'این فیلم نیست' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آغاز فصل فیلمهای جعفر پناهی در آپارات فیلم'این فیلم نیست' ساخته مشترک جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب به نمایش درمی آید.

درباره این مجموعه

جعفر پناهی، یک فیلمساز است. فیلمسازی با نگاهی منتقد به شرایط اجتماعی جامعه ای که در آن زندگی می کند. فیلم های او تصویری از این شرایط هستند اما تصویری واقع گرایانه ای که جعفر پناهی سعی کرده از جامعه ایران به دست دهد، خیلی به مذاق حکومتگران خوش نیامده است. بسیاری از فیلم هایی که او ساخته ، گرچه موفقیت های هنری بزرگی برای ایران در عرصه های بین المللی به همراه داشته ولی شانسی برای دیده شدن در ایران پیدا نکرده اند. مهم تر از این ها جعفر پناهی با حکم مقامات قضایی در ایران، محکوم شده است به این که فیلم نسازد. حکم بی سابقه ای که در همه جای دنیا با واکنش و حیرت هنرمندان و حتی سیاستمداران روبرو شد. اما اصلا فیلم های جعفر پناهی چه ویژگی دارند که حکومت ایران نه تنها اجازه نمایش به آنها نمی دهد ،بلکه حتی فیلمسازش را هم زندانی و از اجرای هنرش محرو م می کند؟ در یک سری ویژه از برنامه های آپارات با هدف پیدا کردن جوابی برای این سوال و همین طور آشنایی بیشتر با سینمای این سینما گر برجسته ایرانی، مروری می کنیم برچند اثر آخر این فیلمساز. فیلم هایی که هیچکدام در ایران شانس دیده شدن به دست نیاورده اند.

درباره فیلم

Image caption جعفر پناهی در نمایی از فیلم 'این فیلم نیست'

'این فیلم نیست' در سال ۱۳۹۰ در ایران ساخته شده و نگاهی دارد به زندگی جعفر پناهی در کوران روزهای پس از محکومیت اش به فیلم نساختن در ایران. روزهایی که با اعتراضات خیابانی به نتایج انتخابات ریاست جموری پیشین ایران در سال ۱۳۸۸ همزمان شده بود. فیلم ساخته مشترک جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب مستند ساز با سابقه ایران هست.

ویژگی فیلم

'این یک فیلم نیست' ساخته مشترک مجتبی میر طهماسب و جعفر پناهی یک شرح وضعیت تمام عیار است و تصویری از یک هنرمند تحت فشار و محکوم به دور بودن از هنرش را ارائه می دهد. این یک فیلم مستند داستانی با ساختار کمتر تجربه شده در سینمای جهان است. در سال ۲۰۱۱ این فیلم به جشنواره کن رسید و در آن جشنواره به نمایش در آمد. در همان سال این فیلم به عنوان یکی از ۱۵ نامزد اولیه برای دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم مستند انتخاب شد.

درباره کارگردانان

Image caption جعفر پناهی، کارگردان

جعفر پناهی متولد ۱۳۳۹ در میانه و فارغ التحصیل تولید فیلم از دانشکده صدا و سیمای تهران است. وی با ساخت چند فیلم کوتاه در مراکز تلویزیونی ایران در دهه شصت کارش را شروع کرد و سپس پس از دستیاری یکی از فیلمهای عباس کیارستمی، اولین فیلم بلندش "بادکنک سفید" را با فیلمنامه ای از عباس کیارستمی ساخت که برای او جایزه دوربین طلایی جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۹۵ را به ارمغان آورد. دو سال بعد از آن او فیلم 'آینه' را ساخت که موفق به دریافت یوزپلنگ طلایی در جشنواره لوکارنو شد . این دو فیلم که قهرمانان اصلی آن کودکان خردسال هستند، تنها فیلم های بلند اوست که موفق به دریافت پروانه نمایش در ایران شدند. او سپس در سال ۲۰۰۰ بر اساس فیلمنامه ای از کامبوزیا پرتوی فیلم 'دایره' را کارگردانی می کند که مضمونی اجتماعی دارد و چرخشی در کارهای بلند او محسوب می شود. وی با این فیلم برنده شیر طلایی جشنواره ونیز شد و سه سال بعد با بهره گیری از گروهی از بازیگران غیر حرفه ای و فیلم نامه ای از عباس کیارستمی فیلم 'طلای سرخ' را ساخت و توانست با این فیلم در پنجاه و ششمین دوره جشنواره فیلم کن برنده جایزه ویژه هیأت داوران در بخش بهترین فیلم و در سی و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو جایزه بهترین فیلم را به خود اختصاص دهد. جعفر پناهی در ادامه فیلم 'آفساید' را می سازد که به موضوع ممنوعیت ورود دختران به استادیوم های فوتبال ایران می پردازد. این فیلم علی رغم این که هم چون فیلمهای دیگر این فیلمساز در ایران به نمایش عمومی در نیامد ولی پناهی با این فیلم هم توانست موفقیتهای فیلمهای قبلی اش را در جشنواره های خارج از ایران تکرار کند و خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۶ را از آن خود کند. بسیاری از فیلم‌های جعفر پناهی تصویری انتقادی از مشکلات جامعه ایرانی ارائه می‌دهند که این امر سبب اعمال محدودیت‌هایی برای نمایش آثارش شده‌است. سینمای جعفر پناهی اغلب به عنوان نئورئالیسم ایرانی تعریف در خارج از ایران شناخته می شود.

در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸)، جعفر پناهی دو بار دستگیر شد. بار آخر در روز دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ به همراه ۱۸ نفر از اعضای خانواده ، دوستان و میهمانان او بود. او پس از مدتی در اعتراض به بازداشت و روند رسیدگی به آن برای مدتی اعتصاب غذا می کند و سرانجام در روز چهارم خرداد ۱۳۸۹ به قید وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد می شود. پس از چندی محکومیت جعفر پناهی از سوی دستگاه قضایی ایران چنین اعلام می شود، حکمی که در ایران و بسیاری از کشورهای جهان تقریبا منحصر به فرد است: پناهی به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلم‌سازی، ۲۰ سال محرومیت از فیلم‌نامه‌نویسی، ۲۰ سال محرومیت از سفر به خارج از ایران و ۲۰ سال ممنوعیت از هر نوع مصاحبه با رسانه‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی محکوم شد. پس از آن پناهی با همکاری مجتبی میرطهماسب فیلم 'این فیلم نیست' را می سازد که یکی از نامزدهای پانزده گانه دریافت جایزه بهترین فیلم مستند در اسکار سال ۲۰۱۲ می شود. در سال ۱۳۹۱ پناهی با همکاری کامبوزیا پرتوی، همکار فیلمنامه نویسش در فیلم دایره، فیلم 'پرده' را می سازد که این فیلم جایزه خرس نقره ای برای بهترین فیلمنامه جشنواره برلین آن سال را بدست می آورد.

در دوم فوریه سال ۲۰۱۱ تیری فره مو، مدیر هنری جشنوارهٔ فیلم کن، در یک کنفرانس مطبوعاتی که به منظور حمایت از پناهی و محمد رسول‌اف در سینماتک پاریس برگزار شد، اعلام کرد که امسال جایزهٔ ویژهٔ «مربی طلا»ی کن را به پناهی تقدیم می‌کنند. او اضافه کرد:«از این پس جعفر پناهی، عضو هیئت داوران تمام فستیوال‌های فیلم بین‌المللی خواهد بود و جایگاه خالی‌ای برای او در نظر گرفته شده‌است.»

Image caption مجتبی میرطهماسب، مستند ساز

مجتبی میرطهماسب کارگردان مشترک این فیلم، متولد ۱۳۵۰ در کرمان و دانش آموخته دانشگاه هنر تهران است. او از سال ۱۳۶۹ وارد حرفه فیلمسازی شده است. وی از ابتدا در این حرفه بسیار پرکار بود و با عناوین متعددی چون صدابردار، عکاس، محقق، دستیاری کارگردان، مدیریت تولید، تهیه کنند گی، نویسند گی و کارگردانی در بسیاری از پروژه های مستند و سینمایی و تلویزیونی مشغول به کار بوده است ولی بیشتر او را به عنوان مستندساز می شناسند. مجتبی میرطهماسب علاوه بر ساخت فیلم مستند، چندین ویدئو کلیپ نیز کارگردانی کرده و فیلمهای مستندی درباره هنر نیز برای شبکه دوم تلویزیون دولتی ایران ساخته است. بخشی از فیلم های دیگر او در مقام تهیه کننده و کارگردان عبارتند از: 'خانه استاد مطهری'، 'پا بر روی توپ'، 'سوگ سیاوش'، 'بانوی گل سرخ'، 'رودخانه هنوز ماهی دارد'، 'صدای دوم' و 'ساز مخالف'.

درباره کارشناسان برنامه

Image caption مهدی طاهباز، روزنامه نگار و نویسنده سینمایی

مهدی طاهباز متولد ۱۳۵۹ در تهران و فارغ التحصیل مهندسی معدن از دانشگاه آزاد است. او کار مطبوعاتی را از سال ۱۳۸۱ با نشریات داخل ایران آغاز کرده و سپس در این نشریات به عنوان نویسنده سینمایی و فرهنگی فعالیت کرده است. وی همچنین در تعدادی از آثار سینمایی به عنوان مشاور رسانه ای، دستیار کارگردان و مشاور فیلمنامه حضور داشته است. او از سال ۱۳۸۹ تاکنون در رادیو فردا در جمهوری چک مشغول به کار است و علاوه بر نوشتن مقالات سینمایی، در برنامه رادیو پس فردا به عنوان دستیار تهیه و بازیگر فعالیت می کند.

Image caption ناصر زراعتی، نویسنده و منتقد فیلم

ناصر زراعتی نویسنده و منتقد فیلم، زاده تهران و دانش آموخته سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک در ایران است. وی پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه فیلم مستند - آموزشی «پُست» را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می سازد و کتاب «نشانه ها و معنا در سینما» نوشتۀ پیتر والن که یکی از منابع اصلی نشانه شناسی در سینما در ایران است، را به فارسی ترجمه می کند. وی چندین سال سابقه کار در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همکاری با عباس کیارستمی در سمت های مختلف و تدریس سینما در دانشکده سینما تاتر تهران را داشته است. وی از سالهای اول دهه هفتاد به اجبار ایران را ترک و به سوئد مهاجرت می کند. از سال ۱۳۷۳، ساختنِ مستندهایی ویدئویی را در مورد شاعران و نویسندگان و شخصیت‌های ایران آغاز می کند. از این دسته اند فیلمهایی درباره سیمین بهبهانی، نصرت کریمی، سرهنگ جلیل بزرگمهر (وکیل مدافع دکتر مصدق)و فریدون مشیری. او غیر از مستندسازی، در زمینه‌های گوناگون نوشته و ترجمه کرده‌ است: داستانِ کوتاه و بلند، نقد فیلم، نقد ادبی، نقد هنر، زندگینامه، سفرنامه و مقالات اجتماعی.

Image caption پرویز جاهد منتقد فیلم

پرویز جاهد منتقد فیلم و مستند ساز متولد قائم شهر و تحصیل کرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینمایی اش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، می شناسند. از فیلم های آقای جاهد می توان به 'تعزیه، به روایت دیگر' ، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح' ، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلم برداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد. آخرین کار پژوهشی وی تالیف 'راهنمای سینمای ایران در بریتانیا' است که جلد اول آن دو سال قبل منتشر شده است.

گفتگوی کارشناسان برنامه درباره فیلم 'این فیلم نیست' ساخته جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این گفتگوی حسن صلح جو، مجری و تهیه کننده برنامه آپارات با مهدی طاهباز، ناصر زراعتی و پرویز جاهد درباره 'این فیلم نیست' ساخته جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب است.

خلاصه ای درباره فیلم هفته گذشته 'ده به اضافه چهار' ساخته مانیا اکبری

Image caption پوستر فیلم 'ده به اضافه چهار'

در مرز بین یک واقعه مستند از زندگی شخصی تا یک فیلم داستانی ، مانیا اکبری نقاش و فیلمساز ، وقتی خبردار می شود که سرطان گرفته و در تقلا برای مبارزه با این بیماری مرگ آور، به توصیه عباس کیارستمی، فیلمساز بزرگ ایران، تصمیم می گیرد که از دوران مبارزه اش با سرطان فیلم بسازد. حاصل کار فیلمی می شود که باز هم مثل فیلم قبلی او 'بیست انگشت' ، یک فیلم اپیزودیک است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

مهرنوش

کارهای خانم اکبری با وجود این که حرفی برای گفتن دارند، اما به دل نمی نشینند چون اصالت وجودی و مُهر شخصی ندارند. با دیدن این فیلم ، این حس به من دست داد که انگار فیلمساز داشت تمام مدت از روی دست عباس کیارستمی نگاه می کرد، البته من این فیلم 'ده' را ندیدم ولی نوع نگاه و استفاده های نمادین و دوربین و همه چیز دقیقاً کپی کارهای کیارستمی بود.

آناهید

مانیا با سکانس های بی وقفه در فیلمش حق مطلب را به خوبی ادا کرد. تمام مدت فیلم به یاد دوست نازنینم بودم. با چنگ و دندان زندگیش را از دندانهای مرگ نجات داد و حاصل این مبارزه یک سینه ی بدون برآمدگی است. هر روز پیش اش بودم. اما فیلم مانیا به من نشان داد که در اصل ندیده بودمش.

محمود

من هر چه نگاه کردم دیدم نه داستانی در کار است نه مستند. پس معنایش این است که هرکه بلد نبود فیلم داستانی بسازد یا بلد نبود فیلم مستند بسازد ملغمه ای از این دو - یا شبیه این دو- سر هم کند می شود مستند داستانی.

رضا

این فیلم را دیدم. عالی بود. با اینکه برای من تکراری بود ولی برایم جذاب یود . ممنونم از اینکه فیلمهای هنجار شکن و کمتر دیده شده را پخش می کنید .

میلاد

فیلم فقط شخصیت های مستند داشت نه محتوای مستند. حتی یک فیلم داستانی هم نبود. اگر هم بود کاملاً ضعیف بود. تدوینی در کار نبود. این همه فید اوت الکی به کار نمی آمد. دکوپاژ و میزانسن هم در کار نبود.

بابک

به گونه ای هیجان از بین رفته از سینمای عباس کیارستمی و شاید حمایتهای گمراه کننده آن جنس سینما باعث بوجود آمدن این فیلم شد. این فیلم می توانست بدتر از این هم باشد. بیشتر از هر چیزی به نظر می آید،فیلم بی معنا و شاید اگزوتیک برای غربیها باشد.

حمید

من عاشق فیلمهای کشدار ولی پر کشش ام ، مثل فیلمهای شهید ثالث یا تارکوفسکی ولی این فیلم فقط کشدار بود ، قابل تحمل نبود .

مینا

فیلم خوبی بود. یک ارتباط ساده و روان با مخاطب گرفته می شود، آن چنان که در سکانسهای پایانی با مانیا خندیدم و گریستم و اما پیام پایانی فیلم بسیار عمیق و روانشناسانه بود. جای تعمق فراوان دارد. چرا که گفته می شود بیماریهای جسمی یک نوع اعتراض از جایگاه جسم است، یک نوع هشدار. هشداری که نه از روح به جسم بلکه از جسم به روح است. به هر حال خدا ما را از ناخودآگاهمان در امان دارد.

زهره

من به عنوان یک زن خیلی تحت تاثیر این فیلم قرار گرفتم و با مانیا همزاد پنداری کردم چون سرطان چیزی نیست که بشود از آن فرار کرد و برای هرکسی ممکن است پیش بیاید. من واقعا در سکانس شیمی درمانی شان خیلی گریه کردم.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط