بیستمین جشنواره تئاتر ایرانی در کلن؛ فروغ، داریو فو و هدایت

Image caption 'سیستم گرونهولم'، نوشته جوردی گالچران، به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی. 'رابطه باز زناشویی' هم تئاتر دیگری است که او در این جشنواره روی صحنه برده است

بیستمین دور جشنواره تئاتر ایرانی، از پنجم نوامبر امسال در شهر کلن آلمان در حال برگزاری است.

جشنواره با دو کار صحنه ای کوچک گشایش یافت. اولی نمایشی بود به نام تبهکار از آنتون چخوف که حمید عبدالملکی آن را کارگردانی می کرد و دومی نگاهی بود بر موقعیت زنان در ایران امروز که سیما سید آن را بر اساس شعر عروسک کوکی از فروغ فرخزاد و در قالب رقص- تئاتر طراحی کرده است. نقش عروسک کوکی را بی بیانا خیمه نس، هنرمند میهمان کلمبیائی با خشم و خروش سازگار با موضوع بازی می‌کرد.

سیما سید می گوید: "هر چند روشنفکران ایرانی فروغ را برای شهامت و پافشاری بر باورهایش می‌ستایند ولی اگر زنی در ایران امروز هم- پنجاه سال پس از فروغ- چنین راهی را برای زندگی برگزیند از حمایت او دست بر می‌دارند. پیامد آزادی جوئی آنان در داخل ایران سنگسار است و در بیرون از آن سرزنش و بی‌مهری."

او می افزاید که خواسته است با این نمایش چالش زن مدرن جهان سومی را با ذهنیت‌های جامانده از گذشته نشان بدهد. عروسک کوکی رویهم‌رفته کار خوب و تاثیرگذاری بود. کاش کیفیت فنی صداها و حرف‌ها و ترانه ها را زیر مراقبت بیشتری قرار می دادند. صدای میکروفن‌ها، مدام بالا و پائین می رفت تا جائی که عروسک کوکی را هم عصبانی می کرد و فریاد بر می‌آورد، آه من چه خوشبختم!

از خان شریف تا هدایت

نمایشنامه‌های جشنواره از روز دوم به ترتیب روی صحنه می روند.

امسال دو نمایشنامه از داریو فو، هنرمند معروف ایتالیائی، نمایش داده شده است. یکی "افسانه ببر" به کارگردانی صدرالدین زاهد از پاریس و دیگری "رابطه باز زناشوئی" به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی.

اولی داستان سرباز مجروحی را باز می گوید که یارانش او را در کوه‌های هیمالیا به امان خدا راها کرده‌اند و او به غاری پناهنده می‌شود که بیر و فرزندش در آن زندگی می‌کنند. ببر نه تنها به او جا و مکان می دهد که با آب دهان خود زخم‌هایش را نیز مداوا می کند و از همه مهم تر، تکه ای از گوشت شکار خود را به او می دهد. سرباز که گوشت خام را نمی تواند بخورد آتشی فراهم می‌آورد و آن را کباب می‌کند. کباب به دهان ببر نیز مزه می‌کند....

در دومین نمایشنامه داریو فو، بهرخ بابائی و شاپور سلیمی بازی دارند. او نسخه‌ای موثر برای تداوم یک زندگی باز زناشوئی. در نسخه داریو فو مرد خواهان رابطه باز و آزاد برای خویش است ولی این گونه آزادی را برای زن خودنمی خواهد. زن پس از بحث و جدل‌های بسیار، سرانجام به آزادی و رهائی نهائی خود می‌رسد.

"به یاد نیست" نمایشی است به کارگردانی داریوش رضوانی که از لندن می‌آید. نمایشنامه‌ بر اساس داستان مرده خورهای صادق هدایت شکل گرفته و درگیری‌های دو هوو را روایت می‌کند که بر سر ارث و میراث شوهر از دست رفته پیش می‌آید. ناگهان طلبکاری از راه می‌رسد و قصه را دگرگون می‌کند.

صادق هدایت در فیلمی هم که در جشنواره نشان داده می شود حضور دارد. فیلمی است پژوهشی به کارگردانی احمد نیک آذر و با شرکت صدرالدین زاهد. او پژوهشگری است که با دوربین خود در انبوه نوشته‌های هدایت خیره می‌شود تا زوایای پنهان مانده زندگی او را کشف کند.

فرهاد مجدآبادی کارگردان قدیمی تئاتر نیز نمایشنامه‌ای را به جشنواره آورده با عنوان خان شریف خودمان که داستان آن به صد و سی سال پیش باز می‌گردد و روایت قیام مردم است علیه ظلم و ستم خان حاکم. حاکم جدید ولی وقتی که می آید اوضاع بهتر از پیش نمی شود. این نمایشنامه را مجد آبادی با تکیه بر شیوه‌های تئاتر تخت حوضی و سیاه بازی تنظیم کرده است.

جشنواره از حرف و سخن نیز خالی نیست. یک نمایشنامه خوانی از سوی بهمن فرسی، از مردان قدیمی تئاتر مدرن ایران در برنامه پیش‌بینی شده و یک سخنرانی از سوی محسن یلفانی، نویسنده و قصه نویس با عنوان بازگشت تراژدی.

بیست سال پایداری

ناگفته پیداست که بسیار دشوار است پاسداری از نهادهای فرهنگی در غربت و بدون حمایت و پشتیبانی مالی.

مدیران جشنواره تئاتر ایرانی بیست سال است که چنین کرده‌اند. بیست سال است که گروه‌های تئاتری ایرانی از شهرهای مختلف اروپا- و گاه آمریکا و کانادا را گرد هم می‌آورند تا دستاوردهای تازه تئاتری خود را به نمایش بگذارند.

فراموش نباید کرد که دشواری‌های کار تئاتر در برونمرز از کار همه هنرهای دیگر بیش‌تر است. تولید شعر و قصه و حتی انواعی از موسیقی تنها به ذوق و همت یک تن وابسته است و میان آفرینش و اجرای آن‌ها دشواری بزرگی وجود ندارد، حال آن‌که برای تئاتر حتی تئاترهای تکنفره و دو نفره نیاز به گروهی است که افراد آن به‌هم نزدیک باشند. در غربت پراکندگی‌های جغرافیائی آنان را از هم دور نگاه می‌دارد. تئاتر دکور و صحنه آرائی و تمرین مستمر می‌طلبد و به همین جهت نیازمند کمک‌های مستمر مالی است. این جاست که پایداری بیست ساله تئاتر ایرانی در آلمان اهمیت پیدامی‌کند.

این جشنواره هم البته در درازای زندگی بیست ساله خود، به ورطه تعطیل و توقف نزدیک شده، ولی هر بار با چاره جوئی مدیران آن مجید فلاح‌زاده و همسرش بهرخ بابائی که هر دو دانش آموخته تئاتر هستند، از خطر جسته و به کار خود ادامه داده است.

جشنواره بیستم تئاتر ایران در آلمان روز یکشنبه دهم ماه نوامبر به پایان می‌رسد.