'طلای سرخ' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در ادامه فصل نمایش فیلمهای جعفر پناهی در آپارات فیلم 'طلای سرخ' ساخته این فیلمساز به نمایش در می آید.

درباره این مجموعه

جعفر پناهی، فیلمسازی است که نگاهی انتقادی به شرایط اجتماعی جامعه دارد و فیلم هایش تصویری از این شرایط است اما تصویری واقع گرایانه ای از جامعه ایران. این نگاه به مذاق حکومت خوش نیامده است. بسیاری از فیلم هایش، گرچه موفقیت های هنری بزرگی برای ایران در عرصه های بین المللی به همراه داشته ولی شانسی برای دیده شدن در ایران پیدا نکرده اند. جعفر پناهی حدود چهار سال پیش به اتهام همراهی با معترضان انتخابات دهم ریاست جمهوری دستگیر شد و با حکم مقام های قضایی ایران، از ساختن فیلم محروم شد. حکم بی سابقه ای که در همه جای دنیا با واکنش و حیرت هنرمندان و حتی سیاستمداران روبرو شد. حال سوال این است که فیلم های جعفر پناهی چه ویژگی دارند که حکومت ایران نه تنها اجازه نمایش به آنها نمی دهد، بلکه حتی فیلمسازش را هم زندانی و از کارش محرو م می کند؟ در یک سری ویژه از برنامه های آپارات با هدف پیدا کردن جوابی برای این سوال و همین طور آشنایی بیشتر با سینمای این سینما گر برجسته ایرانی، مروری برچند اثر آخر این فیلمساز می‌کنیم. فیلم هایی که هیچگاه پخش نشدند.

درباره فیلم

Image caption نمایی ازفیلم 'طلای سرخ'

جعفر پناهی که روزگاری با فیلمنامه ای از عباس کیارستمی به نام "بادکنک سفید" فیلمی به همین نام را ساخته بود و بااین فیلم لطیف، موفقیت های گسترده ای را در سطح بین المللی به دست آورده بود، بعد از موفقیت های چشمگیر فیلم دیگرش " دایره "، بار دیگر به سراغ همکاری با عباس کیارستمی رفت و این بار فیلمنامه ای دیگر از او را در سال ۱۳۸۲ به تصویر کشید. موضوع یک خطی فیلمنامه، شکاف طبقاتی در جامعه ای از جنگ بر گشته است. آقای پناهی که از فیلم "دایره" به بعد به عنوان یک فیلم ساز اجتماعی در عرصه بین المللی خود را مطرح کرده بود، روش عریان گویی از واقعیات جامعه را در "طلای سرخ" عریان تر ادامه داد و حاصل کار فیلمی درخشان شد که گرچه اجازه حضور در هیچ یک از جشنواره ها و سالن های سینمای ایران را پیدا نکرد، اما با استقبالی شگرف در خارج از ایران رو به رو شد. در بسیاری از جشنواره های مهم سینمایی به نمایش در آمد و و در پنجاه و ششمین دوره جشنواره فیلم کن جایزه هیات داوران برای بهترین فیلم را دریافت کرد.

ویژگی فیلم

فیلم "طلای سرخ" تصویر گزنده از شکاف طبقاتی در جامعه ای با ارزش های مضمحل شده است. فیلمی با شخصیت های واقعی در بستری از حوادث واقعی. فیلمی با شخصیتهای فراموش ناشدنی در سینمای ایران. فیلمی که در ایران اجازه نمایش پیدا نکرد. در این فیلم هم مثل آثار دیگر پناهی حاشیه صوتی نقش مهمی دارد و بسیاری از اتفاقات خارج از قاب دوربین اتفاق می افتد. این فیلم جایزه هیئت داوران بخش "نوعی نگاه" جشنواره فیلم کن و هوگوی طلایی جشنواره فیلم شیکاگو در سال ۲۰۰۳ را از آن خود کرده است.

خلاصه فیلم

حسین، پیک موتوری پیتزا فروشی در شمال تهران قصد دارد که با خواهر علی ازدواج کند. او قبلتر در جبه جنگ ایران و عراق آسیب روانی دیده است، همان طور که در برخورد با جامعه پیرامونش آزار می بیند. حسین به همراه علی دست به سرقت از یک طلافروشی می زنند، جایی که اتفاقات به خوبی پیش نمی روند.

درباره کارگردانان

Image caption جعفر پناهی، کارگردان

جعفر پناهی متولد ۱۳۳۹ در میانه و فارغ التحصیل تولید فیلم از دانشکده صدا و سیمای تهران است. وی با ساخت چند فیلم کوتاه در مراکز تلویزیونی ایران در دهه شصت کارش را شروع کرد و سپس پس از دستیاری در یکی از فیلمهای عباس کیارستمی، اولین فیلم بلندش 'بادکنک سفید' را با فیلمنامه ای از عباس کیارستمی ساخت که برای او جایزه دوربین طلایی جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۹۵ را به ارمغان آورد. دو سال بعد از آن او فیلم 'آینه' را ساخت که موفق به دریافت یوزپلنگ طلایی در جشنواره لوکارنو شد . این دو فیلم که قهرمانان اصلی آن کودکان خردسال هستند، تنها فیلم های بلند اوست که موفق به دریافت پروانه نمایش در ایران شدند. او سپس در سال ۲۰۰۰ بر اساس فیلمنامه ای از کامبوزیا پرتوی فیلم 'دایره' را کارگردانی کرد که مضمونی اجتماعی دارد و چرخشی در کارهای بلند او محسوب می شود. وی با این فیلم برنده شیر طلایی جشنواره ونیز شد و سه سال بعد با بهره گیری از گروهی از بازیگران غیر حرفه ای و فیلم نامه ای از عباس کیارستمی فیلم 'طلای سرخ' را ساخت و توانست با این فیلم در پنجاه و ششمین دوره جشنواره فیلم کن برنده جایزه ویژه هیأت داوران در بخش بهترین فیلم و در سی و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو جایزه بهترین فیلم را به خود اختصاص دهد. جعفر پناهی در ادامه فیلم 'آفساید' را می سازد که به موضوع ممنوعیت ورود دختران به استادیوم های فوتبال ایران می پردازد. این فیلم به‌رغم این که هم چون فیلمهای دیگر این فیلمساز در ایران به نمایش عمومی در نیامد ولی پناهی با این فیلم هم توانست موفقیتهای فیلمهای قبلی اش را در جشنواره های خارج از ایران تکرار کند و خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۶ را از آن خود کند.. در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، جعفر پناهی دو بار دستگیر شد. او از سوی دستگاه قضایی ایران به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلم سازی به همراه محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد . پس از آن پناهی با همکاری مجتبی میرطهماسب فیلم 'این فیلم نیست' را می سازد که یکی از نامزدهای پانزده گانه دریافت جایزه بهترین فیلم مستند در اسکار سال ۲۰۱۲ می شود. در سال ۱۳۹۱ پناهی با همکاری کامبوزیا پرتوی، همکار فیلمنامه نویسش در فیلم دایره، فیلم 'پرده' را می سازد که این فیلم جایزه خرس نقره ای برای بهترین فیلمنامه جشنواره برلین آن سال را بدست می آورد.

درباره کارشناسان برنامه

Image caption مهدی طاهباز، روزنامه نگار و نویسنده سینمایی

مهدی طاهباز متولد ۱۳۵۹ در تهران و فارغ التحصیل مهندسی معدن از دانشگاه آزاد است. او کار مطبوعاتی را از سال ۱۳۸۱ با نشریات داخل ایران آغاز کرده و سپس در این نشریات به عنوان نویسنده سینمایی و فرهنگی فعالیت کرده است. وی همچنین در تعدادی از آثار سینمایی به عنوان مشاور رسانه ای، دستیار کارگردان و مشاور فیلمنامه حضور داشته است. او از سال ۱۳۸۹ تاکنون در رادیو فردا در جمهوری چک مشغول به کار است و علاوه بر نوشتن مقالات سینمایی، در برنامه رادیو پس فردا به عنوان دستیار تهیه و بازیگر فعالیت می کند.

