دستان؛ دست در دست آواز جمعی

شنبه گذشته در شهر کلن شاهد برنامه ویژه ای از گروه آواز جمعی W D R سازمان رسانه ای معتبر آلمان بودیم که با مشارکت گروه ایرانی "دستان"، به سرپرستی حمید متبسم برگزار می شد.

رابطه بگیر و بستان میان موسیقی شرق و غرب تازگی ندارد. از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده، در نیمه دوم قرن بیستم شدت گرفته و تا زمان ما پنهان و آشکار ادامه داشته است.البته در این رابطه سرزمین های شرقی برداشتی حریص تر داشته اند تا آن جا که گاه موسیقی خود را در پای تقلید قربانی کرده اند. ولی به هر حال غربی ها هم از وسوسه تاثیر پذیری از دستمایه های شرقی در امان نمانده اند.

در قرن بیستم با شمار زیادی از آهنگسازان غربی روبرو می شویم که خود را در معرض تاثیر موسیقی هند، ژاپن و ایران قرار داده اند. حاصل کارشان هم مثبت بوده است و دست کم رنگ و بوی تازه ای برای آثار خود فراهم آورده اند.

در ایران هم تاثیر پذیری بیشتر بوده تا تاثیرگذاری. ولی چند سالی می شود که شاهد سنگین شدن کفه به سود ایران هستیم. بر خلاف گمان رایج که با استقرار حاکمیت موسیقی ستیز اسلامی چیزی باقی نمی ماند که تاثیر گذار باشد یا نه، سی و پنج سال پس از انقلاب، می بینیم که انگار غرب تازه دارد موسیقی ایران را کشف می کند.

او این بزرگ ترین دستاورد پایداری و همت موسیقیدانان جوان ایران است، که به هیچ بهانه ای دست از کار و ابتکار نکشیده اند. نفوذ موسیقی ایران در غرب دیگر نه تنها به خاطر محتوای ادبی عرفانی آن است که نفس صوتی آن نیز با اجراهای جدی طراوت و سر زندگی یافته است.

این ها به ذهن ما خطور می کرد وقتی دیدیم که روپرت هوبر، آهنگساز و رهبر گروه آواز جمعی W D R در کنسرت شنبه شب گروه پنج نفری دستان را در روی صحنه درون خود جای داده بود. او با بهره گیری از روایات تاریخی و با تکیه بر کتابی از گرترود شتاین محتوای کُرال برنامه را تنظیم کرده بود.

شتاین در کتاب خود "سه زن"، که در سال ۱۹۰۹ انتشار یافته، گفته است «تمدن با یک گل سرخ آغاز شده است»( درمتن، "گل رز" عنوان شده است ولی ما ایرانی ها آن را گل سرخ می نامیم)، و بعد در جستجوی پیشینه گل سرخ به گشت و گذار در تاریخ پرداخته و از میتولوژی یونانی آغاز کرده است که از جمله می گوید در شب تولد آفرودیت چند قطره بارانی بر زمین چکیده و گل سرخی روئیده است. هوبر بر اساس همین نظر، محتوای کرال خود را تنظیم کرده، و نامش را هم گذاشته است: "گل سرخ، همان گل سرخ است." (برگردان تقریبی)

میل به جستجو، متن را از باغ شعر شکوفان حافظ و رومی و عطار عبور داده، از دیوان شرقی گوته بهره گرفته و از اسلام نیز غافل نمانده است. گل سرخ در ادبیات اسلامی نیز جایگاه ویژه خود را دارد. در روایت ها آمده است که اولین گل سرخ از عرق سیمای محمد پیش از مرگ او از زمین سر بر آورده است.

بی جهت نیست که مسلمانان هنگام ادای فرائض دینی خود را با گلاب معطر می کنند. روایت دیگری می گوید صلاح الدین ایوبی وقتی بیت المقدس را از جنگجویان صلیبی پس گرفت، دستور داد ۵۰۰ شتر آب گل،(گلاب) به آن جا ببرند تا همه در و دیوار و ستون های مسجد شهر را بشویند. بعدها فریدالدین عطار نیز گفته است که عرفان در باغی از گل به دنیا آمده است.

همه این حرف ها و حدیث ها ظاهرا هوبر را برانگیخته که گل سرخ همان گل سرخ است را با کرال خود و با همکاری گروه دستان آفتابی کند.

حالا که صحبت از گل سرخ در میان است، به یادتان می آوریم که حمید متبسم تار نواز و آهنگساز مدت هاست با گل سرخ بازی می کند، که به نظر نمی رسد زیر بنای عرفانی داشته باشد. انقلابی هم نیست گرچه ظرفیتی چنین را دارد. یکی از آن ها کاری است که روی شعر "به نام گل سرخ" از محمد رضا شفیعی کدکنی نهاده است.

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب.../

متبسم قطعات کوتاه تنظیم شده ای از موسیقی ایران را در میانه آوازهای جمعی جای داده +بود و هر جا مقدور بود، با وجود تنگی زمان، امکان مانور تک نوازانه نیز به هم نوازان می داد. سعید فرج پوری (کمانچه)، حسین بهروزی نیا(بربط) و دو نوازنده جوان سازهای کوبه ای او را در برنامه گل سرخ همان گل سرخ است، همراهی می کردند.

گروه آواز جمعی W D R پیش از آن که گل رز هوبر را آغاز کند، آفریده ای از روبرت شومان را با عنوان رز شبنم خورده خواند و بعد به بخش اصلی رسید.

کار گروه با زمزمه ای نرم آغاز می شد. زمزمه ای که از طریق یک "کِرِشاندو" ی دقیق و آرام شدت می گرفت و هر لحظه بر حِدت صداها می افزود تا به یک پارچگی فریاد برسد و آن را با دو سه تاکید بر روی صدای قوام یافته گروه به پایان ببرد. آواز خوانان W D R از همان آغاز حرفی را که درباره آن ها می زنند به اثبات رسانیدند: آن ها معتبرترین گروه آواز جمعی را در آلمان پدید آورده اند.

روپرت هوبر که معتقد است آمیزش فرهنگ ها سبب باروری آن ها می شود، در برابر این پرسش که چرا برای پروژه گل سرخ خود موسیقی ایران را برگزیده، گفته است: در میان فرهنگ ها موسیقی هیچ سرزمین شرقی را چون موسیقی ایران مناسب برای آمیزش ندیده است.

ریشه های این موسیقی را باید در تالارهای بزرگ دربارهای ساسانی جست. حال آن که موسیقی کشورهای عربی مستقیم یاغیر مستقیم ریشه در قرآن و نوعی عرفان ویژه دارند. موسیقی ایرانی به شکل شگفت انگیزی خود را از موسیقی عربی جدا می کند.

در موسیقی ایرانی "ملودی" نقشی تعیین کننده دارد و شاید به همین جهت چند صدائی را راحت نمی پذیرد و در واقع اجازه سوار شدن ملودی ها را بر روی یکدیگر نمی دهد. از همین روی هم من به شکل عمیق تری روی تکصدائی کار می کنم.

حرف آخر این است که موسیقی ایران با جاذبه های تازه که به همت موسیقیدانان جوان تر پیدا کرده، با حفظ و استمرار نوآوری به یقین می تواند جایگاه گسترده تر بین المللی برای خود فراهم آورد.