در سوگ پاتریس شرو؛ ستایش 'نزدیکی'

Image caption شرو در اواخر دهه ۱۹۶۰ نخستین اپرای خود را رو صحنه برد و از میانه دهه ۱۹۷۰ کارگردانی فیلم را آغاز کرد

با مرگ پاتریس شرو، هنر نمایش اروپا یکی از درخشان‌ترین چهره‌های خود را از دست داد. شرو در سه عرصه تئاتر و اپرا و سینما یکی از برجسته‌ترین هنرمندان مدرن بود.

پاتریس شرو در فضایی هنری بزرگ شد؛ پدرش نقاش بود و مادرش طراح هنری. هنوز دانش‌آموز بود که به بازی و کارگردانی تئاتر روی آورد. در ۱۹ سالگی کارگردان حرفه‌ای شد، در ۲۲ سالگی مدیریت تئاتری را در حومه پاریس به عهده گرفت و با کارگردانی نمایش "ماجرای خیابان لورسین" اثر اوژن لابیش، به شهرت رسید.

شرو در ۳۲ سالگی در بایرویت، پایتخت اپرای آلمان، خود را حریف اپرای واگنری نشان داد. عشق به اپرا تا پایان زندگی با او بود. در ماه ژوئیه گذشته آخرین اپرای او با موفقیت فراوان در فستیوال اکس‌آن‌پرووانس در جنوب فرانسه، به روی صحنه رفت: اجرای "الکترا" اثر ریشارد اشتراوس.

در صحنه‌گردانی اپرا با بهترین رهبران ارکستر مانند پیر بوله و دانیل بارنبویم همکاری داشت.

در سینمای مدرن

Image caption شرو از سال ۱۹۷۵ و کارگردانی فیلم "گوشت ارکیده" ده فیلم سینمایی ساخت

شرو از سال ۱۹۷۵ و کارگردانی فیلم "گوشت ارکیده" ده فیلم سینمایی ساخت. شاید معروفترین کار سینمایی او فیلم تاریخی و پرشکوه "ملکه مارگو" باشد، روایتی خوش‌ساخت و گیرا از "شب بارتولومه"، که نمونه هولناکی از کشتار و ددمنشی به نام دین و ایمان است در آستانه دوران مدرن. فیلم را ایزابل آجانی در سال ۱۹۹۴ تهیه کرد و نقش اصلی آن را با مهارت به عهده گرفت.

اما بزرگترین دستاورد شرو در سینما، فیلم زیبا و آرام و دلنشین "نزدیکی" است که بر اساس رمان حنیف قریشی، نویسنده پاکستانی‌تبار بریتانیایی ساخته شده است.

این اثر فیلمی نوگرا و جذاب است که رابطه‌ای لطیف را با جسورانه‌ترین صحنه‌های هماغوشی تصویر می‌کند، به گونه‌ای که گاه با آثار "پورنو" پهلو می‌زند.

"نزدیکی" فیلمی تکان‌دهنده درباره تنهایی در جامعه مدرن است. دو شخصیت اصلی فیلم که با هم "رابطه" برقرار می‌کنند، در کلافی از روابط شلوغ و دست وپاگیر، گیر کرده‌اند، اما هر دو عمیقا تنها هستند. نه به خلوت کسی راه دارند و نه اجازه می‌دهند کسی به خلوت آنها راه یابد.

فیلم داستان ملاقات تصادفی و رابطه صرفا جنسی مردی است که در یک بار کار می‌کند، با بازی مارک رایلنس، و زنی خانه‌دار که گهگاه در تئاتر بازی می‌کند، با هنرنمایی کری فاکس. رابطه‌ای که در آغاز غریب و پرکشش است سرانجام به تجربه‌ای عذب‌آلود برای هردو بدل می‌شود.

مرد که از هر رابطه و پیوندی سرخورده، خانواده خود را ترک کرده، زیرا خود را از ارتباطی حقیقی و بامعنی با زن و فرزند ناتوان دیده است. او با زنی ناشناس ارتباط برقرار می‌کند که جز همخوابی چیزی از او نمی‌خواهد. زن نیز، درمانده و پشیمان از زناشویی، در گریز از "کانون گرم خانواده" به آغوش مرد پناه آورده و از او جز همخوابی چیزی نمی‌خواهد.

Image caption شرو برای نزدیکی خرس طلایی جشنواره فیلم برلین را در سال ۲۰۰۱ به دست آورد

زن و مرد، بی آن که چیزی از هم بدانند، هر چهارشنبه با هم خلوت می‌کنند. آنها در آغوش هم فرو می‌روند و از بدن هم کام می‌گیرند، بی آن که به عواطف و احساسات هم کاری داشته باشند.

رابطه آنها بدون هیچ کلام و شناختی از همدیگر، تا روزی ادامه دارد که مرد به خود اجازه کنجکاوی می‌دهد و با ورود به زندگی زن، می‌کوشد را بشناسد. این گام به معنای پایان "نزدیکی" آنهاست. زن که حریم شخصی او بیرحمانه دریده شده، با طغیانی خاموش و اندوهبار مرد را از خود می‌راند.

مرد بار دیگر تنها و نومید به جا می‌ماند، با این آگاهی لرزاننده که اینک با تمام وجود یکسره به زنی وابسته است که از او چیزی جز همخوابی نخواسته و پیوند با او را تنها برای ارضای جنسی دانسته بود.

فیلم به مدد بیان تصویری قوی، فضاسازی سنجیده در بافتی متمرکز و فشرده از تصاویر گویا و حداقل گفتار، احساسات خفته و پنهان انسان مدرن را می‌کاود و از سرگشتگی روحی او پرده برمی‌دارد.

فیلم"نزدیکی" (ساخته ۲۰۰۱) را باید یکی از بهترین آثار سینمای مدرن اروپا دانست. یکی از نادر فیلم‌هایی است که اگر نه بالاتر از متن، دستکم هم‌پایه با پشتوانه ادبی خود قرار می‌گیرد.