Image caption ناصر زراعتی، نویسنده و منتقد فیلم

ناصر زراعتی نویسنده و منتقد فیلم، زاده تهران و دانش آموخته سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک در ایران است. وی پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه فیلم مستند - آموزشی «پُست» را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می سازد و کتاب «نشانه ها و معنا در سینما» نوشتۀ پیتر والن که یکی از منابع اصلی نشانه شناسی در سینما در ایران است، را به فارسی ترجمه می کند. وی چندین سال سابقه کار در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همکاری با عباس کیارستمی در سمت های مختلف و تدریس سینما در دانشکده سینما تاتر تهران را داشته است. وی از سالهای اول دهه هفتاد به اجبار ایران را ترک و به سوئد مهاجرت می کند. از سال ۱۳۷۳، ساختنِ مستندهایی ویدئویی را در مورد شاعران و نویسندگان و شخصیت‌های ایران آغاز می کند. از این دسته اند فیلمهایی درباره سیمین بهبهانی، نصرت کریمی، سرهنگ جلیل بزرگمهر (وکیل مدافع دکتر مصدق)و فریدون مشیری. او غیر از مستندسازی، در زمینه‌های گوناگون نوشته و ترجمه کرده‌ است: داستانِ کوتاه و بلند، نقد فیلم، نقد ادبی، نقد هنر، زندگینامه، سفرنامه و مقالات اجتماعی.

Image caption پرویز جاهد منتقد فیلم

پرویز جاهد منتقد فیلم و مستند ساز متولد قائم شهر و تحصیل کرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینمایی اش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، می شناسند. از فیلم های آقای جاهد می توان به 'تعزیه، به روایت دیگر' ، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح' ، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلم برداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد. آخرین کار پژوهشی وی تالیف 'راهنمای سینمای ایران در بریتانیا' است که جلد اول آن دو سال قبل منتشر شده است.

گفتگوی کارشناسان برنامه درباره فیلم 'طلای سرخ' ساخته جعفر پناهی

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این گفتگوی حسن صلح جو، مجری و تهیه کننده برنامه آپارات با مهدی طاهباز، ناصر زراعتی و پرویز جاهد درباره فیلم 'طلای سرخ' ساخته جعفر پناهی است.

خلاصه ای درباره فیلم هفته گذشته 'دایره' ساخته جعفر پناهی

Image caption نمایی از فیلم 'دایره' ساخته جعفر پناهی

فیلم از یک زایشگاه در تهران شروع می شود که خبر تولد دختری در آن اعلام می شود. خبری که برای خانواده اش خوش آیند نیست. داستان با روایت چند دختر رها شده از حبس دنبال می شود که به دنبال برگشت به خانه شان هستند، جایی که کسی با لبخند به استقبال آنها نمی آید. داستان با روایت زن دیگری که تازه از زندان گریخته و قصد دارد که به کمک هم سلولی سابقش جنین چند ماهه‌اش را سقط کند، ادامه پیدا می کند و در آخر به حکایت زنی که دخترش را از سر استیصال بر سر راه می گذارد و دستگیر می شود ختم می شود.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

محبوبه فیلم بسیار خوبی بود. هوش و ذکاوت آقای پناهی را باید تحسین کرد. ممنون از شما بابت پخش فیلم. البته به آقای زراعتی بگویید که نیازی نیست مخاطب چند بار فیلم را ببیند تا اسم سولماز غلامی را در آخر فیلم به یاد بیاورد. با توجه به اینکه در ابتدای فیلم به اندازه ای روی این اسم تاکید می شود که در آخر به خصوص به خاطر دایره ای بودن فیلم، مخاطب متوجه موضوع می شود.

زهره در پایان فیلم از خودت می پرسی: خب که چی؟ اینها را که خودمان می دانستیم. شاید تمام خوبی فیلم این باشد که در آخر با خودت فکر می کنی چه کنی که ساکن محیط دایره ای که ترسیم شد نشوی. باید که قوی شوی. اگر دایره نشان دهنده ی اوضاع و احوال قشری از زنان ایرانیست. من هم به قشری از مردان اشاره شده می کنم نه همه آنها. ما زنان، چه خوب، چه بد، در نهایت ساکنان محیط دایره ای خواهیم شد که جامعه (مردان جامعه) برایمان ترسیم کرده اند. به قول یکی از بازیگران فیلم: 'بدون مرد هیچ جا راهت نمی دهند'. یا آنجا که به زن اجازه سیگار کشیدن نمی دهند. آنچه مهم است این که اگر فضا باشد یک دایره تا انتهای دنیا می تواند بزرگ شود و ساکنان محیطش بیشتر. جامعه ی ما هم مستعد فراهم کردن فضاهای بزرگتر است، پس باید ترسید. علیرغم تمام تغییراتی که در زمینه های مختلف آن هم از نوع مثبت رخ داده، از سال ۷۸ تا امروز از تعداد 'سولماز' ها نه تنها کم نشده که بیشتر هم شده است. ساکنان محیط این دایره را در یابیم.

پریسا فیلم ساختار خوبی دارد و برای زمان خودش فوق العاده بوده است اما بعضی نگاه های فیلم به اجتماع الان دیگر منسوخ شده است.

آگرین فیلم فوق العاده واقعگرا است و بسیار زیبا که هوشمندانه بخشی از دایره باطل زندگی زنان را در ایران به تصویر کشیده است. سپاس از منتقدان و مهمانان برنامه که فوق العاده بودند.

محمود به نظر من جعفر پناهی با این تصویر سیاه ، غیر واقعی و گاهی تخیلی و بشدت اغراق آمیزی که از ایران در خارج ترسیم کرده در قبال مردم ایران مسئول است و باید پاسخگو باشد. ایرانی که آقای پناهی ترسیم کرده، هیچ ربطی به کشوری که من دارم در آن زندگی می کنم ندارد.

نسرین فیلم فوق العاده ای بود. هم نگاه فرمالیستی فیلم، هم چرخش دوربین، هم فضا سازی که پشت درهای بسته ی خانه ها کرده بود.

سالار فیلم رو دیدم خیلی خوب نقد فیلم هم خوب بود.

حسین فیلم خوبی بود از نقدها هم خوشم اومد.

علی دایره، آینه ی تمام نمای تاریخ زن معاصر است. داستان نسل پر دردی است که همواره با مشکلات و سختی های فراوان در روزمره های همیشگی خود روبرو بوده است. داستانی پرکشش و هوشیارانه که در عمق و با چشم باز حرکت می کند. پناهی همواره از جمله کارگردانان داستان محور بوده است. کارگردانی که پایه های فیلم خود را بر داستان و فیلمنامه ای استوار و حساب شده بنا می نهد. فیلم با تولد نوزاد دختری شروع می شود که در اجتماع ناخوش آیند زن ستیزی گام می گذارد. نوزادی که تولدش مایه نگرانی اجتماع حاضر است. تولدی که در دایره ای سرد مجبور به زیستن و چرخیدن است. فیلم داستان نسلی است که هنوز از رحم مادر به دنیا نیامده، زندانی شده است. این فیلم به خوبی سیر تکامل زندگی زن را در چرخه ای دایره وار از زندان تا زندان نشان می دهد. در ابتدای فیلم زنی سالخورده با چادری به سر دیده میشود که شروع به چرخیدن در دایره بیمارستان می کند و نماد بلوغ یافته زن این دیار است که گویی در زندان چادر و تفکر خویش اسیر است. با گذشت زمانی اندک این نوزاد در سیر روایی داستان به دختران نوجوان و جوانی بدل می شود که نماد اجتماع هم سال خویش اند. اجتماعی که در پی 'دنیایی' زیباست که با هوشیاری فیلمنامه نویس به شهر 'سراب' تعبیر شده است. دنیایی که نسل جوان کمی بعد پی می برد که به تعبیر کارگردان، سرابی بیش نیست. سیر زن کمی مسن تر می شود و نماد نسلی زاینده می شود، نسلی که نمادش مادر بارداری است که آبستن بدبختی خویش است. نه جایی در خانواده پدری دارد نه سرپناهی که یاورش باشد. کسی که او را آبستن کرده، حالا توانایی حمایت و پشتیبانی از دسترنج خود را ندارد. نسلی که زایندگی اش مایه ی اسارتی دیگر است. کمی بعد این زن جایش را به نسل بعدی یعنی مادری می دهد که دختر کوچکش را سر راه می گذارد تا شاید آینده ای بهتر نصیبش شود. این زن نماد نسلی است که در گذر زمان مجبور شده است همه چیزش را ببازد حتی فرزندش را. این به استیصال رسیدن زن را نشان می دهد که از ابتدا در دایره ای محتوم، تبدیل به بازنده ای بی هویت شده است. و مرحله آخر زنی است که ته مانده وجودش، یعنی بدنش را دارد می بازد. زنی که از زمانی که به دنیا نیامده اسیر بوده، حالا در اسارتی ناپیدا تنش را می فروشد تا کمی بیشتر زندگی کند و اسارت بکشد. تنها جایی که سیگار روشن می شود همین جاست که اشارتی به این موضوع است که زندگی زن در این مرحله به اشتعال رسیده و در حال دود شدن کامل است. این سیکل در انتها به همان شروع فیلم بازمی گردد، یعنی زندان و اگرکمی این نسل جلوتر برود به اول داستان می رسد که در آن زن سالخورده ای را دیدیم که با چادر در دایره بیمارستان می چرخید. نسلی که هر چه به جلوتر رفت و سالخورده تر شد، محدودتر شد و تنها زنی که در زندان حضور نداشت همین زن سالخورده ای بود که چادر به سر داشت. این فیلم می کوشد تا با بهترین شیوه در لفافه حرفش را بیان کند. زن این فیلم همواره در تصاویر یا پشت میله ها بود یا در بک گراند تصویر کرکره های بسته یا قاب بساه یا درب بسته به چشم می خورد تا اسارت را به تمام معنا القا کند. حرکت دوربین روی شانه فیلمبردار حرکاتی دایره شکل است. چادر در فیلم فقط در مواردی دیده می شود که اجبار حکم می کند به سر بیندازد مثل هنگام ورود زن باردار به بیمارستان یا در صحنه ترس دختران از پلیس یا روبرو شدن مادر کودک با حاجی فیلم. این نوشته بخشی از تراوشات فکری بنده بود. از طولانی شدن نوشته عذزخواهی می کنم و از همین جا از آپارات و کارگردان و دست اندرکاران فیلم سپاسگزاری می کنم.

علیرضا فیلم بسیار جالبیه با توجه به سال ساخت آن.

احسان خیلی عالی به خصوص نقد و بررسی آقای طاهباز که روان و شفاف بود.

نیلوفر عالی بود بحث و نقدش هم خیلی خوب بود.

علی

صحنه ای که کودک سر راهی گریه می کرد، تاثیر گذارترین پلانی بود که امسال دیدم!!!

نسرین عالی بود. هم نگاه فرمالیستی، هم چرخش دوربین ها، هم فضا سازی ای که پشت درهای بسته ی خونه ها برای ما ایجاد می شد. درود بر پناهی.

سامان بسیار زیبا بود و تحلیل زیبایی هم کردید. سپاس

مهناز به غیر از فرمهای دایره و پلیس و آژیر و سیگار یه چیزی که خیلی تکرار میشه، توی فیلم ماشین عروس هست که سه جای فیلم نشون داده میشه.کاش در مورد اون هم صحبت می کردید.

کیارش یک فیلم فکورانه و فوق العاده، فیلمی بسیار موشکافانه در مورد مسائل مختلف اجتماعی اعم از خشونت، نقص حقوق زنان، خشونت علیه کودکان، محدودیتهای جامعه، فقر فرهنگ و....

فیلم حرفهایش را می زند ولی هرگز روی به شعار نمی آورد، همه را در غالب داستان بیان می کند و برای بیان مشکلات روی به بزرگ نمایی هم نمی آورد. سناریو خیلی هوشمندانه سوالات و ابهاماتی برای بیننده به وجود می آورد و بیننده رو مجاب می کند که برای گرفتن جواب هایش تا به آخر به پای فیلم بشیند، از نکات خیلی مهم این فیلم این که کارگردان حتی از بازیگران آماتور هم بازیهای فوق العاده ایی گرفته، بازی هایی فوق العاده مجاب کننده.

مسیح

این فیلم را من برای بار سوم می دیدم از مهمانان شما سپاسگزارم. با تفسیر آنان از این فیلم باز هم مایلم که فیلم را دو باره تماشا کنم. درود بر جاودانه فیلم ساز و کارگردان ایران زمین جعفر پناهی.

مهین سکانس آخر که نگهبان زندان نام سولماز را صدا زد غم انگیزتر از کل فیلم بود. زنده باد جعفر پناهی عزیز.

سروناز قشنگ بود و تلخ. نشون داد که تو ایران زنها بدون مردها هیچ شخصیتی از خودشون ندارن و همیشه باید به یه مرد وابسته باشن. چه پدر چه شوهر. و نکته جالب فیلم این بود که اسم اونی که اول فیلم نشون داد داشت زایمان می کرد و بچش دختر بود تو زندان آخر فیلم صداش زدن.

دانیال من دیدم خیلی فیلم خوبی بود. حیف که ما قدر فیلمساز های کشورمون رو کسایی که برامون افتخار آفرینی کردن نمی دونیم.

عباس ممنون بابت نمایش این فیلم. واقعا کار ارزنده ای می کنید.همین که بشناسونید که چه هنر مندایی رو ممنوع کار کردند که ضرری برای جامعه نداشتن که هیچ، بیشتر از هر جامعه شناسی نقاط تاریک را رو به رو ما میگیره. و چه تلخ.

آناهیتا دقیقا داشت نشون می داد که زن بدون مرد هیچ وجود و هویتی نداره.

آل داوود نقد فیلم از دریچه تاریخ اجتماعی زنان، حقوق زنان و توانایی و کمبودهای آنان در سالی که فیلم ساخته شده آنقدر در لایه های سطحی و کم عمق سیر می کند که نمی توان نقد آن را در ردیف فیلم های تاریخ سینمای ایران گذاشت. مگر آنکه تاریخ سینما را دست کم بگیریم . اضطراب و تنگناهایی که زنان ساختارشکن و متفکر و حتی عادی را در جامعه آن روز در گیر می کرد فراتر از سیگار ، سقط جنین ، پسر زایی و هتل گرفتن و....این ها در لایه های رویی سرگرم کننده است.

اما در لایه های عمیق تر نه نگاه دوربین مرا به آن سال برد و نه دوایر و نیمه دایره های نمادین جعفر پناهی!! و نه آن سیگار کشیدن طولانی و بی مورد و خالی از غم دخترک خیابانی. من چندان وسعت فیلم بینی ندارم اما مقایسه می کنم با فیلم 'چهار ماه و سه هفته و دو روز' و فکر کردم چقدر آن فیلم عمیق تر و نگاه دوربین موفق تر در لایه های ذهن بیننده اگاه نفوذ می کند. با آنکه آنجا با مطرح کردن فقط یک موضوع تلخ اجتماعی، تنگناها را به گلوی بیننده می فشرد.

مرجان قشنگ بودو ولی شاید قشنگ تر می شد اگر این دایره به زنهای قشرهای مختلف می رسید چون خشونت فقط مختص به زنان قشر فقیر جامعه نیست.

نوشین با این تصویری که جناب پناهی از زن ایرانی نشون داد باید دو شیر طلایی می گرفت!!!

بهنام دیدم و لذت بردم. سپاس از حسن انتخاب تون و ویژه برنامه ی عالی تون در بررسی کارهای جناب پناهی.

فریاد چند بار دیده بودم. الان هم از دیدن مجددش لذت می برم.

محمد رضا

کاش منتقدین تون کمی بی تعارف تر نظرشون رو ابراز می کردند. نمی دونم چرا همه ش احساس می کنم تعارفه ، به هرحال حسه دیگه.

گیتی ترسناک ترین صحنه این فیلم، سر راه گذاشتن دختربچه توسط مادرش بود. خیلی وحشتناکه این واقعیت که زنان ایرانی دایره وار دور خودشون میچرخن.

الهه ولی این فیلم را دیده ام سرنوشت نگون بخت زنانی که هر سکانس با روایت زندگی یک زن شروع می شود و در انتها خاتمه آن شروع زندگی زن نگون بخت دیگری است. همانند حرکت روی دایره که تمامی ندارد.ممنون از اینکه آن را پخش می کنید همیشه ارادتمندتان هستم.

فاطمه این فیلم خیلی دردناک بود. پر از درد زن ایرانی.

ماندانا برای زمان خودش احتمالا خیلی خوب بوده، ولی در زمان حال نکات زیادی داشت که اخیرا در فیلم های خوب به صورت خیلی بهتری ارائه میشن. مثلا داشتن صحنه های کش دار که تماشاگر پیام صحنه رو گرفته ولی هنوز صحنه ادامه داره و یا پرداختن به شخصیت نرگس بیشتر از بقیه شخصیتها.

ملیکا فیلم قشنگی بود اما حیف که واقعیت بدجور تلخه و من نمیدونم قشنگ واژه ی خوبی واسه بیانش بود یا نه!!!

ساسان متاسفانه علیرغم موضوع فیلم دایره و نام بر حق آن، فیلم از سوی کارشناسان به اشتباه برداشت گردید. اگر فیلم را به خوبی دنبال نمایید ، فیلم از یک زایشگاه شروع و تسلسل زمانی از قبل از انقلاب تا وقت فیلم برداری و در خصوص یک خانواده را هرجند که به وضوح مشخص نمی نماید ، را به نمایش می گذارد. در زایشگاه ، جامعه مرد سالار قبل از انقلاب را به تصویر می کشد که دختر آوردن زن به صورتی جرم بود. این دختر همان دختری است که به جبر زمانه به زندان رفته و خلاف کار می گردد و به شهر سراب می رود. همان دختر خود باردار شده و از منزل فرار می کند. زن باردار بچه خود را به دنیا آورده و بچه را در خیابان رها می سازد. بچه ای که در خیابان رها شده است همان خانمی است که در انتهای فیلم دستگیر شده و به زندان می رود. در حقیقت می توان گفت که از زندان رحم مادر در انتها به زندان پلیس میرود و این دایره بسته همواره تکرار می گردد. هنر کارگردان این بوده است که زمانی از حال را با آینده تلفیق می نماید. به عنوان مثال زنی که بچه خود را رها می سازد آینده زنی است که قصد سقط جنین دارد. در اینجا سقط جنین و یا مواردی از این دست که در این فیلم به وفور مشاهده می گردید نشانی از گسستن این دایره بسته بوده است.

فرناز استثنایی ، متفاوت ، تاثیرگذار، تلخ و بسیار تلخ . گفتگوهای پایان فیلم هم به قدر کافی گویا و جذاب بشدت پویا باشید مهمترین و تاثیرگذارترین اتفاق این است که من که یک زنم عمیقا به آنهایی فکر می کنم که اینطور عمیق به زنها فکر فکر کرده اند و مرد بوده اند و به آنها مهر می ورزم.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط