نقد قدرت در نقاشی‌های نیکی نجومی

نیکی نجومی زاده کرمانشاه در سال ۱۹۴۲ میلادی است. دوران نوجوانی او مصادف شد با ورود متفقین به ایران و سقوط رضاشاه.

او زمانی انقلاب ۵۷ را تجربه کرد که نقاش جوانی بود که بخوبی به شرایط سیاسی و سرکوب آزادی ها واقف بود. پس از گرفتن کارشناسی در رشته هنر در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در میانه دهه ۶۰ میلادی موفق به گرفتن کارشناسی ارشد از سیتی کالج نیویورک شد.

او زمانی به تهران برگشت که به دانشجویان منتقد زمان شاه در مدت اقامت خود در نیویورک پیوسته بود.

درسال ۱۹۸۱ برای بار دوم مجبور به ترک ایران شد و از آن زمان تاکنون در بروکلین نیویورک زندگی می کند.

آثار او درموزه های بسیاری در سراسر کشورهای جهان به نمایش گذاشته شده از جمله در موزه لندن، موزه ملی کوبا، موزه دوبی و موزه هنرهای معاصر تهران.

نمایشگاه "شکار پروانه" تازه ترین آثار نیکی نجومی را از سپتامبر تا آخر اکتبر امسال در نگارخانه تیمور گراهنه (Taymour Grahne) در نیویورک به نمایش درآمد.

این آثار که تقریبا همگی در ابعاد بزرگ به نمایش گذاشته شده، مثلا تابلو "وسواس بازرسان" در ابعاد ۵۸ در ۱۳۰ اینچ است، مورد استقبال نیویورکی ها قرار گرفت. خود نگارخانه نیز برای اولین بار با نمایشگاه گشایش یافت.

زبان نقاشی نجومی امروز ابعاد فرا ملیتی یافته، او در ادغام آنچه با خود از سرزمین مادری آورد و آنچه امروز بیش ازسه دهه است که در کشور میزبان باخود همراه کرده، به زبانی نوین دست یافته که عناصری از هر دو را در خود دارد؛ زبانی فرا زمانی که با هر پیشینه تاریخی قابل فهم است.

نجومی سیاستمدارن، تجار و قدرتمندان را از زندگی رسانه ای و عمومی خود جدا می کند و آنان را در شرایط نامعلومی قرار می دهد. در بوم نقاشی وی، آنان در شبکه ای از سیستم اقتدار قرار می گیرند. پیچیدگی این آثار در بازی بین واقعیت و فانتزی در نوسان است. به این دلیل می توان یکی از ویژگی های کار او را آبستره نیز نامید.

گفتگوی زیر در روزهای برگزاری نمایشگاه شکار پروانه در نیویورک صورت گرفته است.

اگر بخواهیم یک معنای مشترک برای کل آثار شما در این نمایشگاه قائل شویم، آن محتوا از نظر شما چیست؟

من فکر می کنم انتقاد به قدرت و نقد قدرت بن مایه نقاشی هایم است. البته در بسیاری از نقاشی هایم این آثار ابعاد جغرافیایی خاصی ندارد. اما در برخی، نمادهای ایرانی در آن بسیار به چشم می خورد. برای نمونه در نقاشی "وقت عبادت"، روحانی که در پس زمینه کار است، ارجاع آنرا به سرزمین مادری وی نشان می دهد. محتوای کار در مورد قدرت است و قدرت را به زیر سوال می کشد. نمونه دیگر مثلا تابلو "اشغال" است که به موضوع ضدیت با جنگ باز می گردد.

از ویژگی های کار شما داستان گویی است. بوم نقاشی شما پر از عناصر متفاوت است که مخاطب را مرتب مورد چالش و تفسیرگویی قرار می دهد. اما در آثار شما تنها یک روایت نیست، بلکه داستانی است که پایان آن باز است و خود مخاطب می تواند پایان داستان را پیش گویی می کند. این روایت گویی از چه عناصری تشکیل شده؟

Image caption شبی در تابستان پیش

سه عنصر عوامل تاریخی، انتقاد اجتماعی و سورئالیست انتزاعی، اجزای روایت گویی نقاشی های مرا تشکیل می دهند.

برای نمونه در اثر "شبی در تابستان پیش" در سمت راست تصویر مرد قوی که افتاده است، نماد قدرتی است که به زانو در آمده و بر روی آن فردی ایستاده که درختی را به دست گرفته و در سراسر این درخت سرهای آخوندها روییده است. در سمت چپ تصویر میزی قرار دارد که روی آن نیز دوباره سر آخوندی قرار دارد. شاید نمادی از قدرتی که از دست رفته است و بالاخره در جلوی میز و پشت به مخاطب زنی نیمه برهنه که به حالت مدل ایستاده و پایین تنه او را لباسی چهار خانه پوشانده است. و بالاخره بک کف پا با نمای درشت در پایین تصویر نمادی از مردمی که نیستند و روزی خواهند آمد. اصولا از زاویه محتوا این قسمت پایین کار که از بالا مجزا می شود یا انعکاسی است از آنچه در بالا اتفاق می افتد یا به کنکاش در واقعیت جدیدی می پردازد.

فرم

آنچه نقد اجتماعی و نقد قدرت در آثار شما را متمایز می کند فرم کار و امضای شما در پایین نقاشی هاست و همچنین چند لایه ای کار کردن، روند کار شما از زاویه فرم چگونه است؟

از زمانی که ایده را پیدا می کنم. عکس هایی واقعی را از روزنامه ها جمع آوری می کنم. اگر شرایطی که می خواهم پیدا نشود، مثلا پای فیگور را از یک جا و مثلا دست را از عکسی دیگر تهیه می کنم. درنتیجه کولاژی درست می کنم. بعد درخت یا میز را طراحی می کنم. همه اینها را اول کولاژ می کنم . به جای چارخانه مربع ، چهارخانه ها عمودی و افقی می گذارم. دراین پروسه متوجه می شوم که چقدر آماده برای نقاشی و رنگ هستم و بالاخره با رعایت قوانین نقاشی روند کار را آغاز می کنم.

Image caption 'اشغال' اثر نیکی نجومی

بسیاری از نقاشی های شما سیاه و سفید است، شاید بخاطر طنز تلخی که دارد ولی شما آثار رنگین هم با محتوای تلخ دارید مثلا در اثر "وسواس بازرسان" شاهد رنگ های شاد در فرم کار در تضاد با محتوای خشونت آمیز آن هستیم که شاید تحمل آن را برای تماشاگر آسان تر می کند. اما آنچه همواره وجود دارد عنصر حیوان در تقریبا همه این سری از آثار شماست. مثلا در اثر شکار پروانه در حالیکه در فضای طبیعت دو نفر در صدد شکار پروانه که نماد زیبایی و حرکتی پویاست، هستند، بر سر فردی که بدنبال همین دو نفر است، یک ماهی قرار دارد. این عناصر به چه مفهومی است؟

بله. این عنصر حیوان در جای جای کارها دیده می شود یا مثلا در تابلوی "پرش بزرگ" موشی را در بالای سر شخصیت ها گذاشته ام. در برخی جاها سعی کردم فضا را از سنگینی درآورم و شوخی کنم. فضای نقد قدرت در کار به حد کافی سنگین است. به این دلیل این عناصر را که به شکل حیوان است می بینید. در بسیاری از مواقع شوخی من تبدیل به یک طنز تلخ شده. علاوه بر آن در بسیاری از تصاویر لباس های چهارخانه رنگین وجود دارد که خواستم عنصر طنز و تمسخر را درمیان فضای سنگین کار بیاورم.

امضای نقاش

نوعی امضا در همه آثار شما دیده می شود که ویژه خود شماست. همواره در پایین اثر انعکاسی از آنچه در بالا و در خود کار می گذرد وجود دارد. این بخش از زاویه اندازه حدود یک چهارم یا یک پنجم کار را به خود اختصاص می دهد. آثار شما با اینکه آبستره و بخشاسورئالیستی است، اما عنصر انسانی همواره در کانون آن قرار دارد. آیا این بخاطر اهمیتی است که برای انسان قائلید؟

من عاشق نقاشی هستم. وقتی به آمریکا آمدم با نقاش های آبستره اکسپرسیونیسم آمریکا یا اکسپرسیونیسم های آلمان آشنا شدم. از آنها خیلی یاد گرفتم. این حرکت های قلم بیشتر از آنجا می اید و در نقاشی ایرانی وجود ندارد. و در حقیقت کار من آمیزه ای از درام انسانی با حرکت نقاشی است

این امضا یا فرم ویژه شما را حتی می توان در آثار چهار دهه پیش که امروز دوتای آن در انجمن آسیا (Asian Society) در نیویورک برای اولین بار به نمایش در آمده، مشاهده کرد. در نمایشگاه ایران مدرن آثار ۲۶ هنرمند قبل از انقلاب ۵۷ به نمایش گذاشته شده که شما یکی از این ۲۶ هنرمند هستید. اثری به نام سرو ایستاده از شما وجود دارد که به گلسرخی و اعدام او بر می گردد. روند کارتان نسبت به گذشته چه تغییری کرده؟

وقتی از من کار برای نمایشگاه ایران مدرن خواستند من یک سری کار قدیمی داشتم و بیرون اوردم. وقتی آنها را پس از این همه مدت دیدم ، متوجه شدم که تفاوت چندانی بین این کار و کارهای امروزم نیست. تقسیم بندی ها و دوگانه بودن معنا وجود دارد. آن تابلوی سرو ایستاده مربوط به گلسرخی است. البته زمانی که گلسرخی اعدام شد، من ایران نبودم و برایم کلا این کار تجربه جدیدی بود.

آن دوگانگی فرم در این کارها در قسمت بالاست و در کارهای اخیرم در پایین کار است. در کار سرو ایستاده یکسری برگ سبز است که روییده . بین این دوتا یعنی یک مرد ایستاده که می خواهند او را از بین ببرند و آن برگ های سبز رابطه ای برقرار است.