'سیوند، خاک، رویا' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

در برنامه آپارات این هفته فیلم "سیوند، خاک، رویا" ساخته "حسین کریم پوری" به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم حسین کریم پور

ساخت" سد سیوند "در سال های اخیر تبدیل به یکی از جنجالی ترین مباحث اقتصادی، فرهنگی و کشاورزی در ایران بوده و بحث های رسانه ای زیادی در مورد ساخت و آبگیری این سد و تاثیرش بر آثار باستانی مثل آرمگاه کوروش کبیر یا پاسارگاد مطرح شد. حدود چهارسال پیش بود که این سد آبگیری شد و اعتراض ها بالا گرفت.

همین‌ها دستمایه ساخت فیلمی شده به نام" سیوند، خاک، رویا" . اما "حسین کریم پوری" کارگردان این فیلم اصلاً به دام دست مایه های ژورنالیستی این موضوع که بسیار هم جذاب بوده نیفتاده، بلکه سراغ بیان سینمایی از این ماجرا رفته و تحت تاثیر آثار مستند سازان قدیمی ایران روایت خودش را از این ماجرا ساخته است.

سرانجام ماجرای سد و آرامگاه هم این بود که آرامگاه کوروش به زیر آب نمی رود و اصلا سد به آنجا نمی رسد. کشاورزان هم البته به آب می رسند. اما در مورد این که آیا رطوبت ناشی از این سد می تواند بر پاسارگاد اثر تخریبی داشته باشد، هنوز هیچ اطلاعی در دسترس نیست.

ویژگی فیلم

Image caption حسین کریم پور، کارگردان

"سیوند، خاک، رویا" فیلمی خاص با بیانی خاص و متفاوت است و موسیقی بسیار متفاوت دارد. در این فیلم، کشاورزان، باستانشناسان و سد سازان هرکدام مسایل شان را مطرح می کنند.جالب است بدانید که همه موسیقی این فیلم با یک تمبک زده شده است.

فیلم شباهتهایی از لحاظ فرم با برخی مستندهای تجربی دهه چهل ایران مانند "تپه های مارلیک" اثر ابراهیم گلستان دارد. فیلمبرداری فیلم چشمگیر است و فیلم در برخی از صحنه ها از تکنیک پرده آبی و نیز "مورف" برای ادغام تصاویر استفاده کرده است.

این را هم جالب است که بدانید که برای ساخت این فیلم بیش از ۲۰ هزار کیلومتر سفر شده و دوسال هم وقت صرف ساخت آن شده است.

درباره کارگردان

حسین کریم پور، متولد شیراز و دانش آموخته رشته سینما در تهران است. در کارنامه حرفه ای او چند فیلم کوتاه و مستند مانند: "سلمانی ومایکل "، "عطار "، "زار:موسیقی که شفا می دهد" وجود دارد. "سیوند، خاک، رویا " یکی از مهمترین این هاست.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc

خلاصه فیلم هفته گذشته 'سایه های بلند باد' ساخته بهمن فرمان آرا

فیلم سایه های بلند باد داستان مترسکی است که توسط مردم ده در یک مزرعه برپا شده . اما این مترسک به تدریج ماهیتی دیگر پیدا می کند، باورهایی فرا واقعی برای مردم به وجود می آید و مترسکی که خود روستاییان ساخته اند، به تدریج صاحب ده می شود. مبارزه با مترسک در روستا، در شکلی فراواقعی آغاز می شود.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

حق نشر عکس bbc
Image caption نمایی از فیلم سایه های باد ساخته بهمن فرمان آرا

ریحانه

من که خیلی خوشم اومد، فقط کاش بعد فیلم بیشتر راجع اش صحبت می شد که مثلا نماد مترسک دقیقا چیه یا اون سنگ. تا قضیه بهتر واسه همه روشن بشه.

