«هفتمین سالگرد»

Image caption می گویی نه؟ برو یونان، از «آنتونیس ساماراس» بپرس تا به ت بگوید که در مملکتش امروز «آنتونی کویین» خیلی معروف تر از «نیکوس کازانتزاکیس» و «سوفوکل» است.

سلام. شمارۀ نامه هام رسید به سیصد و شصت و چهار. یعنی الآن هفتمین سالگرد «نامه ای از لندن» است و می بینم که جسمم دادش در آمده است، که:

«وِلم کن بروم پی کارم، بابا! خسته شده ام! تا کی می خواهی بارِ سنگینِ چیزی را بکشم که به ش می گویی «روح»! توی این هفتاد و نه سالی که بارکش روح تو بوده ام، سنگینیِ روحت هر سال هزار برابر شده است! می فهمی چی می گویم؟»

امّا من، با همۀ حقّی که به جانب جسمم می دانم، گوش به حرفش نمی دهم، چون احساس می کنم که «روح»ی که من توی این جسم پرورده ام، خستگی سرش نمی شود و اگر زهوار جسم به زودی در نرود، و روح مرا به هدر ندهد، در سال هشتم هم، هفته ای یک بار صدایم را به گوش و چشم شما خواهم رساند.

این از طرف من! حالا باید دید، از طرف شما، یکی هست که صدایش در بیاید و یک خسته نباشی به این بندۀ حقّ بگوید؟ یا یکی هست که صدایش در بیاید و بگوید: «بابا، برو دراز بکش، آسمان را تماشا کن! توی این دور و زمانه کی حوصله دارد به حرفهای تو گوش بدهد!»

Image caption می گویی نه؟ برو ایتالیا، از «سیلویو برلوسکونی»، نخست وزیرِ سابق امپراتوری رومِ اسبق بپرس، تا طوطی را برایت به دهن قند بگذارد.

و یکی دیگر که بگوید: «حرفهای خیلی گُنده تر از تو ها را همه فراموش کرده اند! می گویی نه؟ برو یونان، از «آنتونیس ساماراس» (Antonis Samaras -۱) بپرس تا به ت بگوید که امروز، محض رضای «زِئوس» (Zeus - ۲) یک یونانی هم پیدا نمی شود که برود، ببیند، جدّ اعلایش، افلاطون، از قول استادش، سقراط، چیها گفته است!»

و یکی دیگر که بگوید: «بله! بله! یا برو ایتالیا، از «سیلویو برلوسکونی» (Silvio Berlusconi)، نخست وزیر سابق امپراتوری روم اسبق بپرس، تا از پشت کوه اتّهاماتِ رابطه با «مافیا»، حساب سازیهای نادرست، تقلّبهای مالیاتی، آمیزش با فاحشه های نابالغ، و رشوه دادن به افسران پلیس و قاضیهای دادگستری، به ت بگوید: «والله من ژوپیتر موپیتر (Jupiter - ۳) سرم نمی شود. این «مارکوس اورلیوس» (Marcus Aurelius-۴) هم که می گویی، اگر طرّاح مُد بوده است که من باید بشناسمش، امّا تو می گویی یکی از بهترین امپراتورهای روم بوده است و یکی از فیلسوفهای بزرگِ ... چی گفتی ... رواقی؟ و می گویی کتاب «تأمّلات»ش (۵)هنوز هم خواندنی و آموزنده است!»

باید به عرضتان برسانم که خودم همۀ اینها را می دانم. اعاظم بخش فارسی بی بی سی هم همۀ اینها را می دانند، ولی اگر قرار می بود که آدمیزاد از انسانیت ناامید بشود، و دمش را پیدا کند، و آن را بگذارد روی کولش و برگردد به جنگل، زمین حالا هزاران سال بود که بی حجّت مانده بود! چی دارم می گویم! مگر آدمیزاد در کرۀ زمین جنگلی باقی گذاشته است که وقتی تمدّن خودش را نابود کرد، برگردد به جنگل؟!

Image caption «مارکوس اورلیوس»، امپراتور روم و یکی از فیلسوفهای بزرگِ رواقی که کتاب «تأمّلات»ش هنوز هم خواندنی و آموزنده است.

بگذریم! خلاصه خواستم بگویم که من از نوشتن و گفتنِ «نامه ای از لندن» تا نفس آخِر خسته نمی شوم. اگر شما خسته شده اید، از اعاظم بخش فارسی بی بی سی درخواست کنید که در دکّان «نامه ای از لندن» را تخته کنند!

جواب جسم مرا هم روحم با این حکایت می دهد که «استاد مسگر»، یعنی روحم به «شاگرد مسگر»، یعنی جسمم می گوید: «چرا معطّلی؟ بِدَم!»

شاگرد مسگر می گوید: «از ایستادن و دمیدن خسته شده ام.»

و استاد مسگر می گوید: «بنشین و بدم!»

و شاگرد مسگر بعد از مدّتی باز خسته می شود. استاد مسگر داد می زند: «بدم! بدم!»

و شاگرد مسگر می گوید: «باز هم خسته شده ام!»

و دست آخِر استاد مسگر با تشر می گوید: «تو بدم، بخواب و بدم! بمیر و بدم!»

____________________________________________________

۱- آنتونیو ساماراس، در موقعیت آشفتۀ اقتصاد ورشکستۀ یونان در انتخابات ماه مه ۲۰۱۲ با موفقیت حزب دموکراسی نو، با تأیید کارولوس پاپولیاس (Karolos Papoulias)، رئیس جمهوری یونان، دولت جدید این کشور را تشکیل داد.

۲- زِئوس، در اساطیر یونان، خدای خدایان.

۳- ژوپیتر، در اساطیر روم، همتای زئوس، خدای خدایان.

۴- مارکوس اورلیوس، یا مارک اورل (۱۸۰-۱۲۱ میلادی) : در ویکیپدیای فارسی این طور معرّفی شده است: «از امپراتوران بزرگ روم است. او یکی از پنج امپراتور خوب و یک فیلسوف رواقی است. مارک اورل نمونۀ خوبی برای رویکرد افلاطون در توصیف مزایای شاه-فیلسوف برای تمدن یونان است.»

۵- «کتاب تأمّلات (به انگلیسی: Meditations)‏ را در میان سالهای ۱۷۰ تا ۱۸۰ در حالی که یونان درحال جنگ بود، تالیف کرد.» دربارۀ فلسفۀ رواقیون در ویکیپدیای فارسی آمده است: « مذهبی فلسفی است که به وسیلۀ زنون کیتسیونی (Zeno of Citium) تاسیس شد. نام این فلسفه در زبانهای اروپایی و نیز عنوان رواقی برای آن به این مناسبت است که حوزۀ ایشان در یکی از رواقهای آتن منعقد می‌شد. فالسفۀ رواقی در قرن دوّم میلادی در روم نفوذ یافت و حکمایی مانند سنکا (Seneca)، اپیکتتوس (Epictetus) و مارکوس اورلیوس (Marcus Aurelius) به آن گرویدند. پیروان این فلسفه رواقیون یا رواقیان خوانده می‌شوند... نظریهٔ رواقیون در طبیعیات اساساً مادّی بود. درنظر آنها هرچه حقیقت دارد مادّی است. توده و مادّه، یا جسم و جان، حقیقت واحد و با یکدیگر مزج کلّی دارند. وجود یکی در تمامی وجود دیگری ساری است. در اخلاق رواقیان فضیلت را مقصود بالذات می‌دانستند و معتقد بودند که زندگی باید سازگار با طبیعت و قوانین آن باشد و می‌گفتند آزادی واقعی وقتی حاصل می‌شود که انسان شهوات و افکار ناحقّ را به یکسو نهد و در وارستگی و آزادگی اهتمام ورزد... فلسفهٔ اخلاقی رواقی تاثیرگذارترین جریان اخلاقی- فلسفی در طول تاریخ است...»

مطالب مرتبط