'روایت های ناتمام' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'روایت های ناتمام' ساخته پوریا آذربایجانی به نمایش در می آید.

این فیلم روایت یک شب از زندگی ستاره، هنگامه و منیژه است. فیلمی که فقط سررشته زمان، قصه هایشان را به هم وصل می کند.

درباره فیلم

زندگی پر از روایت های ناتمام است روایت هایی که برای خیلی از آدمها آشنا هستند و ما هم آنها تجربه کرده ایم. فیلم 'روایت های نیمه تمام' گوشه ای از همین اتفاق های زندگی ماست که به طور مشخص به مشکلات زنان می پردازد.

مشکلات زنان در جامعه ایران، موضوعی است که در این سال ها مورد توجه فیلمسازان و فیلمنامه نویسان ایرانی قرار داشته است و این توجه را می توان حتی در سینمای تجاری یا گیشه پسند ایران هم به وضوح دید. با این همه هر کدام از فیلمسازان از زاویه و شکلی متفاوت به این موضوع پرداخته‌اند. پوریا آذربایجانی یکی از فیلم سازان جوان ایران است که با فیلم 'روایت های ناتمام' به بخشی از مشکلات زنان ایران می پردازد.

شناسنامه فیلم

Image caption نمایی از فیلم روایت های ناتمام

کارگردان: پوریا آذربایجانی

تهیه کننده: جلیل شعبانی

بازیگران: ستاره پسیانی، هنگامه قاضیانی، سعیده امیر ساعی، رضا قاضیانی، نقی سیف جمالی و حسین سلیمانی

نویسنده: پوریا آذربایجانی

مدیر فیلمبرداری: مرتضی غفوری

تدوین کننده: مستانه مهاجر

سازنده موسیقی: محمد سیدی

چهره پرداز: الهام اطیابی

صدابردار: داریوش صادق پور

صداگزار: حسین ابوالصدق

طراح صحنه و لباس: کینوش ایزدی

ویژگی فیلم

فیلم در سه بخش یا روایت مجزا ساخته شده، که در عین حال مرتبط به یکدیگر هستند . موضوع فیلم به شکل های مختلف بارها دستمایه دیگر فیلمسازان بوده است اما در اینجا فیلمساز سعی کرده در شکل و ابزار بیان آن زاویه جدیدی برای آن پیدا کند و مشکلات زن بودن در ایران را به تصویر بکشد. فیلمساز در ساخت فیلم توانسته از پیشینه و تجربه کار هنری اش در تاتر و سینما استفاده کند و نگاه تازه ای به بیننده ارایه دهد.

درباره کارگردان:

Image caption پوریا آذربایجانی

پوریا آذربایجانی در سال ۱۳۶۰ در تهران به دنیا آمده و دانش آموخته تاتر است. در کارنامه هنری او به جز این فیلم نویسندگی و کارگردانی چند نمایش و ساخت چند فیلم برای تلویزیون به چشم می خورد. از جمله فیلم های او می توان به: دوردست، آب و آینه، ابراهیم، عاشقانه ای برای سرباز وظیفه رحمت و مستندهایی با نام عاشقانه های تجریش، آتش و جومونگ نامه اشاره کرد. او کار سینمایی اش را با ساخت فیلم های کوتاه شروع کرد، بعد دستیار کارگردان شد و در حال حاضر به عنوان کارگردان و فیلم نامه نویس فعالیت می کند. پوریا آذربایجانی فیلم روایت‌های ناتمام را در سال ۱۳۸۵ ساخت و با این فیلم برنده جایزه بهترین فیلم اول از جشنواره فیلم فجر شده و درچند جشنواره بین المللی با همین فیلم به موفقیت رسید. اما این فیلم به دلایل مختلف هرگز در ایران به اکران عمومی نرسید.

درباره کارشناس برنامه

مقصود صالحی دانش آموخته تئاتر و سینماست. پیش از این نوشته هایی از او در روزنامه ها و مجلات ایرانی به چاپ رسیده است. دوره کارشناسی ارشد دراماتورژی در مدرسه سلطنتی گفتار و درام در لندن گذراند. هم اکنون تمرکز او بر کار تجربی تئاتر در گروههای تئاتری و پژوهش در زمینه تاریخ و ادبیات است.

گفتگو

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

گفتگو با مقصود صالحی درباره فیلم 'روایت های ناتمام'.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc

خلاصه ای درباره فیلم هفته گذشته 'یک، دو، یک' ساخته مانیا اکبری

Image caption نمایی از فیلم 'یک، دو، یک'

فیلم 'یک، دو، یک' داستان یک دختر زیبا است که در یک مثلث عشقی گرفتار می شود. در جامعه ای که آداب و رسوم اجتماعی تاثیر زیادی روی زیبایی زن دارد، چالش او این است که بتواند اعتماد از دست رفته اش را بدست بیاورد و بتوانند به زیبایی های درونی و فیزیکی اش مسلط شود در مسیر داستان او با اتفاق هایی روبرو می شود که برای گذر از آنها نیاز دارد تصمیم های بگیرد.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

مسعود

'یک، دو، یک'داستان همیشگی زنی یا مردی، تلاش برای نزدیکی به یک شریک زندگی و تنهایی دوباره...

فیلم با استودیوی زیبایی آغاز می شود، بحث در باره زیبا شدن زنان، جراحی و ماسک پوست. اما 'آوا'، شخصیت اصلی قربانی اسید پاشی است و پارچه ای روی چشم چپش، نشانه ای از این رویداد است. رویدادی فاجعه آمیز که سنتی دیرینه در ایران و چندین کشور دیگر با فرهنگ مردسالارانه در خاورمیانه دارد.

'رحیم'- نامزده سابق 'آوا'- به او اسید پاشیده. 'رحیم' اکنون در زندان است و آزادی اش به رضایت 'آوا' وابسته است. از خود می پرسیم چرا؟ 'آوا' که در این رویداد زیبایی اش را از دست نداده (این را در تصاویر می بینیم). او توانسته به موقع خودش را کنار بکشد و از کورشدن و زشتی و کراهت چهره نجات یابد_ اقبالی که بسیاری از قربانیان این گونه رویداد ها ندارند. صحبت زنان استودیوی زیبایی در باره زیبا شدن است و صدای درونی 'آوا' اشاراتی به حادثه اسید پاشی دارد.

موضوع آغازین فیلم، زیبایی زن، شاید یگانه سرمایه زن در فرهنگ های مختلف، یک ارزش مهم در زندگی زنان (گذشته از باکرگی و زایش در فرهنگ های مردسالارانه). 'اسید پاشی' جلوه بارز یک جامعه مردسالار عقب افتاده، نشانه جنون مالکیت مردی که زن را جزو اموال شخصی اش می داند و به دلیل انتقام می خواهد این ارزش یگانه را از زن محبوبش بگیرد.

رویداد های فیلم که بتدریج طی قاب های ثابت گفتگوهای طولانی آشکار می شوند به صورت کمرنگی یادآور یک رویداد اسیدپاشی جنجالی در ایران, پرونده 'آمنه بهرامی' است که به دلیل اسیدپاشی زیبایی اش را به طور کامل از دست می دهد و تصمیم ابتکاری و غیرمعمول دادگاه به قصاص. تفاوت: 'آوا' شخصیت داستان 'مانیا' خراش مختصری در حادثه برداشته و زیبایی اش را از دست نداده, اما او تنها کسی که می تواند اسیدپاش را ببخشد و رضایت بدهد.

'مانیا' در برخورد با این داستان دو جنبه درپیش رو دارد, پرداخت به جنبه های واقعی و بی درنگ آن در جامعه , اینکه چه بسیار زنان لایه های پایین و متوسط که زندگی اشان ناگهان به دلیل این حادثه در هم می ریزد و جنبه دیگرشکست درونی و روحی این زنان. 'مانیا' به داستان به گونه ای استعاری پرداخته، آن را بهانه ای قرار داده تا تحلیل های جامعه شناختی و روانشناختی جامعه مردسالار را به ببیننده ارائه دهد. لایه های مختلف و ماسک های مختلفی که او روی چهره شخصیت هایش می گذارد، همان تحلیل هایی است که روی این قضیه می کشد. 'مانیا' نظامی که این نگرش هایی راکه به اسیدپاشی منجر می شود را در وجود زنان و مردان ریشه جویی می کند.

در این میان او با همان ساختار همیشگی و 'می نیمالیستی' (minimalistic) با قاب های ثابت و گفتگوهای طولانی, در همان چارچوب همیشگی فرمالیستی فیلم هایش قراردارد.

همچون در سکانس آغازین، 'مانیا' تصمیم ندارد چهره های رنج کشیده شخصیت هایش، زنانی را که از نازیبایی وعوارض سالمندی رنج می برند ارائه دهد، در اصل تصمیم ندارد چهره مسخ شده قهرمانش، زن قربانی اسید پاشی شده را جلوی تماشاگر برهنه کند، نشان دهد که کراهت چهره مسخ شده زن، چگونه تمام زندگی اش را به هم می ریزد. بلکه در صحنه های مختلف به تحلیل روانی آنها می پردازد. از زمانی که شعله عشق بین یک زوج آغاز به خاموشی می گذار و زن خواستار رابطه جدیدی می شود.

آیا این روایت چیزی از واقعیت جامعه شناختی 'اسید پاشی' چیزی هم به همراه دارد؟ به نظر من بندرت!

نمی خواهم برای 'مانیا'ی فیلمساز تکلیف تعیین کنم، ولی به عنوان تماشاگر به خود حق می دهم، وقتی سینماگری با انتخاب آگاهانه، 'اسیدپاشی'، آن را به عنوان بخش اصلی موضوعش ارائه می دهد، تماشاگر انتظار دارد که سینماگری چون 'اکبری' به این موضوع کمی صریحتر و جدی تر بپردازد. جای چنین دیدگاهی در فیلم خالی است.

سکانس خیره کننده نهایی، سکانس 'تله کابین' است که شروع، اوج گرفته و پایان یافتن یک رابطه رمانتیک را در مقیاس مینیاتوری به خوبی در یک نمای طولانی نشان می دهد. اما پرسش نهایی همچنان می ماند: آیا 'مانیا' با انتخاب بازیگران زیبا و گذاشتن ماسک زیبایی روی صورتشان، آیا ذره ای از کراهت زندگی زنان اسید پاشیده با چهره های مسخ شده اشان را هم نشان داده است؟ به نظر من نه!

بیننده از دنبال کردن مفاهیم به ظاهر نهفته در پس داستانی تکراری در آرایشی از استعاره های رنگ باخته همچون 'مار' یا 'سیب' ( دست به دست شدن بی پایان آن در دستان زوج در سکانس ما قبل آخر) خسته می شود. 'مانیا' دست آخر در هزارتویd که خود آفریده گم می شود بی آنکه تماشاگر مشتاقش را به تحلیلی دست اول از موضوعش نزدیک کرده باشد.

آتوسا

به نظر من فیلمی که بر محوریت دیالوگ می چرخه باید دیالوگ های جذابی داشته باشه و نباید روی بداهه گویی بازیگران تکیه کنه. من فیلم های قبلی خانم اکبری رو هم دیدم. مکالمات در بعضی صحنه ها کسل کنندست و انگار بازیگر درمونده می شه که چطور بحث رو ادامه بده.

بابک

ایده وموضوع جالب بود و نیز جسارت خانم اکبری در ساخت چنین فیلمی قابل ستایش . اما تحمل سکانس های طولانی و تاکید بر برخی جزئیات غیر ضروری (برداشتن مو ، تمیز کردن دندان و ... ) واقعا آزار دهنده بود.

علیرضا

دیالوگها بداهه گویی نبود و همه آنها حول محور اصلی داستان می چرخید، درسته فیلم شبیه به کارهای قبلی مانیا ست ولی این میتونه برای کارگردان یک سبک به شمار بیاد، ،پلانهای گل درشت با حرکت های شبیه به هم دوربین در هر پلان ،صداهای بیرون قاب متعددکه دنیای فیلم را از دو بعدی بودن خارج می کنه و بازی خوب بازیگران، که تمام اینها توی کارهای قبلی مانیا هم هست، البته فیلم ضعفهایی هم داشت که امیدواریم تو کارهای جدیدشون بر طرف بشه.

الهام میرحسینی

من نمیدونم ساخت فیلمهای بی سرو ته و تیکه تیکه شده تازگی شده یک نوع روشنفکری و فهمیدنش کاره از ما بهترون ؟ !! محور فیلم مانور روی انواع هنرپیشه های مشهور و نیمه مشهور و دیالوگ های خیلی ابتدایی و بی معنی.

لطفا یک کم به پخش فیلمهای هنری و معنی دار بیشتر توجه کنید. به صرفه اسمه کارگردان یا تعداد هنرپیشه های معروف یا اجازه پخش نگرفتن تو ایران که نشد دلیله خوب بودن فیلم ! هرچی فیلم از این خانم دیدیم نصفش دیالوگ های بی ارزش تو تله کابین و تو ماشین و این جور چیزا بوده. هرکی هم گفت فیلمه بیسرو ته هست میگن آها این روشنفکری بود شما نفهمیدی !!!!!

رها

لذت بردم از دیدن فیلم و به نظرم انعکاس همون حقایق پنهان زندگی باعث شده بود بعضی سکانسا خیلی واقعی باشه و مخاطب احساس نزدیکی بکنه با شخصیتها ...

لیلا فلاحی

افتضاح بود. اگه این فیلمه پس من هم فیلم سازم. کاری نداره چار تا از رفیقامو میارم می نشونم کنار خودم نوبتی حرف می زنیم خاطره تعریف می کنیم. محوریت خاطره ها رو هم می زاریم راجع به محیط زیست. میشه یه فیلم.

مجتبی

مانیا اکبری نور انداخته بر جامعه پا در هوا و بریده از سنت ( جایی که خیلی قرص و محکم نیست ) شرایطی که بر خیلی از روابط جوانان حاکم است، ایکاش می تونستیم به عده بیشتری از این جوانان نزدیک شویم به نظرم زبان فیلم شاید آگاهانه نمی خواد توجه عموم را جلب کنه، شاید خیلی نباید به دیدن این سبک فیلم ها عادت کنیم ( عادت از جنبه منفی آن).

محمد ابراهیم کریمی

فیلم بسیار متفاوتی بود. اگر فیلم رو فرستنده و گیرنده رو انسانی که در جامعه سنتی رو به مدرنیته قرار بدیم که مخاطب قرار هست از طریق حواس خودش پیام رو درک (احساس) کند بعد اون رو با معانی ذهن خودش پیام رو تطبیق دهد.بعد عوامل اجتماعی فرهنگی و غیره روی پیام تاثیر بگذارند که قاعدتاً دچار تغیر و تحول می کند یا به نوعی معنا ببخشد که این معنی بخشی منجر به ادراک و بعد این پیام ادراک شده روی انسان تاثیر بگذارد که به نوعی باعث عکس العمل در فرد بشود که شاید بگونه ایی پس فرست بشود گفت که اگر تازه مخاطب هوشمند باشد پس فرست ارسالی از سوی گیرنده مانند یک پیام خوب و موثر بر فرستنده اثر بگذارد که در نهایت منجر به بازخورد بشود . که فکر میکنم رسیدن به این بازخورد فیلم ساز رو خیلی به چالش کشیده گرچه سبک فیلم سازی به گونه ایی در فیلم ها روایتی خط گویانه نیست و مخاطب در اپیزود ها خودش باید معنی رو کنار هم چیده و به درک تا بازخورد برسد فکر میکنم پروسه دشواری برای اکثر مخاطبان می باشد. فکر می کنم شاید نگاهی که فیلم ساز می گفت داره که شاید بشود با نامی مانند طرحواره یا به روایت کارگردان ناآگاهی در فیلم نبود یا کم بود این فیلم برای درک عموم به گنجاندن طرحواره نیاز داشت تا درک شود و به بازخورد برسد. و اینکه نمی شد در فیلم با شخصیت آوا ارتباطی برقرار کرد معقولانه یا به نوعی غیر معقولانه بودن رفتاری و با تقویت سازی سکانس که به این موضوع دامنه میزد. ولی فیلم ساز شایسته تقدیر هست نوعی نگاه جدید که خودش خیلی عالی هست مخصوصاً که خوده فیلم ساز به جد بر این باور هست که برای که ناآگاهی و آگاهی فیلم رو می سازد و به مقصد می شود رسید و نگاهی دیگر که به رفتار پنهانی ما انسان دارد که فکر می کنم کمتر فیلم سازی چنین نگاهی دارد.

علی ملاجان

فیلم خوب و واقعی گرایی بود بازی خانم امیری در کنار دیگر بازیگران حرفه ای نیز خوب بود

وحیدی

زیبا بود، مصنوعی نبود که بخواد کلی گری کنه چند سکانس مشخص از زندگی واقعی که هر روزه حسش می کنیم و زندگی می کنیم، خیلی خوب توانسته بود مشکلاتی که جوانان در زمینه برقراری رابطه عاطفی و دوام آن دارند ، به تصویر بکشد.

نازنین

مکالمه هایی که بین آنها ردو بدل می شد , آنقدر ملموس و طبیعی بود که بعضی جا‌‌هاش اصلا حس نمی شد ک فیلمه , من حس می کردم دارم حرفای یه پسر و دختر و گوش می کنم و خوب این خیلی خوب به نظرم میاد.

تینا

بسیار فیلم قشنگ و تاثیر گذاری بود خانم مانیا اکبری خیلی زیبا و خونسرد جوابهای عالی میدادند لذت بردیم امیدوارم فیلمهای قوی تر بسازند.

جواد

سطح برنامه رو با این جور فیلم ها پایین نیارید، در نقدش میتونم بگم کارگردان سعیداره به تقلید از فیلمهای بریده بریده و غیرمحتوابی یک معنی و مفهوم خاصی رو برسونه، ولی خیلی شورشو درمیاره و مخاطب رو خسته می کنه تاجایی که سعی میکنه با استفاده از جذابیت بازیگر مخاطب رو پای صحنه نگه داره. واقعا دریک کلمه مزخرف بود.

مهرداد

شک ندارم که فیلم درخشان ساخته خانم اکبری ،هوشمندانه و بسیار سینمایی روایت را پیش برده و شخصیت سازی واقع گرا و قابل قبولی ارایه داده.

سمیه

جالب بود من خوشم اومد. کلا کارای مانیا رو دوس دارم چون حرف تازه میزنه نگاهش وقیح و بدون سانسوره.

محمد

اسم هرچیزی رو نمیشه گذاشت سینما، مانیا اولین فیلمی که ساخت می شد گفت یه فیلم تجربی بوده ولی وقتی تمام فیلمهاش رو به همین سبک می سازه یعنی اینکه سینما بلد نیست و فقط دو نفر رو مینشونه روبروی دوربین تا با هم صحبت کنن، جالب اینجاست که جواب خیلی از سوالهایی که ازش پرسیده می شد رو بی ربط می داد.

امیر علی

چرا در اکثر فیلم ها مسائلی مطرح می شود که اصلا در نقد درباره آن صحبت نمی کنید مثلا در این فیلم در پایان صحبت از غرق شدن پسردایی زندانی بود، چرا اصلا در نقد اشاره ای نشد من ربط آن را با موضوع نمی فهمم.

سهیلا

بدترین فیلمی بود که تا حالا تو آپارات دیدم! خسته کننده و بی محتوا. حیف وقتی که صرفش کردم.

فاطمه

اینکه داستاناش بریده بریده بود ولی بیننده رو تا آخر جذب می کرد خوب بود و بعضی جاهاش دردناک.

مهران

فیلم رو هر دو مرتبه تماشا کردم، فیلمی بسیار زیبا که خیلی پسندیدم.

نادیا

یه سوژه قدیمی و تکراری...دوسش نداشتم.

امین

به عنوان دومین کاری که از مانیا دیدم قابل تحسین بود.

غلام

سکانس های طولانی، کادر های بسته ی نفس گیر ،در کل خیلی خسته کننده بود.

کمالی

بدتر از همه سر درگمی فیلم ساز در پاسخ گویی بود. آخر معلوم نشد چرا هفت!

رضا

اصلا من همه فیلمسازان زن دنیا به اضافه همه آثارشونو دوست دارم. بجز این فیلم خانم مانیا که هم ادعای فیلمساز و هم ادعای فیلم خیلی فراتر از خود اثره...

شهرزاد

برای من آوا در فیلم یک جور نماد رابطه پنهانی و غیر مجاز بین زن و مرد بود، در فیلم همه به دنبال این رابطه هستند، می دانند که آسیب دیده ولی می خواهند قسمتی را ببینند که جذبشان می کند همان طور که در فیلم بیشتر سمت سالم چهره آوا را می دیدیم.

رها خدامی

اون ترکیب بندی نماها آخه چی بودن که این همه هم اصرار داشتن روش بمونن؟ بد بود، بد. بدتر اون که هیچ کس به این موضوع اشاره نکرد.

مسیح

با توجه به تجارب فراوان، از شما بابت انتخاب فیلم هاتون توقع بیشتری میره، حتی انتظاری که از کارشناسان بابت نقد این فیلم می رفت بسیار بیشتر از این بود. این فیلم واقعن قابل قیاس با دیگر فیلمهای خانم اکبری نبود و بگذارید رک بگویم شاید اگر از آن یک نمایشنامه خوانی رادیویی تهیه می شد جالب تر بود. برای هر کسی هم که تجربه ای از سینما نداشته باشد به راحتی می تواند چندین ایراد از آن بگیرید. حتی برای ماهایی که سینمایی هستیم و صبر و تحمل مان در فیلم دیدن نسبت به عوام خیلی بیشتر است (و یک فیلم رو از زوایای مختلف مورد بررسی قرار میدهیم) این کار خانم اکبری بر خلاف انتظار بسیار خسته کننده و بدون ریتم یا لااقل با ریتم بسیار کند . بدون داشتن نقطه اوج ، یا نکته جالب یا حادثه ای که بتواند جلوی خستگی بیننده را بگیرد ، بود .همچنین کلوز آپهای بسیار آزار دهنده و کسل کننده و تکراری ،تنظیم نبودن کادر تصویر و خارج و وارد شدن مدام بازیگر به کادر واقعن انگیزه دیدن یک فیلم هنری جذاب را تا انتهای آن ناامیدانه از ما گرفت. اگر هم بابت روایت و محتوای فیلم بخواهیم امتیازی بدهیم واقعن این فیلم چه چیز جدید و آموزنده ای را برای من مخاطب داشته است؟! - اگر چه نقدهای بسیاری می توان گفت ولی به همین مقدار بسنده می کنم. امیدوارم خانم اکبری با تجارب و دقت و تحقیق بیشتری برای ساخت یک فیلم همچنان جسورانه به فعالیتهای هنریشون ادامه بدهند چون با اشتیاق و استعدادی که دارند حتمن خواهند توانست کارهایی به مراتب بهتر و پربارتر برای جامعه هنری به ارمغان بیاورند.

مارال

فیلم می تونست خیلی بهتر از اینا هم باشه! من به هیچ وجه نتونستم با شخصیت آوا ارتباط برقرار کنم! بی پروایی، فیلم در نوع خودش تحسین بر انگیز بود.

فاطمه حسینی نیا

نه! اصلا قشنگ نبود. استفاده ی ناشیانه از نمادهای جنسی. داستان پر از خطاهای پررنگ بود.

امیر آزاد

ریتم فیلم های خانوم اکبری عذاب آور شدن!! با عرض معذرت هیچ گونه انگیزشی در آدم ایجاد نمی کنه. فیلم های پازولینی عزیز با همه سخت دیده شدنشون، دنبال کردنشون ساده تر از فیلمهای خانوم اکبری هستن.

علیرضا حسینی موسوی

توقع زیادی نخواهد بود اگه فیلم های مناسب تری انتخاب کنید. اما برخی لحظات سینمایی با استعاراتی ممکن و کوتاه دلنشین اش می کرد. اما تا لذت یک فیلم خوب فاصله بسیار داشت.

آذر

هرچند فیلم را نپسندیدم ولی حس آشنایی از ناامنی را به من به عنوان یک زن منتقل کرد. حسی که آوا در برابر مردها داشت، حس آشنا و آزار دهنده ای بود.

هادی جلالی

فیلم دیدنی و جذابی بود. لذت‌بخش و گیرا. بازی‌ بازیگران خیلی قوی بود. به همه بازیگر‌های فیلم تبریک می‌گم.

علیرضا

خیلی سعی مو کردم، ولی واقعا نتونستم بیشتر از ده دقیقه اولش رو تحمل کنم.

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط