'شازده احتجاب' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
آپارات
Image caption نمایی از فیلم 'شازده احتجاب' ساخته بهمن فرمان آرا

این هفته در آپارات فیلم 'شازده احتجاب' ساخته بهمن فرمان آرا به نمایش در می آید.

فیلم 'شازده احتجاب' بر اساس رمان 'شازده احتجاب' نوشته هوشنگ گلشیری ساخته شده‌است. وقتی هوشنگ گلشیری نویسنده فقید ایران ، شازده احتجاب را در سال ۱۳۴۸ در سی و دو سالگی منتشر کرد، جامعه کتابخوان ایرانی ناگهان دید که با یک رمان نامتعارف ، بسیار تصویری و جذاب روبرو است. شازده احتجاب که از اولین آثار منتشر شده آقای گلشیری است، ناگهان شهرتی بسیار پیدا کرد و چند فیلمساز به ساخت فیلمی از آن تمایل نشان دادند، اما آقای گلشیری اجازه ساخت فیلم را به فیلمساز جوان سی و یکی دو ساله ای داد که چند سالی بود ازفرنگ برگشته بود و با یک برنامه تلویزیونی درباره سینما و ساخت یکی دو فیلم مستند و همین طور کارگردانی یک پروژه سینمایی به نام 'خانه قمر خانم' ، نامی برای خود دست و پا کرده بود.

این جوان کسی نبود جز بهمن فرمان آرا، فیلمساز شناخته شده ایران، که در طول سال ها صراحت اش در بیان، هم در آثار سینمایی و هم در مسایل صنفی، او را تبدیل به چهره ای متمایز کرده است.

بهمن فرمان آرا با ساخت 'شازده احتجاب'، از پیشگامان موج نوی سینمای ایران در دهه پنجاه شد و فیلم درخششی چشمگیر در جشنواره های سینمایی بین المللی و داخلی داشت.

شناسنامه فیلم

Image caption نمایی از فیلم 'شازده احتجاب' ساخته بهمن فرمان آرا

نام فیلم : شازده احتجاب

کارگردان : بهمن فرمان آرا

نویسنده گان فیلم نامه : هوشنگ گلشیری - بهمن فرمان آرا، بر اساس داستانی با همین نام از هوشنگ گلشیری

بازیگران : جمشید مشایخی – فخری خوروش – نوری کسرایی – ولی شیر اندامی – حسین کسبیان – فیروز بهجت محمدی –پروین سلیمانی – مهری ودادیان – مهری مهرنیا

مدیر فیلمبرداری : نعمت حقیقی

آهنگساز : احمد پژمان

دستیار کارگردان : واروژ کریم مسیحی

طراح لباس و دکور : ملک جهان خزائی

گریم : ایرج سمندی

سرپرست دوبلاژ : علی کسمایی

تیتراژ : فرشید مثقالی

تدوین و صداگذاری : عباس گنجوی

لابراتوار : رادیو تلویزیون ملی ایران - استودیو بدیع

تهیه کننده : تل فیلم

زمان : ۸۶ دقیقه

سال نمایش :۱۳۵۳

Image caption نمایی از فیلم 'شازده احتجاب'، ساخته بهمن فرمان آرا

خلاصه داستان

شازده احتجاب (جمشید مشایخی)، آخرین بازمانده ی خاندان قاجار، به سل موروثی مبتلا است. مراد (حسین کسبیان)، پیشکار سابق شازده، و همسرش هر از گاه نزد شازده می روند و مراد خبر مرگ افراد خانواده و خویشانش را به او می دهد. شبی شازده مراد را در کوچه می بیند و وقتی در می یابد که او فقط برای گرفتن پول نیامده گمان می کند که خبر مرگ خودش را آورده است. شازده، در آخرین شب زندگی خود، خاطرات خانوادگی را مرور می کند، و آنچه را که اجداد خونریز او و خودش بر سر رعایا ونزدیکان شان آورده اند از نظر می گذراند: ماجرای کشته شدن مادر بزرگ (پروین سلیمانی) به دست جد بزرگ (ولی شیراندامی)، به گلوله بستن تعدادی از رعایا که به دادخواهی برخاسته اند، و زجرکش کردن همسرش فخرالنساء (نوری کسرائی). وقتی شب به پایان می رسد مراد، سوار بر صندلی چرخ دار، به کمک همسرش حسنی نزد شازده احتجاب می رود و خبر مرگ خود شازده را به او می دهد.

ویژگی فیلم

Image caption نمایی از فیلم 'شازده احتجاب' ساخته بهمن فرمان آرا

شازده احتجاب ، یکی از بهترین اقتباس های سینمایی از یک اثر ادبی در ایران است. فیلم روایت انتقادی است از گوشه‌هایی از زندگی شاهزادگان و اهل سلطنت در دوره قاجار که البته قابل تعمیم به همه نظام های مورثی هست. ساختار نویی در زمان خودش داشته و از جمله آثار ماندنی سینمای موج نو ایران است. در این فیلم بهمن فرمان آرا با تکنیک های وقت سینما، از لایه های مختلف زمانی عبور می کند و در رویکردی کاملا بدیع و حساب شده ، قصه ای را می گوید که امکان فیلم شدن اش، به دلیل ماهیت ساختار شکنانه داستان و پیچیدگی های آن، بسیار سخت به نظر می رسد.

درباره کارگردان:

بهمن فرمان آرا در سوم بهمن ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در مدرسه هنرهای دراماتیک درس خواند، سپس برای آموختن فیلمسازی و کارگردانی راهی آمریکا شد. در سال ۱۳۴۵ به ایران برگشت و در سال ۱۳۴۷ به استخدام تلویزیون ملی ایران درآمد. اما تلوزیون جایی نیست که او را راضی کند. به سراغ مستند سازی می رود؛ دو مستند 'نوروز و خاویار' و 'تهران کهنه' را می سازد و در سال ۱۳۵۱ کارگردانی را با فیلمی به عنوان 'خانه قمرخانم' تجربه می کند. تجربه ای نه چندان خوشایند که بهمن فرمان آرا هنوز هم تمایلی به یادآوری اش ندارد و آن فیلم را فیلم خودش نمی داند.

در سال ۱۳۴۸ هوشنگ گلشیری داستانی به نام 'شازده احتجاب' را منتشر می کند و بهمن فرمان آرا این رمان را می خواند و شیفته بیان تصویری این اثر می شود. او 'شازده احتجاب' در سال ۵۳ می سازد، فیلم برای سازنده اش جوایز جشنواره ای بسیار، از جمله جایزه بهترین فیلم در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران را به همراه می آورد و در جشنواره کن سینمای ایران را نمایندگی می کند.

بهمن فرمان آرا اما بعد از این موفقیت، ریاست تولید شرکت گسترش صنایع سینمای ایران را بر عهده می گیرد و رو به تهیه کنندگی می آورد. این شرکت در این زمان نقشی مهم را در گسترش موج نو سینمای ایران ایفا می کند و با مسوولیت بهمن فرمان آرا بسیاری از فیلم های مهم این سینما تهیه می شود. فیلم های 'کلاغ' ساخته بهرام بیضایی، 'گزارش' ساخته عباس کیا رستمی، 'شطرنج باد' ساخته محمدرضا اصلانی، 'ملکوت' ساخته خسرو هریتاش از جمله این این فیلم ها هستند.

Image caption بهمن فرمان آرا، فیلمساز

در فضای سیاسی و روشنفکری آن روزگار، در سال ۱۳۵۶ بهمن فرمان آرا بار دیگر جذب قصه ای کوتاه از هوشنگ گلشیری می شود و بر اساس داستان 'معصوم اول'، فیلم 'سایه های بلند باد' را می سازد. فیلمی پر از سمبل ها و ایهام ها که در هر دو حکومت شاهنشاهی و جمهوری اسلامی توقیف می شود.

بعد ازانقلاب بهمن فرمان آرا درسال ۱۳۵۹، با خانواده اش به کانادا می رود و یک فستیوال بین المللی فیلم کودکان در ونکوور راه می اندازد. بعد با تاسیس یک شرکت به پخش فیلم روی می آورد و فیلم های مهمی را پخش می کند از جمله 'باغ وحش شیشه ای' (پل نیومن)، 'مادام سوزاتسکا' (جان شله زینگر)، 'تاک رادیو' (الیور استون) ، 'آخرین وسوسه مسیح'(مارتین اسکورسیزی) و بسیاری دیگر .

مقصد بعدی آقای فیلمساز، لس آنجلس است در آمریکا. بهمن فرمان آرا در این دوره در کار تولید فیلم فعال می شود و با فیلمسازان بزرگی مثل ماتین اسکورسیزی، جیمز آیوری، استیون فریرزو ژان کلود لوزان همکاری می کند. بعد به ایران برمی گردد. اما ده ساله اجازه فیلم ساختن نمی یابد سرانجام پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات اجازه کار می گیرد و به این ترتیب 'بوی کافور، عطر یاس ' در سال ۱۳۷۹ساخته می شود تا بهمن فرمان آرا باز متولد شود. فیلم بیشتر جوایز و سیمرغ های اصلی جشنواره فجر را درو می کند و راه برای ساختن 'خانه ای روی آب ' در سال ۱۳۸۱هموار می شود. این فیلم هم که تصویری می دهد از تضادهای جامعه ایرانی، جایزه بهترین فیلم را از جشنواره فجر می گیرد اما در عین حال برای بهمن فرمان آرا مخالفان و منتقدان بسیاری هم دست و پا می کند.

تا این زمان بهمن فرمان آرا با چهار فیلمش، سه بار جایزه بهترین فیلم در ایران را به دست آورده، اما فیلم بعدی اش 'یک بوس کوچولو' که در سال ۱۳۸۶ و دوران زمامداری محمود احمدی نژاد و همفکران اش می سازد، برای او موفقیتی درپی ندارد.

علاقه بهمن فرمان آرا به ایران و فرهنگ ایرانی که در این سالها به تدریج در فیلم هایش با وضوح بیشتری به نمایش در می آید در فیلم 'خاک آشنا ' به اوج می رسد. این آخرین فیلمی است که بهمن فرمان آرا در سینمای ایران تا این لحظه ساخته است. فیلم در سال ۱۳۸۶ ساخته شد اما مقامات ممیزی اداره ارشاد رغبتی به فیلم نشان ندادند و 'خاک آشنا' دو سال در محاق توقیف گرفتار شد. سرانجام فیلم در سال ۱۳۸۸ با حذف چهار سکانس اصلی، به شکلی نامفهوم به نمایش درآمد. آن هم در شرایطی که خیابان های ایران در تب و تاب اعتراضات به نتایج انتخابات و صحنه برخوردهای شدید با تظاهرکنندگان بود.

بعد از خاک آشنا بهمن فرمان آرا، که با توجه به سیاست های سینمایی دولت امکان یا تمایلی برای ساخت فیلم سینمایی در ایران نیافت یا نداشت، رو به ساخت فیلم مستند آورد و فیلمی ساخت درباره پرویز یاحقی با عنوان 'کنسرتی که اجرا نشد'. او از آن پس کوشیده که در این سالها فیلمنامه ای به نام 'سفر به تاریکی' را در خارج از ایران تبدیل به فیلم کند، اما هنوز این امکان فراهم نشده است. ضمن آن که به دلایلی که اعلام نشده، بهمن فرمان آرا ممنوع الخروج شده و نمی تواند از ایران بیرون بیاید.

معرفی ها

در فصل مروری بر فیلم های بهمن فرمان ، دو صاحب نظر و منتقد در برنامه آپارات دیدگاه های خود را درباره این فیلم مطرح می کنند . حمید دباشی و پرویز جاهد :

حمید دباشی

حمید دباشی متولد اهواز و دانش آموخته مقطع دکترا در رشته‌های جامعه‌شناسی فرهنگ و اسلام‌شناسی از دانشگاه پنسیلوانیا و استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا در امریکا است. وی علاوه بر تدریس، در زمینه‌های هنری نیز فعالیت دارد. از وی کتب،مقالات و گفتگو های متعددی درباره سینمای ایران و جهان منتشر شده است. او در جشنواره های فیلم معتبر جهانی هم چون لوکارنو به عنوان عضو هیئت داوران شرکت داشته است. از طرف دیگر، او به عنوان مشاور در تولید چند فیلم سینمایی در امریکا مشارکت داشته است. وی مشاور ارشد ریدلی اسکات، کارگردان امریکایی، در ساخت فیلم " پادشاهی بهشت" و نیز مشاور فیلم «اینک بهشت» هانی ابو اسعد، برنده جایزه گلدن گلوب، بوده است. آخرین پروژهٔ او، «رویای یک ملت» مربوط به سینمای فلسطین است.

Image caption حمید دباشی، جامعه شناس و منتقد هنری

نگاه منتقد

- فیلمسازانی بودند که اینها خارج از ایران تحصیل کرده بودند. داریوش مهرجویی، آربی آوانسیان و بهمن فرمان آرا. این ها با هوشمندی متوجه شدند که دانشی که آنها آموخته اند از لحاظ تکنیکی در خارج از ایران برای این که الفتی داشته باشد با فرهنگ ما باید خودشان را وصل کنند به ادبیات معاصر مان و این در سه فیلم برجسته ما نمود دارد. یکی در 'شازده احتجاب' بهمن فرمان آرا ست روی کتاب مرحوم گلشیری، دیگری در فیلم 'گاو' داریوش مهرجویی است روی قصه مرحوم غلامحسین ساعدی و دیگری فیلمی است که آربی آوانسیان از روی کتاب 'شوهر آهو خانم' علی محمد افغانی شروع می کند ولی موفق به اتمامش نمی شود. در این طیف سینمای معاصر ما فیلمسازانی از ایران رفتند، تکنیکش را یاد گرفتند و آمدند و وقتی در آن زمان می نشینیم در سالن سینما به تم های مالوفی بر از نظر روایتی بر می خوریم ولی متوجه تمهای سینمایی می شویم که برای اولین بار در ایران به تجربه گذاشته می شود.

-محور اصلی فیلم 'شازده احتجاب' مسئله 'ظلم' است: ظلم سیستمهای شاهنشاهی، ظلم دولت و ظلم قدرت.

-در فیلم " شازده احتجاب" آقای فرمان آرا چند نسل را در شخصیت پدربزرگ خلاصه کرده است.

-فخر النسا در سکانس آتش زدن کتابها همان هوشنگ گلشیری است که دارد روایتها را زیر و رو می کند، چون نمی خواهد خود کتاب 'شازده احتجاب' تبدیل به روایت جدیدی شود. برای همین می اندازدش در آتش.

-به نظر من استحکام تنوع و تکثر روایت در اصل کتاب و ترجمه تصویری و سینمایی فرمان آرا از آن، یکی از نقطه عطفهای بسیار اساسی در تاریخ سینمای ماست.

- موقعی فرمان آرا و گلشیری مچ دولت را گرفتند که این دولت مسلول است. این فیلم و کتاب این موقعیت را تعمیم را می دهد طوری که به دوره پهلوی یا قاجار و غیر آن ارتباطی ندارند.

- هم فیلم 'شازده احتجاب' و هم کتاب "' شازده احتجاب' انقلابی بودند در فرم. برای سال ۱۳۵۲ فیلم ' شازده احتجاب' فیلمی بسیار موفق از لحاظ تاریخ تصویری ماست. آن نگاه نوستالژیک علی حاتمی که در واقع بازسازی تاریخ بود، اصلاً در این فیلم نیست. اینجا تخریب تاریخ است.

پرویز جاهد

پرویز جاهد متولد قائم شهر و تحصیل کرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینمایی اش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، می شناسند. از فیلم های آقای جاهد می توان به 'تعزیه، به روایت دیگر' ، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح' ، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلم برداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد. آخرین کار پژوهشی وی تالیف 'راهنمای سینمای ایران در بریتانیا' است که جلد اول آن منتشر شده است.

Image caption پرویز جاهد، منتقد سینمایی

نگاه منتقد

-فرمان آرا اقتباس نسبتاً وفادارانه ای از رمان پیچیده،ذهنی و پلی فونیک آقای گلشیری کرده است. 'شازده احتجاب' رمان بسیار پیچیده ای و ذهنی است که به شیوه جریان سیال ذهن نوشته شده و تبدیل آن به سینما کار ساده ای نبود. چون سینما و ادبیات دو مقوله متفاوتند،ذاتا و ماهیتاً متفاوتند. ادبیات بیشتر ذهنی است و فیلمساز برای این که این ذهنیت را نشان دهد مجبور است آن را به عینیت تبدیل کند و من فکر می کنم فرمان آرا در این کار خیلی موفق بوده است.

-رویکرد فرمان آرا به عکس کاملاً متفاوت است نسبت به رویکرد گلشیری به عکس. استفاده ای که گلشیری از عکس در رمان می کند خیلی سینمایی تر و قوی تر از فرمان آراست. گلشیری عکسها را طوری استفاده می کند که بین شازده و پیرامونش تعاملی بوجود آید. عکسها جان می گیرند و زنده می شوند. فرمان آرا این گونه عمل نکرده، شاید تکنیک آن زمان اجازه نداده که عکسها را جان ببخشد. بجایش روی عکسها زوم کرده که بسیار از نظر من آزار دهنده است و یا دیزالوهایی که روی عکسها کرده شکل مستندی به کار داده که فکر کنم با نگاه گلشیری متفاوت است.

-اگر بخواهیم فرضاً کارهای فرمان آرا را با کارهای کارگردانان هم دوره اش که با رویکرد تاریخی فیلم می سازند مانند،علی حاتمی مقایسه کنیم ما یک تفاوتهای بارزی می بینیم. حاتمی رویکرد انتقادی نسبت به دوره قاجار دارد، اما اصلاً به شدت فرمان آرا نیست. نوستالژی که حاتمی دارد، حتی در چیدن قابش نیز دیده می شود ولی درباره فرمان آرا این طور نیست.

-نمی توان از نظر دور داشت که فیلم از نظر سینمایی در سینمای ایران، اثر شاخصی است و یکی از فیلمهای شاخص موج نوی سینمای ایران است.

خلاصه فیلم هفته گذشته 'سفر مریم' ساخته سپیده فارسی

Image caption نمایی از فیلم 'سفر مریم'

مریم قهرمان فیلم 'سفر مریم'، پدرش را گم کرده و حالا بعد از سالها به تهران برگشته تا او را با جستجو در شهر و با نشان دادن یک قطعه عکس پیدا کند. فیلم 'سفر مریم' ، سفری است به تهران و به دل آدم های تهرانی در جست و جوی کسی که ممکن است روزگاری از کنار این آدم ها گذر کرده باشد ، با آنها هم کلام شده باشد و یا همکار بوده باشد.

نظر بینندگان فیلم درباره فیلم هفته گذشته

حزین

اثر خوب و خلاقانه ای بود. ترکیب تصاویر و موسیقی خیلی خوب بود و مخاطب را به خوبی با خودش همراه می کرد. بسیار انتخاب خوبی بود. گفتگو با مردم هم واقعا برایم جذاب بود. صحنه های تلخ اثر گذاری هم داشت،مثل گفتگو با بازیگر فیلم های زنده یاد علی حاتمی.

عسل

یکی از ضعیف ترین فیلم هایی بود که تا به حال دیدم. شخصیت مریم خیلی ضعیف بود. دکلمه شعر و کلا لحن و طرز صحبت کردن مریم هیچ حسی را انتقال نمی داد. معلوم بود که دوربین در دست راستش است و همه کارها را با دست چپ انجام می دهد. واقعا اعصاب خرد می کرد مخصوصا وقتی محتویات کیف را زیر و رو می کرد یا صفحه کتابی را نشان می داد. موضوع هم اصلا جالب نبود. اگر قصد نشان دادن چهره تهران بود،خیلی چیزهای دیگر مثل اتفاقاتی که هر روز در خیابان های تهران می افتد می توانست فیلم را کمی جالب تر بکند. هیچ پیغام خاصی هم نداشت جز مهربانی مردم تهران که آن هم می توانست در چند صحنه خلاصه شود نه این که یک ساعت و نیم فقط به این موضوع اختصاص داده شود.

الهام

اول این که فیلم یک جور مستند بود که جالب بودنش بیشتر به خاطر برخورد طبیعی مردم با راوی فیلم بود وگرنه موضوع یا صحنه پردازی یا هنر خاصی نداشت. دوم خود فیلمبردار یا مریم خانم که دنبال پدرش می گشت بیشتر شبیه بازجوهای شعبه جنایی با مردم برخورد می کرد که انگار دنبال قاتل می گردد نه پدرش و از مردم به نوعی بازجویی می کرد و بعضی ها هم در می رفتند ولی در کل به خاطر وجود مردم ساده و صمیمی و آماتور جالب بود.

سعید

فوق العاده بود. از معدود فیلم های ایرانی بود که تم آن تکراری نبود.

دوست

بازی نابازیگران فوق العاده بود.

وفا

نرشین های خانم فارسی بر روی فیلم بسیار زیبا بود.

مژگان دخت

از نظر من، این فیلم یک فاجعه بود. موسیقی تک نوازی ویلون دائم تکرار می شد و سوهان روح بود و آن خانم که عکس به دست داشت با اصرار به دنبال افرادی که حتی نمی خواستند جلوی دوربین قرار بگیرند می رفت و ول کن نبود. خوب است که ایشان تو خارج از ایران زندگی می کنند و نمی دانند حریم شخصی یعنی چه؟ ما به عنوان بیننده بارها و بارها شاهد عذاب مردم و آن بچه افغان بودیم.

حمید رضا

در کل خوب بود. .هم نمایشی از کوچه پس کوچه های تهران بود و هم راوی و فیلمساز در جست و جوی کسی بود که سال ها ندیده بودش و این موضوع فیلم را جذاب کرده بود.

آذین

۴۵ دقیقه آخر فیلم خیلی خسته کننده بود طوری که دوست داشتی زودتر تمام شود. یکی دیگر از ایرادات فیلم این بود که مخاطب از اواسط فیلم پایانش را پیش بینی می کرد .

پری رخ

من گمان می كنم كه کارگردان ساكن ايران است . من حدود بيست و هفت سال است كه در ايران نيستم ولى اين را می دانم كه تقريباً همه ايرانيان زير پوشش بيمه هستند ، بنا بر اين پيدا كردن يكى از شهروندان آن هم با شرايط آقاى قاضى كه ظاهراً هنر مند هم هستند نبايد اين همه دردسر داشته باشد. موضوع ديگر اين كه چرا بايد آقاى قاضى را گمشده بناميم. ايشان در شهر و خانه ى خودش دارد زندگى می كند.شما تازه به آنجا آمده ايد، آدرسش را نداريد؟ اين موضوع برايم اين سوال را پيش آورد كه مصاحبه با آقاى نقاش هم كه مي بايد آدم با سواد و اجتماعى بوده باشد چرا به شما راهنمايى صحيح نكرد؟

شیرین

به نظر من فیلم بسیار تاثیر گذار و خوبی بود. فیلمها همیشه نباید دارای یک سبک خاص و مشابه باشند. این فیلم کمی تفاوت داشت و همین جذابترش می کرد.

اکبر

فیلم یک جوری بود. از یک طرف اتفاقی در اش نمی افتاد، از طرف دیگر اجازه هم نمی داد که فیلم را تا آخر نبینم و شبکه را عوض کنم. بنابراین تا آخر فیلم را با دقت دیدم.

پری چهر

با این که ایده فوق العاده ای بود اما فیلم خوش ساختی نبود. نماهای زائد و بی مفهوم مثل رزهای انگور داشتیم که اصلا معلوم نبود دوربین دنبال چیست و این سرگردانی را به مخاطب هم انتقال می داد. دوربین روی دست یک جاهایی واقعا اذیت می کرد حتی آن پلان قبرستان وقتی دختر با زن چادری رو به رو شد.

ستار

یعنی چه که، خانمی در کلان شهری مثل تهران راه بیافتد و از مردم بپرسد که این عکس را می شناسید؟ تصویربرداری ضعیف، قاب های بی معنی، نریشن های آبکی و استفاده از موسیقی نابجا بود. قرار نیست که هر کسی یک سفر به تهران برود و با هندی کم خودش تصویر بگیرد، بعد بگوید که من فیلم ساختم.

الهام

برای من که در ایران زندگی می کنم و این گونه برخوردها را زیاد می بینم، فیلم مستند چندان جذابی نبود. شاید برای افرادی که زیاد با مردم، خصوصا مردم معمولی در ارتباط نیستند جذاب بوده باشد. علاوه بر این، من فکر می کنم این روش برای نشان دادن ویژگی های کلی مردم ایران خیلی روش قدیمی باشد.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

aparat@bbc.co.uk

مطالب مرتبط