زرین کوب و نقد ادبی؛ نگاهی به تحلیل انتقادی ایرج پارسی نژاد

Image caption انتشارات سخن، ۱۳۹۲ ، ۴۴۰ صفحه ، ۲۵۰۰۰ تومان

ایرج پارسی نژاد در هشتمین دفتر از مجموعه تاریخ نفد ادبی ایران گزیده ای از یادداشتهای خود را در تحلیل انتقادی از آثار عبدالحسین زرین کوب در حوزه نقد ادبی به دست داده است.

نخستین فصل از کتاب "زرین کوب و نقد ادبی" به بررسی انتقادی از رساله هشتاد صفحه ای " فلسفه شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران" اختصاص دارد که مولف آن را در بیست و دو سالگی در تیرماه ۱۳۲۳ در زادگاه خود بروجرد منتشر کرده است .

توجیه پارسی نژاد در تحلیل انتقادی از این رساله از آن روست که او عیب و هنرهایی در آن می بیند که در مطالعه آثار بعدی زرین کوب در حوزه نقد ادبی این عیب و هنرها تکرار شده است. از این روست که او در مطالعه سیر انتقادی آثار زرین کوب اشاره به آن را سودمند دانسته است.

نخستین نقد پارسی نژاد متوجه زبان روایی و داستان گون زرین کوب در تحقیقات انتقادی است.

به گمان او دلبستگی زرین کوب را به قصه و داستان از اولین اثر او می توان دید که در میانه یک مبحث تحقیقی که بنای آن بر ایجاز است به بیان روایاتی می پردازد که نه تنها ضرورتی بر آن مترتب نیست، که نظم و پیوند موضوع مورد بحث را نیز مخدوش می کند. و این ناشی از این واقعیت است که او گاهی ذوقیات را با تحقیق انتقادی می آمیزد.

ایرج پارسی نژاد در تحلیل انتقادی خود بر نخستین اثر زرین کوب به ارجاعات و استشهادات بیش از حد مولف به گفته های نامداران علم و فرهنگ و ادب و تاریخ جهان اشاره می کند که " از حد ضرورت در می گذرد ، تا آن جا که استنباط و استدراک شخصی او در میان انبوه نقل قول ها و ارجاعات گم می شود و این تصور را پیش می آورد که نویسنده به جای استدلال برای اقناع و تاثیر در مخاطب گفته های دیگران را مطرح می کند و خود دارای هیچ نظریه و حتی نظری نیست."

Image caption پارسی نژاد "نقد ادبی" زرین کوب را مهم ترین اثر او در حوزۀ تخصصی کارش می داند

زرین کوب در مبحث "فلسفه شعر" در بخشی با عنوان "فلسفه تطور" می کوشد سیر تطور و تکامل شعر و شاعری را با منطق زمانه توجیه کند و با اشاره به نظریات لامارک و اسپنسر تحول شعر را به مقتضای اوضاع و احوال اجتماعی و مختصات اقلیمی نشان دهد. با چنین تلقی و تصوری است که زرین کوب خوی ایرانیان را حاصل وضع جغرافیایی سرزمین ایران می داند که آنها را به پاسداری از مرزهای خود در برابر تاخت و تازهای طوایف مهاجم ناگزیر کرده است. ( همان، ۳۲) گفتار زرین کوب جوان در این بخش از رساله لحن خطابی شورانگیز می گیرد که حاکی از احساسات میهن دوستانه او در عهد جوانی است. اما آن جا که تاثیر این روحیه جنگ و ستیز را نه تنها در شعر حماسی که در اوصاف طبیعی نیز می یابد در خور توجه است. به گمان زرین کوب :

پارسی نژاد به شم و شعور و استعداد نقادی زرین کوب را از همین نکته های بدیع در نقد شعر که در زمانه خود سرشار از تازگی است می یابد.

تاریخ تطور شعر و شاعری

فصل دوم رساله " تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران " به بررسی اشعار غنایی اختصاص دارد.

زرین کوب در یادداشت مقدمه خود در این فصل همه اشعاری را که از یک سو با عواطف انسانی و از دیگر سو با الحان موسیقی رابطه داشته اشعار غنایی خوانده و منشاء آن را از اشعار حماسی، که حاکی از مفاخر و مآثر ملی و قومی است، کهنه تر دانسته است. در حالی که به گمان پارسی نژاد شعر حماسی قدیم تر از شعر غنایی است. وانگهی تنها شعر غنایی ملازم موسیقی نبوده است.

در بخش " زبان و موسیقی" نیز از فصل " اشعار غنایی" به گمان پارسی نژاد آنچه زرین کوب درباره منشاء پیدایش زبان گفته فرضیاتی است که به اثبات نرسیده است، زیرا زمان آن به روزگاران ماقبل تاریخ بازمی گردد، به زمانی که هیچگونه اثر تاریخی از آن در دست نیست و فرآیند مشابهی که در خور قیاس با آن باشد نیز موجود نیست. استناد زرین کوب به قول ماکس مولر مستشرق یا سلیمان بن عباد، متکلم اسلامی، نیز در این باره اعتباری ندارد. توجیه مولف درباره سیر تاریخی همراه شدن آهنگ و شعر نیز پذیرفتنی نیست. زیرا به گفته متخصصان آهنگ (ton) در وزن شعر سنسکریت و یونانی باستان و لاتینی هیچ تاثیری نداشته و اگر در لاتینی رابطه ای میان محل آهنگ و ساختمان شعر بوده این رابطه بسیار محدود و منحصر به موارد خاصی است که تابع آهنگ نبوده است.

زرین کوب در سنجش شاهنامه با ایلیاد یادآور می شود که اثر منسوب به هومر " در عظمت و کمال با شاهنامه معجز نمای فردوسی پهلو نتواند زد". پارسی نژاد درباره رد چنین قیاس هایی به گفته شخص زرین کوب استناد می کند که در بیان مردود دانستن مقایسه شاهنامه و سایر حماسه ها یادآور می شود که این کار غالباً به تصورهای واهی، هر چند جالب، منتهی می شود. زیرا این قیاس ها، به دلایل اوضاع و احوال تاریخی و جغرافیایی و فرهنگی دو اثر و قصد و هدف دو سراینده قابل توجیه نیست. اما زرین کوب از روزگار جوانی به قیاس و تطبیق آثار ادبی شوق و علاقه بسیار نشان داده است، چنان که در نخستین اثر خود مدایح عنصری و انوری را با آثار رونسار و دوبله فرانسوی مقایسه می کند، سوگسرود فرخی در عزای سلطان محمود و مرثیه خاقانی را با سوگنامه هوگو در مرگ دخترش لئوپولدین می سنجد و حبسیات مسعود سعد منظومه زندانی ردینگ اسکار وایلد و شکوائیه لافونتن از حبس فوکه را به خاطر او می آورد. در حالی که به گمان پارسی نژاد مقایسه شاهنامه فردوسی با ایلیاد هومر، و انه یید ویرژیل و نیبلونگن حماسه آلمانی در قرون وسطی و بیوولف حماسه کهن انگلیسی بر حیثیت شاهنامه چیزی نمی افزاید.

با این همه حاصل تحلیل انتقادی پارسی نژاد در پی باریک بینی بسیار در " فلسفه شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران " از یک قریحه و استعداد استثنایی در کار نقد تحقیق ادبی حکایت دارد. باید به یاد داشت که رساله مورد نقد پارسی نژاد حاصل کار نوجوانی شهرستانی است که در بیست و دو سالگی، در پی چهار سال کار شبانه روزی، در سال ۱۳۲۳ شمسی کتاب خود را در بروجرد به چاپ رسانده است. به گفته منتقد "به راستی اگر شوق شگفتِ خواندن و شور غریب نوشتن نبود چگونه این اثر پدید می آمد که امروز پس از گذشت هفتاد سال هنوز بسیار نکته های بدیع و تازه در آن می توان یافت."

فصل دوم "زرین کوب و نقد ادبی" به بررسی گفتاری از زرین کوب با عنوان "ادبیات در محکمه تاریخ" پرداخته که در سال ۱۳۲۶ شمسی در بیست و دو صفحه در نشریه دانشنامه منتشر شده است. پارسی نژاد از آن جا که این گفتار را در بررسی آثار زرین کوب در حوزه نقد ادبی دارای اهمیت تاریخی یافته به بررسی آن پرداخته است.

زرین کوب در گفتار خود با نظر ادیبانی از نوع ملک الشعرای بهار مخالفت کرده مبنی بر این که می توان در شعر فارسی با حفظ اسلوب های کهن مضمون هایی تازه آورد . او به درستی می پرسد "اگر قبول دارید لفظ و قالب و معنی و بیان تابع ادراک است چگونه می توان مفهوم تازه و ادراک بی سابقه ای را بدون هیچگونه تغییر در قالب اسالیب کهن پرورد".

زرین کوب با برخورداری از هشیاری تاریخی هشدار می دهد : "وقت آن نیست که بپرسند آیا باید اصول کهن را حفظ کرد یا راه تجدد پیمود. دیگر تجدد فرا رسیده است". با این همه زرین کوب جوان خطر تجدد را هم از نظر دور نداشته است. خطر این که شعر نو در تاثیر ترجمه نادرست از شعر اروپایی شیوه بیان فارسی که سهل است حتی معنی شعر را هم از دست بدهد!

پارسی نژاد "نقد ادبی" زرین کوب را مهم ترین اثر او در حوزه تخصصی کارش می داند و گمان دارد این کتاب دو جلدی گسترش یافته نخستین اثر او " فلسفه شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران " است که روش کار مولف در گستردگی و پراکندگی موضوع موجب شده به مطالب گوناگون به صورت سطحی پرداخته شود و مایه و موضوع اصلی تحقیق را ، که سیر تاریخی نقد است، طرح مباحث تاریخی و فلسفی خارج از موضوع پر حجم و آشفته کند. هر چند مولف دانشمند طرح تحولات تاریخی و فلسفی را در مطالعه سیر تاریخ نقد ادبی دانسته، اما باید در نظر داشت اگر خواننده به آگاهی در تاریخ تحولات فکری در آلمان و فرانسه و انگلستان و آمریکا و روسیه ( که فصل های دهم تا هجدهم کتاب را به خود اختصاص داده ) علاقه مند باشد خود می تواند به مآخذ و منابع معتبر مراجعه کند .

به گمان پارسی نژاد زرین کوب در جستجوی دست یابی به پیشینه نقد ادبی در ایران به معارضات بی اهمیت شاعران گذشته در موضوعات فنی و بدیعی توجه کرده است، حال آن که سابقه نقد ادبی جدید ایران را باید در ادبیات انتقادی ائاخر عصر قاجار و آغاز مشروطیت یافت ؛ در آن جا که روشنگران ایرانی در رساله های خود در نقد استبداد سلطنت و دین و دولت از ادبیات زمانه خود نیز انتقاد کرده اند و در واقع نخستین آثار را در نقد ادبی ایران پدید آورده اند .

قریب به پنجاه سال از نوشتن گفتارهای "با کاروان حله" می گذرد. طی این سالها درباره زندگی و آثار هر شاعر منابع تازه ای به دست آمده که گفته های پیشینیان را باطل دانسته و نظریه های ادبی جدیدی پیدا شده که اصول و معیارها و روش ها و قلمروهای تاریخ ادبیات را دگرگون کرده است. بنابراین اثر زرین کوب در زمان تاریخی خود البته ستودنی است، اما از سوی دیگر چه می توان کرد که در مطالعه آثار پیشینیان تنها نمی­ توان از جنبه تاریخی قضاوت کرد و در نقد و ارزیابی آنها آموخته­ها و تجربه­های پسینیان را نادیده گرفت.

به گمان پارسی نژاد زرین کوب به عنوان نویسنده ای با تخیلی قوی در روایتِ احوال شاعران و عارفان و عالمان از ایجاز و دقت و روش عالمانه در نوشتن تاریخ نقد ادبی بازمانده است. با این همه به اعتراف همو زرین کوب، به عنوان ادیبی مورخ، زمانی به پژوهش در نقد ادبی پرداخت که هنوز راه و رسم فضلای ما در تحقیقات ادبی پیروی از سنت گذشتگان در علوم بلاغی و نقل عقاید ادیبان و شاعران قدیم ایرانی و عرب بود و هنوز آثار زیادی از میراث نقد ادبی امروز در اختیار ما نبود که ما را با نظریات و افکار منتقدان و صاحب نظران بزرگ آشنا کند. از این رو طبیعی است که نشر کتاب "نقد ادبی" و آثار و مقاله های متنوع زرین کوب محققان و ادیبان جوانِ ما را با نگاه و نگرش مغرب زمینیان به ادبیات و روش تحقیقات امروز جهان آشنا کرد .