چرا نویسندگان می‌نوشند؟ نگاهی به 'سفر به اکواسپرینگ'

حق نشر عکس Getty
Image caption عنوان کتاب 'سفری به اکو اسپرینگ' برگرفته از یک دیالوگ در نمایشنامه ای از تنسی ویلیامز است

چرا برخی از بزرگترین آثار ادبی قرن بیستم توسط نویسندگانی خلق شده اند که به الکل اعتیاد داشتند، اعتیادی که به زندگی شخصی آنها ضربه شدیدی زد و بسیاری از آنها را به انزوا، بیماری و حتی مرگ کشاند؟

آیا الکل عاملی برای گریز این نویسندگان از زندگی عادی و روزمره بود و یا جایگزینی برای آن؟ نقش الکل در زندگی برخی از آنان تا حدی چشمگیر است که گاه بوی آن حتی در لابلای داستانهایشان به مشام می رسد.

اولیویا لاینگ منتقد بریتانیایی و از سردبیران بخش ادبی هفته نامه "آبزرور" در کتاب جدید خود به نام "سفری به اکو اسپرینگ، چرا نویسندگان الکل می نوشند" سعی کرده است این رابطه قدیمی و مستحکم را بازشناسی کند. وی به عنوان پس زمینه ای برای گفتار خود به شهرهای مختلف آمریکا و محل زندگی و حشر و نشر نویسندگان سفر کرده است.

او به زندگی شش نویسنده بزرگ آمریکایی میانه و نیمه دوم قرن بیستم پرداخته است: اسکات فیتزجرالد، ارنست همینگوی، تنسی ویلیامز، جان بریمن، جان چیور و ریموند کارور، که هر شش نفر از الکلی های قهار دوران خود بودند.

نام کتاب "سفری به اکو اسپرینگ " از بخشی از گفتمان های نمایشنامه ای به قلم تنسی ویلیامز با عنوان گربه ای روی شیروانی داغ به عاریه گرفته شده که در سالهای ۱۹۵۵ و ۱۹۵۸ علاوه بر اجرا روی صحنه تئاتر یک فیلم سینمایی نیز از آن ساخته شد.

حق نشر عکس olivilaing
Image caption سفری به اکو اسپرینگ، رابطه نویسندگان و نوشیدن الکل/ اولیویا لاینگ/ انتشارات پیکادور/ ۳۴۰ صفحه

یکی از دو شخصیت اصلی این نمایش درام پسر خانواده ای متمول و یک ورزشکار موفق است که زیر فشار معضلات روحی و سئوالات بی پاسخ در زندگی خود به الکل روی آورده و هر گاه می خواهد دمی به خمره بزند، عبارت سفری به اکو اسپرینگ را به زبان می آورد. اکو اسپرینگ یا چشمه اکو در آن سالها یکی از مارک های پرفروش ویسکی در آمریکا بود.

تجربه شخصی نویسنده

اولیویا لاینگ در مقدمه کتاب با خوانندگان در میان می گذارد که خود وی در خانواده ای بزرگ شده که به خاطر اعتیاد یکی از والدینش طعم تلخ اعتیاد به الکل را چشیده است. ولی در عین حال از میان جملات وی در مقدمه کتاب می توان دریافت که وی هنوز هم تمام ابعاد اسرار آمیز رابطه قلم و باده را کشف نکرده و برای او یک چنین شخصیت هایی، گذشته از آثار ادبی آنها، به نوعی جذبیت دارند.

نویسنده در سفر به شهرهای مختلف آمریکا و پاتوق این شش نویسنده سعی می کند لحظاتی از زندگی آنها را به شکلی تخیلی بازسازی کند و از خلال بازگویی این صحنه ها و ترکیب آن با جملات و اظهار نظرهای واقعی نویسندگان، می کوشد دنیای آمیخته با الکل آنها را برای خواننده تشریح کند.

اولیویا لاینگ در خلال این سفر ادبی و بازسازی تاریخ می خواهد بداند که الکل گذشته از زندگی شخصی نویسندگان، روی آثار ادبی که اکثر آنها از شاهکارهای ادبیات انگلیسی زبان قرن بیستم تلقی می شوند، چه تاثیری برجا گذاشته است. این موضوع قبلا بارها مورد کنکاش بوده ولی به نظر می رسد که اثر تحقیقی وی توانسته است برای این سوالهای تقریبا ناممکن پاسخ های خوبی پیدا کند.

وی در بخشی از کتاب خود می نویسد که تنسی ویلیامز و جان چیور در ابتدا برای تسکین و فرونشاندن احساس اضطراب خود در جمع و محیط های اجتماعی نوشیدن الکل را شروع کردند. در ابتدا موثر بود ولی به جایی رسید که دیگر تاثیر جادویی خود را از دست داد. ظاهرا ارنست همینگوی به عنوان مسکن دردها و مشکلات زندگی خود به الکل روی آورد. وی در نامه ای به یکی از دوستانش نوشت:

"تمام زندگی من پر از مشکلات بوده و وقتی که درد و مشکلات شدید می شد همیشه مشروب می خوردم و به سرعت همه چیز بهتر می شد."

جان بریمن، شاعر برجسته نیمه دوم قرن بیستم، در معروفترین مجموعه شعر خود " آوازهای رویا" تمام اشعارش را از زبان یک فرد الکلی بیان می کند. به اعتقاد نویسنده این اشعار در حقیقت اعترافات و سرگشتی های خود شاعرند که گرسنه یافتن پاسخ برای سئوالهای بیشتری است و در نیافتن پاسخ این اشعار مستانه را می سراید.

جان بریمن از آشوب درونی و وابستگی به الکل نجات نیافت و در سال ۱۹۷۲ خودکشی کرد.

جان چیور سرنوشت دیگری داشت. کتاب داستن وی به نام " فالکونر" چاپ ۱۹۷۷ زمانی بالاخره به پایان رسید که نویسنده توانست مشروب را کنار بگذارد. اولیویا لاینگ معتقد است که ماجراهای این کتاب، یعنی مقاومت شخصیت اصلی داستان در برابر سالهای طولانی زندان، فرار و شکل دادن به یک زندگی دگردیسانه، در حقیقت بازگو کننده جدال خود نویسنده با اعتیاد به الکل است. این داستان نشان می داد که خود نویسنده بالاخره با پیروزی بر خودش توانسته به آزادی دست یابد و برای خود هویت جدیدی ساخته که بسیار جلوتر از خویشتن است و از این مرحله به بعد بدون هیچ کمکی فقط باید دنباله رو این الگوی جدید باشد.

یکی از نکات کتاب "سفری به اکو اسپرینگ " شناخت نویسنده از ژانر و آثار نویسندگانی است که برگزیده و همین طور تحقیق و شناخت دقیق وی از زندگی شخصی آنهاست. در لابه لای پاراگرافهای کتاب می بینیم که او علاوه بر اشاره به آثار بزرگ این نویسندگان به دفترچه خاطرات، نامه ها و حتی کتابچه هایی که دوستان و یا همسران آنها نوشته اند اشاره و استناد می کند.

رد پای جامعه در خلق نویسنده

نکته ای که برخی از منتقدان در مورد این کتاب به آن اشاره می کنند شناخت ناکافی نویسنده که یک روزنامه نگار سی و چند ساله بریتانیایی است، از عمق و ابعاد مشکل اعتیاد به الکل در دهه های میانی قرن بیستم در جامعه آمریکاست. اعتیاد گروه بزرگی از نویسندگان در دهه های میانی قرن بیستم را نمی توان از شرایط عمومی و البته شیوه های عمومی اعتیاد در سطح جامعه جدا کرد.

جامعه آمریکا در آن دهه ها ابتدا یک دوران طولانی ممنوعیت فروش مشروبات الکلی را سپری کرد و بعد از رفع ممنوعیت به شدت به آن خو گرفت.

اولیویا لاینگ در لابلای کتاب خود درجستجوی پاسخ به دلایل این اعتیاد به مسائلی مثل دوران کودکی سخت و یا پرورش این افراد در خانواده های آسیب دیده اشاره می کند.

به عنوان مثال پدران ارنست همینگوی و جان بریمن هر دو خودکشی کرده بودند. اما از نگاه منتقدان آمریکایی او یا نمی بایست هر شش شخصیت ادبی را از آن دوران مشخص در آمریکا برمی گزید و یا اکنون که چنین انتخابی کرده می بایست با کنکاش و تحقیق دقیق تری زندگی معمول آمریکایی در میانه قرن بیستم و شخصیت و عادات روشنفکران آن زمانه را بهتر بررسی کرده و پاسخ های قانع کننده تری می داد.

تعدادی از نویسنده هایی که موضوع تحقیق این کتاب هستند متولدان آغاز قرن بیستم اند و سنین جوانی آنها با دوران ممنوعیت تولید و فروش مشروبات الکلی به خصوص ویسکی در آمریکا همزمان شده بود.

این ممنوعیت سختگیرانه که از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۳ اعمال می شد به جای محدود کردن گرایش مردم به الکل در حقیقت آن را تشدید کرد. در چنین دورانی روشنفکران و اهل ادب که معمولا با نظم و فرهنگ حاکم درمی افتند بیش از سایران به نوشیدن مشروبات الکلی روی آوردند. کار به جایی رسیده بود که نوشیدن و بیشتر نوشیدن الکل جزو وجهه و شخصیت روشنفکران و آزاد اندیشان تلقی می شد.

این نکته را به خوبی می توان در شیوه زندگی ارنست همینگوی و تاثیر گذاری آن بر نویسندگان جوانتر دید. شاید به همان اندازه ای که آثار همینگوی روی علاقمندان وی تاثیر داشته بتوان گفت که شیوه زندگی " مردانه " وی نیز برای نسل بعدی یک سرمشق مهم بود. تا جایی که تنسی ویلیامز بارها کار و زندگی خود را رها می کرد تا به پاتوق همینگوی برود و با وی مشروبی بنوشد.

از انتقادهای دیگری که به این کتاب وارد شده، گنجاندن موضوعات جزیی و حوادث مربوط به سفر نویسنده به شهرهای مختلف آمریکاست، نکاتی که شاید قدرت قلم و خلاقیت وی را نشان دهند ولی به موضوع اصلی کتاب کمکی نمی کند.