'بوی کافور، عطر یاس' در آپارات

به روز شده:  18:05 گرينويچ - چهارشنبه 06 نوامبر 2013 - 15 آبان 1392

'بوی کافور، عطر یاس' در آپارات

'بوی کافور، عطر یاس' در آپارات

'بوی کافور، عطر یاس' در آپارات این هفته به نمایش در می آید.

تماشا کنیدmp4

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش ویدیو با ویندوز میدیا پلیر

این هفته در آپارات فیلم 'بوی کافور، عطر یاس' ساخته بهمن فرمان آرا به نمایش در می آید.

فیلم 'بوی کافور، عطر یاس' روایت کارگردان قدیمی است که بیست ساله فیلمی نساخته‌ و تنها به او اجازه داده شده فیلمی درباره مراسم تدفین خودش بسازد. این قصه، کما بیش اتفاقی هست که برای خود بهمن فرمان آرا در بعد از انقلاب ایران اتفاق افتاد. او با فیلم بوی کافور، عطر یاس تولدی دوباره در سینمای ایران پیدا کرد.

شناسنامه فیلم

رضا کیانیان در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس ساخته بهمن فرمان آرا

رضا کیانیان در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

نویسنده و کارگردان: بهمن فرمان آرا
تهیه کننده: مرتضی شایسته
بازیگران: ابراهیم آبادی، داریوش اسدزاده، فیروز بهجت محمدی، ولی اله شیراندامی، حسین کسبیان، رضا کیانیان، مهتاج نجومی، پریوش نظریه، رویا نونهالی، بهمن فرمان آرا، محمد کنی، ملیحه نظری، لوریک میناسیان، یحیی آذرنوش، برادارن چیپالی، مرتضی ضرابی، لقمان نظیری، اسداله یکتا، عادل بیک زاده، محمد ابهری، نیما گرگین، رحمان حسینی، اصغر بیچاره، لیلا پایانی، اشکان خشایی، حسین افشار، لقمان حمزه ای، مجید توکلی، علی محمد مرادی، محمد رضا مرادی، مرضیه راسخ، داود تک فلاح، علی شهیدی پور
مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری
تدوین: عباس گنجوی
موسیقی: احمد پژمان
طرح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی
صدابرادری و صداگذاری: پرویز آبنار
مدیر تولید: محمد نشاط
طراح گریم و اجرا: مهرداد شکرآبی ، عاطفه رضوی
سرمایه گذاران: فضل اله یوسف پور و هدایت فیلم
برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: مانفرد اسماعیلی
دستیار کارگردان: امیر حسین کاوه
گروه کارگردانی: ساسان پسیان، امیر مداح
منشی صحنه: لیلا پایانی
عکس: علی نیک رفتار
گروه فیلمبرداری: بهزاد دورانی، عباداله به افروز، فرخ کاشانی، بابک جایز، سهیل کمالی
زمان: ۸۹ دقیقه
سال ساخت: ۱۳۷۸

خلاصه داستان

نمایی از فیلم  بوی کافور، عطر یاس ساخته بهمن فرمان آرا

نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

بوی کافور، عطر یاس روایت کارگردانی است به نام بهمن فرجامی که پس از سالها می خواهد به سفارش یک شرکت ژاپنی فیلم مستندی درباره آداب و رسوم مرگ در ایران بسازد.
فرجامی که خود مر گ اش را نزدیک می بیند ، با توجه به ماجراهایی که با آن مواجه شده تصمیم می گیرد که فیلم اش را درباره مرگ خودش بسازد و مقدمات آن را فراهم می کند و هماهنگی لازم را با افراد و جاهای مختلف انجام می دهد.
در همین حال خبر مرگ دوست نویسنده اش او را شوکه می کند و باعث ایست قلبی او می شود. روز بعد بهمن فرجامی وقتی از خواب بیدار می شود، متوجه می شود که مرده و همه دوستان و بستگان و گروه فیلمبرداری برای مقدمات اجرای مراسم خاکسپاری در خانه او هستند ، او مشاهده می کند هیچ چیز سرجایش نیست و همه مراسم از نگاه او اشتباه است. ناگهان تلفن زنگ می زند و فرجامی با خبر می شود که نوه دار شده است و همه آنچه اتفاق افتاده تنها یک خواب بوده است .

ویژگی فیلم

فیلم یک خودنگاری در چند پرده است. فیلمنامه ای مدرن و ضد کلیشه دارد و در عین حالی که یک فیلم شخصی و حدیث نفس هست، فیلمی هست درباره همان دوران با اشاره ای به اتفاقات و آدم هایی واقعی. فیلم از یک کارگردانی درخشان بهره می گیرد و برنده ۸ سیمرغ بلورین از جمله سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی از جشنواره فجر شده است.

درباره کارگردان:

بهمن فرمان آرا کارگردان فیلم عطر یاس، بوی کافور

بهمن فرمان آرا

بهمن فرمان آرا در سوم بهمن ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در مدرسه هنرهای دراماتیک درس خواند، سپس برای آموختن فیلمسازی و کارگردانی راهی آمریکا شد.
در سال ۱۳۴۵ به ایران برگشت و در سال ۱۳۴۷ به استخدام تلویزیون ملی ایران درآمد.
اما تلویزیون جایی نیست که او را راضی کند. به سراغ مستند سازی می رود؛ دو مستند 'نوروز و خاویار 'و 'تهران کهنه' را می سازد و در سال ۱۳۵۱ کارگردانی را با فیلمی به عنوان 'خانه قمرخانم' تجربه می کند. تجربه ای نه چندان خوشایند که بهمن فرمان آرا هنوز هم تمایلی به یادآوری اش ندارد و آن فیلم را فیلم خودش نمی داند.

در سال ۱۳۴۸ هوشنگ گلشیری داستانی به نام 'شازده احتجاب' را منتشر می کند و بهمن فرمان آرا این رمان را می خواند و شیفته بیان تصویری این اثر می شود. او 'شازده احتجاب' در سال ۵۳ می سازد، فیلم برای سازنده اش جوایز جشنواره ای بسیار، از جمله جایزه بهترین فیلم در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران را به همراه می آورد و در جشنواره کن سینمای ایران را نمایندگی می کند.

بهمن فرمان آرا بعد از این موفقیت، ریاست تولید شرکت گسترش صنایع سینمای ایران را بر عهده می گیرد و رو به تهیه کنندگی می آورد. این شرکت در این زمان نقشی مهم را در گسترش موج نو سینمای ایران ایفا می کند و با مسوولیت بهمن فرمان آرا بسیاری از فیلم های مهم این سینما تهیه می شود. فیلم های 'کلاغ' ساخته بهرام بیضایی، 'گزارش' ساخته عباس کیا رستمی، 'شطرنج باد' ساخته محمدرضا اصلانی، 'ملکوت' ساخته خسرو هریتاش از جمله این این فیلم ها هستند.

در فضای سیاسی و روشنفکری آن روزگار، در سال ۱۳۵۶ بهمن فرمان آرا بار دیگر جذب قصه ای کوتاه از هوشنگ گلشیری می شود و بر اساس داستان 'معصوم اول'، فیلم 'سایه های بلند باد' را می سازد. فیلمی پر از سمبل ها و ایهام ها که در هر دو حکومت شاهنشاهی و جمهوری اسلامی توقیف می شود.

بعد ازانقلاب بهمن فرمان آرا درسال ۱۳۵۹، با خانواده اش به کانادا می رود و یک فستیوال بین المللی فیلم کودکان در ونکوور راه می اندازد. بعد با تاسیس یک شرکت به پخش فیلم روی می آورد و فیلم های مهمی را پخش می کند از جمله 'باغ وحش شیشه ای' (پل نیومن)، 'مادام سوزاتسکا' (جان شله زینگر)، 'تاک رادیو' (الیور استون) ، 'آخرین وسوسه مسیح'(مارتین اسکورسیزی) و بسیاری دیگر.

مقصد بعدی آقای فرمان آرا، لس آنجلس است در آمریکا. بهمن فرمان آرا در این دوره در کار تولید فیلم فعال می شود و با فیلمسازان بزرگی مثل ماتین اسکورسیزی، جیمز آیوری، استیون فریرزو ژان کلود لوزان همکاری می کند. بعد به ایران برمی گردد. اما ده ساله اجازه فیلم ساختن نمی یابد سرانجام پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات اجازه کار می گیرد و به این ترتیب 'بوی کافور، عطر یاس ' در سال ۱۳۷۹ساخته می شود تا بهمن فرمان آرا باز متولد شود. فیلم بیشتر جوایز و سیمرغ های اصلی جشنواره فجر را درو می کند و راه برای ساختن 'خانه ای روی آب ' در سال ۱۳۸۱هموار می شود. این فیلم هم که تصویری می دهد از تضادهای جامعه ایرانی، جایزه بهترین فیلم را از جشنواره فجر می گیرد اما در عین حال برای بهمن فرمان آرا مخالفان و منتقدان بسیاری هم دست و پا می کند.

تا این زمان بهمن فرمان آرا با چهار فیلمش، سه بار جایزه بهترین فیلم در ایران را به دست آورده، اما فیلم بعدی اش 'یک بوس کوچولو' که در سال ۱۳۸۶ و دوران زمامداری محمود احمدی نژاد و همفکران اش می سازد، برای او موفقیتی درپی ندارد.

علاقه بهمن فرمان آرا به ایران و فرهنگ ایرانی که در این سالها به تدریج در فیلم هایش با وضوح بیشتری به نمایش در می آید در فیلم 'خاک آشنا ' به اوج می رسد. این آخرین فیلمی است که بهمن فرمان آرا در سینمای ایران تا این لحظه ساخته است. فیلم در سال ۱۳۸۶ ساخته شد اما مقامات ممیزی اداره ارشاد رغبتی به فیلم نشان ندادند و 'خاک آشنا' دو سال در محاق توقیف گرفتار شد. سرانجام فیلم در سال ۱۳۸۸ با حذف چهار سکانس اصلی، به شکلی نامفهوم به نمایش درآمد. آن هم در شرایطی که خیابان های ایران در تب و تاب اعتراضات به نتایج انتخابات و صحنه برخوردهای شدید با تظاهرکنندگان بود.

بعد از خاک آشنا بهمن فرمان آرا، که با توجه به سیاست های سینمایی دولت امکان یا تمایلی برای ساخت فیلم سینمایی در ایران نیافت یا نداشت، رو به ساخت فیلم مستند آورد و فیلمی ساخت درباره پرویز یاحقی با عنوان 'کنسرتی که اجرا نشد'. او از آن پس کوشیده که در این سالها فیلمنامه ای به نام 'سفر به تاریکی' را در خارج از ایران تبدیل به فیلم کند، اما هنوز این امکان فراهم نشده است.

آلبوم عکس فیلم 'بوی کافور، عطر یاس'

نماهایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس ساخته بهمن فرمان آرا

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    رضا کیانیان در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    بهمن فرمان آرا در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    رویا نو نهالی در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    ابراهیم آبادی در نمایی از فیلم بوی کافور عطر، یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    بهمن فرمان آرا و رضا کیانیان در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    پریوش نظریه در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    رضا کیانیان در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    فیروز بهجت محمدی در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    داریوش اسدزاده و بهمن فرمان آرا در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    بهمن فرمان آرا در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    مهتاج نجومی در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    بهمن فرمان آرا در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    ولی اله شیراندامی در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    بهمن فرمان آرا در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    بهمن فرمان آرا و ملیحه نظری در نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

  • نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

    نمایی از فیلم بوی کافور، عطر یاس

درباره کارشناسان برنامه

حمید دباشی

حمید دباشی، جامعه شناس و منتقد هنری

حمید دباشی متولد اهواز و دانش آموخته مقطع دکترا در رشته‌های جامعه‌شناسی فرهنگ و اسلام‌شناسی از دانشگاه پنسیلوانیا و استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا در امریکا است. وی علاوه بر تدریس، در زمینه‌های هنری نیز فعالیت دارد. از وی کتب، مقالات و گفتگو های متعددی درباره سینمای ایران و جهان منتشر شده است. او در جشنواره های فیلم معتبر جهانی هم چون لوکارنو به عنوان عضو هیئت داوران شرکت داشته است. از طرف دیگر، او به عنوان مشاور در تولید چند فیلم سینمایی در امریکا مشارکت داشته است. وی مشاور ارشد ریدلی اسکات، کارگردان امریکایی، در ساخت فیلم 'پادشاهی بهشت' و نیز مشاور فیلم 'اینک بهشت' هانی ابو اسعد، برنده جایزه گلدن گلوب، بوده است. آخرین پروژهٔ او، 'رویای یک ملت' مربوط به سینمای فلسطین است.

پرویز جاهد

پرویز جاهد، منتقد سینمایی

پرویز جاهد منتقد فیلم و مستند ساز متولد قائم شهر و تحصیل کرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینمایی اش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، می شناسند. از فیلم های آقای جاهد می توان به 'تعزیه، به روایت دیگر' ، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح' ، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلم برداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد. آخرین کار پژوهشی وی تالیف 'راهنمای سینمای ایران در بریتانیا' است که جلد اول آن دو سال قبل منتشر شده است.

گفتگوی کارشناسان برنامه درباره فیلم ' بوی کافور،عطر یاس' ساخته بهمن فرمان آرا

آپارات : مشروح گفتگو با پرویز جاهد و حمید دباشی درباره فیلم "بوی کافور، عطر یاس"

مشروح گفتگو با پرویز جاهد و حمید دباشی درباره فیلم "بوی کافور، عطر یاس"

تماشا کنیدmp4

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش ویدیو با ویندوز میدیا پلیر

این گفتگوی حسن صلح جو، مجری و تهیه کننده برنامه آپارات با حمید دباشی و پرویز جاهد ،درباره فیلم ' بوی کافور، عطر یاس' ساخته بهمن فرمان آرا است.

خلاصه ای درباره فیلم هفته گذشته 'نگاه' ساخته سپیده فارسی

نمایی از فیلم 'نگاه' ساخته سپیده فارسی

نمایی از فیلم 'نگاه' ساخته سپیده فارسی

نگاه قصه بازگشتی است به گذشته. قصه عشقی ناکام در سالهای ۶۰ که زیر آوار حوادث آن دوره مدفون می شود و ترک دیار اسفندیار.
بیست سال بعد، اسفندیار، در آستانه نابینایی، به ایران باز میگردد. ایرانی که در آن، سخن گفتن از دهه ۶۰ هنوز تابو استو شاید عشق هم. اسفندیار پس از ۲۰ سال به تهران بر می گردد در حالی که در آستانه از دست دادن بینایی اش است ،پدر اسفندیار هم در حال مرگ است او پس از مرگ همسرش با فروغ، معشوقه اسفندیار ازدواج می کند و فروغ به جای این که همسرش باشد حالا، نامادری اش شده است. پیش از آن که اسفندیار نابینایی اش را از دست بدهد، می خواهد خیلی از مسایل گذشته اش را با فروغ حل و فصل کند. برای همین دچار کشمکش های فراوانی می شود

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

داود

فیلم 'نگاه' را امروز شنبه برای دومین بار دیدم و دلم می خواد بتوانم بیشتر ببینم زیرا که ضمن تبریک به سازنده فیلم و تاسف از اینکه چرا فیلم به این خوبی مورد دید عمومی در سینماهای ایران قرار نمی گیرد.

فرناز

خانم فارسی بی تردید عکاس بسیار خوبیست. نگاهی که به اطراف دارد. انتخاب سوژه .. زوایای نو و خوب.
اما به نظر من تماشاگر اصلا فیلمساز موفقی نیست. در ابتدا حتما باید بگویم که بازیها اصلا خوب نبود. حتی در مورد هنربیشه هایی که بیش از این بازیهای خوبی از آنها دیده بودیم. سناریو و دیالوگها هم دلچسب نبود. جالب اینکه طبق گفته ی ایشان بازیها را زیر پوستی خواسته بودند که بی تردید نبود.
سناریو آنقدرها هم جسورانه و نو نبود. کم و بیش این حال و هوا را بارها از فیلمسازان ایرانی داخل و خارج از کشور دیده بودیم. صرف اینکه بد درگیر این عشق شده بود جلوه ای نو به کار نمی داد. شخصیت پردازی فوق العاده ضعیف یود. یکی از نقاظ مثبت قطعا موزیک بود. اگر به خاطر اعتبار برنامه آپارات نبود این فیلم را حتی تا بایان نمی توانستم نگاه کنم. فیلمسازانی داریم که در همین شرایط زندگی می کنند و بسیار جسور حرف می زنند . برای کسی که در پاریس زندگی می کند نشان دادن بهناز جعفری با روسری در رختخواب جسارتی نیست و شبه لمسهایی که هنربیشه ها داشتند نو آوری به حساب نمی آید.

بیات

سپیده فارسی در عین پرداخت ساده و بسیار راحت، ژرفنای موضوع مورد نظر خود را به راحتی به بیننده اش منتقل می کند. دست کم من که این طور در موردش قضاوت می کنم. اگر اشتباه نکنم فیلم پیشین او 'سفر' نام داشت، که محله های تهران از غربت خود می گفتند و از به تاراج رفتنشان توسط توسعه در بی الگوترین و نامتناسب ترین شرایط تحمیل شده بر شهر.

نیلوفر

دوستش نداشتم، به شعار تنه می زد، بعضی جاها هم دیالوگها خوب نبودند، انگار به اجبار توی دهان شخصیت ها چپانده شده بودند .

سهیلا

دوستش نداشتم. موضوع خوب بود، فیلمنامه بد نبود و پرداختش هم خوب نبود. بازی اسفندیار افثضاح و کاملا تصنعی بود، اصلا با بازی بدش بازی بقیه رو هم تحت الشعاع قرار داده بود، زیاد جالب نبود.

آذین

ضعیف بود بازیها دیالوگها موضوع خوب بود که اونم به خاطر محدودیتهای سینمای ایران خراب شده بود.

مانیز

دیالوگها فوق العاده بود. اینکه اطلاعات رو تریجا میداد خوب بود. بعضی پلان ها با فکر و حساب شده بود. در کل خوشم اومد.

فائضه

دوسش نداشتم به نظرم نویسنده یک کم خود خواهه. نویسنده نمی تونه با بیننده ارتباط برقرار کنه.

اسی

بسیار زیبا بود. جای همچین فیلم هایی واقعا در داخل ایران خالیست.

فرناز

فیلم خیلی روند کند و خسته کننده ای داشت و یه جورایی حوصله آدم سر میرفت. بازیها هم خیلی سرد و بدون احساس بودن. حس عشق که مضمون اصلی فیلم بود به هیچ عنوان منتقل نمی شد.

یاشار

به لحاظ تکنیک کارگردانی معتقدم این فیلم فاقد سبک خاصی بود و از لحاظ موضوع نیز نه عاطفی بود و نه حتی سیاسی! سکانسهای پراکنده و گاها بی ارتباط به همدیگه فقط بیننده را گمراه می کرد، به نظر می رسید که خانم فارسی با قرار دادن این سکانسها پشت سر همدیگر بیشتر آلبوم خاطرات خودش را ورق می زد! درسته که باید در ارتباط با فیلم سخن بگیم اما من این پراکندگی را حتی در گفتار خانم فارسی بعد از نمایش فیلم هم احساس کردم.

مسعود

فيلم 'نگاه' ساخته 'سپيده فارسی' بارديگر ثابت می کند که ايده های زيبا به تنهايي ضمانتی برای توليد فيلم خوب نيست. فيلم 'نگاه' با نماهای دور و بلند و بازی های سرد و بی احساس (هرچند خواسته يا ناخواسته) فاقد هيجان و انگيزه برای تماشاگر برای دنبال کردن فيلم است. فيلم فاقد ضرباهنگ زنده و زبان جذاب سينمايي است. آنچه در زبان سينمايي باعث کشش و جذب تماشاگر می شود، استفاده از تصاوير دور، نزديک و متوسط و ريتم متنوع مونتاژ است که حس و حال هر صحنه را به گويايي به تماشاگر منتقل کند. بايد پرسيد چگونه احساس اين عشق بايد به تماشاگر منتقل شود، در صورتي که تمام نماهای فيلم دارای يک طول زمانی متوسط و در نمابندی امکان استفاده از درشت چهره های گويا و پراحساس اساسن ناديده گرفته شده. در نتيجه بر اين باورم که آن انديشه های زيبايي که خانم فارسی درپايان فيلم گفتند، به ندرت امکان تجلی در فيلم يافته اند. من معتقدم که آثار ديگر و غيرکلاسيک 'سپيده فارسی' در فيلم های غيرمتعارف و تجربی اش همچون 'سفر مريم' که به ظاهر (تاکيد می کنم به ظاهر) با يک دوربين کوچک دستی گرفته شده و يا فيلم ديگرش 'تهران..' از هيجان و بيان رسای بسيار بيشتری برخوردار است تا اين فيلم که بايد در چارچوب يک درام سنتی ساخته شده است. در مجموع من اين فيلم را يک امتياز منفی در ميان مجموع آثار درخشان غيرسنتی 'سپيده فارسی' می دانم. من منتظر فيلم های غيرسنتی خانم فارسی هستم.

رضا

کاملا فیلم از ترس سانسور به خود سانسوری تبدیل شده، اما نگاهی کاملا متفاوت و جدید ارائه داده که قابل تحسین است. به چیزی اشاره می کند که خیلی می ترسن به آن فکر کنند.

جعفر

با نظر این دوست موافقم! ضعیف بود و مصنوعی! مصنوعی از این نظر که هم بازی هنرپیشه ها و هم گفتگو ها به قول معروف دیالوگ ها به مفهومی منفی فاصله ایجاد می کرد! منظورم این است که این فاصله کمکی به اندیشیدن نبود. مانعی بود برای ارتباط با فضای فیلم و شخصیت ها! البته به گمانم ایده خوب بود اما حتا نماد های گاهی خوب هم نتوانسته بود این تصنع را نجات دهد!

بهار

خیلی ضعیف بود، آدم احساس می کرد صدای کارگردان میشنوه که به بازیگر میگه که چه کار کنه، آنقدر که بازی ها خشک بود.

آرش

باید چند بار ببینیش تا بفهمی حس کارگردان تو لحظه لحظه فیلم هست.

شیدا

زیبا بود، لذت بردم. خانم فارسی اغلب در کارهاشون ایده های ساده اما درخشان و البته کمی شاعرانه به تعبیر خوب تراش نخورده ای استفاده می کنن که در اصرار های متوالی سکانس ها این ایراد کم کم باعث رسوب هیجان معماها و روایت کل می شه اما حتما باید کارهای ایشون رو دید. فراتر از تهی دستی جریان فیلم سازی در ایران این فیلم جایگاه داره و یک چشم شهر کورها نمیشه باشه.

الهه

خوشم نیومد موضوع تکراری بود و توصیف ضعیفی از عشق.

رضا

در عین حال که محتوای فیلم پلکانی به مخاطب عرضه می شد . یه چند تا سکانس مبهم و بدون داستان بود، مثل اون لحظه ای که اسفندیار میره باباشو قبلا از خاک سپری ببینه و تاکیدش بر عین که تنها بره و اتفاق خواستی نمیفته فقط چسب دست شو باز میکنه معلوم نیست برای چی و بعدا هم به این نکته پرداخته نمیشه.

فریبا

خیلی نوستالژیک بود و سنگینی سالهای سرد و دور را عمیقن حس می کردی. برای من بیشتر از داستان عشق که تم اصلی فیلم بود، فضاها و داستانهای حاشیه و سمبل هاش جالب بود.

رایین

يه احتمال وجود داره که خانوم فارسی اين فيلم رو درگذشته از نزديک حس کرده باشه،که تونسته فيلمی به این سليسی کارگردانی کنه.

رضا

خیلی فیلم زیبایی بود و از دیدنش لذت بردم.

شکوفه

خیلی روندش کند بود. آدم عصبی می شد، ولی موضوع بسیار جالب و جسورانه ای بود.

یاسمن

خیلی بازی ها ضعیف بود! در وصف نمی گنجه.

کیمیا

کش دار، خسته کننده، ولی مجبورت میکنه تا آخرش نگاه کنی.

مریم

نكته ی جالب در نظرات درباره ی فيلمهای سری جديد آپارات اينه كه در دو سر طيف صعيف و عالي گير كرده و كسي واقعاً نقد منصفانه يا آگاهانه ای برای ارائه نداره! حتی دليلی هم اغلب در تاييد نظر عالي با ضعيف آورده نمی شه! من گاهی برای ديدن فيلمها دوست دارم نظر بقيه رو جويا بشم اما آنقدر نظرات متناقضه گيج می شم! فکر می كنم مخاطب فيلمهای مستند و به طبع نظراتش بايد خاص تر و مستدل تر از مخاطب سينمای داستانی باشه!

سعید

این خشک بودن افراد و بی احساسی هایشان نسبت به هم خیلی فیلم را خسته کننده می کرد. شاید اولین و تنها سکانس گرم فیلم دیدار اسفندیار با دوستش بود.

کادربندی ها هنرمندانه بودند و موضوع جالبی داشت. سپاس از شما و خانم فارسی بخاطر تحلیل فیلم پس از پایانش چون از نقدها بیشتر از خود فیلم لذت بردم.

ملیکا

موضوع فیلم جالب بود. نماهایی هم که برای فیلمبرداری انتخاب شده بودند خیلی خوب بود عین یه جور آلبوم عکس بودن.

مسعود

خیلی بد. واقعا هیچ نقطه قوتی نداشت.

جاویدی

از اول فیلم سعی کرده بود با موسیقی کشدار مثلا بگه که داره یه قصه ی غمبار و جنون آمیز تعریف می کنه. در حالی که ما هنوز هیچ اطلاعاتی از شخصیت ها و از مسئله ی اصلی شون توی فیلم نداشتیم. موسیقی هم یک جا و مکانی داره. اون موسیقی ای که همون ب بسم الله روی فیلم بود مال وقتیه که توی فیلم یه اتفاقی می افته، یه حرفی زده می شه، تقی به توقی می خوره.

خاکسار

زیبا بود و تلخ .

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات

به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
جمعه

۲۱:۰۰

۲۲:۰۰

۲۲:۳۰

۱۷:۳۰

تکرار شنبه

۱۳:۰۰

۱۴:۰۰

۱۴:۳۰

۰۹:۳۰

تکرار یکشنبه

۲۴:۰۰

۰۱:۰۰

۰۱:۳۰

۲۰:۳۰

تکرارسه شنبه

۱۵:۰۰ ۱۶:۰۰ ۱۶:۳۰ ۱۱:۳۰

تکرارچهارشنبه

۲۴:۰۰

. ۰۱:۰۰

۰۱:۳۰

۲۰:۳۰

تکرار پنج شنبه

۱۱:۰۰

۱۲:۰۰

۱۲:۳۰

۰۷:۳۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

[an error occurred while processing this directive]

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.