چرا جوایز نوبل بیشتر به مردان می رسد؟

Image caption برندگان جایزه نوبل امسال در رشته های فیزیک، شیمی، اقتصاد و پزشکی در مراسم شب جوایز نوبل

مراسم اهدای جایزه نوبل که عنوان معتبرترین جایزه علمی جهان را به خود اختصاص داده، هر سال در دهم دسامبر در استکهلم پایتخت کشور سوئد برپا می شود.

از سال ۱۹۰۱ اولین سالی که جایزه نوبل رسمیت یافت تا امروز هر سال در ماههای پاییز که کاندیدهای جوایز اعلام می شوند، بحث و گفتگو و اظهارنظرها هم پیرامون انتخاب شدگان هجم قابل توجهی از مطبوعات را به خود اختصاص می دهد.

حضور کم رنگ و محدود زنان دریافت کننده جوایز نوبل سالهاست به یکی از عمده ترین بحث های دور و بر جایزه نوبل تبدیل شده و فضایی از نقطه نظرهای گوناگون را به دنبال داشته است.

با نگاهی به تاریخچه دریافت این جوایز با آمار و ارقامی مواجه می شویم که ضرورت و اعتبار این گونه بحثها را افزایش می دهد:

از ۸۷۶ نفر از دریافت کنندگان جوایز نوبل از سال ۱۹۰۱ تاکنون فقط ۴۴ زن موفق به دریافت این جایزه شده اند که از آن تعداد ۱۳ زن جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده اند.

عده ای معتقدند کمیته های انتخاب جوایز اکثراً مرد هستند و شاید طبیعی باشد که آنها در درجه اول مردان را انتخاب کنند. اما اعضای کمیته های انتخاب برندگان جوایز نوبل این استدلال را نمی پذیرند و اصرار دارند که انتخابها به طور کلی بر اساس دستاوردهای علمی افراد است و نه جنسیت آنها.

این افراد بسیاری موارد با منتقدان همدل و همصدا می شوند و از اینکه حضور زنان در عالم تحقیقات و دستاوردهای علمی تا آن اندازه ای نیست که رویشان حسابی باز شود، خود را در نگرانیهای جامعه سهیم می کنند و طبق روال تاریخی از تبعیض و عدم امکانات برابر بین زنان و مردان محقق و دانشمند سخن می گویند. با نگاهی به خود اعضای کمیته ها حقایقی روشن می شود که عده ای معتقدند در تصمیم گیریهای بی تاثیر نیستند.

چند مرد، چند زن؟

از ۹ نفری که در کمیته اصلی جوایز نوبل حضور دارند و مسئولیت و سرپرستی امور مالی و سازمان دهی ثروت باقی مانده از آلفرد نوبل و هزینه های مربوط به پرداخت جوایز به عهده دارند، تنها دونفرشان زن اند.

به همین ترتیب آکادمی سلطنتی علوم سوئد که کاندیدهای جوایز فیزیک و شیمی را انتخاب می کنند از ۱۵ نفر فقط ۴ زن عضو این کمیته است. از ۳۶۲ شخصیت علمی که جوایز فیزیک و شیمی را دریافت کرده اند تنها ۶ زن در طول نزدیک به صد سال توانسته اند جایزه علمی نوبل را به خود اختصاص دهند.

بنابراین به نظر می رسد که حضور چهار زن با پشتوانه های معتبر علمی در این کمیته هم تا امروز نتوانسته باعث راه یابی زنان بیشتری به چنین فضایی بشود.

کمیته جایزه اقتصادی بانک مرکزی سوئد به یاد آلفرد نوبل که مستقلاً عمل می کند دارای ۱۰ عضو دائمی – ۹ مرد و ۱ زن- است و مسئولیت جایزه نوبل اقتصاد را به عهده دارد.

در آنجا هم ارقام تفاوت فاحشی را بین دریافت کنندگان زن و مرد جوایز را نشان می دهند. از ۷۴ نفری که تا امروز صلاحیت علمی آنها در زمینه اقتصاد تایید شده و بابت آن جایزه نوبل دریافت کرده اند، تنها یک زن دیده می شود.

کمیته پزشکی جایزه نوبل با چهار عضو مرد و یک عضو زن تا کنون به ۲۰۴ نفر جایزه نوبل پزشکی داده است که از این تعداد ۱۰ جایزه شامل حال زنان پزشک و محقق شده است.

در این میان کمیته جایزه ادبیات نوبل هم از تعادل و برابری جنسیت کمتری برخوردار است. ۵ زن نویسنده عضو کمیته در مقابل ۱۳ مرد عضو تا کنون به انتخاب ۹۷ نفر نویسنده در سراسر دنیا پرداخته اند که ۱۳ نفر آنها زن است.

جایزه صلح نوبل در نروژ تاکنون به ۱۲۶ تن یا نهادهایی که بر اساس وصیت نامه آلفرد نوبل در راه گسترش صلح و سیاست عدم خشونت فعالیت کرده اند، تعلق گرفته است که از این تعداد تنها ۱۵ تن از زنانی که در زمینه حقوق بشر فعالیت کرده اند، موفق به دریافت این جایزه شده اند.

از محبوب ترین چهره های بیاد ماندنی این جایزه می توان از مارتین لوتر کینگ، نلسون ماندلا و بسیار دیگری یاد کرد. در بین زنها هم هنوز پس از سالها مادر ترزا در حافظه عمومی مردم جای بزرگی را به خود اختصاص می دهد.

گفته می شود که جایزه صلح نوبل را باید بیشتر تلاش برتا ون سوتنر دانست که از دوستان نزدیک آلفرد نوبل بود و توانست تمایل او را برای در نظر گرفتن جایزه ای بنام صلح جلب کند. خود او نیز به عنوان اولین زنی که به دلیل فعالیتهای حقوق بشر و گسترش مفهوم صلح موفق به دریافت جایزه صلح شد، شناخته می شود.

در کمیته جایزه صلح نوبل نیز با اکثریت مردانه مواجه هستیم که در جای خود سئوالات متعددی را ایجاد می کند.

اشکال کجاست؟

هنوز کسی به درستی نمی داد چرا زنان با چنین اقلیتی در دنیای " نوبل" مطرح می شوند. اشکال کجا می تواند باشد ؟ آیا راهها و درها به بروی آنها بسته است یا به گفته کمیته های انتخاب کننده جوایز، زنان هنوز به آن درجه از توان علمی نرسیده اند که با همکاران مرد خود به رقابت بپردازند.

چنین سئوالهایی واکنش های متفاوتی را به دنبال دارد. یک نظر این است که تاریخ پنجاه سال اخیر در سراسر دنیا نشان می دهد که زنان با سرعت و کثرت قابل توجهی به میدان های علمی و رقابت هایی در آن سطح دست یافته اند که در جای خود کمبود هر جایزه نوبلی را جبران می کند.

در عین حال زنان در فضای علمی و تحقیقی باعث شکل گیری حرکتی تاریخی با ابعاد گسترده و انعکاس و نتایج قابل توجه شده اند. در اصل جامعه بشری از فعالیت آنها بهره می برد و بی تردید سالهای دورتری تعدادی از آنها را در جایگاه دریافت کنندگان جوایز علمی نوبل خواهیم دید.

نظر دیگری هم بر این اعتقاد است که حتی زنان محقق همچنان در دنیای نابرابری به سر می برند و با موانع جدی فرهنگی برای رشد و بالندگی مواجه می شوند و اراده مطرح کردن آنان در پایین ترین سطوح قرار می گیرد. این نظر همچنین استدلال می کند اگر زنان هم متساوی با مردان از همه گونه امنیت زیستی و فرهنگی برخوردار بودند، قطعاً نتایج جوایز نوبل بسیار متفاوت می شد.

اما اینطور نیست که جایزه و اهمیت نوبل برای همه یکسان باشد. در یک گزارش خبری، هر ساله گزارشگران تلویزیون دولتی سوئد به سراغ مردم کوچه و بازار می روند و با آنها گفتگو می کنند. گزارشهای این خبرنگاران نشان می دهد اگر چه هفته نوبل در این کشور به نوعی افتخار ملی تبدیل شده و بعضی از جنبه های آن مثل شرکت و حضور خانواده سلطنتی در این مراسم، گزارشهای مستند از زندگی علمی و کم و بیش خصوصی برندگان جایزه ها تا اندازه زیادی کنجکاوی مردم را نسبت به آنها زیاد کرده اما اکثریت مردم شناختی نسبت به برندگان جوایز علمی ندارند و اساساً نمی دانند آنها چه کسانی هستند و چه می کنند.

لسینگ، مونرو، مادر ترزا

Image caption جنی مونرو، دختر آلیس مونرو، جایزه نوبل ادبیات را به نمایندگی از مادرش دریافت می کند

در این میان برندگان جایزه ادبیات موقعیت دیگری دارند. بسیاری آنها را می شناسند، کتابهایشان را خوانده اند و با فضای فکری و کاری آنها آشنا هستند. این جذابیت چه مربوط به شفافیت کلامیِ کمونیست سابق، دوریس لِسینگ، برنده جایزه نوبل ادبی ۲۰۰۷ باشد یا واقعیت گویی های آلیس مونرو برنده جایزه ادبی نوبل در سال ۲۰۱۳، توانسته توجه بیشتری را به خود جلب کند.

آمار فروش کتابهای برندگان جایزه ادبیات هم در جای خود نشان می دهد که توده مردم با آنها رابطه فکری و احساسی از نوع دیگری برقرار می کنند.

برندگان جایزه صلح نوبل، بخصوص زنان توجه بی نظیری را به خود اختصاص می دهند. فعالیت حقوق بشری آنها اگر هم ناشناخته باشد، پس از دریافت جایزه فضاهای دیگری به روی فعالیتهایشان باز می کند و مهمتر از همه اعتبار و شناختی است که مردم دنیا برای برندگان این جایزه تعیین می کنند. مادر ترزا همچنان منبع الهام و انگیزه نگاه بشر دوستانه سازمانها و نهاد دموکراتیک در سراسر دنیاست.

در مثال دیگری می توان از شیرین عبادی که در سال ۲۰۰۳ توانست برنده جایزه صلح شود، یاد کرد. انتخاب او توانست توجه بسیاری را در دنیای امروز به مسئله حقوق بشر و بخصوص حقوق پایمال شده کودکان را جلب کند و در جای خود منبع الهام و انگیزه بسیاری از نهادهای فعال در زمینه حقوق بشر شود.

سازمان منع تسلیحات شیمیایی برنده جایزه صلح نوبل امسال است. عده ای معتقدند شکل گیری سازمان منع تسلیحات شیمیایی در سال ۱۹۹۷، وجود صدها کشور عضو در آن و خدمات این سازمان که شامل امحای تسلیحات تجهیزات و تسلیحات شیمیایی و امکانات تولید آنها است، نتیجه بارز و مشخص هزارها سازمان و نهادهای غیر دولتی و دموکرایتک با اکثریت فعالان زن نشانه مثبتی از تاثیر گذاری زنان در کارزار نوبل به شمار می آید. در واقع زنان با پشتیبانی از سیاست ضد جنگ و خشونت در مقابل ترویج ایده صلح و زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر، راه شکل گیری چنین نهادی را ولو بطور غیر مستقیم فراهم کرده اند.

اما سئوال اصلی همچنان باقی می ماند که آیا راهی وجود دارد تا زنان بیشتری به دنیای جوایز نوبل راه پیدا کنند؟

مطالب مرتبط