مضمون همجنسگرایی در ایران در گفتگو با فردوس کاظمی، نویسنده

Image caption فردوس کاظمی سالهاست در هلند زندگی می کند

دامون همجنسگراست. خواهرش تصور می‌کند اگر او با یک زن پیوند جنسی برقرار کند گرایشی متفاوت پیدا می‌کند. به همین خاطر با برادر ارتباط برقرار می‌کند و از او آبستن می‌شود. پس از تولد بچه اما پدر خانواده کاری می‌کند که نوزاد در سرمای زمستان جان دهد...

این بخشی از داستان "پسر ناخواسته" اثر فردوس کاظمی است. او که بیش از بیست سال است از ایران به هلند آمده، در رشته علوم اجتماعی تحصیل کرده و علاوه بر فعالیت در این رشته، به عنوان روزنامه‌نگار نیز با روزنامه هلندی فولکس‌کرانت (Volkskrant) همکاری کرده است. "پسر ناخواسته" نخستین داستان بلندی است که از او منتشر می‌شود.

چندی پیش در لاهه، مراسم رونمایی این کتاب با حضور هری فان بومل، نماینده پارلمان هلند برگزار شد. بومل در بخشی از سخنانش گفت: "اگر کسی می‌خواهد با محدودیت‌های اجتماعی کنونی در ایران آشنا شود حتما باید این داستان را بخواند."

همجنسگرایی: سوژه داستان

فردوس کاظمی که با یک هلندی ازدواج کرده و دارای یک دختر است، موضوع "همجنسگرایی" را به عنوان تم اصلی داستان خود برگزیده است. او می‌گوید آنچه را که دستمایه اثرش قرار داده، در نوجوانی در روستای زادگاهش به چشم دیده و هیچ گاه آنرا فراموش نکرده اما تمرکز روی آن برایش بسیار دشوار بوده است:

"یک صحبت کلیشه‌ای وجود دارد که می‌گوید، داستان خودش را می‌نویسد. برای من هم همین اتفاق افتاد. شوهرم نیز مرا بسیار در این زمینه تشویق می‌کرد که نباید بگذارم ماجراهایی که در کشورم دیده‌ام در ذهنم محو شود. زمانی که نوشتن داستان را شروع کردم دیگر حس کردم تسلطی روی آن ندارم و این داستان است که مرا با خود می‌برد."

فردوس کاظمی روزهایی را به یاد می‌آورد که از روستایی در استان کرمان برای تحصیل به شیراز می‌آمد. او می‌گوید: "در آن زمان به شدت دارای اندیشه‌های مذهبی بودم و همجنسگرایی در نظرم یک موضوع انحرافی و ضد دینی بود. بعدها که در همان ایران، مذهب را کنار گذاشتم آن را به عنوان یک بیماری ارزیابی می‌کردم تا اینکه به هلند آمدم."

تاثیر زندگی در هلند بر نویسنده

پس از ورود به هلند، آزادی همجنسگرایان و حقوق برابر آنها در جامعه، توجه فردوس را به خود جلب می‌کند.

او می‌گوید: "پسر یکی از دوستان هلندی همجنسگرا بود. من به مادرش گفتم چرا او را پیش دکتر نمی‌برند تا درمان شود؟! دوستم شگفت زده شد و به من توصیه کرد هیچگاه در هلند چنین حرفی را تکرار نکنم چون ممکن است شدیدا با من برخورد شود. بعدها در این زمینه بیشتر مطالعه کردم و با مسایل همجنسگرایان آشنا شدم."

فردوس بر این باور است که فضای باز اجتماعی در هلند، حقوق برابر شهروندان با هم و رُک‌ گویی در جامعه هلندی این جرات را به او داده تا در داستان خود بی پروا به موضوعی بپردازد که همچنان در ایران یک تابو است. از سویی او از سال ۲۰۰۹ به دلیل نوشته‌هایش در رسانه‌های هلندی درباره شرایط ایران، قید سفرهای سالانه به تهران را زده بود و به این خاطر از بابت گزینش این موضوع نگران نبود.

او می‌گوید در داستان توانسته پژوهش‌های جامعه شناسی خود در هلند را هم به کار گیرد؛ در نتیجه بخشی از داستان بر پایه حقایق علمی نیز بنا شده و نه تنها جنبه‌های داستان پردازانه.

ناآگاهی و متلاشی شدن خانواده

در "پسر ناخواسته"، دریا شخصیت اصلی داستان است. او دانشجوی فلسفه در دانشگاه تهران است که سپس به استادی همین دانشگاه در می‌آید.

دریا در تضاد شدید با شرایط اجتماعی ایران است؛ قید و بندهای سنتی و مذهبی را بر نمی تابد. در خانواده دریا همه از گرایش جنسی برادر دوقلوی او، دامون آگاه بوده‌اند ولی به دلیل فشارهای جامعه، این موضوع را تنها در خلوت خود نگه می دارند و درباره آن با دیگر اعضای خانواده صحبتی نمی‌کنند. دریا این موضوع را سالها بعد در می یابد. زمانی که خانواده به دلیل خودکشی برادرش متلاشی شده است.

در جریان اعتراضات سال ۲۰۰۹ در تهران، یکی از نزدیک ترین دوستان دریا کشته می شود. پس از خودکشی برادر و مرگ فرزند، بار دیگر دریا ضربه ای مهلک در زندگی اش را از سر می گذرانَد. او در نهایت به این نتیجه می رسد که باید تمام توان خود را به کار گیرد تا آنچه را از خانواده و زندگی اش بر جای مانده را حفظ کند.

داستان "پسر ناخواسته" (De ongewenste zoon) در یکصد و هشتاد صفحه به زبان هلندی منتشر شده و برگردان انگلیسی آن نیز به صورت دیجیتال در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.