نمایش 'زرتشت گفت' در موزه موسیقی تهران؛ گفتگو با کارگردان

Image caption به گفته کارگردان، 'زرتشت گفت' سه سال در انتظار اجرا بود تا سرانجام از وزارت ارشاد اسلامی مجوز گرفت

روبرت کوئیتا، یکی از کارگردانان شناخته شده تئاتر اتریش به تازگی نمایشنامه ای الهام گرفته از اندیشه‌های زرتشت و با استفاده مستقیم از جملات اوستا را برای اولین بار در موزه موسیقی ایران به روی صحنه برده است.

این نمایشنامه که "زرتشت گفت" نام دارد به زبان آلمانی تدوین ولی ترجمه فارسی آن روز بیستم اکتبر (۲۸ مهر) در تهران اجرا شده است. به گفته روبرت کوئیتا "زرتشت گفت" سه سال در انتظار اجرا بود تا بتازگی از وزارت ارشاد اسلامی مجوز گرفته و امکان اجرای آن در تالار موزه موسیقی ایران فراهم آمده است.

کارگردان با سابقه اتریشی در مصاحبه با بی بی سی فارسی می گوید چهار سال پیش سفیر وقت اتریش که ماموریتش تازه در تهران شروع شده بود با اشاره به اینکه او سالها با بازیگرانی از کشورهای گوناگون و نمایشنامه‌هایی از فرهنگ‌های مختلف اجرا کرده، از او پرسید آیا مایل است با سفری به تهران، مقدمات اجرای یک تئاتر مشترک با همکاری دست اندرکاران تئاتر ایران و اتریش را فراهم کند؟

در پی این درخواست، روبرت کوئیتا راهی تهران شد تا موضوعی برای یک نمایشنامه مشترک بیابد. در طول جستجوهای این کارگردان در تهران نگاه به یک عکس قدیمی از برج خاموشی (دخمه) یزد در موزه عکس کاخ گلستان که در حدود ۱۱۳ سال پیش گرفته شده، او را چنان تحت تاثیر قرار داد که او در همان لحظه مصمم شد نمایشنامه خود را به زرتشت، زرتشتیان و اوستا اختصاص دهد.

تهران، شیراز، اصفهان و یزد

آقای کوئیتا که در ۱۷ سالگی کتابی درباره زرتشت خوانده بود، دین زرتشتی را می شناخت ولی تا آن زمان راجع به وجود و عملکرد برج‌های خاموشی چیزی نمی دانست.

در طی سفر ۴ هفته ای، روبرت کوئیتا از تهران، اصفهان و شیراز بازدید کرد ولی به گفته او، بالاخره در یزد آنچه را در رویایش می جست، یافت. در یزد او برج خاموشی را که در عکس دیده بود، از نزدیک دید، اگرچه برج‌های خاموشی بیش از ۶۰ سال است دیگر استفاده نمی شوند و بیشتر به محل بازدید گردشگران تبدیل شده اند.

او می گوید برای او یزد که در آن هنوز بخش‌هایی از زندگی سنتی و فرهنگ زرتشتیان در دسترس است، محلی بود که به او کمک کرد الهامی را که تصویر برج خاموشی (دخمه) به او داده بود از نظر تئاتری منسجم سازد.

در همان جا بود که او توانست آنچه را که از آموزه‌های زرتشت می دانست و هسته‌های باستانی فرهنگ و تفکر ایرانی را در قالب نمایشنامه ای مدرن بازآفرینی کند. سفر او به یزد آن طور که خودش می گوید جدی تر از سفر یک گردشگر معمولی بود که برای آشنایی با این فرهنگ تنها به دیدن آتش بهرام در مرکز یزد می رود.

Image caption این نمایشنامه پیش از این، در تهران و به زبان آلمانی اجرا شده بود

دیدار از مناطق زرتشتی نشین حومه یزد، زیارتگاه‌های زرتشتیان و بخصوص دیدار از برج‌های خاموشی در بیابانهای اطراف در کنار مطالعه اوستا و دیگر متون دینی زرتشتیان و همچنین خواندن شاهنامه، این کارگردان تئاتر را مصمم کرد کار مشترکش با بازیگران ایرانی را درباره زرتشت و با جملات اوستا تدوین کند:

"در یزد این شانس را داشتم که مردم مهربان آنجا من را به خانه‌هایشان دعوت کنند و برایم غذاهای سنتی ایرانی بپزند و بعد هم مرا در اطراف یزد بگردانند تا آتشکده‌ها و عبادتگاههای کوچکتر زرتشتی‌ها را ببینم، تا سروهای مقدس، درختهای انار و سنجد را تماشا کنم و همچنین از برج‌های خاموشی در یزد و اطراف آن دیدن کنم که بعضی از آنها وضع خوبی نداشتند."

روبرت کوئیتا می گوید در زمان بازدید از یکی از برج‌های خاموشی بود، که به او الهام شد، همین کف برج می تواند صحنه تئاتری باشد که در آن جملات برگزیده اوستا موضوع گفتگو بین بازیگران شود تا بتواند از دریچه این دین باستانی که او معتقد است زیربنای همه دین‌های بعدی است، نگاه خود به هستی و انسان را بیان کند. در همان بالای برج بود که متون اوستا جلوی چشمانش ظاهر می شدند و همان جا بود که سنگ بنای نمایشنامه اش گذاشته شد:

"در یکی از برج‌ها که فکر کنم گلستان نام دارد، گویی طرح و ساختار این نمایشنامه در چشمان من نگاه کرد (جلوی چشمانم مجسم شد). بیش از سه ساعت روی برج بودم و متون اوستا را جلوی چشمانم می دیدم و همان جا قطعه 'زرتشت گفت' من خلق شد. دیگران فکر کردند من دیوانه شده ام. گفتند که اینجا فقط سنگ و خاک است، شما در طول سه ساعت اینجا چه می بینید؟ من در نقاط مختلفی از دنیا که همه غیر معمول بوده اند، تئاتر اجرا کرده ام ولی این یکی از همه بهتر است."

انتظار سه ساله

بعد از تدوین نمایش "زرتشت گفت"، ترجمه فارسی آن‌را به کمیته بازبینی سپردند تا برای آن اجازه اجرا صادر شود. نمایشنامه باید در ایران و اتریش به هر دو زبان فارسی و آلمانی روی صحنه می رفت، اما صدور مجوز مدت زیادی طول کشید طوری که کارگردان و دست اندرکاران اتریشی از اجرای آن ناامید شدند تا اینکه انجمن ایران و اتریش از کارگردان خواست، قبل از آنکه نمایشنامه در اتریش روی صحنه رود، حداقل یکبار به آلمانی و در محل انجمن در تهران اجرا شود.

برای همین بود که کارگردان دوباره از وین به تهران پرواز کرد و نمایشنامه در تهران به زبان آلمانی اجرا شد. در این میان دیدار روبرت کوئیتا در حاشیه یک جشنواره تئاتر با یکی از مسئولان جدید وزارت ارشاد اسلامی و گفتگوی مستقیم آنها باعث شد صدور مجوز برای "زرتشت گفت" دوباره بررسی و برای اجرای آن به زبان فارسی مجوز صادر شود.

در نمایشنامه زرتشت گفت که در آن هفت شخصیت (زرتشت سیاه، زرتشت سفید، اهورا مزدا، اهریمن، اولین انسان و اولین زن و حاجی فیروز) بازی می کنند یک نگاه فلسفی نو به زندگی انسان از دریچه متون اوستا و آموزه‌های زرتشت می شود. روبرت کوئیتا تاکید می کند که اگرچه در متن، گفتگوی بازیگران عینا از اوستا گرفته شده ولی نمایشنامه راجع به زندگی انسان، درگیری‌ها و مشکلات او با طبیعت و همنوعانش و جستجو برای یافتن راهی برای ادامه زندگی است.

زرتشت خندان

اشتباهی که انسان در کشتن گاو که نماد آذوقه رسانی به انسان است مرتکب می شود، باعث تاخت و تاز اهریمن و موجودات اهریمنی به هستی می شود که دشواری‌های انسان را بیشتر می کند و حالا باید راه زندگی اش را دراین تنگنا با وجود یورش‌های اهریمنی بیابد.

نمایشنامه با ورود مردی سیاهپوش و ناامید که از همه جا مانده و از وطنش رانده است شروع می شود که از خالقش می خواهد به او کمک کند. با نقل قولهایی از اوستا گفتگوی این مرد با خالقش اهورامزدا در مورد هستی و وظایفی که او از طرف اهورا مزدا به عهده می گیرد و طرح مشکلات و درگیری‌ها با موجودات خیر و شر هستی ادامه می یابد.

نمایشنامه "زرتشت گفت" با خواندن سرود نوروزی اولین زن خلقت که داده‌های نوروزی را به بیننده ارائه می کند و سرودهای نشاط آور حاجی فیروز و یک خنده بلند پایان می یابد. خنده که نمایشنامه با آن شروع و با آن پایان می یابد هم به زرتشت برمی گردد.

باور بر این است که زرتشت در هنگام تولد خندان بوده است. در فاصله بین دو خنده در نمایشنامه "زرتشت گفت" تماشاگر در می یابد چگونه با هستی و با همه نیکی‌ها و بدی‌هایش کنار بیاید و چگونه مرگ را در کنار هستی بپذیرد. نوروز که بوسیله اولین زن ارائه می شود نماد لحظه‌ای است که طبیعت مرده باز آفرینی می شود و به انسانی که نیازمند طبیعت است بوسیله زنی که خود نماد باروری انسان است ارائه می شود.

نوروز در این نمایشنامه لحظه‌هایی را ارائه می کند که دشواری‌ها به کنار گذاشته می شود و زندگی از شادی پر می شود. همه اینها نمایانگر این است که کارگردان و مولف نمایشنامه "زرتشت گفت" فرهنگ ایرانی را از آغاز تا امروز زیر ذره بین گرفته است.

کارگردان اتریشی "زرتشت گفت" حالا امیدوار است بعد از اولین اجرای نمایشنامه‌اش در موزه موسیقی بتواند آن را در بهار آینده در یک دوره یکماهه هر شب در یکی از تئاترهای تهران اجرا کند. آرزوی او ولی پیش از همه آن است که این قطعه را به قول خودش به یزد، محل الهام آن بازگرداند و در برج خاموشی گلستان که محل خلق این نمایشنامه بود، به اجرا در آورد.

او که قبلا نمایشنامه‌هایی در هتل، فرودگاه، ایستگاه راه آهن و استخر اجرا کرده، می گوید برج خاموشی محلی بسیار مناسب برای اجرای نمایشی است که گفتگوی بین بازیگرانش، جملات پیامبر باستانی ایرانی و اوستاست.

مطالب مرتبط