تعطیلی کیهان لندن، بعد از سی سال

Image caption مصطفی مصباح زاده، بنيانگذار روزنامه کيهان و عضو مجلس سنای ايران

روزگاری یک روزنامه نگار در جایی نوشته بود هر جریده ای که تعطیل می شود دریچه ای به سوی نور را می بندند. این که با بستن هر دریچه نور گم نمی شود، چیزی از این درد کم نمی کند.

یک روزنامه دیگر نوشته است «در ایران روزنامه یا مجله ای توقیف می شد مرثیه خوان پنجره ای بودیم که به حکم بی شفقت یک مامور بسته می شد، در بیرون از کشور، جایی که مجوز نمی خواهد و ارشادی در کار نیست، تعطیل هر نشریه همانند توقیف است، دریچه ای بسته می شود.»

در سالیان دور در ایران وقتی نشریه ای توقیف می شد، روزنامه نگاران سرودی می خواندند با ترجیع فانتشروا، فانتشروا عاجلا... مطایبه ای در این سرود بود. منتشر شوید زود... هم بدان معنا بود که در پی انتشار نشریه ای دیگر باشید و هم به معنای آن که پراکنده شوید تا در امان بمانید...

اما در صد و چهل سال که از عمر نشریات فارسی زبان در تبعید می گذرد، از روزنامه قانون که میرزا ملکم خان در لندن تاسیس کرد و صوراسرافیل در تبعید، روزنامه ای که علی اکبر دهخدا در سوییس ساخت، هیچ کدام بعد از تعطیل امکان انتشار دوباره نیافتند، کوتاه عمرها همانند صوراسرافیل صدها بودند و کهنسال ترین شان کیهان لندن که سی سال ماند.

کیهان لندن، هفته نامه ای بود که تا هفته پیش به شکل روزنامه در پایتخت بریتانیا منتشر می شد، اما مشترکان و خوانندگانش در هر جای جهان هستند، پراکنده بودند. این هفته نامه گرچه گرایش سلطنت طلبانه داشت اما در طول عمر خود نویسندگان و محققانی از نحله های مختلف فکری و سیاسی را به خود جلب کرد.

در همه ۳۵ سالی که از تاسیس جمهوری اسلامی می گذرد، روزنامه کیهان همچنان در تهران منتشر شده، در ساختمان خیابان فردوسی تهران، با ماشین های چاپ مدرن تر، سیستم های کامییوتری و ساختمان های گسترش یافته بزرگ و صدها عضو تازه که دیگر هیچ یک از آنان از زمانه پیشین نیستند.

این تشکیلات تازه که مدیر آن نماینده ولی فقیه است و از نظر اداری زیر نظر دفتر رهبر جمهوری اسلامی است، در این مدت بیش از دو هزار استخدام تازه کرده و میلیاردها تومان و دلار از بودجه عمومی کشور گرفته، اما در سرزمینی که جمعیتش دو برابر شده، کیهان تهران خریداری به اندازه این روزنامه در روزهای انقلاب ندارد.

موسسات مدرن مطبوعاتی

در دوران ایران مدرن دو موسسه بزرگ مطبوعاتی متولد شدند و با آنان روزنامه نگاری ایران تبدیل به حرفه ای جدی شد. روزنامه اطلاعات یادگار اولین سال های قدرت گرفتن رضا شاه و روزنامه کیهان یادگار اولین سال سلطنت فرزند وی بود.

این دو روزنامه در دهه چهل شمسی تبدیل به موسساتی در اندازه های جهانی شدند. در دوران جمهوری اسلامی، کیهان و اطلاعات همچنان ناشر نشریات متعدد باقی ماندند گرچه از بنیادگذاران، تنها نمونه هایی در آرشیوها پیداست و مهم تر از آن یادی که در ذهن چند نسل ایرانی مانده است.

کیهان که همزمان با آزادی های بعد از خروج رضاشاه از کشور به وجود آمد، با کمک اولیه پادشاه جوان منتشر شد و تا آخرین روز نظام پیشین، چهره ای نوگرا و آزادیخواه داشت که با تاسیس مدرسه عالی ارتباطات خود را به نسل های نو و عمل تازه رسانه ای رساند.

این روزنامه را ۳۶ سال روزنامه نگاران برجسته ای همچون عبدالرحمن فرامرزی، رحمت مصطفوی، عبدالرسول عظیمی، امیرحسین عدل، کوتاه مدتی حمید مولانا، دوباری نصیر امینی، دراز مدتی مهدی سمسار و امیرطاهری سردبیری کردند.

با اوج گیری شعله های انقلاب، همزمان با اعتصاب سراسری مطبوعات، شوراهایی از کارکنان هر سه روز معتبر تهران (اطلاعات و کیهان و آیندگان) اداره تحریریه این روزنامه های بزرگ را عهده دار شدند که در کیهان نفر اصلی آن رحمان هاتفی بود که پیش از آن هم معاونت اجرایی سردبیر کیهان را به عهده داشت.

رحمان هاتفی که بعد ها آشکار گردید از سال ۱۳۵۲ با تشکیلات حزب توده همکاری داشته است، بهار سال ۶۲ همزمان با سرکوب احزاب چپگرا دستگیر شد و به این عنوان که در مرکزیت سازمان مخفی حزب عضویت داشته، با فشارهای خارج از طاقتی روبرو گشت، و در خرداد همان سال در زندان اوین تهران، به روایتی کشته شد و به روایتی دیگر خود با جویدن رگ ها، به زندگی پایان داد.

رحمان هاتفی به شهادت همکاران و آشنایانش بیش از این که یک حزبی باشد، یک روزنامه نگار حرفه ای و خوش ذوق بود. بنیان گذار موسسه کیهان، همزمان با انتشار خبر هاتفی گفته بود در همه این سال های همکاری یک کلمه از وی نشنیدم جز آن که درست و دقیق باشد.

