مرواریدهای سیاه جشنواره فیلم ابوظبی توزیع شد

Image caption دیوید هاسلهوف، بازیگر آمریکایی، در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم ابوظبی

در ابوظبی از هواپیما که پیاده می شوی، دنیای متفاوتی در انتظار توست؛ دنیایی با ظاهر آراسته، لوکس و تماشایی و البته با تفاوتی عمده بین اهالی امارات متحده و خارجی هایی که خود دو دسته اند: آنها که جهانگرد هستند و برای تفریح آمده اند، و دسته دیگری برای کار. این شهر را یا می توانی دوست داشته باشی، یا از آن متنفر شوی؛ شاید حد وسطی وجود ندارد.

جشنواره ابوظبی که هفت سال بیشتر قدمت ندارد، دقیقا شمایلی دارد به مانند همین شهر: جشنواره ای لوکس و گران، منظم و بسیار دقیق با ظاهر آراسته ای که مثل خود این شهر می توانی دوست اش داشته باشی یا این که گمان کنی اصیل نیست و جایی از کار می لنگد.

اما قطعا این جشنواره بستر مناسبی است برای عرصه سینمای روز عرب از کشورهای مختلف، از مصر تا امارات، که در نهایت چهره کاملی از سینمای این روزهای کشورهای عربی ترسیم می کند.

جز آن محمل مناسبی است برای تماشای برخی از فیلم های مطرح روز جهان که در جشنواره های مختلف به نمایش درآمده و تحسین شده اند و حالا اولین نمایش شان را در خاورمیانه تجربه می کنند.

جوایز جشنواره

Image caption ژائو تائو در غیاب همسرش، ژیا ژانگکه، جایزه بهترین فیلم جشنواره را برای فیلم 'لمس گناه' دریافت کرد

جوایز جشنواره ابوظبی از آن دسته جوایزی است که بسیاری از فیلمسازان و تهیه کنندگان آرزوی دریافت آن را دارند: رقم حیرت انگیز صد هزار دلار برای بهترین فیلم بخش مسابقه و صد هزار دلار دیگر برای بهترین فیلم بخش افق ها و همین طور جوایز هشتاد هزاردلاری و بیست و پنج هزار دلاری برای بهترین های مستند و کوتاه.

اولین برنده خوشبخت امسال کسی نیست جز ژیا ژانگکه برای فیلم "لمس گناه" که امسال برای اولین بار در بخش مسابقه جشنواره کن به نمایش درآمده بود.

فیلم ژانگکه چهار داستان مختلف را در چهار استان چین روایت می کند؛ داستان هایی با خشونت تمام و صحنه های شوک دهنده درباره مردم عادی.

ژانگکه قرار بود در جشنواره حاضر شود، اما به علت بیماری ناگهانی، تنها همسرش در جشنواره حاضر شد؛ ژائو تائو که در فیلم نقش دختر زیبایی به عنوان منشی یک سونا را بازی می کند که تحقیر جنسی او همه چیز را به خشونت می کشد.

از ژائو تائو درباره این خشونت عیان و گاه حتی مهوع می پرسم؛ می گوید به گمان او: "ژانگکه می خواهد به ما بگوید که در جهان ما خشونت وجود دارد. لمس گناه بر ضد خشونت است."

جایزه ویژه هیئت داوران به فیلمساز کرد عراقی، هینر سلیم رسید که در جشنواره حضور داشت؛ برای فیلم "سرزمین تلخ شیرین من" با بازی گلشیفته فراهانی که مانند سال قبل، او هم میهمان جشنواره بود. این جایزه پنجاه هزار دلاری دومین جایزه بزرگ این بخش بود که به این فیلم شبه وسترن درباره نبرد خیر و شر در کردستان امروز تعلق گرفت.

مروارید سیاه بهترین فیلم جهان عرب به فیلم در "شن های بابل" (محمد جبار الدراجی) رسید و جایزه بهترین کارگردان جهان عرب هم از آن مرزاک آلوش برای فیلم "بالای پشت بام ها" شد.

جایزه بهترین بازیگر زن به جودی دنچ برای بازی شگفت انگیزش در "فیلومنا" تعلق گرفت و بهترین بازیگر مرد به دیه گو پرتی.

Image caption هیام عباس جایزه مروارید سیاه دستاوردهای حرفه ای را دریافت کرد

در بخش افق های نو، جایزه اصلی نصیب فیلم "طبیعت بی جان" ساخته اوبرتو پازولینی شد و بهترین فیلم جهان عرب به دیگر فیلمساز کرد، هشام زمان برای فیلم "پیش از بارش برف" رسید؛ فیلم خوش ساخت دیگری درباره تعصب و غیرت در کردستان که پای شخصیت هایش را به اروپا می کشد.

جایزه بهترین مستند به فیلم "این پرنده ها راه می روند" ساخته عمر مولیم و بسیم طارق از پاکستان رسید.

'انقلاب دزدیده شده من'

یکی از دیپلم های افتخاری این بخش نصیب ناهید پرشون سروستانی شد برای فیلم "انقلاب دزدیده شده من" که حکایت های چند زن از دوره زندان در دهه شصت در ایران را روایت می کند.

ناهید پرشون سروستانی که در جشنواره حضور داشت، برای گرفتن جایزه اش بر روی صحنه حاضر شد و گفت: " سی سال پیش که به عنوان مبارز سیاسی از ایران فرار کردم، به دوبی آمدم و دو سال در آنجا به شکل غیرقانونی زندگی کردم و حتی دستگیر شدم. حالا جالب است که به من جایزه می دهند!"

جایزه یک عمر فعالیت هنری به هیام عباس بازیگر فلسطینی تعلق گرفت که در فیلم های مختلفی از جیم جارموش تا جولیان شنابل ایفای نقش کرده است؛ همین جایزه نصیب فارست ویتاکر هم شد.

نکته عجیب درباره جوایز جشنواره، نادیده گرفتن "آیدا" ساخته درخشان پاول پاولیکوفسکی از لهستان بود که به تازگی جایزه بهترین فیلم را در جشنواره لندن از آن خود کرد.

در بخش مسابقه فیلم های کوتاه، یک فیلم از ایران هم حضور داشت که نصیبی از جوایز جشنواره نبرد: "خاطرات انقلاب بهمن عاشق لیلا" ساخته فرحناز شریفی که از ترکیب یک مجموعه عکس در کنار هم و روایت قصه از سوی کسی که در تظاهرات سال ۵۷ در خیابان کشته شده، سعی دارد شیوه متفاوتی را تجربه کند که بیشتر به ویدئوآرت نزدیک می شود.