حسین

اول اینکه دنبال روابط علی و معلولی تو فیلم نباید بود، از همان اول که سنگهابی دلیل تو آب چشمه می افتند تا اتفاقاتی که برای اهالی روستا می افته تا اتفاق برای عبدالله هیچ کدام دلیلی ندارند و بیشتر توهم هستند. اما نمادها دلیل دارند اسم داستان گلشیری معصوم اول، سنگ سیاه( حجره الاسود؟)، عدم درک اتفاقات پیش آمده، زاءو، توتم، دخیل بستن، خرافه، سوزاندن، سرخ جامگان، انتظاربرای منجی و....که البته در دنیای انتزاعی اثر ارتباطشان بسیار سخت است و اینکه نماد سازی در ادبیات با سینما متفاوت است و هرکدام ساز و کارخودش را دارد که اینجا به نظر بنده در هم خلط شده بنابراین ره یافت به درون فیلم بسیار سخت است.

فریبرز

فیلمی با تاریخ مصرف منقضی شده!

بهروز

هر بار که میبینم، رمز و راز ش بیشتر می شه. کاش می شد یکبار دیگر بررسی و نقد کنید.

مهدی

تنها نکته قوت فیلم فرمان آرا ست، اگر به جای ایشون یکی دیگه این فیلم رو می ساخت اصلا دیدن نداشت. در کل یک کار ضعیف بود.

رزیتا

فیلم قشنگی بود، خیلی انتزاعی و نمادینی بود.

نرگس

اولین بار بود بعد از فیلم آپارات همه افراد خانواده به بحث راجع به فیلم و ابهاماتش نشسته بودیم و نقدهای فیلم و داستان جناب گلشیری را خواندیم. بسیار تاثیر گذار بود.

علیرضا

من عاشق هوشنگ گلشیری و داستاناشم ولی از این فیلم که بر اساس داستاناش ساخته اصلا خوشم نیومد.

من بارها معصوم اول رو خوندم. به نظر من این شاهکار های ادبی رو هیچوقت نباید فیلم کرد. محمود دولت آبادی هیچوقت اجازه نداده از روی داستاناش فیلم بسازن چون معتقده با فیلم پیامش به مخاطب نمیرسه...

الی

زیادی سمبلیک بود.

کاوه

فیلم یعنی همین! بهمن فرمان آرا طی این چند دهه فیلمسازی خودش فکر کنم فقط ۷ فیلم ساخته که سایه های بلند باد به نظر من درخشانترین اونهاست (و البته خاک آشنا).

رضا

تعصب کوری که باعث شد بمیره ولی پاش قطع نشه. خیلی قشنگ بود از دیشب تاحالا ذهنمو در گیر خودش کرده.

حسین

عالی بود.

نیما

بشود که روزی ما هم چون او لب چشمه لبی تر کنیم. چقدر رابطه جالبیه این سواد و خرافات هر کدوم که کمتر باشه یکی دیگه بیشتره.

روشنک

مترسک نماد خرافه است و جامعه ی روستایی اشاره به سطح عادی و عوام جامعه دارد. معلم نماینده بخش روشنفکر است که به سادگی هر معلولی را نمی پذیرد بلکه علت یابی می کند. کاری از کد خدا ساخته نیست . عبدالله در نقش ابراهیمی ست که قصد بت شکنی دارد اما موفق نمی شود و حتی آرزوها و جانش را در این راه از دست می دهد. شکل ساده و قوام یافته ی این فیلم را در این شعر به وضوح می توان یافت که بتها شکستنی بودند و باورها ...ماندگار....چه ساده دل بود ابراهیم.

توقع می رفت منتقدین عزیز اشاره ی مستقیمی به طرح اصلی فیلم و داستان می نمودند. متاسفانه بحث را از جایی آغاز کردند که مخاطب کاملا فیلم را متوجه شده و با مفهوم و ساختار مشکلی ندارد. توقع می رفت وقت بیشتری برای معرفی و به تصویر کشیدن نمادها و سکانس ها برای مخاطب گذاشته شود.

مجید

فیلم خوبی است اما تکیه بر تکنیک علی الخصوص در نماهای ساکن و ثابت کمی توی ذوق می زند. همچنین کارگردان سعی در تصویر فضای سور رئال داشته که به نظر من به توجه به عناصر رئال شاخص در فیلم همانند مکان و اتمسفر محیط قصه از توفیق فضای سورئال کاسته شده است. بزرگترین نقطه قوت فیلم تعلیق کلاسیک موجود در قصه ی فیلم و امتداد این تعلیق در ذهن بیننده حتی بعد از پایان نمایش ، است.

این فیلم ذاتن باید تو دسته سوررئال باشد اما تو همین دسته نتوانسته چندان موفق باشد چون عناصر رئال موجود در فیلم ماهیت سورئال آن را خورده اند.

به نظر من تو فیلمی که قبل از دیده شدن ذهنیت بر این استوار است که لابد فیلم خوبی است .این اصرار ما بر اینکه حتمن باید هر چیزی تو فیلم نمادی از یک مجموعه اجتماعی باشد اصلن نمی تواند گویا باشد. من فکر می کنم چون این فیلم اجازه نمایش نداشته اغلب سعی در تفسیر سیاسی و پیدا کردن نمادهای سیاسی دارند.

وحید

فیلمش خیلی سنگین بود. حقیقتش فقط یک ربع توانستم ببینم. این گونه فیلمها مخاطببن خاص خودش رو داره که تعدادشان هم کمه.

پریوش

هم این فیلم و هم شازده احتجاب از بهترین کارای فرمان آراست واقعا.

امید

چند ماهی می شه انتظار تکرار مجدد این فیلمو داشتم سری قبلی کامل ندیدم دستتون درد نکنه.

احمد

با تشکر ویژه از استاد ارجمند جناب آقای فرمان آرا عزیز.

فاطیما

خیلی‌ فیلم زیبایی بود. دقیقا مثل زندگی‌ ما که از مترسکهای ساخته شده به دست خودمون می‌ترسیم و باورشون می‌کنیم،بهشون دخیل می‌بندیم، نذر و دعا می‌کنیم در حالی‌ که فقط چوب و یه تیکه پارچه هستن، توخالی.

نرگس

من گشتم بین واقعیت ها برای مترسک حقیقی به یه چیزایی هم رسیدم ، ولی یه جوری بود.

بابک

فیلم بسیار زیبا و تکان دهنده بود، یکی از بهترینهای ایران.

سپهر

فیلم ریتم واقعن کند و خسته کننده ای داشت. با این حال از خیلی از فیلم های زمان حال می شه گفت بهتر بود.

آذین

خسته کننده بود متاسفانه. ایرادی بر گلشیری بزرگ نمی شه گرفت چون فیلم شازده احتجاب این گونه نبود. فکر می کنم آقای فرمان آرا در زمان ساخت این فیلم جوان و مسلما بی تجربه تر بودن.

بیتا

فیلم بسیار خوبی بود.

بهار

نسبت به خود داستان، صحنه های فیلم بسیار کشدار و خسته کننده بود.

فرزاد

فیلمى عالى بود که ارزش چند بار دیدن را کاملا داشت.

ناهید

فیلم فقط یه خورده کند بود ولی سوژه خوبی داشت.

فرنوش

شاید برای بعضی ها تکراری باشه اما برای هم نسلی های من نه،من با آقای فرمان آرا قبل از این که فیلم ها رو پخش کنید آشنا نبودم و ازتون ممنونم.

محمد ابراهیم

به نظرم بهتریم فیلم آقای فرمان آرا هستش. تبدیل شدن مترسک به 'توتم' .از نظر مردم 'ده' تبدیل میشه به یک موجود زنده که جون آدم ها رو شروع می کنه به گرفتن. می شه گفت فیلم نشان دهنده نحوه تعاملی هست که آدم ها دارند با توتم ذهنی خودشون. و همچنین می شه گفت شبیه این فیلم رو هم می شه در فیلم اینسپشن هم دید اون ها هم برای برگشتن به زمان حال یک توتم دارند. منظور اینه که فضا و زمان گره می خوره در شی، می شه این جوری هم نگاه کرد.

ناصر

خیلی دوست داشتم این فیلم را ببینم. یاد نویسنده بزرگمان هوشنگ گلشیری به خیر!

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط