'دانه های ریز برف' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'دانه های ریز برف' ساخته علیرضا امینی به نمایش در می آید.

کوهستان و سرما همیشه بستر خوبی برای فضای سازی در روایت های سینمایی است. خشونت ذاتی کوهستان و آدم های تنهایی که اسیر مکان می شوند. حالا چه چیزی می تواند برای این آدم ها، تازگی و هیجان داشته باشد؟ پاسخ این سوال را می تواند در فیلم 'دانه های ریز برف' جست.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم دانه های ریز برف

فیلم دانه های ریز برف در سال ۱۳۸۲ به کارگردانی علیرضا امینی ساخته شده و حضور موفقی در جشنواره ای فیلم بین المللی داشته، این فیلم توانسته جایزه ویژه هیات داوران در جشنواره بین المللی فیلم لوکارنو در سال ۲۰۰۳ برده و جایزه بهترین فیلم از جشنواره پوسان کره را از آن خود کند. با وجود این فیلم آقای امینی برای اکران در ایران با محدودیت های بسیاری روبرو بوده است.

فیلم دانه های ریز برف، تصویری از تنهایی و انزوا در یک محیط خشن است و قصه ای جذاب از تمنای انسانی در یک محیط خشن و متروک را روایت می کند، این فیلم شاید دنباله فیلم اول کارگردان به نام 'نامه های باد' است و ببینده هنگام تماشای فیلم به یاد آن می افتد اگرچه داستان و روند فیلم جذابیت های خودش را دارد.

خلاصه فیلم

جوانی به همراه دوست اش در حاشیه یک معدن زندگی و کار می کند. فردی که با موتور برای آنها وسایل مورد نیازشان را تهیه می کند تنها رابط آنها با دنیای بیرون است. بازیگر محوری فیلم 'کله' نام دارد که دارای شخصیت درون گرایی است که توانایی صحبت کردن ندارد یا از روی عمد حرف نمی زند. کله مدام از دوستش آزار می بیند. با عبور یک زن در دور دست عملا داستان وارد یک فضای تازه می شود و زندگی یک نواخت آنان شور و حال دیگری پیدا می کند، کله عاشق زن می شود و هر روز به پشت بشکه می رود تا نظاره گر رفتن او باشد و این باعث می شود که بین او و دوستش فاصله بیفتد. زن که ظاهراً معلم روستایی نامعلوم است، هر روز از جاده دوردست می گذرد. با گذشت زمان دیگری خبری از آن زن نیست و 'کله' با فهمیدن این قضیه بیمار می شود و این بار دوستش به کمک اش می آید. غیبت معلم روستا و بیماری 'کله'، پیوند تازه ای بین دو دوست رقم می زند.

ویژگی فیلم

فیلم دانه های ریز برف نگاهی به تنهایی انسان دارد. نگاهی درونگرایانه به انسانی که در کنار همزیستی با هم نوع اش یک همزیستی با طبیعت هم دارد، علیرضا امینی در این فیلم با نگاهی روانشناختی به انسان سعی کرده که لایه های درونی او را به نمایش بگذارد و در این راه تماشاگر را تا پایان همراه خود می برد جدا از داستان فیلم، دوربین و نماهایی مختلف فیلمبرداری کمک شایانی به پیشبرد داستان کرده است.

شناسنامه فیلم

کارگردان : علیرضا امینی

دستیار اول کارگردان : سامان سالور

نویسنده و تهیه کننده : علیرضا امینی

مدیر فیلمبرداری : تورج اصلانی

تدوین : علیرضا امینی

طراح صحنه و لباس : علیرضا امینی

آهنگساز : مهرداد نصرتی

صدابردار : محمدرضا یوسفی

سال ساخت: ۱۳۸۲

مدت : ۷۷ دقیقه

درباره کارگردان

Image caption علیرضا امینی، کارگردان

علیرضا امینی در سال ۱۳۴۹در تهران متولد شده و کارگردانی تئاتر خوانده است. او فعالیت سینمایی اش را سال ۱۳۷۲ با کارگردانی فیلم های کوتاه آغاز کرد .فعالیت حرفه ای در سینما را شش سال بعد به عنوان دستیار کارگردان با فیلم 'زمانی برای مستی اسب ها' تجربه کرد. بازیگری را تجربه کرده و در بخش جلوه های ویژه سینما کار کرده است آقای امینی با فیلم نامه های باد، در سال ۱۳۸۰ به عنوان اولین فیلم بلندش، وارد عرصه کارگردانی شد و با همین فیلم تونست سیمرغ بلورین بهترین اثر هنر و تجربه را از جشنواره فیلم فجر دریافت کند. در کارنامه سینمایی او فیلم های در انتهای خیابان هشتم ، هفت دقیقه تاپاییز، استشهادی برای خدا، فقط چشم ها تو ببند، زمان می ایستد، نامه های باد و کنار رودخانه به چشم می خورد.

درباره کارشناسان برنامه

مقصود صالحی دانش آموخته تئاتر و سینماست. پیش از این نوشته هایی از او در روزنامه ها و مجلات ایرانی به چاپ رسیده است. دوره کارشناسی ارشد دراماتورژی در مدرسه سلطنتی گفتار و درام در لندن گذراند. هم اکنون تمرکز او بر کار تجربی تئاتر در گروههای تئاتری و پژوهش در زمینه تاریخ و ادبیات است.

شهاب میرزایی متولد همدان و فارغ التحصیل سینمای جوان همدان و مدرسه فیلمسازی تهران است. او کار مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۷۷ در روزنامه زن آغاز کرد و سپس در خبرگزاری میراث فرهنگی و سایت جدید آنلاین فعالیت داشته است. وی فیلم کوتاه کابوس را در سال ۱۳۸۱ ساخت که این فیلم در هفته فیلم در بارسلونا، کلن و پورتوبلوی لندن حضور داشته است. او دستیار کارگردان در فیلم تهران، ساعت هفت صبح بوده است و همچنین به عنوان نویسنده با برنامه سینما چهار تلویزیون ایران همکاری داشت و در سال ۸۴ هفته فیلم های ایرانی را با همکاری خانه فیلم کلن در شهر کلن آلمان برگزار کرده است.

شهاب میرزایی از سال ۱۳۹۰ در سایت بی بی سی فارسی مشغول به کار است.

گفتگو

گفتگو با مقصود صالحی و شهاب میرزایی درباره فیلم 'دانه های ریز برف'.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc

خلاصه فیلم هفته گذشته 'ایران، چهره پنهان' ساخته تیری میشل

فیلم 'ایران، چهره پنهان' مستندی از ایران در دوران بیم و امید است، فیلمی از یک برهه تاریخی پس از انقلاب ایران.

دوره ای که محمد خاتمی در ایران به ریاست جمهوری رسید زمینه ای فراهم شد تا تصویر دیگری از ایران در جهان شکل بگیرد و برخی از مستند سازان غربی با هدف کشف و ترسیم تصویری از ایران جدید ، به تهران سفر کنند. تیری میشل، فیلمساز با تجربه بلژیکی یکی از این مستند سازان بوده که در آن دوران به تهران سفر می کند.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

عسل

برام جالبه که هیچ عوض نشدیم تو این سال ها. خیلی دیدن این مستند در نوع خودش برام تکان دهنده بود.

نرسی

اشک ریختم، تمام مدت دیدن این برنامه. من تو اون زمون دانش آموز بودم اما همه این خاطرات را از بعد خاتمی به یاد داشتم. چه تلخ بر ما گذشت.

Image caption نمایی از فیلم ایران، چهره پنهان ساخته تیری میشل

نعمتی

عالی بود، اما پر از غم.

دیانا

فیلم در مجموع نشان از تنوع فکری در جامعه ایران است ولی نکته مهم تردید پنهانی است که در این جامعه خود نمایی می کند و این مربوط به محدودیت ها نیست بلکه جامعه ما فاقد معلم های یست که به این تردید ها پاسخ دهد.

الهه

عالی بود. این چرخ نیلوفری می چرخد. روایتی خارج از تعصب.

مهران

جالب و با ترکیب خوب.

نسترن

من هنوز گیجم، واقعا ما کی هستیم؟ خیلی تلخ بود.

محمد

بسیار زیبا بود. برخی از جاهای آن اشک در چشمان و بغض بر گلویم گذاشت.

سعید

به نظر من عالی بود.

لیلی

واقعا چی بر سرمون اومده اینا رو دیدم بیشتر لمس کردم زندگی فلاکت بار خودمون و اوضاع و احوال تلخ کشور. فقط می شه گفت ما بلحاظ روحی و روانی و جسمی و مادی به معنای واقعی چپاول شدیم بخاطر حفظ قدرت و جاه طلبی.

این کارگردان بلژیکی چقدر خوب تونسته بود حال و هوای ایران را به تصویر بکشه در زمانهای مربوط به خودش مداحی ها. و مولودی ها جالب بود.

قدیری

تعداد بی شماری از ما ایرانی ها همین ایم. شکی هم درش نیست! کاری هم نمی شه کرد. توی این باتلاق هرچه بیشتر دست و پا می زنیم، بیشتر فرو می ریم.

زهرا

این فیلم مستند از اون دسته از فیلم هایی بود که جدا از واقعیتی که جهت دار بود، اما از حسرت ها و مسایلی سرشار بود که هر ایرانی آگاهی به تلخی حس می کرد. تضاد یکی از پیام های فیلم بود که از ظاهر تا خیابان های شهر و روابط آدم ها با هم وجود داشت. در این فیلم تصاویری از حوادث و آدم هایی بود که شاید حداقل من نمی توانستم جایی دیگر آنها را ببینم.

داود

مثل همیشه فیلم قابل تعاملی بود، به نظر میرسه کارگردان قبل از ساخت فیلم اطلاعاتی از ایران داشته.

احمدرضا

واقعا ملت عقب مونده اى هستیم، واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم، البته باز برام جالب بود که از ۱۳_ ۱۴ سال پیش تا الان باز خیلى سطح فکریمون بالاتر اومده.

حمزه

واقعا زیبا بود. اما بعضی جاهاش آدم از شدت درد بغض می کرد چه به سر ما نیامده، آخرشم به کجا.

فرناز

خیلى سطحى بود. کم مونده بود ماجراهای ۸۸ و بعد از اون رو هم با مونتاژ یه جوری به ته فیلم بچسبونه، با اون ساختاری هم که انتخاب کرده بود . که از هر چیز مربوط به جامعه ی ایران یه تیکه تو فیلم نشون بده البته کاملاً امکان پذیر بود!

مهری

جالب بود، یادآور خیلی چیزا بود.

نیما

شکافی که بین ما آدم ها در ایران وجود داره الان بیشتره نسبت به اونی که در فیلم نشون داده شد. اونم فقط برمیگرده به سواد.

راحله

خیلی قشنگ بود و واقعیت جامعه رو نشون می داد متاسف شدم.

اردلان

واقعا مستند جالبی بود. ای کاش ادامه داشته باشه.

مسعود

وقتی سینماگری اروپایی با اندکی و کمی شناخت پیشین از فرهنگ و شرایط اجتماعی کشوری با دوربینش به جمهوری اسلامی گام می گذارد و می خواهد فیلمی درباره این کشور بسازد، روشن است که ادارات مربوطه دولتی اول دستاوردهای به اصطلاح بسیار چشمگیر کشور و انقلاب را جلویش می گذارند و با کمال میل گروه را با نماینده اشان همراهی می کنند و یا نمی کنند. اصلن مهم نیست، مهم اینست که تکلیف چنین فیلمی پیش از شروع فیلمبرداری معلوم شده است. حالا مهم نیست چنین کارگردانی در دوره خاتمی (با فضای فرهنگی بازتر) به ایران آمده این فیلم را بسازد و یا در دوره رئیس جمهوری دیگر.

در این میان البته صحنه گروه تک آوران رزمنده فدایی انقلاب و صحنه های مشابه باید گنجانده شوند. این صحنه ها را ما همه طی سالهای دور و دراز انقلاب از تلویزیون دولتی بارها بارها دیده ایم. آیا باید همان ها را دوباره از طریق دوربین این سینماگر اروپایی ببینیم؟ سینماگر حتی زحمت زوایای تازه و تفسیر تازه از این صحنه ها را به خود نداده است.

البته رفتن به دربند و فیلمبرداری چند صحنه از نسل جوان که می خواهد لحظاتی از فضای انقلاب به دور باشد، به ترکیب تصویری فیلم، ژستی دموکراتیک می دهد و البته لحظاتی از مراسم تدفین یکی از نویسندگان به قتل رسیده (قتل های زنجیره ای- فیلم نمی گوید از سوی کدام سازمان و چه کسانی) در ابتدای فیلم که توسط دیگران گرفته شده می تواند فیلم را از اتهام تبلیغاتی بودن واقعا مبرا کند.

آیا همه این ها خراشی بسیار اندک به سطح صحنه های تکراری فیلم نیست؟ برای تماشاگر متوسط ایرانی که سطح درکش از غالب این صحنه ها به احتمال بسیار فراتر از درک کارگردان است؟

خب البته صحنه آخر فیلم که پرواز دختران را با کایت نشان می دهد، صحنه ای است بسیار زیبا و بی شک پرمعنی. اما آیا این صحنه می تواند کل فیلم را از لغزیدن به محاق صحنه های تکراری و بی معنی نجات دهد؟

مجید

اگر چند تصویر نوستالوژیک را از فیلم فاکتور بگیریم اثری کاملا شلخته بود. یک سوم ابتدایی فیلم مخاطب درگیر خورده روایت هایی می شد که چندان نظم درستی نداشت. ضمن اینکه با آن که ادعا شده بود پیرامون بحث قتل های زنجیره ای می باشد اما جز یک صحنه از سخنرانی هوشنگ گلشیری چیز دیگری در فیلم دیده نشد. به نظرم فیلم کاملا متوسط رو به ضعیفی بود که با چند تصویر از حوادث و دوران اصلاحات مخاطب را نگه می داشت.

مهران

باید بگم مدت ها بود در برنامه ی آپارات فیلمی تا این اندازه تکان دهنده ندیده بودم. گر چه همه ی ما کم و بیش از اتفاقات اون سالها آگاهی داریم اما دیدن این اتفاقات در قالب یک فیلم خیلی تاثیر گذار بود. لطف کنید اگر این کارگردان فیلم دیگری هم در مورد ایران یا با هر موضوع دیگه و در هر لوکیشن دیگه ای ساخته در آپارات نشون بدین.

نصیر

واقعا خیلی فیلم ملایم و در عین حال تاثیر گذاری بود، نگاه از بیرون به جامعه ایرانی بسیار جالب بود.

پروین

به جز بعضی اینسرتهای غیر ضروری و نچسب ابتدای فیلم و تعدادی کلوز آپهای اواسط آن و چند پلان پس و پیش شده زمانی در انتهای آن تدوین جالب و یکدستی بود، شروع فیلم خوب بود ولی تدوین زمان بندی مراسم های جشن و عزا گاهی نامنظم و بدون ریتم جلو می رفت و بیننده را دچار سردرگمی می کرد . از تصاویر آرشیوی به نحو احسنت استفاده شده بود و ارزش و جذابیت فیلم را بسیار بالاتر برده بود.

سپیده

برام جالب بود بیشتر برام یک پرفرمنس بود که منو با خودش برد به گذشته ای که تجربه کرده بودیم و با کلی تصویرهای که سعی کردم بعد از آن آنها را مرور کنم. در انتها تنهام گذاشت، به هر حال شاید مستند نگاری جالبی بود که در آینده عجیب تر و اسرار امیز تر به نظر خواهد آمد.

مهناز

نگاه یه خارجی برام جذاب بود. دیدن دوباره هاله سحابی داغمو تازه کرد.

صفورا

بسیار متاثر شدم. این سالها چگونه گذشت، خدا می داند.

صبا

چرا این قدر اتفاقات درهم بود.

نورا

پایان ِ خوب سرجای خودش؛ ولی کاش با این راش ها و آرشیو خوب، فیلم به یک جمع بندی ِ قابل درک برای یک خارجی، یا دهه ی هفتادی ها یا کسانی که این سال ها در ایران نبودن می رسید. ما که این وقایع رو دیدیم و از پروسه شون خبر داریم، راش های پراکنده رو هم درک می کنیم اما این افرادی که مثال زدم شاید درست متوجه نشن. فیلم خوبی بود، ولی کاش جمع بندی ِ حرفه ای می کرد.

فرامرز

من فکر می کنم راش به اندازه کافی گرفته اند ولی در مونتاژ بخشی را استفاده کرده اند و بیشتر حول پرونده های شیرین عبادی بودند.

امیر

خیلی بهتر میتونستن راشها و ریتم رو جلو ببرن.

خسرو

عالی بود و تا حد زیادی ایران واقعی رو نشون می داد.

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط