آیا پرداخت ده‌ها میلیون دلار برای خرید آثار هنری سرمایه‌گذاری خوبی است؟

Image caption این برای اولین بار بود که نقاشی "لوسین فروید در سه نگاه" به حراج گذاشته می شد

فرض کنید کسی برای خرید یک اثر هنری بیش از ۱۴۰ میلیون دلار می پردازد و با این وجود همه به او می گویند که معامله خوب و ارزانی کرده است.

تعدادی از منتقدان و کارشناسان آثار هنری گفته اند که پرداخت این مبلغ برایتابلوی فرانسیس بیکنبا عنوان "لوسین فروید در سه نگاه " خرید خیلی خوبی بوده است.

صاحب جدید این تابلو، یکی از اعضای خاندان سلطنتی قطر، ممکن است به مالکیت یک چنین اثر کم نظیری افتخار کند و از هم اکنون به فکر یافتن محلی مناسب برای آویزان کردن آن باشد. ولی بسیاری از خانواده ها و مردم عادی که برای گذران زندگی خود با انواع و اقسام مشکلات روبرو هستند، ممکن است بپرسند چطور پرداخت ۱۴۰ میلیون دلار برای یک تابلوی نقاشی را می توان معامله خوبی تصور کرد؟

و اگر کسی قصد آن را داشته باشد که در بازار آثار هنری سرمایه گذاری کند، هر چند در مقیاس و ابعاد محدودتری، باید به این هشدار توجه کند که بهای این آثار به همان شکلی که بالا می روند می تواند سقوط بکند.

بحران، کدام بحران؟

Image caption هفته پیش یک قطعه الماس که ستاره صورتی نام گرفته است در یک حراج در شهر ژنو به بهای ۸۳ میلیون دلار فروخته شد

تابلو فرانسیس بیکن گرانقیمت ترین اثر هنری است که تاکنون در یک حراج فروخته شده است. البته محاسباتی که توسط مجله بریتانیایی اکونومیست انجام شده نشان می دهد که اگر نرخ تورم در دهه های اخیر را در نظر بگیریم می توان گفت که هنوز هم گرانقیمت ترین اثر هنری که تا کنون در یک حراج فروش رفته تابلوی "پرتره دکتر گاشه" اثر ون گوگ است که در سال ۱۹۹۰ به قیمت ۸۲ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار فروش رفت. این رقم طبق نظر نویسندگان اکونومیست، در حال حاضر معادل ۱۴۸ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار است.

هفته نامه اکونومیست می افزاید که خانواده سلطنتی قطر در سال ۲۰۱۱ در یک معامله خصوصی برای خرید یکی از آثار سزان، نقاش فرانسوی، مبلغی بیش از ۲۵۰ میلیون دلار پرداخت کرده است.

به هر حال رقم ۱۴۲ میلیون دلار برای یک اثر هنری حتی اگر نقاشی سه لته ای و کار فرانسیس بیکن باشد باز هم مبلغ بسیار کلانی است، آن هم در شرایطی که پیامدهای بحران اقتصادی جهانی را همه در زندگی خود لمس می کنند.

در حراج آثار هنری معاصر و نیمه دوم قرن بیستم در حراجی کریستی همزمان با فروش این تابلو فقط در یک شب بیش از ۷۸۰ میلیون دلار صرف خرید تعدادی از این آثار شد.

در همان روزی که تابلوی فرانسیس بیکن به فروش رفت یک قطعه الماس که ستاره صورتی نام گرفته است در یک حراج در شهر ژنو به بهای ۸۳ میلیون دلار فروخته شد. این بالاترین رقمی است که تاکنون در حراج یک سنگ قیمتی پرداخت شده است.

استله لووات یک منتقد هنری می گوید: "در حال حاضر نکته عجیب این است که چطور آثار هنری می توانند یک چنین ارقام سرسام آوری را به سمت خود جلب کنند. شاید دلیل آن نرخ بهره بسیار پایین برای پس انداز در بانک باشد و البته نتیجه این نوع سرمایه گذاریها مسلما زیباتر از پس انداز در بانک است. برخی معتقدند که هنر و پول را نباید در یک ردیف قرار داد، ولی در هر صورت خرید این آثار سرمایه گذاری خوبی است."

ولی آیا واقعا چنین است؟

بخش بالایی بازار در مقابل پایینی

Image caption فریاد اثر ادوارد مونک

چند ساعت پس از حراج نقاشی فرانسیس بیکن در نیویورک و الماس ستاره صورتی در شهر ژنو، یک تابلوی نقاشی آب رنگ با عنوان "پرتره ای از یک بانو" در حراجی در شهر ادینبورگ اسکاتلند به بهای ۲۳۸ پوند معامله شد. در همان حراج تابلوی دیگری نیز به بهای ۲۷۵ پوند فروخته شد و گرانقیمت ترین شئی که معامله شد یک کتابخانه قدیمی از جنس چوب ماهون بود که به بهای ۱۸ هزار و ۷۵۰ پوند حراج شد.

دلیل آن این است که شاهکارهای هنری همیشه ارزش خود را حفظ می کنند ولی بهای سایر اشیا مثل مبلمان های قدیمی و یا نقاشی های با کیفیت پایین تر ممکن است تحت تاثیر مد و سلیقه هر دوره کاهش یابد.

آموزه ای از مورد اشیاء چینی

حراج هایی شبیه به این در سراسر کشور و تقریبا هر روز هفته برگزار می شوند و حتی از سالها پیش شبکه های تلویزیونی در بریتانیا و برخی دیگر از کشورهای اروپایی برنامه های هفتگی تولید می کنند که موضوع آن تهیه گزارش و سیر و سیاحت در همین حراج های کوچک در گوشه و کنار کشور است.

اما به اعتقاد ریچارد مدلی، یکی از اعضای اتحادیه برگزار کنندگان حراج در بریتانیا، فروش آثار هنری و اشیا عتیقه دو قطب کاملا متفاوت دارد.

او می گوید: "بازار حراج آثار هنری را می توان با بازار مستغلات در شهری مثل لندن و بازار مستغلات در سایر نقاط کشور مقایسه کرد که نوسان قیمت ها در هر یک از این دو بازار کاملا متفاوت است. در پایتخت افزایش قیمت مستغلات شتاب بسیار بیشتری دارد. به همین ترتیب می توان گفت که مثلا یک اثر فرانسیس بیکن مثل یک خانه مجلل در بهترین نقطه شهر لندن است که کمتر کسی می تواند بهای آن را بپردازد ولی کتابخانه قدیمی ای که در حراج ادینبورگ معامله شده مثل یک خانه معمولی در شهرستانی کوچک است که هنوز هم خیلی ها می توانند آن را بخرند."

به گفته او در حالیکه ابرثروتمندان جهان برای آثار مهم هنری مبالغ سرسام آور و هنگفتی می پردازند متوسط بهای آثاری که در حراج های محلی عرضه می شوند کاهش یافته است.

به عنوان مثال سال گذشته تابلوی "فریاد" اثر ادوارد مونک به بهای تقریبا ۱۲۰ میلیون دلار به فروش رفت در حالیکه طی ده سال گذشته بهای بسیاری از اشیا و وسایل خانگی قدیمی مثل سرویس ناهار خوری و یا مبلمان دوره ملکه ویکتوریا، اواخر قرن نوزدهم، کاهش یافته است.

به گفته ریچارد مدلی کسانی که می خواهند با قبول ریسک در بازار آثار هنری و یا اشیاء عتیقه سرمایه گذاری کنند باید از سرگذشت بازار اشیاء ژاپنی و چینی درس بگیرند. به گفته وی در سالهای دهه ۱۹۹۰ قیمت اشیاء و ظروف چینی محصول چین و ژاپن به اوج خود رسید ولی پس از آن به مرور رو به کاهش بوده است. اما در سالهای اخیر همزمان با افزایش نقدینگی و قدرت خرید اقشار مرفه در چین آنها به خرید این اشیاء علاقه زیادی پیدا کرده و به همین خاطر قیمت اشیای قدیمی چینی باری دیگر رو به افزایش است.

ریچارد مدلی می گوید که در یک مورد مشخص به یاد دارد که یک ظرف چینی که در حراج به بهای ۲۰۰ پوند عرضه شده بود در نهایت به قیمت ۳۷ هزار پوند به فروش رسید. کارشناسان و دلالان حراج اصطلاحا به یک چنین مواردی می گویند تب رقابت.

ریچارد مدلی توصیه می کند که افراد کم تجربه قبل از شرکت در حراج باید از افراد حرفه ای و کارشناس مشورت گرفته و همواره باید هوشیار باشند که یک اشتباه کوچک و یا تکیه بیش از حد به حس شامه خود می تواند صدها و یا هزاران دلار ضرر به همراه داشته باشد.

به گفته ریچارد مدلی مهمترین توصیه در زمینه خرید آثار هنری نصیحتی است که وی از یکی از روسای خود در دوران جوانی به یاد دارد." اثر هنری را باید با چشم خود خرید و نه با گوش. باید به آن اثر علاقمند باشید نه اینکه به خاطر حرفهای دیگران که می گویند چند سال دیگر قیمت آ ن افزایش خواهد یافت."

با این همه مطمئن هستم اگر از هر کسی که در مراسم حراج تابلوی فرانسیس بیکن حاضر بوده بپرسید آنها خواهند گفت که در آن لحظات پر هیجان و پرهیاهوی یک حراجی با این قیمت، هیچکدام نه چشم ها و نه گوشهای خود را باور نمی کردند.

مطالب مرتبط