درگذشت رایش رانیسکی، 'پاپ' ادبیات آلمانی

او را "پاپ ادبیات زبان آلمانی" می‌خواندند، زیرا در طول نزدیک نیم قرن مهر خود را بر ادبیات آلمانی‌زبان کوبید. برخی از نویسندگان را به شهرت رساند و دیگران را به گمنامی محکوم کرد. مارسل رایش رانیسکی روز چهارشنبه (۱۸ سپتامبر) در فرانکفورت (غرب آلمان) درگذشت.

شکوفایی ادبیات آلمان پس از جنگ جهانی دوم تا حد زیادی به کار و تلاش فرهنگی رایش رانیسکی برمی‌گردد. در چند دهه اخیر کمتر نویسنده و منتقدی با قدرت و نفوذ رایش رانیسکی بر ادبیات آلمان تأثیر گذاشته است. دوستداران زبان و ادبیات آلمانی، امروزه تا حدی با دید و نگاه این منتقد سرشناس کتاب می‌خرند، شعر و رمان می‌خوانند و به نشست‌های ادبی می‌روند.

ارزش ادبی یک شعر یا داستان در کجاست؟ قالب و فرم چه جایگاهی دارد؟ اثر ادبی چگونه خلق می‌شود؟ الهام، تخیل و خلاقیت چه نقشی دارند؟ آیا نویسنده در برابر جامعه وظیفه‌ای دارد؟

رایش رانیسکی می‌توانست به این پرسش‌های ساده اما بغرنج، پاسخ‌هایی کوتاه و ساده و مستدل بدهد. او با کار پی‌گیر و مداوم کوشید دریافت و لذت ادبی را با شناخت و استدلال منطقی همراه کند.

او تنها منتقد و نویسنده نبود، بلکه همواره از پایگاه شهروندی مسئول و مدرن سخن می‌گفت. از کودکی عفریت فاشیسم را تجربه کرده بود و در هر فرصتی، تبهکاری رژیم‌های خودکامه را افشا می‌کرد.

او که خود نویسنده‌ای توانا بود، ماجرای برباد رفتن معصومیت کودکی و متلاشی شدن خانواده خود را به بیانی مؤثر و شیوا در کتابی به نام "زندگی من" بازگو کرد. این کتاب که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد، با استقبال فراوان روبرو گشت، بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نسخه از آن فروش رفت و فیلم زیبایی نیز از روی آن ساخته شد.

از تعقیب تا مهاجرت

مارسل رایش رانیسکی روز دوم ژوئن ۱۹۲۰ در غرب لهستان در نزدیکی مرز آلمان به دنیا آمد. در کودکی به همراه خانواده به برلین کوچ کرد.

رایش رانیسکی در سال ۱۹۳۸ دیپلم گرفت، اما به خاطر تبار یهودی خانواده اجازه نیافت در دانشگاه تحصیل کند. در پایان همان سال به دستور مقامات رژیم نازی به همراه خانواده مجبور به ترک آلمان شد. خانواده او به گتوی معروف ورشو اعزام شد و چند سالی در آن اقامتگاه جهنمی زندگی کرد. او با مدیریت "گتو" همکاری می‌کرد و مخفیانه با "مقاومت زیرزمینی" در ارتباط بود.

در فوریه ۱۹۴۳ اندکی پیش از سقوط "گتو" موفق شد به همراه همسر جوانش از گتو فرار کند. آنها شهر به شهر از برابر مأموران نازی گریختند. رایش رانیسکی در مخفیگاه بود که پیوسته از فجایع هولوکاست باخبر می‌شد. بسیاری از نزدیکان او، از جمله پدر و مادر و برادر او به دست نازیان به قتل رسیدند.

با پیشروی ارتش سرخ در جبهه شرق، رایش رانیسکی خود را داوطلبانه به "ارتش رهایی‌بخش لهستان" معرفی کرد و در سال ۱۹۴۶ به عضویت حزب کمونیست در آمد.

او پس از پایان جنگ به خاطر تسلط به زبان‌های آلمانی و انگلیسی از طرف "جمهوری خلق لهستان" به مأموریت‌های فرهنگی و اطلاعاتی (امنیتی) فرستاده شد. نخست در آلمان فعال بود و سپس از سال ۱۹۴۸ در کنسولگری لهستان در لندن فعالیت داشت. به دنبال تحولی فکری از اوایل دهه ۱۹۵۰ از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت و به دنیای ادبیات کشیده شد.

رایش رانیسکی در سال ۱۹۵۸ به آلمان غربی مهاجرت کرد. برخی از نویسندگان نامی آلمان مانند هاینریش بل و زیگفرید لنتس، از ورود او استقبال کردند.

بانفوذترین منتقد زمان

رایش رانیسکی، در آلمان بیگانه بود، اما ادبیات آلمان را به خوبی می‌شناخت. خودش گفته بود که نه به کشور آلمان، که او را از خود رانده بود، بلکه به "قلمرو ادبیات آلمانی" پناه آورده است.

او با پشتکار و جدیتی خستگی‌ناپذیر طی تنها چند سال در نقد ادبی به شهرتی درخور رسید و به محافل ادبی راه یافت. او با اعضای "گروه ۴۷" دوست و همراه شد، محفلی از نویسندگان پیشرو و معترض که پس از جنگ جهانی دوم در آلمان شکل گرفته بود و بهترین نویسندگان به آن پیوسته بودند.

رایش رانیسکی از اوایل دهه ۱۹۷۰ منتقد، نویسنده و دبیر ادبی برخی از معتبرترین نشریات آلمان بود، مانند "دی تسایت" و روزنامه "فرانکفورتر الگماینه".

او تنها کارشناس "ادبیات جدی و سنگین" نبود، بلکه برای ادبیات سرگرم‌کننده یا "عامیانه" نیز نقشی مهم قائل بود. به نظر او هر نوع تلاش و فعالیت ادبی که به ارتقای فرهنگ جامعه یاری برساند، شایان معرفی و تشویق است. او به ویژه با شرکت در "برنامه ادبی هفته" در کانال تلویزیون دو آلمان ZDF به معروفیت و محبوبیت فراوان دست یافت.

به ویژه داوری‌های روشن، لحن قاطع و زبان تند و تیز او برای بسیاری از مخاطبان پرکشش بود. او از پرگویی‌های مغلق و پیچیده اما در اصل بی‌محتوا، بیزار بود. تئوری‌بافی و کلی‌گویی نمی‌کرد، بلکه ساده و سرراست به خوانندگان می‌آموخت چه کتابی بخوانند، به چه نکاتی در آن توجه کنند، و چگونه از آن لذت ببرند. خوانندگان و شنوندگان معمولا به توصیه‌های او عمل می‌کردند و به ندرت پشیمان می‌شدند.

نویسندگان نامی زبان آلمانی، از کلاسیک‌های مدرن مانند هاینریش بل، اریش فرید، گونتر گراس و مارتین والزر تا نسل بعد مانند پتر بیکسل و برنهارد شلینک همه کمابیش مدیون این منتقد بزرگ هستند، هرچند گاهی از نیش زبان و قلم او نیز در امان نماندند؛ برای رایش رانیسکی عشق به ادبیات بر هر پیوند و الفت دوستانه‌ای مقدم بود.

مارسل رایش رانیسکی هنگام مرگ ۹۳ سال داشت.