اما در سال های اخیر به سینمای ایران بی توجه شده است.

بیشتر بخوانید: جشنواره لوکارنو؛ چهل سال ستایش از سینمای ایران

کارلو شاتریان در گفت و گویی اختصاصی از دیدگاه هایش، چگونگی انتخاب فیلم ها و عدم توجه این جشنواره به سینمای ایران گفته است:

زمانی که از تغییر مدیر هنری یک جشنواره حرف می زنیم، معمولاً لزوم انجام تغییر در یک جشنواره به ذهن می رسد. با توجه به این که شما قبلاً یکی از برنامه گذارهای این جشنواره هم بودید، چقدر تغییر و تحول در جشنواره امسال داشتید؟

چند روزی از جشنواره گذشته و فکر می کنم مهمترین مساله برای من این است که جشنواره ادامه دارد. نمی خواستم تغییر زیادی در جشنواره بدهم. مدیران قبلی ساختار خوبی را برای آن طراحی کرده اند و نیاز به تغییر چندانی ندارد. در واقع تغییری در بخش های آن نداده ام. اما به هر حال فیلم های هر جشنواره توسط مدیر هنری آن انتخاب می شود و هر مدیری هم بنا بر سلیقه و نوع نگاه خود به سینما فیلم ها را انتخاب می کند. از این جهت البته می توان تغییراتی را در نوع فیلم های انتخابی دید. من تلاش کردم که به سنت چگونگی برگزاری جشنواره پایبند باشم. این سنت تلاش لوکارنو برای دیدن چیزهایی است که در سینما تازه اند. در عین حال این سنت این گونه بوده که همه مدیران جدید برگشته اند و نگاه کرده اند تا ببینند مدیران قبلی چه کرده اند تا راه را ادامه دهند.

از سلیقه مدیر جشنواره و نقش آن در انتخاب فیلم ها گفتید. سلیقه شما متمایل به چه نوع فیلم هایی است و چه اهدافی در انتخاب فیلم ها دارید، به ویژه در بخش مسابقه؟

همان طور که می دانید فیلم های بسیار زیادی برای شرکت در جشنواره ارائه می شوند. شاید پیدا کردن یک نوع فیلم کار سختی باشد، اما من خواستم که هر نوع فیلمی این بخت را داشته باشد که انتخاب شود- اگر فیلم اصیلی باشد. پس چیزی که من در فیلم ها جستجو می کنم ژانر یا موضوع آن نیست، بلکه این نکته است که فیلم از جهتی بی همتاست و نمی توان فیلم دیگری را جایگزین آن کرد. این چیزی است که به دنبالش هستم. از طرفی سعی می کنم که سینماگران تثبیت شده در بخش مسابقه حضور داشته باشند. این برای من مهم بود که سینماگران تثبیت شده ای چون کلر سیمون را در کنار استعدادهای جوان داشته باشم.

به نکته مهمی اشاره کردید که همواره در جشنواره ها مساله ساز است و به ویژه در لوکارنو؛ این که باید نام های بزرگ را دعوت کرد یا به دنبال فیلم های مستقل و چهره های تازه بود...

فکر می کنم باید به یک تعادل رسید. نام های بزرگ و ستارگان سینما مهم هستند. آنها بخش مهمی از دنیای سینما هستند. از طرف دیگر حضور آنها در لوکارنو به ما این امکان را می دهد که به حرکت جشنواره ادامه بدهیم و از طرفی به تاریخ سینما هم بپردازیم. برای من خیلی مهم بود که فی داناوی، ژاکلین بیسه و آنا کارینا را در جشنواره امسال داشته باشیم. به این دلیل که آنها نمایندگان سینما هستند و حضور آنها در پیاتزا گرانده خیلی خوشحال کننده است و آنها اینجا هستند تا با مخاطبان خود دیدار کنند.

Image caption ابراهیم فروزش نخستین یوزپلنگ طلایی جشنواره لوکارنو را برای ایران به ارمغان آورد

جشنواره لوکارنو یکی از بزرگ ترین محل های عرصه سینمای ایران به جهان بود، تا آنجا که حدود صد فیلم از سینمای ایران در این جشنواره به نمایش درآمده. اما ناگهان از سال ۲۰۰۹ تا به امروز حتی یک فیلم بلند هم از سینمای ایران برای هیچ بخشی انتخاب نشده است. چه اتفاقی افتاده؟

نمی دانم... اما من سعی کردم که چشم هایش را به روی سینمای ایران کاملاً باز نگه دارم. تلاشم این بود که به فیلم های ایرانی نگاه ویژه ای داشته باشم. اما همان طور که می دانید تعداد فیلم های ایرانی در جشنواره های مختلف نسبت به ده سال قبل کاهش قابل توجهی داشته است. امسال فقط فیلم پناهی در برلین بود و فیلم عالی محمد رسول اف در کن ("دست نوشته ها نمی سوزند") و اگر اشتباه نکنم همین.

من خیلی دقیق به فیلم های ایرانی نگاه کردم اما پیشنهاد قوی ای از سینمای ایران ندیدم. اما امیدوارم جوانان تازه کار و سینماگران تثبیت شده پیشنهادهای بهتری برای سال بعد داشته باشند. اصلاً این طور نیست که من نخواهم فیلمی از ایران را در جشنواره بپذیرم.

بعضی ها معتقدند مسائل سیاسی بی تاثیر نیست. در این مورد چه فکر می کنید؟

من دو بار در تهران بوده ام اما فقط برای جشنواره فجر و خیلی شناخت ندارم درباره این موضوع. قطعاً شما وقتی سانسور دارید، همه چیز مشکل می شود. اما قطعاً سینماگران ایرانی این بخت را دارند که فیلم های تازه شان دیده شود.

به طور کلی درباره سینمای ایران چه دیدگاهی دارید؟

یکی از فیلم هایی که خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد، فیلم اصغر فرهادی، "جدایی نادر از سیمین" بود. بهترین فیلم آن سال بود. فیلم تازه فرهادی را نمی دانم می شود فیلم ایرانی خواند یا نه، چون به هر حال در فرانسه فیلمبرداری شده. اما شیوه کار او به خاطر جایی که در آن کار می کرد یا شاید بازیگران فیلم، به نظرم به اندازه فیلم قبلی قدرتمند نبود.

فکر می کنم سینمای ایران استعدادهای بزرگی دارد اما شاید در طول این چند سال اخیر برای ساخت فیلم شان مشکل داشتند یا نیازی به یک دوره استراحت دارند، اما به هر حال من در ایران زندگی نمی کنم و دلیل واقعی اش را نمی دانم.

در حقیقت باید بگویم دوران طلایی سینمایی ایران نه تنها در لوکارنو بلکه در جشنواره های دیگر هم افت کرده است.

مطالب مرتبط