در زمان پادشاهی هم چند بار کسانی از نسل جوان کیهانی به دلیل فعالیت های خود دستگیر شده بودند که در یک مورد به اعدام خسرو گلسرخی انجامید که مدتی نویسنده و منقد ادبی در کیهان بود.

نومیدی از بازگشت

همزمان با دستگیری هاتفی که آخرین کس از خانواده کیهان بود که مسئولیت تحریریه ‌آن روزنامه را به عهده گرفت، در خارج از کشور فکر انتشار روزنامه ای که هزاران مهاجر و تبعیدی ایران را به هم متصل دارد، در سر گروه سیاسیون می گشت. اما این فکر جدی نشد تا زمانی که دکتر مصطفی مصباح زاده مسئولیت انتشار کیهان در تبعید را پذیرفت. اولین شماره این روزنامه در ۲۱ خرداد ۱۳۶۲ و کوتاه مدتی قبل از مرگ رحمان هاتفی در لندن منتشر شد.

گرچه در سال های اول تاسیس کیهان لندن، امیر طاهری، نصیر امینی، کاظم گیلانپور از خانواده کیهان، این هفته نامه را ساختند و تحریریه آن را اداره کردند اما به تدریج دایره وسیع تر شد.هوشنگ وزیری آخرین سردبیر روزنامه آیندگان طولانی مدتی این هفته نامه را سردبیری کرد. در زمان وی کیهان لندن جلوه ای دیگر گرفت و با مقالات جدی و راهگشا گروه های جوان را به خود خواند. وزیری که نویسنده و مترجم صاحب سبکی بود تا زمانی که درگذشت سردبیری کیهان لندن را به عهده داشت.

Image caption آخرین همکاران روزنامه کیهان لندن

با درگذشت هوشنگ وزیری، اداره این هفته نامه بر دوش یک تن از قدیمی ترین روزنامه نگاران از موسسه اطلاعات افتاد. احمد احرار روزنامه نگار، محقق و نویسنده قصه های تاریخی مشهور که سال ها سردبیری نشریات مختلف موسسه اطلاعات را عهده دار بود. وی تا آخرین هفته مرداد که تعطیل کیهان لندن اعلام شد، همین سمت را به عهده داشت.

کیهان لندن را بیشتر قدیمی ها و یادگاران دوران پادشاهی نوشتند و خواندند. زمانی به نظر می رسید با پایان عمر هر یک از مشترکان قدیمی دیگر کسی به جای آنان به جمع خوانندگان آن نخواهد پیوست اما در گذر روزگار و با طولانی شدن تبعید، موج های تازه تبعیدان و مهاجران رسیدند و رقم مهاجران ایرانی در اروپا و آمریکا را چند برابر کردند. در همین زمان چهره های تازه ای هم در مقام نویسنده در کیهان لندن ظاهر شدند.

الهه بقراط یکی از نویسندگان نسل جدید کیهان در مقاله ای پیرامون توقف انتشار کیهان لندن نوشته رژیم اسلامی و دامنه سرکوبش که حتی صاحبان آگهی های تجاری را در کیهان مورد تهدید قرار می داد از یک سو، و گسترش اینترنت از سوی دیگر، چاپ کیهان (لندن) را با مشکل روبرو کرد.

خانم بقراطی وعده داده کارکنان کیهان لندن خوانندگانشان را تنها نگذارند. شاید از طریق یک سایت اینترنتی به همین نام.

در طول این سالیان جز مقالات گهگاهی رنگین کمانی از نام ها که در کیهان لندن دیده می شد، مقالاتی که احمد احرار و هوشنگ وزیری و داریوش همایون و الهه بقراطی نویسندگان آن بودند، و ستون های ثابت علیرضا نوری زاده، هادی خرسندی و صفحاتی که توسط صدرالدین الهی یک کیهانی قدیمی و محمود خوشنام کارشناس موسیقی و هنر تهیه می شد از جمله پر خواننده ترین مطالب این نشریه سی ساله بود.

هفت سال قبل از تعطیل کیهان لندن، زمانی که دکتر مصباح زاده دور از ایران درگذشت بر مزار او بخش باقی مانده از خانواده کیهان آرزو کردند که بتوانند خواست آخرین بنیاد گذار کیهان را جامه عمل بپوشانند. او که می خواست روزنامه ای را که در بهار سال ۱۳۲۱ بنیان گذاشت، به زادگاه خود بازگرداند و با همان معیار نخست در گلدان خود بکارد.

سه سال بعد از درگذشت دکتر مصباح زاده، هفته نامه نیمروز که بیست و دو سال بود در لندن منتشر می شد و دومین نشریه فارسی زبان اروپا بود، با اعلامیه ای که پرویز اصفهانی مدیرش منتشر کرد، از انتشار ماند و اینک کیهان که تصور می رفت سخت جان تر از همه رسانه های فارسی زبان خارج از کشور باشد.

با گسترش رسانه های الکترونیک و شبکه های مجازی به نظر می رسد فارسی زبانان نیز مانند دیگر مردم از روزنامه خوانی به سوی آن رسانه های مدرن متمایل می شوند.

شراب شور

اینک باید پرسید بنیانگذاران کیهان، در شراب جان این جریده چه ریخته بودند که در هر حال و زمانه پرشورترین و تندترین ها را در دل خود جا دادند. کیهان تهران تندترین صدای مدافعان حکومت شیعی را در خود جمع کرده است و در کیهان لندن هم کسانی رشد کردند که قلم رادیکال و پرشور هوادار حکومتی سکولار داشتند و دارند.

مطالب مرتبط