تام کلنسی، جاسوسی‌نویس ثروتمند و تخیلگر یازده سپتامبر

تام کلنسی که پنجشنبه، دوم اکتبر، در ۶۶ سالگی درگذشت یکی از پرفروش‌ترین ـ و البته ثروتمند‌ترین ـ نویسندگان آثار جنایی و جاسوسی بود.

دو اثر معروف او با نام‌های "شکار اکتبر سرخ" ‌و "بازی‌های میهن‌پرستانه"‌ الهام بخش فیلم‌ها و بازی‌های ویدیویی پرفروشی بودند.

از دیگر آثار پرفروش این نویسنده آمریکایی می‌توان از "آغاز طوفان سرخ"، "خطر آشکار و آنی"، "تمام ترس‌ها"‌ و "بدون ترحم" نام برد.

داستان آثار شاخص کلنسی در دوران جنگ سرد اتفاق می افتاد و او در آنها شرح دقیقی از تاکتیک های جاسوسی و جزئیات نظامی می داد، تا جایی که بعضی می گفتند که با این توصیفات، اسراری از تکنیک های ارتش آمریکا را در اختیار تروریست ها قرار می دهد.

او در پاسخ به سوالی که مجری سی ان ان در سال ۲۰۰۳ در این باره از او کرد، گفت: "من هیچ وقت نامه هوادارانه ای از اسامه بن لادن دریافت نکردم و نمی دانم که چند نسخه از کتابهام در افغانستان فروش رفته."

کلنسی پیش از واقعه یازدهم سپتامبر، درباره خطوط هوایی تجاری‌ای نوشته بود که به عنوان سلاح به کار گرفته می‌شوند.

آثار جنایی کلنسی او را به یکی از ثروتمندترین نویسندگان جهان تبدیل کرد که در نیمه دهه ۱۹۹۰ میلادی درآمد سالانه‌ای معادل ۳۰ میلیون دلار (۱۹ میلیون پوند) داشت.

کلنسی در جایی گفته بود آرزو دارد بتواند با انتشار یک کتاب که نامش در فهرست کتابخانه آمریکا ثبت شده باشد، به "بی‌مرگی"‌ دست پیدا کند.

او معمولا در هر سال یک اثر منتشر می‌کرد و هفدهمین رمان او در دسامبر امسال به بازار خواهد آمد.

فیزیک و رمان

او در ۱۲ آوریل ۱۹۴۷ در بالتیمور به دنیا آمد، به تحصیل فیزیک پرداخت اما پس از مدتی رشته خود را به زبان انگلیسی تغییر داد و بعدها عنوان کرد دلیل این کارش این بود که هوش لازم برای چالش های علمی را نداشته.

با این حال رمان‌های او دارای جزئیات معتبر علمی و تکنیکی بودند؛ چیزی که خود کلنسی دلیل آن را علاقه به خواندن مجله‌های نظامی می‌دانست.

او در دانشگاه به سربازان پاره وقت ارتش آمریکا پیوست اما ضعف بینایی اش مانع از آن شد که به آرزویش برای شرکت در جنگ ویتنام جامه عمل بپوشاند. او پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۱۹۶۹ ازدواج کرد و به کسب و کار خانواده همسرش پیوست که در بخش بیمه بود.

تام کلنسی در وقت‌های فراغت خود، به نوشتن می‌پرداخت و با اولین اثرش با نام "شکار اکتبر سرخ" در سال ۱۹۸۴ به موفقیت دست یافت. از این کتاب پنج میلیون نسخه به فروش رفت.

داستان "شکار اکتبر سرخ" در زمان جنگ سرد می‌گذرد که یک ناخدای نیروی دریایی اتحاد جماهیر شوروی تصمیم می‌گیرد خودش را با زیردریایی اتمی که فرماندهی آن را بر عهده دارد به ایالات متحده تسلیم کند.

رونالد ریگان، رئیس جمهور اسبق ایالات متحده آمریکا، که این کتاب را به عنوان هدیه کریسمس دریافت کرده بود، گفت که این کتاب، اثر جنایی مورد علاقه اوست. به گفته کلنسی، همین نقل قول تحسین برانگیز موجب شد کتابش در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار بگیرد.

داستان این کتاب در سال ۱۹۹۰ به فیلمی تبدیل شد که جایزه اسکار گرفت. در این فیلم الک بالدوین در نقش جک ریان (قهرمان داستان‌های کلنسی) و شون کانری در نقش مارکو رامیوس، ناخدای نیروی دریایی شوروی ظاهر شدند.

کلنسی کار خود را با کتاب‌های "آغاز طوفان سرخ"‌ و "بازی‌های میهن‌پرستانه"‌ ادامه داد که در آن داستان تلاش ارتش جمهوری‌خواه ایرلند (IRA) برای گروگان گرفتن شاهزاده های ولز روایت می‌شود.

"بازی‌های میهن‌پرستانه" دومین داستان جک ریان بود که به فیلم تبدیل شد. این بار هریسون فورد نقش این تحلیل‌گر سازمان سیا را بر عهده داشت که در آثار بعدی کلنسی به رئیس جمهور ایالات متحده تبدیل شد.

سرسختی و پژوهش

او در سال ۲۰۰۷ در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه آمریکایی ای ام سی دلیل موفقیت خود را در پافشاری سرسختانه و پژوهش عمیق عنوان کرد.

کلنسی در آن مصاحبه گفت:"‌شما نوشتن را به همان شکلی یاد می‌گیرید که بازی گلف را یاد می‌گیرید. شما این کار را انجام می‌دهید و آن قدر ادامه می دهید که بالاخره درست انجامش می دهید."

"بسیاری از مردم فکر می‌کنند برای شما اتفاقی عجیب افتاده است که به این توانایی رسیده‌اید، مثلا شاید یک موش گوش شما را بوسیده باشد. اما داشتن قدرت نوشتن، تنها یک موهبت الهی نیست. نوشتن، کار دشواری است."

او به مجله وربوسیتی گفت: "من درباره ابرقهرمان‌ها نمی‌نویسم. دلم می‌خواهد شخصیت‌هایم به عنوان یک انسان قابل تشخیص باشند و همان دغدغه‌های انسان‌های معمولی را داشته باشند."

"بعضی از شخصیت‌های من بر اساس انسان‌های واقعی شکل می‌گیرند و حتی یکی از آنها بر اساس شخصیت خود من شکل گرفته است."

بخت بلند

کلنسی به دنیای بازی‌های ویدیویی هم وارد شد و آثاری پرفروش را روانه بازار کرد که عبارت بودند از مجموعه‌های "کشف شبح"‌ و "اسپلینتر سل"‌.

کلنسی در گفت‌وگو با تلویزیون ای ام سی اظهار کرد:" اتفاقی را که برای من افتاد، فقط می‌توان، بخت بلند نامید. من یک [ارنست] همینگوی جدید نیستم."

"البته که بخت همیشه به کمک آدم‌های شجاع می‌آید. شما در یک نبرد ممکن است هر خطای یک مرد را ببخشید اما دست نزدن به خطر را هرگز نخواهید بخشید. بعضی وقت‌ها باید دست به کار شد."

"کاری که من کردم این بود که جدا از راهی که با آن زندگی‌ام را می‌چرخاندم، وقتم را صرف چیز دیگری کردم. زنم زندگی را برایم جهنم کرده بود و می‌گفت برای چی این کار را می‌کنی؟ ‌اما خب، حالا دیگر اعتراضی نمی‌کند."

"دلم می‌خواست اسمم را روی جلد یک کتاب ببینم. اگر اسم شما در فهرست کتاب‌های کنگره باشد، شما دیگر نامیرا خواهید بود."

رابطه با هالیوود

با وجود آنکه تعداد زیادی از کتاب‌های او روی پرده نقره‌ای نیز جان گرفتند اما رابطه او با هالیوود چندان خوب نبود.

او در مصاحبه‌ای با سی ان ان در این باره گفت: "کتاب و سینما دو گونه متفاوت هنری هستند که قوانین خاص خود را دارند. به همین دلیل نمی‌توان آنها را به طور کامل به هم تبدیل کرد."

"نگاه آنها به کتاب‌های من معمولا در مسیری متفاوت از چیزی قرار می‌گیرد که خودم نسبت به کتاب‌هایم دارم. اما باید این مساله را هم پذیرفت."

او ادامه داد:" آنها به من پول می‌دهند و کتاب را می‌خرند. با این کار آنها اجازه تغییر داستان را هم خریده‌اند. تنها کسی که کنترل هنری را در دست دارد، کارگردان است. و در هالیوود کارگردان، درست مثل خداست."