'دایره' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در ادامه فصل نمایش فیلمهای جعفر پناهی در آپارات فیلم 'دایره' ساخته این فیلمساز به نمایش در می آید.

درباره این مجموعه

جعفر پناهی، فیلمسازی است که نگاهی انتقادی به شرایط اجتماعی جامعه دارد و فیلم هایش تصویری از این شرایط است اما تصویری واقع گرایانه ای از جامعه ایران. این نگاه به مذاق حکومت خوش نیامده است. بسیاری از فیلم هایش، گرچه موفقیت های هنری بزرگی برای ایران در عرصه های بین المللی به همراه داشته ولی شانسی برای دیده شدن در ایران پیدا نکرده اند. جعفر پناهی حدود چهار سال پیش به اتهام همراهی با معترضان انتخابات دهم ریاست جمهوری دستگیر شد و با حکم مقام های قضایی ایران، از ساختن فیلم محروم شد. حکم بی سابقه ای که در همه جای دنیا با واکنش و حیرت هنرمندان و حتی سیاستمداران روبرو شد. حال سوال این است که فیلم های جعفر پناهی چه ویژگی دارند که حکومت ایران نه تنها اجازه نمایش به آنها نمی دهد، بلکه حتی فیلمسازش را هم زندانی و از کارش محرو م می کند؟ در یک سری ویژه از برنامه های آپارات با هدف پیدا کردن جوابی برای این سوال و همین طور آشنایی بیشتر با سینمای این سینما گر برجسته ایرانی، مروری برچند اثر آخر این فیلمساز می‌کنیم. فیلم هایی که هیچگاه پخش نشدند.

درباره فیلم

Image caption نمایی ازفیلم 'دایره'

'دایره' فیلمی افشاگرانه درباره وضعیت بخشی از زنان در جامعه ایران است. فیلم متشکل از چند داستان خطی است و حکایت دوره‌ای از زندگی دختران و زنان ایرانی است که در یک جامعه مردسالار و بسته زندگی می کنند. فیلم از یک زایشگاه در تهران شروع می شود که خبر تولد دختری در آن اعلام می شود. خبری که برای خانواده اش خوش آیند نیست. داستان با روایت چند دختر رها شده از حبس دنبال می شود که به دنبال برگشت به خانه شان هستند، جایی که کسی با لبخند به استقبال آنها نمی آید. داستان با روایت زن دیگری که تازه از زندان گریخته و قصد دارد که به کمک هم سلولی سابقش جنین چند ماهه‌اش را سقط کند، ادامه پیدا می کند و در آخر به حکایت زنی که دخترش را از سر استیصال بر سر راه می گذارد و دستگیر می شود ختم می شود.

ویژگی فیلم

تسلط فیلمساز بر ابزار سینما، ساختار منسجم و هندسی فیلم ، در کنار تمرکز بر مشکلات زنان در ایران ،'دایره' را تبدیل به یکی از آثار درخشان سینمایی ایران در این سال ها کرده است. فیلم در سال ۲۰۰۰ جایزه شیر طلایی جشنواره بین المللی فیلم ونیز را از آن خود کرد و در جشنواره های بسیار دیگری هم در سطح جهانی درخشید ولی تا به حال در ایران به نمایش عمومی در نیامده است.

درباره کارگردانان

Image caption جعفر پناهی، کارگردان

جعفر پناهی متولد ۱۳۳۹ در میانه و فارغ التحصیل تولید فیلم از دانشکده صدا و سیمای تهران است. وی با ساخت چند فیلم کوتاه در مراکز تلویزیونی ایران در دهه شصت کارش را شروع کرد و سپس پس از دستیاری در یکی از فیلمهای عباس کیارستمی، اولین فیلم بلندش 'بادکنک سفید' را با فیلمنامه ای از عباس کیارستمی ساخت که برای او جایزه دوربین طلایی جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۹۵ را به ارمغان آورد. دو سال بعد از آن او فیلم 'آینه' را ساخت که موفق به دریافت یوزپلنگ طلایی در جشنواره لوکارنو شد . این دو فیلم که قهرمانان اصلی آن کودکان خردسال هستند، تنها فیلم های بلند اوست که موفق به دریافت پروانه نمایش در ایران شدند. او سپس در سال ۲۰۰۰ بر اساس فیلمنامه ای از کامبوزیا پرتوی فیلم 'دایره' را کارگردانی کرد که مضمونی اجتماعی دارد و چرخشی در کارهای بلند او محسوب می شود. وی با این فیلم برنده شیر طلایی جشنواره ونیز شد و سه سال بعد با بهره گیری از گروهی از بازیگران غیر حرفه ای و فیلم نامه ای از عباس کیارستمی فیلم 'طلای سرخ' را ساخت و توانست با این فیلم در پنجاه و ششمین دوره جشنواره فیلم کن برنده جایزه ویژه هیأت داوران در بخش بهترین فیلم و در سی و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو جایزه بهترین فیلم را به خود اختصاص دهد. جعفر پناهی در ادامه فیلم 'آفساید' را می سازد که به موضوع ممنوعیت ورود دختران به استادیوم های فوتبال ایران می پردازد. این فیلم به‌رغم این که هم چون فیلمهای دیگر این فیلمساز در ایران به نمایش عمومی در نیامد ولی پناهی با این فیلم هم توانست موفقیتهای فیلمهای قبلی اش را در جشنواره های خارج از ایران تکرار کند و خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۶ را از آن خود کند.. در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، جعفر پناهی دو بار دستگیر شد. او از سوی دستگاه قضایی ایران به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلم سازی به همراه محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد . پس از آن پناهی با همکاری مجتبی میرطهماسب فیلم 'این فیلم نیست' را می سازد که یکی از نامزدهای پانزده گانه دریافت جایزه بهترین فیلم مستند در اسکار سال ۲۰۱۲ می شود. در سال ۱۳۹۱ پناهی با همکاری کامبوزیا پرتوی، همکار فیلمنامه نویسش در فیلم دایره، فیلم 'پرده' را می سازد که این فیلم جایزه خرس نقره ای برای بهترین فیلمنامه جشنواره برلین آن سال را بدست می آورد.

درباره کارشناسان برنامه

Image caption مهدی طاهباز، روزنامه نگار و نویسنده سینمایی

مهدی طاهباز متولد ۱۳۵۹ در تهران و فارغ التحصیل مهندسی معدن از دانشگاه آزاد است. او کار مطبوعاتی را از سال ۱۳۸۱ با نشریات داخل ایران آغاز کرده و سپس در این نشریات به عنوان نویسنده سینمایی و فرهنگی فعالیت کرده است. وی همچنین در تعدادی از آثار سینمایی به عنوان مشاور رسانه ای، دستیار کارگردان و مشاور فیلمنامه حضور داشته است. او از سال ۱۳۸۹ تاکنون در رادیو فردا در جمهوری چک مشغول به کار است و علاوه بر نوشتن مقالات سینمایی، در برنامه رادیو پس فردا به عنوان دستیار تهیه و بازیگر فعالیت می کند.

Image caption ناصر زراعتی، نویسنده و منتقد فیلم

ناصر زراعتی نویسنده و منتقد فیلم، زاده تهران و دانش آموخته سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک در ایران است. وی پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه فیلم مستند - آموزشی «پُست» را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می سازد و کتاب «نشانه ها و معنا در سینما» نوشتۀ پیتر والن که یکی از منابع اصلی نشانه شناسی در سینما در ایران است، را به فارسی ترجمه می کند. وی چندین سال سابقه کار در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همکاری با عباس کیارستمی در سمت های مختلف و تدریس سینما در دانشکده سینما تاتر تهران را داشته است. وی از سالهای اول دهه هفتاد به اجبار ایران را ترک و به سوئد مهاجرت می کند. از سال ۱۳۷۳، ساختنِ مستندهایی ویدئویی را در مورد شاعران و نویسندگان و شخصیت‌های ایران آغاز می کند. از این دسته اند فیلمهایی درباره سیمین بهبهانی، نصرت کریمی، سرهنگ جلیل بزرگمهر (وکیل مدافع دکتر مصدق)و فریدون مشیری. او غیر از مستندسازی، در زمینه‌های گوناگون نوشته و ترجمه کرده‌ است: داستانِ کوتاه و بلند، نقد فیلم، نقد ادبی، نقد هنر، زندگینامه، سفرنامه و مقالات اجتماعی.

Image caption پرویز جاهد منتقد فیلم

پرویز جاهد منتقد فیلم و مستند ساز متولد قائم شهر و تحصیل کرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینمایی اش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، می شناسند. از فیلم های آقای جاهد می توان به 'تعزیه، به روایت دیگر' ، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح' ، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلم برداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد. آخرین کار پژوهشی وی تالیف 'راهنمای سینمای ایران در بریتانیا' است که جلد اول آن دو سال قبل منتشر شده است.

گفتگوی کارشناسان برنامه درباره فیلم 'دایره' ساخته جعفر پناهی

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این گفتگوی حسن صلح جو، مجری و تهیه کننده برنامه آپارات با مهدی طاهباز، ناصر زراعتی و پرویز جاهد درباره فیلم 'دایره' ساخته جعفر پناهی است.

خلاصه ای درباره فیلم هفته گذشته 'این یک فیلم نیست' ساخته جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب

Image caption جعفر پناهی در نمایی از فیلم 'این فیلم نیست'

'این فیلم نیست' در سال ۱۳۹۰ در ایران ساخته شده و نگاهی دارد به زندگی جعفر پناهی در کوران روزهای پس از محکومیت اش به فیلم نساختن در ایران. روزهایی که با اعتراضات خیابانی به نتایج انتخابات ریاست جموری پیشین ایران در سال ۱۳۸۸ همزمان شده بود. فیلم ساخته مشترک جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب مستند ساز با سابقه ایران هست.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

علی علویان

این یک فیلم نیست. همه می دانیم این دقیقا یک فیلم است. فیلمی دلنشین و پر محتوا. پناهی همیشه با هوش بالای خود سعی کرده علاوه بر جذابیت فیلم، محتوای فیلم را هم به بهترین شکل ممکن به بیننده ارائه کند. فیلمسازی که از معدود فیلمسازان داستان گوی کشور است. این فیلم داستان فیلمسازی است که بنا بر حکم قضایی نباید فیلم بسازد و حتی نوشتن فیلمنامه هم برایش ممنوع است اما با تصمیمی راسخ قصد دارد خود را از قید این ممنوعیت رها کند و برای همین دنبال همکاری فیلمساز میرود. پناهی البته همانطور که اشاره گذرایی در قسمتی از فیلم دارد، نیازمند استفاده از تجربه و هنر همکارش ندارد بلکه به عقیده من پیشنهاد همکاری بیشتر به دلیل استفاده از دوربینی حرفه ای تر و البته فیلمبرداری خوب و باهوش دارد تا تکنولوژی تصویربرداری و کار با دوربین را به دست آورد. فیلمساز در پی نشان دادن گذرای زندگی روزمره خود نیست بلکه در حال داستان گویی جذاب و پرکشش برای مخاطبش می باشد. داستانی که با تمثیلهای زیبا و نمادهای هوشمندانه ای همراه است. داستانی که مثل داستانهای دیگرش محدودیت و اجبار را نشان میدهد. فیلمساز خود نماد اجتماع محدود در جامعه ای است که این جامعه در سراسر فیلم به شکل چهارچوب و ساختمان مجتمع نشان داده میشود. جامعه مرز بندی شده ای که تنها روزنه های ارتباطی آن با فضای بیرون، پنجره و تلوزیون و موبایل است. فیلمسازی که جسم و از آن مهم تر روحش زندانی شده و حتی در انتهای فیلم پشت درب بزرگ مجتمع میماند و بازهم نمیتواند از چهارچوب محودش فراتر رود. اشاراتی که فیلمساز در فیلم به سایر عناصر جامعه دارد نیز قابل تامل است. چهارشنبه سوری نماد جامعه شاد و پرجنب و جوش خارج از مرز محدوده جامعه اش است که برای اجتماع این جامعه مسدود است. نوار زردی که با آن خانه ی دختر فیلمش را میسازد نماد جامعه بسته تر زنان است و دانشجویی که بجای سازندگی آینده جامعه زباله جمع کن این اجتماع شده نماد نسل جوان تر جامعه است. با کمی دقت در فیلم پی میبریم که فقط چهار بار از رنگ سبز در فیلم استفاده شده که اصلا سهوی نیست. رنگ سبز در گلدان داخل آشپزخانه، جرثقیل بیرون از مجتمع، سبزی خوراکی برای آرمادیلو ( حیوان خانگی کارگردان) و در نهایت رنگ خود آرمادیلو است. آرمادیلو به اعتقاد من نماد جنبشی است که هر دو را در حبس نگه داشته است. آرمادیلو هم مانند کارگردان محبوس است و تنها کاری که از دستش بر می آید چرخیدن لابلای کتابها و اسباب خانه است. بازیچه ای که نماد جریان گذرایی است که باعث ایجاد جراحت بر تن این اجتماع محدود شده است. البته که نقد فیلم کار ساده ای نیست اما انتظار می رود مهمانان محترم دعوت شده به برنامه شما، کمی با دید بازتر به مساله بنگرند. میهمانان این برنامه بیشتر به توصیف و شرح فیلم پرداختند و نکات کوچک و گذرایی از نمادها و جنبه های گسترده ی فیلم بیان کردند.

مرجان

مدت زمانی که به نقد فیلم ها اختصاص میدین خیلی کوتاه ..من اکثر اوقات نقد مفصلی نمی بینم.

محسن عالی و بجاست این انتخاب.

مسعود بد نبود تلخ بود..! وقتی به یک کارگردان میگن ۲۰سال نباید فیلم بسازی ؛ فیلم بازی کنی و...به جرم نامعلوم...

مینا اینکه او را از ساختن فیلم محروم کردند، واقعا محکوم است اما اینکه این فیلمش خوب نبود و صحنه هایی از آن ذهنم را در مورد این هنرمند مخدوش کرد هم چیز دیگریست ..من نمی دانم چطور کسی از فقر و بی عدالتی فیلم می سازد و بعد خودش در آن چنان خانه ایی و با آن حیوان عجیب غریب گرانقیمت روزگار سپری می کند ..به راستی فاصله حرف تا عمل از زمین است تا آسمان.

محمد در نقد فیلم به چاردیواری ترسیم شده بر روی قالی و عوض شدن رنگ آن حیوانک شبیه آفتاب پرست اشاره ای نشد و هچنین حضور چند لحظه ای سگ کوچک همسایه....

فائزه فیلم جالبی بود، جدا از این قسمت قضیه که بیانی از واقعیت بود. واقعیت خیلی شدید واقعی، تو مسیر فیلم چند بار حسی از یه فضا جدید واسه بیننده زنده می شه. برای من اونجا که لوکیشن رو باز سازی می کنه یه لحظه حس خیلی جالبی بود باید حس و فضای فیلم اشونو تو ذهنم می آوردم تا فیلمنامه ای که خونده می شد رو مجسم کنم! اینجا تخیل خیلی فیلم رو زنده می کرد! اون حس سنگین حضور مشکوک اون دانشجو هم همونجوری که گفته شد خیلی پررنگ و جالب بود! به من دقیقا همین حسی که تو نقد گفته شد القا شده بود! اون قسمتی هم که آقای پناهی گفت به خاطر مسئله ی حجاب لوکیشن داخلی نمی گیره و بعد وقتی پشت در آسانسور در یکی از واحد ها باز می شه و آقای پناهی می گه درو ببند خیلی واسه من جالب بود!

محسن با اشتیاق فیلم رو دیدم و نظرات پس از اون رو شنیدم. در رابطه با اون حیوان عجیبی که تو خونه جعفر پناهی بود (اسمشو نمیدونم!) نکته ای به ذهنم رسید: این موجود که شبیه اختاپوس بود و ناخنهای تیزی هم داشت میتونه استعاره ای از مزاحم هایی باشه که برای هنرمندان مستقل جامعه مزاحمت ایجاد می کنند. برای این فرضم ذهن شما رو به اون دیالوگی ارجاع میدم که اون حیوون از روی کول جعفرپناهی بالا میره و پناهی میگه: اذیتم نکن، بیا پایین، ناخنات تیزه، اذیتم میکنه (نقل به مضمون)

مرجان

خیلی فیلم جالبی بود. واقعا آدم هیچی نمیتونه بگه جز اینکه زاده ی آسیایی و میگن جبر جغرافیایی.

ساعد واقعا به تماشای فیلمی نشستیم که فیلم نبود و این حقانیت کارگردان را باید ستود ،اما از نظر من بیننده که وارد خونه یک هنرمند فیلم ساز شده بودم ،متاسف شدم به نوع چیدمان بورژوازی تازه تاسیس ایرانی ماب، این منزل. من تقریبا عکس های بزرگان هنر و فرهنگ جهان را در اینترنت تعقیب می کنم ،به گمانم هنوز در کالبد این نمایی که جعفر پناهی به ما نشان داد چیدمانی ندیدم . و وقتی منتقدین می خواستن به زحمت دنبال نماد سازی های جعفر بگردند به بن بست می خوردند. نه نور شایسته بود نه مبل ها نه ستون های نمای مرمرین و نه قالی عتیقه و سماور نیمه انتیک و تخت خواب ....مغشوش بودن ذهن کارگردان به خانه سرایت نکرده بود، تنها پلان های شایسته، موجود خزنده دوست داشتنی او بود، که نوع جامعه ایران نوع زندگی ما نوع تحولات ما نوع زیستن ایرانی در ۳۰ سال گذشته را نشان می دهد، که در زیستگاه ما وجود دارد . پناهی در منزلش نقشی کمتر از خزنده داشت.

فاطمه

فیلم قشنگی بود. هرچند که آقای پناهی اصرار داشتن ک یک فیلم نیست, دردناک و سرشار از بغض بود.

عباس به نظرم اگه این فیلم اخرین فیلم از سری فیلمهای آقای پناهی بود که پخش می کردین. درکش خیلی راحت تر بود.

مژده از اون جایی که جناب پناهی دوربین رو دست گرفت، تازه مستند جذاب شد. واقعا هر کسی برای کاری ساخته شده. عالی بود.

نسترن اونجایی که آقای پناهی گفت من همیشه تو خیابون فیلم میسازم و توی خونه فیلم نمیسازم (دقیقا یادم نیست حرفشون) یه اشاره ای به این داشته که فیلم هاشون همیشه بدون ریا و صحنه سازی بوده و حتی توی اون نمایشنامه ای که توضیح میداد ،دختر درسته توی خونه بوده اما سرش رو میتراشیده تا یک دروغ بزرگ یعنی روسری سرگذاشتن داخل خونه، اونم توی شرایط تنهایی نمایش داده نشه.

علی فیلم جالبی بود. بخصوص اون جونور عجیب که از سر و کول پناهی و کتاباش بالا میرفت.

مهدی بیش از حد کش دار شده بود و گویا پناهی در این فیلم خیلی خونسرد و کم حوصله نشان داده شده بود.

نرگس به نظرم اون آقای اصفهانی در صحنه های پایانی فیلم هم می تونه هنرپیشه خوبی بشه. چون هم جلو دوربین راحت بود و هم بدون گریم و...خیلی ظاهر خوب و گیشه پسندی داشت. امیدوارم نرمش قهرمانانه باعث برداشتن محدودیت جعفر پناهی عزیز هم بشه. آقای پناهی در این فیلم به خوبی نشون داد که چه ظلمی داره بهش میشه.

عماد

ای کاش می شد از طریق اینترنت (اسکایپ و یا ...) به صورت تصویری با آقای پناهی مصاحبه می کردین همون طوری که ایشون در خیلی از جشنواره های دیگه به این طریق از داخل ایران با خارج تماس حاصل کردن. حداقل اگر برای هر فیلم نمیشه در آخر این فصل جعفر پناهی یک مصاحبه ای و یا گفت و گویی می کردید.

ابراهیم با اینکه بعد از دایره دیگه فیلم قابل توجهی از پناهی ندیدم، اما انگار با این دو فیلم آخر دوباره راه خودش رو پیدا کرده. 'این فیلم نیست' و ' پرده' ، فیلم هایی هستند که در بین بهترین های پناهی جای دارند و شاید حتی بشه گفت بیان تازه تری هستند در سینمای مستندگونه پناهی..

مهران به سهم خودم تشکر می کنم از انتخاب و پخش این فیلم. در سرتاسر فیلم من با بغض به آن خیره شده بودم. جدا از این که این یک فیلم به قول شما یک جور اعلام وضعیت باشد من فیلم را یک نقد وضعیت از ایران امروز می بینم که ماندگار خواهد شد. اما نقدهایی که دوستان در پایان فیلم فرمودن چندان چنگی به دل نزد و نتوانست فراتر از فیلم باشد یا کمک چندانی به مخاطب بنماید. شاید از این نظر که خود فیلم به قدر کافی گویا، تلخ، گزنده و صریح بود و هر توضیح دیگر نمی توانست بر عمق فاجعه بیفزاید.

مسعود فیلم جالب و متفاوتی بود.

غلام نو و تازه بود، بخش نقدش را خیلی دوست داشتم، بخصوص که پرویز جان مثل همیشه دلنشین و پرمحتوا مارا به فیض رسوندن.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط