ایمان و هولوکاست در گفت‌وگو با کارگردان آیدا

Image caption آیدا قصه جذابی را در اوایل دهه شصت روایت می کند

"آیدا" ساخته پاول پاولیکوفسکی به یکی از مطرح ترین فیلم های سال بدل شده است؛ فیلمی دیدنی و متفاوت از فیلمساز لهستانی که جایزه بهترین فیلم جشنواره لندن را از آن خود کرد و در جشنواره های بسیاری تحسین شد.

آیدا قصه جذابی را در اوایل دهه شصت میلادی روایت می کند: دختر جوان راهبه ای از صومعه بیرون می آید تا یکی از اقوام خود را ببیند. این آغاز سفری است تکان دهنده که او را با واقعیت های زندگی اش آشنا می کند: او یک یهودی زاده است که طی جنگ دوم جهانی خانواده اش را به طرز هولناکی از دست داده و او را به عنوان یک کودک بی سرپرست به صومعه سپرده اند.

از پاولیکوفسکی درباره این موضوع می پرسم که غالب فیلم ها به حواشی خود جنگ دوم جهانی در همان سال ها می پردازند، اما او قصه یک نسل بعدتر را هدف قرار می دهد؛ با تاکید بر سایه پررنگ جنگ و هولوکاست.

او می گوید: "این سایه ای است که همیشه در لهستان بوده. من با این سایه بزرگ شده ام . اما فیلم من درباره جنگ دوم جهانی نیست. این جنگ تنها یکی از المان های فیلم است. درباره زمانی است که به شکلی کمونیسم- استالینیسم در حال تمام شدن بود و دوره جدیدی در همه چیز از جمله در موسیقی و جاز در حال پدیدار شدن. می خواستم این لحظه را ثبت کنم، در عین حالی که می خواستم فیلمم درباره خیلی چیزها باشد. قصد داشتم تمی جهانی داشته باشد درباره ایمان و هویت، مذهب و عشق - در دو نوع عشق فیزیکی و عشق الهی- و در عین حال درباره لهستانی های یهودی که خودش ترکیب پیچیده ای است."

مسئله ایمان در واقع به شکلی به اصلی ترین موضوع فیلم بدل می شود. دختری که در تمام زندگی اش به عنوان یک راهبه مسیحی بار آمده می فهمد که اصلاً مسیحی نیست. این سرآغاز یک تردید و شک درونی است که به تجریه های تازه در زندگی او منجر می شود و در نهایت در صحنه آخر زمانی که او ظاهراً به سمت صومعه قدم برمی دارد، با یک شخصیت کاملاً متفاوت روبرو هستیم:

"او قطعا به ایمان برمی گردد، اما نوع متفاوتی از ایمان. این اولین نمایی است که دوربین حرکت می کند. نوعی از انرژی درون این نما هست. قطعاً او زنی از آن خداست و ایمانش بسیار قوی است."

فیلم حالت رازگونه ای دارد و درباره بسیاری از جزئیات به طور واضح توضیح نمی دهد. شاید همین حالت ناواضح فیلم است که بر جذابیت هایش اضافه می کند.

پاولیکوفسکی می گوید: "شخصیت های واقعی وجوه مختلفی دارند. می خواستم داستان را به شکل ساده ای پیش ببرم اما همه چیز را توضیح ندهم. بسیاری از فیلم های تاریخی، تاریخ را توضیح می دهند. برخی دیالوگ های آنها طبیعی نیستند و چون باید درباره تاریخ توضیح دهند در فیلم گنجانده شده اند. من نمی خواستم این کار را بکنم. می خواستم فیلم ام یک قطعه موسیقی باشد."

شخصیت: فیلمبرداری

Image caption پاولیکوفسکی جایزه بهترین فیلم را برای آیدا از جشنواره فیلم لندن گرفت

فضای سرد حاکم بر فیلم که با فیلمبرداری سیاه و سفید و فضاهای خالی موکد می شود، به شکلی باعث نوعی فاصله گذاری بین شخصیت ها و تماشاگر است که عامدانه، تماشاگر را به یک مشاهده گر بدل می کند تا درگیر شخصیت هایی قابل همذات پنداری.

"نمی خواستم احساسات معمولی که در فیلم ها دیده می شود (معمولا با کلوزآپ های زیاد و تلاش برای نمایش درون آنها) در فیلمم داشته باشم. اما در عین حال می خواستم تماشاگر بدون احساسات به درون شخصیت برود؛ خیلی آرام... شاید خیلی تصمیم روشنفکرانه ای بود، اما تصمیم گرفتم که این کار را بکنم. یکی از شخصیت های من فیلمبرداری است. می خواستم فیلمبرداری و تصویر به اندازه شخصیت ها مهم باشد. من آن دوران را سیاه و سفید می بینم و برای همین می خواستم تصاویر سیاه و سفیدم تا حد ممکن ساده باشند و نه شلوغ، اما هر چه که در تصویر هست معنای گسترده ای داشته باشد."

در کادرهای غریب فیلم معمولاً شخصیت ها در وسط یا گوشه راست یا چپ تصویر قرار نمی گیرند، بلکه در یک تجربه نادر، در نماهای زیادی شخصیت ها در نیمه پائین تصویر هستند و نیمه بالای تصویر یک فضای خالی است.

از پاولیکوفسکی می پرسم، آیا این تقدیر و سرنوشتی است که بر شخصیت ها سایه گسترده؟

"وقتی که داشتم با دوربین تست می گرفتم، از فیلمبردارم خواستم که یک مقدار به بالا تیلت کند چون نمایش همیشگی بدن ها به نظرم کمی خسته کننده است. می خواستم این کار را بکنم و ببینم چه می شود. طبیعتاً آسمان بیشتری وارد کادر شد. ناگهان تصمیم گرفتم که به این شکل ادامه دهم: تصاویری از آسمان که شخصیت ها به شکل کوچکی در پائین این آسمان گم شده اند. و خب منتقدان این را خیلی دوست داشتند و بسیار درباره اش نوشتند؛ نوعی زاویه متافیزیک و سایه مردگانی که جایی در آنجا در آسمان حضور دارند. وقتی که چیزی را حس می کنم انجام می دهم. البته بعد که می خواستیم زیرنویس بگذاریم دیدیم که خب حالا باید زیرنویس را کجا گذاشت؟! "

در فرم آیدا ردپای بسیاری از بزرگان سینما را به شکل های مختلف می شود تشخیص داد. پاولیکوفسکی می گوید: "یک مجموعه بزرگی از سینماگران روی من تاثیر گذاشته اند... من با موج نوی سینمای چک، فیلم های میلوش فورمن و فیلم های اولیه گدار در فرانسه مثل گذران زندگی بزرگ شدم و شاید بشود تاثیرات آنها را دید. برخی از فیلم های روبر برسون را دوست دارم. بعضی از فیلم های اولیه ترنس مالیک و فیلم های اسکورسیزی را دوست دارم. همه اینها تاثیر می گذارند ولی وقتی فیلم می سازی فکر نمی کنی که شبیه آنها بسازی، تنها حس خودت را دنبال می کنی، اما تاثیرات یک جایی وجود دارند."

مطالب مرتبط