'گفتگو در مه' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'گفتگو در مه' ساخته محمدرضا مقدسیان به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم 'گفتگو در مه' ساخته محمدرضا مقدسیان

در یک جامعه سنتی ریش سفیدها، معمولا یک سرمایه اجتماعی به حساب می آیند ولی در عین حال در یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته ، همین ریش سفیدها گاهی یک مانع بزرگ محسوب می شوند. در یک جامعه مردسالار که با حضور زن در مناسبات اجتماعی و ساختار تصمیم گیری میانه خوبی ندارد، این اتفاق به شکل چشم گیرتری دیده می شود. انتخابات و احترام به رای جمعی با وجود این که در تقریبا بیشتر جوامع امروزی پدیده ای شناخته شده است، اما هنوز معمولا به عنوان رفتاری مدرن، به شدت در مقابل سنت ها قرار می گیرد و همین باعث بوجود آمدن کشمکش هایی در جوامع می شود. جامعه ایرانی هم در سال های اخیر تجربه های مشابهی داشته است.

'گفت و گو در مه ' فیلمی است که دقیقا مواجهه سنت و پدیده مدرنی مثل انتخابات را در ساختار جامعه ایرانی به تصویر می کشد. فیلم نگاه بسیار نزدیک و تا ثیر گذار به این مساله دارد. مساله ای که ریشه خیلی از مشکلات در جامعه ایرانی می تواند باشد. کارگردان در این فیلم سعی دارد که تصویری از دشواری های یک جامعه در حال تحول ارائه دهد.

ویژگی فیلم

'گفتگو در مه' ساختاری منسجم و تدوینی روان و یک دست دارد. فیلم بدون این که ادعایی داشته باشد، خیلی از رفتارهای جامعه ایرانی در این سال ها را ریشه یابی می کند. دوربین کارگردان چنان در محیط و در بین مردمانش حل شده است که شخصیتهای فیلم کمتر حضور آن را حس می کنند. این فیلم، فیلمی بسیار ماندگار در سینمای مستند ایران به شمار می آید.

درباره کارگردان

Image caption محمدرضا مقدسیان ، کارگردان

'گفتگو در مه' ساخته محمدرضا مقدسیان است. او متولد ۱۳۲۶ در تهران است و از سال ۱۳۵۲ فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینه پژوهش و تولید فیلم‌های مستند آغاز کرده است. از وی به عنوان یکى از جدى ترین و با تجربه ترین مستندسازان اجتماعى در ایران نام می برند. مقدسیان از مستندسازان ایرانی است که مستندهای او تاکنون در جشنواره‌های داخلی و بین المللی بسیاری به نمایش درآمده و جوایز بسیاری را کسب کرده‌اند.

وی آثار برجسته و متمایزی دارد. از جمله آثار وی می‌توان به 'شاعر قاصدک‌ها' ، 'مای سا و ماسان'، 'سرود دشت نیمور'، 'کوره پزخانه'، 'خلیفه نظرلی محجوبی'، 'عاشیق اصلان طالبی' و'کاریز، مبارزه با بیابان' اشاره کرد.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc

خلاصه فیلم هفته گذشته 'روایتهای ناتمام' ساخته پوریا آذربایجانی

Image caption نمایی از فیلم روایت های ناتمام

'روایتهای ناتمام' داستان نیمه تمام چند زن در خلال یک شب سرد در تهران است: ستاره دختر نوجوانی که از خانه می گریزد تا بر سر قرار با محبوبش در ایستگاه اتوبوس حاضر شود ولی پسر بر سر قرار نمی آید، هنگامه که در پی سقط جنینی است که از همسر رسمی خود در شکم دارد و سعیده که با نوزادش از زایشگاه می گریزد و در آخر می فهمد که نوزادی که همراه دارد، اشتباهی است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

صفورا

روایت فلاکت 'زن' کی تمام می شود؟ آیا خود سازندگان این گونه فیلم ها به رسالت زنان مومن هستند یا فقط می سازند که چیزی ساخته باشند؟ من که خود 'زن' هستم، از این گونه با حقارت نگریستن به زنان متنفرم.

عباس

من معتقدم این فیلم یکی از بهترین فیلم های اجتماعی سالهای اخیر ایران است. یادمان باشد این فیلم در سال ۱۳۸۵ساخته شده است. پوریا آذربایجانی در خصوص این فیلم در نشستی که در خانه سینما برگزار شد توضیحاتی داد که شاید به برطرف شدن سوء تفاهم ها کمک کند.

علی

به نظرم فیلم کلیشه ای ولی هنوز تازه است. در واقع شخصیت های فیلم در هر سه روایت شخصیتی واحد هستند.شخصیت زنی که در نوجوانی از خانه فرار می کند.در میانسالی نگاه مردانه در بالای سرش سنگینی می کند و بعد فارغ شدن اوست و مصائب متعاقبش و نوزاد رها شده که یک دختر است. فیلمساز نخواسته شخصیت پردازی چندانی کند و دغدغه او نوع درام و بسط قصه در طول فیلم نبوده بلکه روایت قصه هایی از زنانی بوده که ممکن است هر روز در اطرافمان ببینیم. نوع انتخاب موسیقی توسط فیلمساز در انتقال این حس به مخاطبش بی تاثیر نبوده است. 'روایتهای ناتمام' نه آنچنان کوبنده و تاثیر گذار همچون 'دایره' جعفر پناهی است و نه مانند الگوهای فمینیستی خانم تهمینه میلانی . نوع روایتها و ایپزود ها با هم زیاد هم خوانی ندارند و به ریتم فیلم نیز آسیب رسانده و آن را کند کرده و مشکل فیلم از همین جا شروع می شود.گاه چنان کاراکترهای فیلم بی جهت از کنار هم می گذرند که غیر قابل باورند. این کاراکترها از دل قصه بیرون نیامده اند. فیلم 'تصادف' پل هیگس را به یاد آورید: در آنجا، کاراکترها آنچنان در قصه فیلم در هم تنیده شده اند که مخاطب راهی به جز باور ندارد.

الهام

به عنوان کاری از یک فیلمساز آماتور و در مقایسه با بعضی فیلمسازهای صاحب نام، فیلم بدی نبود. من نمی دانم ریشه این متصل شدن شخصیت های داستان به هم که یکی در افق محو می شود و دیگری ناگهان پیدایش می شود، در سینمای ایران دقیقا از کجا پیدا شد ؟ چون این را در فیلمهای دیگر هم دیده ام.

حکیم

فیلم از لحاظ قصه و فیلمنامه قدرت جذب مخاطب را نداشت ولی این توانایی را داشت که به بهانه کشف شخصیتهای داستان، بیننده را وادار به دنبال کردن فیلم کند. در واقع زنان فیلم به دنبال راهی برای فرار از خودشان بودند نه از اجتماع و یا قانون ولی دیگران را برای این کار وسیله قرار داده بودند.

الهه

سوژه تکراری اما بازیها بد نبود. به نظر من وقتی این کارگردانها دارند برای خارج از ایران فیلم می سازند، دست بازتری دارند و بهتر می توانند به مشکلات عمیق تر زنان اشاره کنند. بحرانها و رنجهایی که معمولا با صلاح دید عده ای برای همیشه سر به مهر باقی می مانند.

مهران

واقعا فیلم ضعیفی بود. نمی شد تا آخر آن را دید.

مهناز

کلاً فیلم معمولی بود.مدل ساده شده و ضعیف فیلم 'دایره' جعفر پناهی بود که قبلا در آپارات به نمایش در آمده بود.

فریبا

فیلم آن قدر ساده و سطحی به مشکلات زنان جامعه ما پرداخته که نتوانستم تا آخرش بنشینم و آن را نگاه کنم. مشکل دختران فراری در ایران فراتر از این است که دختری از یک خانواده به ظاهر مرفه از خانه می گریزد . زنی که یک اتومبیل شیک شخصی زیر پایش است ، هیچ گاه نیمه شب در خیابانها نمی گردد تا بچه ای که در شکم دارد را سقط کند,چون در این قشر بعید است که شوهرش به خاطر حامله شدن او را باز خواست کند. ضمناً در فیلم این طور نشان داده شده ، گویا تمام شهروندان قشر پایین جامعه، ترک زبان هستند.

مسعود

داستان فیلم یادآور کمرنگی از «دایره» ساخته «جعفر پناهی» است. داستان مقاطعی از زندگی سه زن را نشان می دهد که می تواند مراحل مختلف زندگی یک زن در جامعه مردسالار باشد. نکته جالب داستان این است که همه اپیزودها در یک وحدت زمانی روی می دهند و زنان هر سه داستان از کانون گرم خانواده و خانه محروم شده اند, هیچ کدام شان در فضای خانه دیده نمی شوند. پایان فیلم به صورت استعاری پایانی است که به احتمال برای هرسه زن قابل تصوراست. یعنی مرگی ناخواسته (مرگ ناخواسته یا خودکشی؟) که درنهایت ناظر بر وضعیت مستاصل این سه زن است. زمانی که در پایان, شخصیت های مرد فیلم, سرباز جوان, شخصیت پیرمرد و راننده تاکسی از خیابانی رد می شوند, شاهد جسد زن ناشناسی هستند که پیکرش پوشیده شده. تنها همدردی راننده تاکسی , صدقه ای است که بر روی جنازه زن می اندازد.

به نظرمن اجرای سینمایی داستان درمجموع نتوانسته حق مطلب را بیان کند. انتخاب ترکیب نامناسبی از بازیگران غیرحرفه ای (نابازیگر) و بازیگران حرفه ای و استفاده گفتگوهای پیش پا افتاده, باعث شده این داستان زیبای سه پیزودی نتواند انتظارات تماشاگر را برآورده کند. مشکل به نظرمن گفتگوهای پیش پاافتاده و اجرای تصویری ناپخته فیلم است. استفاده از گفتگوهای پیش پاافتاده باعث شده, فیلم نتواند در بناکردن محتوای جدی اش, از سطح به عمق برود و بیانیه ای شخصی از وضعیت زنان تحت سرکوب را ارائه دهد. در گفتگوی هر سه اپیزود بارها به این نکته تاکید می شود که شهر تهران, شب هنگام پر از خطرات احتمالی برای زنان است و مردان با جوانمردی حاضرند برای حمایت از زنان با تواضع از خود مایه بگذارند. در حالی که در فیلم شاهد هیچ خطر و حادثه ناگواری در خیابان نیستیم. آنچه زندگی این زنان تهدید می کند نه از سوی خیابان که از سوی مردانی است که کانون خانوادگی این زنان را زیرنظردارند و حقوق آنان را سرکوب می کنند. شاید فیلم بهتر بود کمی بیشتر به عمق وجود این مردان می پرداخت و به جنبه های منفی و مثبت آنان هم می پرداخت. هرچه باشد آنان هستند که دوزخ زنان در این فیلم را تشکیل داده اند. تحول رابطه سرباز و دختر در اپیزود اول از حالت غریبه کامل تا پایان آن موقعی که هردو هدایایی را که برای دوستشان در نظرگرفته اند به دلیل ناامیدی از یک ملاقات احتمالی به یکدیگر می دهند, بسیار سطحی و در اساس باورناپذیر ارائه شده است. رابطه بسیجی جوان که همراه با زن متاهل و باردار او را تا محل پاسگاه مشایعت می کند, در نیمه اپیزود رها می شود و ما ناگهان با تصویر نهایی اپیزود روبرو می شویم که در آن زن آزاد شده و به سوی بیمارستان می رود. در صورتی که نشان دادن تاثیرات این برخورد برروی سرباز جوان، می توانست فیلم را از حالت سیاه و سفیدش بیرون بیاورد. با وجود همه این نقایص, فیلم حتی با این اجرای ضعیف سینمایی, دیدنی است.

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط