'آفساید' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

در آخرین هفته از فصل نمایش فیلم های جعفر پناهی در برنامه آپارات فیلم آفساید به نمایش در می آید.

درباره این مجموعه

جعفر پناهی، نگاهی انتقادی به شرایط اجتماعی جامعه دارد و فیلم هایش تصویری واقع گرایانه ای از جامعه ایران است. بسیاری از فیلم هایش، گرچه موفقیت های هنری بزرگی برای ایران در عرصه های بین المللی به همراه داشته ولی شانسی برای دیده شدن در ایران پیدا نکرده اند. جعفر پناهی حدود چهار سال پیش به اتهام همراهی با معترضان انتخابات دهم ریاست جمهوری دستگیر شد و با حکم مقام های قضایی ایران، از ساختن فیلم محروم شد. حکم بی سابقه ای که در همه جای دنیا با واکنش و حیرت هنرمندان و حتی سیاستمداران روبرو شد. حال سوال این است که فیلم های جعفر پناهی چه ویژگی دارند که حکومت ایران نه تنها اجازه نمایش به آنها نمی دهد، بلکه حتی فیلمسازش را هم زندانی و از کارش محرو م می کند؟ در یک سری ویژه از برنامه های آپارات با هدف پیدا کردن جوابی برای این سوال و همین طور آشنایی بیشتر با سینمای این سینما گر برجسته ایرانی، مروری برچند اثر آخر این فیلمساز می‌کنیم. فیلم هایی که هیچگاه پخش نشدند.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم 'آفساید'

وقتی یک فیلم ساز علاقه مند به مسایل اجتماعی و طرح معضلات اجتماعی و خطوط قرمز در فیلم هایش باشد آن زمان فوتبال و ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاهها هم می تواند دستمایه ساخت یک فیلم باشد. جعفر پناهی در فیلم آفساید همین کار را انجام داده است. اما فیلم آفساید فقط درباره فوتبال نیست . او در این فیلم باردیگر تصویری از جامعه ایرانی و وضعیت زنان در این کشور را به تصویر می کشد . جعفر پناهی این فیلم را بر اساس فیلمنامه ای مشترک با شادمهر راستین در سال ۱۳۸۴ ساخت .فیلم آفساید هم سرنوشت فیلم های قبلی او را پیداکرد و امکان نمایش در ایران را نیافت . با این حال جعفر پناهی با این فیلم که پنجمین فیلم بلندش بود،حلقه موفقیت های درخشان اش در جشنواره های جهانی فیلم را ادامه داد و توانست خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین را در سال ۲۰۰۶ به دست آورد و تحسین منتقدین و فیلم دوستان را برانگیزد.

ویژگی فیلم

آفساید در فوتبال به معنی در خارج از محدوده بودن است، یا به عبارتی آفساید به فضایی خلاء گونه که از فاصله بین دروازه بان و مدافعان تشکیل شده گفته می شود، داور فوتبال خطای بازیکن تیم مقابل را که در این شرایط قرار دارد می گیرد. جعفر پناهی با استفاده از چنین اصطلاحی در فوتبال، قصه ای از محدودیت ها و محرومیت زنان ایران را بیان می کند و در عین حال قشری از نسل دختران امروز را به نمایش می گذارد که برای بدست آوردن حق شان حاضرند هرکاری کنند حتی پوشیدن لباس مردانه. جعفر پناهی در فیلم آفساید تلاش دارد که بدور از شعار و حرف های کلیشه ای مشکلات زنان امروز را روایت کند و از دایره انصاف هم خارج نشود و تلخی های فیلم را با طنزهایی از گفت و گوهای دختران با سربازان وررشگاه آزادی تهران بپوشاند. در مجموع فیلم آفساید ادامه همان دلمشغولی ها و نگرانی های فیلم ساز است فیلم سازی که می خواهد از یک بازی فوتبال در ورزشگاه آزادی، مشکلات و نارسایی های اجتماعی جامعه را به نمایش بگذارد و مخاطب را به فکر وادار کند.

خلاصه فیلم

این فیلم شرح حال دخترانی است که خودشان را به هر دری می زنند تا بازی فوتبال بین ایران و بحرین را در ورزشگاه آزادی تهران ببینند. آنها با لباس مبدل سعی می‌کنند وارد ورزشگاه شوند اما اجازه ورود پیدا نمی کنند و توسط نیروهای کمیته آن سالها، دستگیر می‌شوند. سربازان می خواهند آنها را به کمیته منتقل کنند اما در راه اتفاقات دیگری می افتد ...

درباره کارگردانان

حق نشر عکس aparatjafarpanahi
Image caption جعفر پناهی، کارگردان

جعفر پناهی متولد ۱۳۳۹ در میانه و فارغ التحصیل تولید فیلم از دانشکده صدا و سیمای تهران است. وی با ساخت چند فیلم کوتاه در مراکز تلویزیونی ایران در دهه شصت کارش را شروع کرد و سپس پس از دستیاری در یکی از فیلمهای عباس کیارستمی، اولین فیلم بلندش 'بادکنک سفید' را با فیلمنامه ای از عباس کیارستمی ساخت که برای او جایزه دوربین طلایی جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۹۵ را به ارمغان آورد. دو سال بعد از آن او فیلم 'آینه' را ساخت که موفق به دریافت یوزپلنگ طلایی در جشنواره لوکارنو شد . این دو فیلم که قهرمانان اصلی آن کودکان خردسال هستند، تنها فیلم های بلند اوست که موفق به دریافت پروانه نمایش در ایران شدند. او سپس در سال ۲۰۰۰ بر اساس فیلمنامه ای از کامبوزیا پرتوی فیلم 'دایره' را کارگردانی کرد که مضمونی اجتماعی دارد و چرخشی در کارهای بلند او محسوب می شود. وی با این فیلم برنده شیر طلایی جشنواره ونیز شد و سه سال بعد با بهره گیری از گروهی از بازیگران غیر حرفه ای و فیلم نامه ای از عباس کیارستمی فیلم 'طلای سرخ' را ساخت و توانست با این فیلم در پنجاه و ششمین دوره جشنواره فیلم کن برنده جایزه ویژه هیأت داوران در بخش بهترین فیلم و در سی و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو جایزه بهترین فیلم را به خود اختصاص دهد. جعفر پناهی در ادامه فیلم 'آفساید' را می سازد که به موضوع ممنوعیت ورود دختران به استادیوم های فوتبال ایران می پردازد. این فیلم به‌رغم این که هم چون فیلمهای دیگر این فیلمساز در ایران به نمایش عمومی در نیامد ولی پناهی با این فیلم هم توانست موفقیتهای فیلمهای قبلی اش را در جشنواره های خارج از ایران تکرار کند و خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۶ را از آن خود کند. در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، جعفر پناهی دو بار دستگیر شد. او از سوی دستگاه قضایی ایران به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلم سازی به همراه محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد . پس از آن پناهی با همکاری مجتبی میرطهماسب فیلم 'این فیلم نیست' را می سازد که یکی از نامزدهای پانزده گانه دریافت جایزه بهترین فیلم مستند در اسکار سال ۲۰۱۲ می شود. در سال ۱۳۹۱ پناهی با همکاری کامبوزیا پرتوی، همکار فیلمنامه نویسش در فیلم دایره، فیلم 'پرده' را می سازد که این فیلم جایزه خرس نقره ای برای بهترین فیلمنامه جشنواره برلین آن سال را بدست می آورد.

درباره کارشناسان برنامه

حق نشر عکس aparatmehditahbaz
Image caption مهدی طاهباز، روزنامه نگار و نویسنده سینمایی

مهدی طاهباز متولد ۱۳۵۹ در تهران و فارغ التحصیل مهندسی معدن از دانشگاه آزاد است. او کار مطبوعاتی را از سال ۱۳۸۱ با نشریات داخل ایران آغاز کرده و سپس در این نشریات به عنوان نویسنده سینمایی و فرهنگی فعالیت کرده است. وی همچنین در تعدادی از آثار سینمایی به عنوان مشاور رسانه ای، دستیار کارگردان و مشاور فیلمنامه حضور داشته است. او از سال ۱۳۸۹ تاکنون در رادیو فردا در جمهوری چک مشغول به کار است و علاوه بر نوشتن مقالات سینمایی، در برنامه رادیو پس فردا به عنوان دستیار تهیه و بازیگر فعالیت می کند.

حق نشر عکس aparatzeraati
Image caption ناصر زراعتی، نویسنده و منتقد فیلم

ناصر زراعتی نویسنده و منتقد فیلم، زاده تهران و دانش آموخته سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک در ایران است. وی پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه فیلم مستند - آموزشی 'پُست' را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می سازد و کتاب 'نشانه ها و معنا در سینما' نوشته ی پیتر والن که یکی از منابع اصلی نشانه شناسی در سینما در ایران است، را به فارسی ترجمه می کند. وی چندین سال سابقه کار در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همکاری با عباس کیارستمی در سمت های مختلف و تدریس سینما در دانشکده سینما تاتر تهران را داشته است. وی از سالهای اول دهه هفتاد به اجبار ایران را ترک و به سوئد مهاجرت می کند. از سال ۱۳۷۳، ساختنِ مستندهایی ویدئویی را در مورد شاعران و نویسندگان و شخصیت‌های ایران آغاز می کند. از این دسته اند فیلمهایی درباره سیمین بهبهانی، نصرت کریمی، سرهنگ جلیل بزرگمهر (وکیل مدافع دکتر مصدق)و فریدون مشیری. او غیر از مستندسازی، در زمینه‌های گوناگون نوشته و ترجمه کرده‌ است: داستانِ کوتاه و بلند، نقد فیلم، نقد ادبی، نقد هنر، زندگینامه، سفرنامه و مقالات اجتماعی.

حق نشر عکس aparatparvizjahed
Image caption پرویز جاهد منتقد فیلم

پرویز جاهد منتقد فیلم و مستند ساز متولد قائم شهر و تحصیل کرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینمایی اش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، می شناسند. از فیلم های آقای جاهد می توان به 'تعزیه، به روایت دیگر' ، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح' ، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلم برداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد. آخرین کار پژوهشی وی تالیف 'راهنمای سینمای ایران در بریتانیا' است که جلد اول آن دو سال قبل منتشر شده است.

گفتگوی کارشناسان برنامه درباره فیلم 'آفساید' ساخته جعفر پناهی

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این گفتگوی حسن صلح جو، مجری و تهیه کننده برنامه آپارات با مهدی طاهباز، ناصر زراعتی و پرویز جاهد درباره فیلم 'آفساید' ساخته جعفر پناهی است.

خلاصه ای درباره فیلم هفته گذشته 'دایره' ساخته جعفر پناهی

Image caption نمایی از فیلم 'طلای سرخ' ساخته جعفر پناهی

حسین، پیک موتوری پیتزا فروشی در شمال تهران قصد دارد که با خواهر علی ازدواج کند. او قبلتر در جبه جنگ ایران و عراق آسیب روانی دیده است، همان طور که در برخورد با جامعه پیرامونش آزار می بیند. حسین به همراه علی دست به سرقت از یک طلافروشی می زنند، جایی که اتفاقات به خوبی پیش نمی روند.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

اندی

این فیلم محشره! ماندگاریش هم بیشتر به شخصیت کاملا واقعی حسین بر می گرده!مرسی از برنامه خوبتون!

ناهید

طلای سرخ، خون ریخته شده حسین آقا و امثال حسین آقاست...

محمد

نقش حسین آقا خیلی زیبا بود.

علی علویان

طلایی به رنگ سرخ. آتش بازی پناهی در سینمای معنایی کشور دیدنی ترین صحنه ها را در برابر دیدگان تماشاگر می سازد. کارگردانی که با هوش و نبوغ خود داستانی شنیدنی را به تصویری دیدنی و جاودان پیوند میزند. طلای سرخ، فیلمی متفاوت، با استعاره ها و نمادهای پیچیده و تو در تویش در تاریخ سینمای کشور چون طلایی درخشان جلوه نمایی می کند. این فیلم همچون فیلمهای گذشته پناهی بر داستان و فیلمنامه ای سنجیده ای و استوار بنا گذاشته شده و با نمادسازی های زیرکانه و صحنه پردازی های هوشمندانه سعی در گفتگو و رساندن پیام فیلم به مخاطب کرده است. داستان فیلم، داستان جماعتی است که وامانده در دنیای عقب مانده خویش اند. نسلی که با درد زندگی می کنند و هر چه پیش تر میروند ره به جایی نخواهند برد. نسل مظلومی که در تلاش هر روزه شان توقف و بی حاصلی را نظاره گرند. فیلم طلای سرخ فیلمی است مردانه در دنیای مرد محور. هر چه فیلم 'دایره' به اجتماع زنانه جامعه پرداخته بود، در مقابل فیلم 'طلای سرخ' دنیای مردانه و زیستن مرد در اجتماع را فریاد میزند. حسین، شخصیت اول فیلم نماد مردان بالغ این دیار است. مردانی که گردانندگان موتور زندگی و نان آوران خانه هستند. نسلی که در کشاکش گذران زندگی، آسیب دیده و بیمار هستند. این فیلم با زیرکی حساب شده ای تقابل نسل های همسان را در برابر دیده بیننده به تماشا می گذارد. در برابر حسین، هم نسل دیگرش حاج آقا سرشار را معرفی می کند. این نسل در سطحی بالاتر از حسین زندگی میکند و می بینیم حسین برای رسیدن به او باید چندین طبقه بالا برود تا به جایگاه هم نسل مایه دارش برسد. فیلمنامه فیلم حرف های شنیدنی بسیاری دارد. نسل نوجوان فیلم را در قالب نوجوانی که با اسلحه در حال سپری کردن ماموریت سربازی اش است نشان می دهد و تقابل آن را با هم نسل مایه دارش که به تعبیر کارگردان مهمانان پارتی شبانه هستند و چند طبقه بالاتر از سرباز هستند نشان می دهد. هر دو اینها در آزادی محدود خویش اسیرند! نسل بعد جوانی است که در آستانه ازدواج است. نسلی که در قشر پایین جامعه همان جوان پیک موتوری است که تازه کفش نو خریده و نامزدش را به محل کارش آورده و در مقابل، هم نسل او با درجه اجتماعی بالاتر همان پسری است که در طبقه بالای برج در آپارتمان فراخش منتظر دختر مورد علاقه اش است. هیچ کدام از این دو به مراد خویش نرسیدند. نسل بعدی حسین است و نسل بعد از حسین نسل پا به سن گذاشته ای است که اگر در طبقه اجتماعی بالا باشد همان پیرمرد طلافروش داستان است و اگر در طبقه پایین اجتماع باشد همان پیرمرد گدایی است که زیر پل، مشغول جمع کردن پیتزا و کفش پیک موتوری آسیب دیده بود. این فیلم، صحنه تقابل نسل هاست. صحنه فاصله بین طبقات اجتماع است. فاصله ای که هر روز بیشتر و بیشتر می شود و به همان میزان هر دو نسل از این فاصله متضرر می شوند. در صحنه درخشانی از فیلم که به تعبیری نقطه عطف فیلم است می بینیم که حسین هوس می کند به قشر بالای جامعه بپیوندد، کت و شلوار می پوشد، کراوات میزند و همسرش هم پوشش و حجابش را کمتر می کند تا درجه اجتماعی شان بالاتر برود اما هر کار کنند بازهم جزء قشر پایین اجتماعند. در این صحنه کارگردان نشان می دهد، برای تبدیل شدن به قشر بالاتر جامعه، باید بهایی سنگین حتی به قیمت از دست دادن حجاب و معصومیت پرداخت. در انتهای فیلم حسین خودش را گم می کند. صورت نتراشیده اش را جلا می دهد. عطر می زند و مشروب سر می کشد و بهشتش را به جرعه ای می فروشد و دست آخر ایمانش را در استخر زندگانی جا می گذارد. حسین بهایش را پرداخته است. به طلافروشی میرود. این بار با زور و دست به قتل مرد جواهرفروش و خود میزند. حسین که نماد نسل کارگر ایرانی بود خودش با دست خودش نسل پا به سن گذاشته اجتماع را می کشد و به تعبیری دیگر خودش، ریشه نسل بعد از خودش را میزند. اجتماعی که طبقاتش هر چه بیشتر شد، بد بختی اش افزون و افزون تر شد.

دنیا

عالی بود یک جاهایش ناجور بغض کردم حیف هفته دیگه فصل جعفر پناهی تموم میشه.

علی

فیلم خیلی قشنگی بود سه بار اون نگاه کردم .ممنون از برنامه بسیارخوبتون.

رضا

کار بسیار طبیعی بود و همه چیز بیانگر نبوغ جعفر پناهی بود که نشون داد با دست خالی میشه خیلی کارا کرد. میزانسن های طبیعی و نور طبیعی عالی اوج کار بود. داستان به خوبی شخصیت پردازی میکنه و بیننده رو می کشونه.

ناصر

کاش پارسال یا اوایل سال پخش می شد که تب طلا و دلار به اوج خودش رسیده بود. .

حمیدی

واقعا تشکرمی کنم از نمایش فیلمهایی که یا به دلیل عدم اکران یا به دلیل پایین بودن سن موفق به دیدنشان نشدیم. همچنین ازنقدهای زیبایی که ارائه می شود به خصوص از نظرات آقای جاهد بسیار استفاده می بریم.

فرناز

این فیلم را بارها و بارها دیده ام. در واقع سی دی آن را داشته ام. اما حتی لحظه ای شک نداشتم که باز آنرا ببینم. بازی بی نقص 'حسین آقا' بازیهای نه چندان دلنشین بقیه را بشدت تحت تاثیر قرار می دهد. لحظه به لحظه ی این فیلم قلب را می خراشد . می بینم که تسلط آقای پناهی در فهم عمیق انسانها همیشگی است، زن و مرد ندارد. البته نقش مهم طرح اولیه این داستان بشدت واقعی را نباید ندیده گرفت. طنزی که گه گداری در فیلم وجود دارد بیش از اینکه آدم را بخنداند به گریه کمک می کند. صدای مکرر آژیرها کمک بزرگی است به ساخته شدن فضای اضطراب غالب بر فیلم.

به نظر من این روش که حاضر نشده حتی سه دقیقه از فیلم را حذف کند قابل احترام است. این نشان دهنده ی این است که اصلا حتی دقیقه ای از فیلم را اضافه نمی داند و دیگر اینکه برایش صرف نمایش فیلم مسئله نیست بلکه گفتن تمام این حرفها مهم است.

سروش

واقعا" فیلم قشنگی بود تناقضات، طبقات، آسیبها همه چیدمانشان به جا بود...

محسن

عالی بود ... این آدم شخصیتش فوق العاده عالی بود.

وحید

اشاره نیش دار به حضور پلیس هم داشت...جایی که نباید باشه بود و جایی که باید باشه نیست!!!

حمید

عجب فیلم قشنگی بود. من که کلا برنامه آپارات رو نگاه نمی کردم ولی از همون اوایل بخش این فیلم جذب داستان و فیلم و شخصیت حسین شدم... واقعا چنین کیفیت بالای فیلم نامه و کارگردانی و تصویربرداری در سال ۱۰ سال پیش جای تحسین داره.

پیدا

در ضمن، 'مهران رجبی' در سال ۱۳۸۲، (سال ساخت فیلم) هنوز بازیگر نقشهای تیپیکال در سریالهای کمدی و فله ای تلویزیون نشده بود. او خود از زمره ی نابازیگران بود و زمانی که کشف شد، گزیده کار بود. و تنها در یکی دو فیلم با ارزش نقشی داشت...بنابراین نظر آقای زراعتی در این مورد هم درست نبود.

ارشید

از دیگر نکاتی که در این فیلم توسط کارشناسان به آن اشاره شد ولی به خوبی تحلیل نگردید وجود صدای پرنده در بخش هایی از فیلم بود که در سکانس منزل حسین آقا به طور واضح صدا شنیده شد( صدا متعلق به نوعی بلبل است که مختص مناطق جنوبی می باشد و به نوعی یادآور مناطق عملیاتی و دوران جنگ می باشد به نحوی که در فیلم شیدا به کارگردانی کمال تبریزی از آن بارها استفاده گردید) در سکانس منزل حسین آقا صدای پرنده شنیده شد پس ازبرداشتن پارچه سفید از روی قفس که استعاره از حفظ و نگهداری خاطرات توسط هنرپیشه بود صدای خواهش زنی شنیده میشد که نیروی انتظامی مرد خانواده را به بیرون از منزلش میبرد که این سکانس شبیه ورود دشمنان به یک منطقه مسکونی بود تا نیروی انتظامی که وظیفه حفظ نظم را دارد و سپس سکوت عمیق و فکر برانگیزحسین آقا را نشان داد که گویای خیلی از مسائلی بود که بیننده را به قضاوت فرا میخواند.

بیتا

اون قسمت که لباس هاشو حتی تو حمام اون آدم پولدار آویزون نمی کنه خیلی تکان دهنده و عمیق بود.

اکبر

این یکی از بهترین فیلم هایی بوده تا به حال دیدم. فیلمی بود که واقعیت جامعه رو نشان میده به قول معروف هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند !!!

کیارش

واقعا فوق العاده بود. فیلم کاملا واقع بینانه و بدون کوچکترین بزرگ نمایی و کوچک نمایی و البته کاملا بدون استفاده از ابزار شعار به بیان واقعیت هایی اجتماع می پردازد, واقعیتهایی که کاملا کتمان ناپذیرند و جز وزارت ارشاد و ممیزی ایران هیچ کس و هیچ نهادی نمی تواند چنین فیلمی را سیاه نمایی قلمداد کند که شاید واقع نمایی محض بتوان قلمداد کرد....و البته داستانی فوق العاده و با اینکه بیننده از پایان فیلم با خبر است با هیجان کامل داستان را دنبال می کند و فیلمبرداری عالی که خیلی دقیق زاویه های دیدی را انتخاب می کرد که کاملا با فکر و حساب شده بودند. چیزی که تو فیلمهای پناهی خیلی جالبه اینه که از بازیگران آماتور فوق العاده ترین بازی های ممکن رو میگیره.

مصطفی

فیلم واقعیت جامعه ایران را نشون داد ولی چه فایده چون هیچ آدم مسئول و دلسوزی تو این جامعه نیست.

نیما

فیلم جالبی نبود. اتفاق خاصی رخ نداد که حسین آقا به خاطرش دست به سرقت مسلحانه بزنه. شکاف طبقات اجتماعی تو ایران خیلی بیشتر از چیزیه که آقای پناهی نشون داد.

پیرنیا

در اینکه فیلم در کل یک فیلم با ارزش و قابل تحسین هست تردیدی نیست. فیلمی قوی با نشانه های ملموس از واقعیت جامعه ایران. فیلم به نوعیی هم به سینمای کیارستمی نزدیک هست و هم مستقل از اون روایت خودش رو داره. شخصیت های تودار که داستان زندگی روشنی ندارند ، حرکت در دل جامعه و تایم زیادی در فیلم که نقش اول سوار بر وسیله است.

سبحانی

آقای طاهباز بعنوان کارشناس با دو نکته به اشتباه اشاره کردند که باعث شد سطح نقد فیلم و پایین بیاره، اول اینکه حسین بهیچ عنوان حتی به اشاره ای کوچیک هم بعنوان دزد یا خلافکار مطرح نشد ،چیزی که آقای طاهباز اصرار داشتند! بلکه مردی پاک و غنی بودند که آقای زراعتی گفتند و به نیک اشاره کردند که حسین فقط تحقیر و تحمل نمی کرد... و در جای دیگه در مورد حضور پلیس که حسین از خانه خود ماجرا رو می دید اونجا آقای طاهباز تحلیل کردن به گرفتار شدن خودش فکر کرد!!! در حالیکه که حسین فردی درستکار بود و شکی به خود نداشت که چنین فکر کنه و در اون صحنه باز حضور وحشت افزای پلیس که خبر از حادثه ای بد رو می داد و مظلومیت ملت در برابر پلیس فریاد و فغان زنان کنار مرد دستگیر شده...

اشکان

کنار قرار گرفتن اون دو سکانسی که حسین اول از خونه خودش بیرون را نگاه می کنه،ب ا اون چار چوب قدیمی پنجره و نمایش فضای تاریک بیرون و نمایی که از پنجره خونه شخص پولدار حسین به بیرون داره، واقعاً تاثیر بر انگیزه.

بهمن سلطانی

این فیلم یه شاهکاره و جای حرفهای بسیاری داره. داستان فیلم، زاویه دوربین، نگاههای بی کلام بازیگران که خود گویای داستان هستند هرچه بیشتر به درک واقعیت های جامعه و اختلاف طبقاتی اشاره می کنند، کاراکتر حسین آقا واقعا خود گویای بسیاری از واقعیتهای عینی است. البته نکته مهم اینجاست که کاراکتر حسین آقا در دنیای واقعی هم همین است: یک پیک پیتزا به نام حسین که از بیماری اسکیزوفرنی پارانویید رنج می برد. امیدوارم فروش این فیلم در سطح جهانی توانسته باشه بخشی از رنجهای حسین آقا رو کاهش بده یا دست کم مشکلات مالی زندگی اش رو کاهش داده باشه.

آناهیتا

یه نقد دیگه از فیلم جعفر پناهی: از عنصر صدا خیلی استفاده کرده بود به خصوص صدای تکرار شونده ی دزدگیر ماشین. به نظرمن شهر نشینی و تحولات اون رو و تغییرات عظیم مردم و جامعه بعد از جنگ رو نشون میداد.

آرش

هنوز هم 'طلای سرخ' بهترین فیلم جعفرپناهی‌ست.در مورد انتخاب مهران رجبی که بازیگری حرفه‌ای محسوب می شود در فیلمی اساساً استوار بر نابازیگران، فکر می کنم پناهی تعمد داشته تا از این طریق تصویر رسمی، آرمانی و کلیشه 'حاج آقای فرمانده' را حاصل کار بازیگرانی حرفه‌ای و نه آدمهایی از جنس باقی آدمهای فیلم به تصویر کشد...واقعیت آن چیزی نیست که به ما نشان داده شده بلکه این تصویری خیالی ساخته دستگاه تبلیغات نظام و بازیگران آن است. 'حسین آقا' بدون تردید یکی از ماندگارترین شخصیت های سینمای ماست. ممنون که دوباره لذت دیدن این فیلم را مهیا کردید.

سامان

فیلم زیبایی بود. کارهای جعفر پناهی رنگ خاصی داره. از سکانس های فیلم به سادگی عبور نمیکنه و با مفهوم فیلم کاملا یکسانه، بازیگرانی آماتور که حرفه ای نقش را ایفا می کنند. جایگیری دوربین در نقاط خاص، دیالوگ هایی تاکید وار مثل کلمه ی حسین 'آقا' که منظورش این بود که حسین آدم خوبیه و .... ممنون از آپارات بابت پخش فیلم های استاد پناهی.

بهرام

فیلم بسیار زیبا و قابل بحثی بود که برای چندمین بار دیدم در صحبتهای دوستان تقریبا نقدی شد برای انتخاب آقای مهران رجبی بنده فکر می کنم احتمالا دلیل انتخاب این می تواند باشد که زمان ساخت فیلم آقای رجبی خیلی کم شناخته بود و کسی ایشان را نمی شناخت بعدها ایشان نقشهای متفاوت بازی کردن و شناخته شدن.

مصطفی

یک مطلبی آقای طاهباز گفتند راجع‌به کاراکتری که مهران رجبی بازیش می‌کنه. گفتند مهران رجبی انتخاب بدی بوده برای این نقش چون به واسطه‌ی عقبه‌ی ذهنی که تماشاگر از رجبی در فیلم‌های طنز داره، مهران رجبی به عنوان حاج آقا براش قابل پذیرش نیست. مثل اینکه فراموش کردند فیلم سال ۸۲ ساخته شده. رجبی در اون سال ده-یازده تا فیلم و چندتا سریال بازی کرده بود که چندان طنز هم نبود و بعد از مدتی به اون سمت رفت. و به پناهی چه که رجبی بعدش چیکار کرد.

سید نورالله

از انتخاب این فیلم برای ما بینندگان بسیار ممنون و سپاسگزاریم. درود به آقای جعفر پناهی که تلاش و زحمات او را در حالی می بینیم که گویا در زندان هستند و چنین متفکرانی خیلی راحت روی اسمش ضربدر میزنند و او را از همه حقوقش محروم و در حقیقت ما ملت از وجود این اندیشمند محروم هستیم . روا نیست این گونه اساتید که مشکلات و معضلات جامعه را بیان و برای تک تک این معضلات راه حل می گذارد . چقدر این حسین آقا نقش خود را خوب و استادانه بازی کرد ساده بی تکلف و ژست. واقعا استادانه نقش خود را بازی کرد. البته کارگردان محترم با تلاش و فکر خود از تمام توان بازیگر بهره گرفت و این شد که فیلم خوبی از آب در اومد . چرا از فیلمنامه او حرف نزنیم: فکر کنم آقای کیا رستمی بود این دیالوگ ها را با عینیت جامعه و برخورد با یکدیگر و فریم به فریم. عالی بود. البته همین آقایی که در ترک موتور حسن اقا نشسته مصنوعی یا خوب از کار در نیامد. ولی یک کارتن خواب یک صحنه ۱۰ ثانیه ای بازی کرد و چقدر استادانه پیتزاها را از صحنه تصادف جمع می کند و بسرعت صحنه را به جایی که آتش روشن است میرود. به زیر پل ....وای وای یک صحنه دارد و ان موقعی که حسن آقا از جواهر فروشی در می آید و دست می اندازد و کراوات را باز می کنه و آن صحنه چشم هایش آدم را میبرد به جبهه و کسانی مثل آن. حاجی که پیتزا را می گیرد و به او انعام می دهد و وضع زندگی آن حاجی و حسین آقا بیسیم چی جبهه ....

آفای پناهی دستت درد نکند .ممنون.

فرناز

این فیلم واقعا عالیه!!!!!بازیه شخصیت حسین عجیب قشنگه. بازی حسین همون اول فیلم آدمو روانی می کنه! برای من خیلی جالب بود.

مهران

این یکی از فیلمهای جعفر پناهی رو هر وقت می بینم منو خیلی تحت تاثیر قرار میده، بازیها دکوپاژ ، فیلمبرداری کارگردانی واقعا فیلم تاثیرگذاریه.

امیر

فیلم واقعا زیبایی بود. می تونم بگم از لحاظ ریتم شبیه خیلی از فیلمهای آقای پناهی نبود. ایده و اجرای خیلی زیبایی داشت و با نکات فنی ریز و دلچسب. حتی برای تماشاگر عامه هم کشش داشت.

زهرا

بسیار زیبا و باور پذیر بود. برخلاف فیلم های کیارستمی که همه نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنن و همیشه برای تعدادی خاصی از افراد است فیلم های پناهی برای همه است. حیف که این فیلم و فیلم دایره هرگز نتوانستند در سینماهای ایران اکران شوند تا لذت تماشای آن نصیب همه شود

نیما

افسوس که خیلی جاها بازیگرها با دیالوگهای اضافی همه چیز رو لو میدادند. ولی بسیار زیباست. بار سوم بود که دیدمش.

مریم

جالب بود ولی بازیگر اصلی خیلی مصنوعی بازی می کرد البته کشش خودش را داشت ولی صحنه دعوت از او برای ورود به یک خانه شیک اونم وقتی که طرف مرتب داره با تلفن صحبت می کنه و اصلا کاری نداره که حسین چه کار می کنه که این سکانس غیر واقعیه. شاید هم برای اینه که من کلا رئالیسمم.

کبری

این فیلم عالی بود. یک روایت رئالیستیِ کم نقص. سخت بشه شخصیت نامتعرف فیلم رو فراموش کرد. تلخ...زخمی...خسته...گیج و گم. حیف هیچ وقت اکران نشد تا بیشتر دیده بشه.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط