بیل وودرو؛ مجسمه‌سازی در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته

بیل وودرو از نسل مجسمه سازان بریتانیایی است که در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه به دنیا آمدند (کسانی چون آنیش کاپور، آنتونی گورملی، تونی کرگ و ریچارد دیکان)؛ نسلی که مجسمه سازی بریتانیا را پس از کسانی چون هنری مور و باربارا هپورث، زنده و سر حال نگه داشتند تا کماکان بریتانیا در دوران پسا مدرن هم حرف اول را در مجسمه سازی جهان بزند.

حالا آکادمی سلطنتی هنر در لندن که در سال ۲۰۰۲ بیل وودرو را به عنوان یکی از اعضای خود در رشته مجسمه سازی انتخاب کرد- و چه دیرهنگام- نمایشگاهی از آثار او را از ابتدا تاکنون ترتیب داده است.

این نمایشگاه که تا شانزدهم فوریه ۲۰۱۴ ادامه خواهد داشت، بیش از شصت اثر وودرو را از سال ۱۹۶۸ تا به امروز به ترتیب سال ساخت در کنار هم قرار می دهد و می تواند چهره کاملی از این هنرمند بریتانیایی ترسیم کند.

از علاقه به عکاسی تا تشریح وسایل زندگی

وودرو از علاقه به عکاسی شروع کرد، زمانی که در اوایل دهه هفتاد به دوربین و خلق مجسمه هایی با استفاده از عکس علاقه نشان داد.

در بابل(۱۹۷۵) عکسی از خرابه ها در میان آجرهایی واقعی قرار داد که دورتادور عکس را دربرگرفته اند. علاقه وودرو به عکاسی تا به آنجا ادامه پیدا کرد که مجسمه یک دوربین را هم ساخت.

اما خیلی زود وودرو به تعبیر و روایت تازه ای از وسایل اطراف ما رو آورد. او ساده ترین وسایل زندگی مدرن از جارو برقی و تلویزیون تا اتوموبیل و دوچرخه را معنازدایی کرد و با تشریح و کالبدشکافی آنها، مجموعه آثاری خلق کرد که شهرت او را دامن زد.

اولین علایق وودرو به وسایل زندگی را می توان در مجموعه دوچرخه او دید که به شکلی به اثر معروف مارسل دوشان(چرخ دوچرخه- ۱۹۱۳) مربوط می شود.

وودرو یک دوچرخه را به شکل طولی باز می کند و از آن یک مجسمه عریض و طویل به پهنای چند متر بر دیوار درست می کند یا چرخ های دوچرخه- به عنوان مفهومی برای حرکت، بیش از آنچه که منتقدان غالبا "نماد آزادی" خوانده اند- به چرخ زمان و حرکت آن اشاره می کند و ما را به اصلی ترین مضمون وودرو که مورد توجه واقع نشده، هدایت می کند: نوستالژی زمان از دست رفته.

در جست و جوی زمان از دست رفته

وودرو به گمانم در تعبیری بسیار خاص، برای جهان از دست رفته ای که مشخص و تعریف شده هم نیست، نوستالژی دارد. در غالب آثار او این نوستالژی را می توان دنبال کرد؛ به شکلی مرثیه ای برای زمان- و شاید ارزش های- از دست رفته.

وسایل الکترونیک و تکه های اتوموبیل های اوراق شده یا هواپیمای بازسازی شده، همه از نابودی و ترسی حکایت دارند که جهان مدرن برای ما آفریده و گریز و گزیری از آن نیست و وودرو سعی دارد در قبال آن واکنش نشان دهد. به همین دلیل او از هر چیز دم دست معنازدایی می کند و معنای تازه ای را برای آن جست و جو کند تا شاید راهی برای گریز از آن و رفتن به گذشته ای نوستالژیک( و البته گنگ) بیابد.

به همین دلیل کتاب- نمادی از اندیشه- به یکی از مهمترین تم های آثار او بدل می شود. وودرو پرنده ای خلق می کند که بال هایش را گشوده و این بال ها چیزی نیستند جز یک کتاب. یا در اثری به نام "صرف نظر از تاریخ"(۱۹۹۸) که یکی از درخشان ترین آثارش هم هست(نوعی بازگشت به سنت های مجسمه سازی کهن در یونان و روم و روایت تازه ای از فرم در آن) درختی را ترسیم می کند که ریشه اش یک کتاب است و کتاب سر یک انسان را در بردارد. اینجا کتاب و اندیشه انسان به پیوند آشکاری رسیده اند که ریشه این درخت- هستی؟ - را تشکیل می دهند.

مظاهر زندگی مدرن

وودرو مظاهر زندگی مدرن بشر را به چالش می کشد. مهمترین آنها، مساله بمب و جنگ است که در سال هایی( اواسط دهه هشتاد) ذهن او را بسیار به خود جلب کرد و حاصل آن یکی از معروف ترین آثارش با نام پرستو(۱۹۸۴) است که در آن پرستوی سیاهی را خلق می کند که در کنار یک موشک بزرگ قرار دارد و در واقع از بدنه موشک ساخته شده است. پرستو به طرز هولناکی غریب و سیاه رنگ است؛ شاید تنها بازمانده یک جنگ هسته ای؛ آن هم بدون امید و بال پروازی که در تقدیری محتوم با یک موشک گره خورده است.

در "میمون سرخ" (۱۹۸۵) هم مساله جنگ و بمب این بار به زبان طنز به چالش کشیده می شود و در "آینده کامل" (۱۹۸۸) با قفل و کلید بزرگی روبرو هستیم که در دو سو با فاصله قرار گرفته اند و در میان آنها ردی از تانک دیده می شود که اشاره آشکاری است به ترس از جنگ و آینده شاید محتوم بشری که لاک پشت وار به سوی آن حرکت می کند.

بیل وودروی امروز

اتاق آخر که به کارهای تازه وودرو اختصاص دارد، به ناگاه از هنرمندی حکایت دارد که به شدت تغییر کرده و در فرم و محتوا ردپای آثار پیشین اش را گم کرده است.

آثار متاخر وودرو (به غیر از پرتره خودش به شکل مجسمه در ورودی نمایشگاه که شوخی جذابی است با تاریخ هنر) او را بیشتر درگیر نشانه هایی می کند که هر یک به تنهایی معنا دارند اما در جهان اثر به یک معنای والاتری نمی رسند. اسکیموها، مار و تمدن های بدوی، مضمون این آثار را تشکیل می دهند، بی آن که از تم های مورد علاقه وودرو در آنها نشانی باشد.

مطالب مرتبط