پرنده‌های طاها بهبهانی؛ گفتگو با هنرمند و سفیر ایرانی مبارزه با فقر

طاها بهبهانی، نقاش و مجسمه ساز پیشکسوت ایرانی، از هنرمندان فعال و صاحب سبکی است که از کودکی در مسیر فرهنگ و هنر قرار گرفت.

او با بیش از ۴۰ سال سابقه تدریس و ۶۰ نمایشگاه فردی و جمعی در داخل و خارج ایران، جوایز هنری متعددی دریافت کرده و آثارش نزد ۶۵ مجموعه دار در ایران، آلمان، بریتانیا، آمریکا، بلژیک و چند کشور دیگر نگهداری می شود.

آقای بهبهانی اخیرا به عنوان یکی از چهره‌های هنرمند ایرانی در کمپین مبارزه با فقر و گرسنگی سازمان ملل برگزیده شده است. او درباره این انتخاب می گوید: "چندی پیش طی حکمی من هم عضوی از خانواده بزرگ هنرمندان کمک رسان سازمان ملل برای گرسنگان جهان در برنامه جهانی غذا شدم که موجب سرفرازی و خوشحالی من شد. از اینکه بتوانم با هنرم و آنچه در اختیار دارم به این امر مهم بپردازم، دریغ ندارم."

بهبهانی در سال ۱۳۲۶ در تهران به دنیا آمد و نقاشی را از خردسالی نزد پدرش آغاز کرد.

او می گوید: "من در یک خانواده فرهنگی بزرگ شدم. پدرم استاد دانشگاه بود و به ادبیات ایران تسلط کامل داشت و نقاش خوبی هم بود که اغلب اگر فراغتی می داشت نقاشی می کرد. پدرم از ده سالگی به دلیل دوستی نزدیک با استاد اکبر نجم آبادی (از شاگردان کمال الملک) مرا نزد ایشان برای یادگیری نقاشی گذاشت. در چهارده سالگی به سمت مجسمه سازی رفتم و شاگرد استاد رفیع حالتی شدم. نقاشی و مجسمه سازی را در حین تحصیل در دبیرستان (کمال الملک) دنبال کردم و بعد در رشته دکور سینما، تلویزیون و تئاتر درس خواندم."

طاها بهبهانی در پایان تحصیلاتش، در سالزبورگ و پاریس به پژوهش در زمینه کارگردانی تئاتر ماریونت ادامه داد و در بازگشت به ایران به تدریس در دانشکده هنرهای دراماتیک مشغول شد و سالها مدیریت دپارتمان تئاتر ماریونت این دانشکده را عهده دار بود.

او در حوزه تئاتر، تلویزیون و طراحی صحنه فعال بود و ساخته هایش جوایز بسیاری کسب کرد؛ اما در سال ۱۳۶۲، با از بین رفتن ۴۵۰ برنامه آموزشی اش برای کودکان در تلویزیون، طاها بهبهانی صحنه و تلوزیون را برای همیشه رها کرد و به نقاشی، مجسمه سازی و آموزش هنرجویان در آتلیه شخصی اش پرداخت.

او با دلخوری از آن سال یاد می کند و می گوید:" زحماتی که برای تئاتر کودکان و سال ها تحصیل و تدریس در این حوزه کشیدم با نادانی ها و کوته نظری ها نابود شد، یعنی دوازده سال سابقه هنری من در این زمینه پایمال شد که این امر مرا دلزده کرد و دیگر میل و رغبتی به کار در صحنه و تلویزیون نداشتم و ندارم. شاید اگر آن ۴۵۰ برنامه ای را که آن سال ها من ساختم هنوز بودند و نابود نشده بودند، امروز هم می توانستند از آنها استفاده کنند و دستمایه خوبی برای آموزش و پرورش و خلاقیت کودکان بود."

طراحی صحنه برای نمایشنامه های بزرگی مانند هملت، مکبث، باغ وحش شیشه ای، و کارگرادنی دو نمایشنامه برای جشن هنر شیراز از ثمرات به یادماندنی این دوره از زندگی اوست.

سالها پیش تر از آن واقعه اما، بهبهانی توانسته بود بنیان مکتب تازه ای را در عرصه هنرهای تجسمی ایران پایه گذاری کند.

در دهه چهل، آقای بهبهانی که آثار ادبا و عرفای ایرانی در کودکی برایش حکایت شده بود، از این گنجینه بهره برد و با پرداختن به نمادهای عرفانی در ادبیات ایران و پیوند خلاقانه آن در نقاشی هایش، 'سورئالیسم متافیزیک 'را مطرح ساخت. از آن پس، این هنرمند همواره بر روی بوم و با مجسمه هایی از فلز، 'پرنده' که ریشه ای ناگسستنی در ادبیات عرفانی ایران دارد را نقش مایه خلق آثارش قرار داده تا جایی که نامش با 'پرنده'هایش عجین شده است.

او دلیل این انتخاب را این گونه توضیح می دهد: "یک نقاش و مجسمه ساز معناگرا که با این ادبیات زندگی کرده و روز و شب گذرانده، دور از ذهن نیست که تحت تاثیر شخصیتی مثل مولانا یا عطار باشد. عرفان ما از ادبیات رسمی کلاسیک ما جدا نیست و حتی آنجا این ادبیات غنی تر و پربارتر به نظر می رسد که بار عرفانی پررنگ تری دارد. پرنده در ادبیات عرفانی ما نقش اساسی و بنیادی دارد. پرنده در آثار ابوعلی سینا هم مرید است و هم مراد، و زیباترین آنها را می توان در منطق الطیر عطار نیشابوری این شاعر و عارف بزرگ دید. شاید در بین تمام موجودات، پرنده به دلیل آزادی و قدرت پرواز، بیشتر مورد رشک و حسد آدمیان بوده است. مردمانی که در طول تاریخ همیشه مورد ظلم و زور و ستم بوده اند وقتی به آسمان نگاه می کردند و آزادی پرندگان را می دیدند بر آنها غبطه می خوردند و آرزوی پرواز و رهایی همیشه با آدمیزاد همراه بوده است."

پرندگان رمزآلود طاها بهبهانی، با پیکرهای هندسی- منقارهای مثلثی با تنه های دایره وار، با فرم و رنگ گذاری و ترکیب هایی بدیع و قدرتمند، غالبا در پس زمینه هایی انتزاعی، نشسته اند و در حالتی از ابهام پدیدار می شوند که آنها را از ماهیت واقعی پرنده دور می کنند و وارد دنیایی از ایجاز می کنند، دنیایی که ریشه ای ازلی در فرهنگ عرفانی ایران دارد.

خصوصیات مفهومی 'پرنده' و پیوند آن با زبان استعاره ای ایرانی هرچند ممکن بود با محدودیت های بیانی برای عرضه در عرصه بین المللی مواجه شوند، اما بهبهانی با دستیابی به کیفیت فوق العاده تصویرگری و مجسمه سازی، کمتر دغدغه ای برای پسندیده شدن داشته و بیشتر دلمشغول طرح های ناتمامش است:

" ما آنقدر حرف برای گفتن داریم که من فکر می کنم عمر یک هنرمند مجال همه گفتنی ها را ندارد. شاید این کمترین دغدغه ایست که من دارم و برعکس دغدغه اصلی من طرح ها و حرف های اجرا نشده است. ولی اینکه این فکرها چگونه بتوانند در عرصه بین الملل رخ نشان دهند به عوامل زیادی بستگی دارد که صرفا قدرت اثر و یا بزرگی یک هنرمند نیست. بازی های سیاسی و اقتصادی چنان عرصه هنر بین المللی را آلوده کرده است که بسیاری مواقع انسان ترجیح می دهد در حوضچه زلال خود باقی بماند و در دریایی از گنداب وارد نشود. بسیاری از عوامل می تواند مسیر فکری یک هنرمند را تغییر دهد. عوامل اجتماعی، سیاسی و جغرافیایی همه می توانند باعث دگرگونی هایی در تفکر او بشوند ولی شاید بتوانیم بگوییم پایه و اساس فکری هنرمندی که معناگراست به دلیل دستیابی به گوشه هایی از رمز و راز هستی همیشه پایدار خواهد ماند."

از جمله طرح های بزرگ در حال اجرای این هنرمند، ساخت 'باغ موزه طاها بهبهانی' (در منطقه جاجرود) است که در آذر سال ۹۰ آغاز شد و قرار است در اردیبهشت ۹۳ افتتاح شود- طرحی عظیم که با وجود تشویقات فراوان دولتی، هیچ بودجه ای به آن اختصاص نیافت و حالا بهبهانی یک تنه، کمر به همت اجرای آن بسته است:

"آنچه مرا واداشت زندگی و وقتم را صرف ساختن باغ موزه ای برای هنرهای تجسمی بکنم، لزوم داشتن مکانی برای عرضه آثار بزرگ تر و پلی برای ارتباط بین هنرمندان ایران و خارج از ایران است. جایی که بتواند مکانی برای نمایش آثاری شود که از قوام و معنایی جدا از حرکت های زودگذر و مقطعی باشد. هنری که بتواند بماند و یادگاری برای آیندگان باشد."

او در همین راستا و در پشتیبانی از هنر هنرمند ایرانی اضافه می کند: "می بینید که هنرمندان ایرانی در عرصه جهانی چه خوش می درخشند. اگر میدان وسیع و عادلانه تری به هنرمندان ایرانی داده شود، بی شک شاهد حوادث خوبی در زمینه هنرهای تجسمی خواهیم بود. آثار هنرمندان معناگرا همیشه سرشار از گفتگو و تعامل با مخاطب فهیم است. فکرهای تازه با پشتوانه فرهنگی و غنی و در قالب نو می تواند این عرصه را همیشه پررونق نگه دارد."

مطالب مرتبط