'قطعه ناتمام' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'قطعه ناتمام' ساخته مازیار میری به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم 'قطعه ناتمام'

یک محقق جوان موسیقی برای تحقیق و گردآوری موسیقی محلی زنان در دوره ای که آواز خواندن زنان غیر مجاز شمرده می شود دست به سفری تحقیقاتی در ایران می‌زند، این موضوع فیلم قطعه ناتمام ساخته مازیار میری است.

فیلمنامه 'قطعه ناتمام' را کامبوزیا پرتوی نوشته و داستان زندگی شخصی به نام فرهاد است که برای جمع آوری موسیقی محلی زنان خراسانی راهی زادگاهش می شود. او در طول سفر متوجه می شود که تنها صدایی که از زنان به گوش می رسد، آوای لالایی برای کودکان و مرثیه سرایی در مرگ عزیزانشان است. اما تنها کسی که می تواند بخواند خانمی به نام جیران است، که مدتی است که ناپدید شده و تنها کسی که از او خبری دارد پسرش رسول است. فرهاد به دنبال خانواده جیران می گردد و اتفاق هایی مختلفی در طول فیلم رخ می دهد.

ویژگی فیلم

فیلم 'قطعه ناتمام' یک قطعه کاملی از یک معضل اجتماعی در ایران است، فیلمی جسورانه درباره یکی از عمده ترین معضلات موسیقی ایران.

قطعه ناتمام در سالهای دوره معروف به اصلاحات ساخته شده است. فیلمساز با نزدیک شدن به خطوط قرمز درباره صدای زن، موسیقی و تعصبات جامعه سنتی به خوبی توانسته داستان را پیش ببرد. آقای میری به خوبی توانسته از نمادها استفاده کند و پیام‌اش را به مخاطب منتقل کند . داستان فیلم از چند لایه تشکیل شده و داستان تلخ موسیقی در ایران را با دنبال کردن یک درام عاشقانه به خوبی روایت کرده است.

درباره کارگردانان

Image caption مازیار میری

مازیار میری از سینماگران شناخته شده ایران است. او از دانشکده صداو سیما فارغ اتحصیل شده است و سال ها به عنوان تدوینگر با سریال ها و برنامه تلویزیونی همکاری داشته است. مازیار میری بعد از ساخت چند فیلم کوتاه ، در سال ۱۳۷۹ اولین فیلم بلندش را به نام قطعه ناتمام کارگردانی کرد. این فیلم زمینه موفقیت های بعدی مازیار میری را فراهم کرد. آقای میری در سالهای اخیر فیلم هایی مثل سعادت آباد، حوض نقاشی و به آهستگی را ساخته و با فیلم هایش جوایز متعددی را از جشنواره های داخلی و خارجی کسب کرده است.

خلاصه ای درباره فیلم هفته گذشته 'نامه های باد' ساخته علیرضا امینی

Image caption نمایی از فیلم 'نامه های باد' ساخته علیرضا امینی

این فیلم شرح حال دخترانی است که خودشان را به هر دری می زنند تا بازی فوتبال بین ایران و بحرین را در ورزشگاه آزادی تهران ببینند. آنها با لباس مبدل سعی می‌کنند وارد ورزشگاه شوند اما اجازه ورود پیدا نمی کنند و توسط نیروهای کمیته آن سالها، دستگیر می‌شوند. سربازان می خواهند آنها را به کمیته منتقل کنند اما در راه اتفاقات دیگری می افتد.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

یونس

فکر نمی کردم آقای امینی این قدر فیلم اولش خوب باشه حتی بهتر از فیلم آخرش(انتهای خیابان هشتم).

رامین

فیلم عملا به شعور مردم ایران به خصوص غیر تهرانی ها توهین کرد. البته به نطر من بیشتر از مردم غیر تهرانی به خود سازندهاش و کوتاه نگری انها توهین کرد.

مهدی

نویسنده و کارگردان احتمالا از خدمت معاف شده بودن خشم شب واسه سپاهه نه ارتش. یه کم هم اغراق شده بود یکی ندونه تصور میکنه فقط بچه های شهرستان میرن خدمت در کل بد نبود.

مهرداد

زیبا دغدغه جنسی زمان خود را نشان داده که الان هم گریبانگیر جامعه ما هست امابه گونه دیگر. تصویربرداری نیز عالیست، بازی خوب کشیدن از نابازیگران نیز ازمشخصه های دیگر فیلم بود.

داشاکل

قبل از هر چیز از شما برای به نمایش در آوردن آثار کمتر دیده شده که اتفاقاً باید بیشتر دیده شوند تشکر می‌کنم.

اما نامه‌های باد، حقارت و حماقت توده‌های به بند کشیده شده، اجباری پذیرفته شده از جانب توده‌های ضعیف و در عین حال زورگو در نوبه خودشان برای قربانی کردن شخصیت انسانی به همراه دوسال از پر بارترین سالهای جوانانشان همراه با آزار و اذیت.

تعجب اینجاست که در برابر این همه تلاش فیلمساز شما با یک لبخند ساده لوحانه از خاطرات دروغین و شیرین سربازی سخن می گویید.

حسن از شیراز

من بالای پنجاه سال سن دارم و معاف پزشکی هستم بسیار دوستان سرباز داشتم کاملا شبیه همین سربازها اما تا پیش از دیدن این فیلم از نا هنجاری هایی که در دوران آموزشی سرباز ها با آن روبرو می شوند با وجود شنیدن آنها از خود آنان برایم گنگ و در هاله ای از ابهام بود و توجه آنان به صدای زن نه برای آنکه آنها شهرستانی هستند بلکه در محیطی که زن نه دیده می شود نه صدای آنها شنیده می شود مردها این عکس العمل را نشان می دهند .

مینیاتور

فیلم نامه های باد مسائل سربازی را خیلی با اقراق به تصویر کشیده شده و باز هم متاسفانه منتقدین برنامه به جز به به و چه چه برای فیلم حرف دیگری نداشتند! من خودم در مرکز آموزش انفرادی ۰۵ کرمان دوره آموزشی گذروندم، لازمه که به مسایلی در این مورد اشاره کنم: با ورود سربازان به پادگان تمامی جزییات بازرسی میشه و عملا وارد کردن واکمن به این بزرگی کاری غیر ممکن و اگر هم ممکن باشد به شکلی که در فیلم تصویر شد کاملا ضعیف بود. هیچ سربازی حق رفتن به دستشویی نداره. و برای این کار همه به خط شده و با نظارت و به نوبت وارد دستشویی شده و فقط ۵ دقیقه اجازه ماندن دارند. و جمله ببخشید من میتونم برم دستشویی، که در فیلم گفته شد عملا با برخورد شدید سر گروهبان مسوول و حتی استفاده از الفاظ رکیک پاسخ داده می شود (نه اینکه: بله برو اون پشته!). و اما در تمام طول روز این قدر فعالیت بدنی و دویدن و بشین پاشو و ... که در فیلم هم بود انجام میشه که با شیپور خاموشی همه مثل جنازه روی تختهاشون دراز میشن و اصلا گوش دادن به واکمن کذبه محضه چون اصلا نایی برای این کار نیست و فکر کردن به دخترها در پادگان اصلا وقتی براش نیست مگه اینکه کسی نامزدی داشته باشه. نه اینکه با چندتا صدای ضبط شده بخواد وقتش رو بگذرونه. تمام تختها مرتب شده و ورود هیچ سربازی در طول روز به آسایشگاه مجاز نیست و عملا فقط برای خوابیدن میشه روی تختها دراز کشید تنها روزهای تعطیل سربازان به کارهای شخصی رسیده و میتونند هرجور که دلشون میخواد روی تختهاشون دراز بکشن و رقص و بریز بپاش داشته باشن. در آسایشگاه کوچکترین صدایی با تنبیه گروهی جواب داده میشه. ضمنا تنبیه سربازان ورودی که هنوز لباس تحویل نگرفتن (لباس شخصی) دروغه محضه. با ورود سربازان به پادگان در انتهای روز اول همه به خط شده و باید به ترتیب در مخابرات پادگان به خانواده زنگ زده و حضور خودشون رو اعلام کنن. این کار اجباری و حتی اگه کسی نخواد زنگ بزنه به زور مجبورش میکنن که به یه جایی زنگ بزنه و حضورشو در پادگان اعلام کنه. با این حساب اصلا صدا ضبط کردن و فرستادن کسی که بخواد بره و صداها رو به خانواده ها برسونه کذبه محضه. مخابرات در پادگان موجود است (باتوجه به سال تولید فیلم). کلیه تنبیهات و رزمهای دشوار و سختیها و حتی برخوردهای بد و رکیک با سربازان امری عادی بوده و در دوره سربازی بسیار استفاده میشه و میشه گفت از سیاستهای خدمت به شمار میاد که خب بایدم اینجوری باشه (خونه عمه که نیست). در کل من فکر می کنم فیلمساز یا اصلا به سربازی نرفته یا می خواسته مسائلی رو بیان کنه که به چشم بیاد و خیلی غیر واقعی انجام شده. بازیها دلچسب نیست و فیلم خسته کننده است. فیلمساز با هر هدفی که این فیلم را ساخته موفق نبوده و البته می توان بخاطر زحماتش خسته نباشید به او گفت. با تشکر

شمس الدین

به نظر من کارگردان مشاور نظامی ضعیفی داشت. نظم در ارتش حکم فرماست. بطور مثال زمان خاموشی پوتین ها می بایست جلوی تخت تو یک ردیف باشند. کلا سیستم بی نظمی سپاه را به ارتش انتقال دادن. ضمنا شهرستانی ها آنقدر کمبود ندارند. به نظر من بینندگان این فیلم بیشتر آقایون بودن تا خاطراتشان زنده شود. مثل خودم که سال ۶۷ دو سال همین پادگان بودم.

محمد ابراهیم

فیلم فوق العاده ای بود. کارکتر فرامرز بسیار عالی بود به نظرم به خوبی بازی می کرد. (مخصوصاً این دیالوگ:یک هفته اصلاً تو خودم نبودم.... )

رضا

سکانسهایی که تقی در تهران بود و توسط دیگران تحقیر می شد واقعا عذاب آور بود.

مجتبی

وقتی این فیلم رو تماشا می کردم تمامی خاطرات خدمتم برام تداعی شد. بسیار خندیدم و لذت بردم. براستی چه دورانی بود.

آرمان

آدم را یاد دوران مزخرف سربازی می اندازه و عقده حقارت یک سری آدمهای که معمولا انتقام خودشون را سر سرباز خالی می کنند به عنوان نظم و ترتیب .. به عنوان لیسانس وظیفه دو سال از عمر م بر باد رفت بدون هیچ نظم و ترتیبی و بدتر اینکه در این دو سال امکان کاریافتن هم کمتر شد ...!

سجاد

خب این فیلم، از معدود فیلم هایی است که به فضای مردانه و خشن پادگانی که پر هست از تحقیر و تبعیض پرداخته است. البته مسئله تبعیض در این فیلم کم رنگ است، ولی در واقع فضای پادگانی و اجباری بودن آن سرشار است از تحقیر، خصوصا در دوره ای که برخی می توانستند این فضا را معامله کنند با پرداخت حداقل پولی که قشر وسیعی از جامعه ناتوان از پرداخت آن بود و هیچ گاه نکبت فضای فرمایشی و سرشار از تحقیر سربازی را تجربه نکنند، این فیلم به نوعی رابطه محرومیت و فقدان امکانات را با سپری کردن دوره سربازی نشان می دهد، که به نوعی در حال حاضر هم ادامه دارد. این که بسیاری از مردم محروم اند از برخی از مواهب و شادی های زندگی چیزی است طبیعی، اما فضای سربازی و قوانین پادگانی و امری ان این محرومیت را شدت می دهد، و به شکلی سازمان یافته شده از تحقیر نمایان می سازد.

نیوشا

خیلی فیلم خوبی بود. به کارگردانش تبریک میگم به خاطر این همه خلاقیت و توجه به عقده هایی که درون همه ی ما به شکل مختلف در طبقات اجتماعی مختلف وجود داره و کمتر بهش توجه شده.

مهدی

فیلم خوبیه. خیلی سال پیش توی یه کلاس داستان نویسی دیدمش.

سپیده

فیلم خوبی بود، خیلی ساده و شفاف، آوردن دنیای بیرون و زنان به درون سربازخونه فقط با یه ضبط صوت کوچیک!

فرشید

نشون داد که سربازی یعنی برده داری نوین. متاسفانه جامعه در قبال همه خشونتی داره واکنش نشون میده جز خشونتی که توی پادگان ها بر سرباز ها اعمال میشه.

پرویز جاهد

فیلم های اول امینی را بیشتر می پسندم از جمله همین فیلم را.

شکوفه

واقعا عالی و واقعی، ارزش دوباره دیدن هم داره.

بهمن محمدی

فیلم رو دیدم. فیلم جالب و با موضوعی خاص بود. لذت بردم.

حامد

سربازی ارتش همین جوریه واقعا، مخصوصا آموزشی در هر جا فرق داره مثلا یه جای بد نه می گذارند بری مرخصی و نه خونه چون میدونند بری بر نمیگردی. الان توی آسایشگاه دیگه نمیان تیر بزنند بیدارت کنند. معمولا توی اردوگاه که یک هفته هست این کارو میکنند که واسه لیسانس وظیفه ها ندیدم این کارو بکنند. ولی طعم تلخ این مستند به عنوان یک سرباز اونم آموزشی حس می کردم ولی خیلی فیلم قوی نبود در زمان خودش تا حدودی خوب بوده.

شاهین

این فیلم کمی عاری از عناصر سینمایی بود. تکرار‌های مکرر صحنه ی تکراری، فقط با تغییر زاویه‌ی دوربین و سرباز, کمی به طولانی تر شدن فیلم کمک کرد. شاید بهتر بود این فیلم یک فیلم کوتاه می بود.

سعید

البته نسبت به زمان ساخت این فیلم خدمت سربازی راحت تر شده .

مثلا در همین گردان ما موقع باریدن برف تیراندازی را لغو می کردند و امروز به خاطر کمبود بودجه در ارتش مرخصی بیشتر می دهند و سعی می کنند تا هر کس در شهر خودش خدمت کند. تا شب ها به خانه برود.

محسن

خیلی خوب بود. بازی نا بازی گران در سکانس داخلی و به روی تخت عالی و جذاب بود. من داشتم فکر می کردم که چه خوب بازی گرفته. و ساختار رئالیستی به همراه فرم خوب و داستان پردازی و همچنین کارکرد درست اکساسوار به طوری که جزوی از داستان میشه. من خیلی خوشم اومد.

مهدی یادگاری

یک کار متفاوت و نزدیک به واقعیت.

محمد رسام

جدا دوران عجیبیه آدم با یک کسایی دوست میشه که شاید خارج از خدمت شاید خیلی راحت از کنارشون بگذره. فیلم جالبی بود.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط